مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
ارتباط بين دين و توسعه اقتصادي
نگاهی به بیکاری و بهره وری نیروی کار در آمریکا
اخبار روز اقتصادی و بازرگانی
آشنایی با مفاهیم بودجه
دقت کردید ؟؟
http://news.tebyan-zn.ir/
/Voting/public_opinion/default.html
/archive/photography/0/10/default.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
جدیدترین مطالب این بخش

دیدگاه اقتصادی ژان باتيست سی-بخش اول
ژان باتیست سی، اقتصاددان معروف فرانسوی، یکی از معروف‌ترین اقتصاددانان مکتب کلاسیک بوده است. وی افکا...

انسان اقتصادی در نظام اقتصادی (2)
الگوی انسان اقتصادی با توجه به مزیت‌هایی همچون لذت‌گرایی و ... توانست بر جهان طبیعت و اندیشه غرب سی...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : 4 نظریه در کتاب اصول علم اقتصاد
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   2010   بازدید   
تاریخ درج مطلب  2/3/1390
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

4 نظریه در کتاب اصول علم اقتصاد

4 نظریه در کتاب اصول علم اقتصاد واحد اقتصاد تبیان زنجان-

در كتاب اصول علم اقتصاد چهار نظريه كلي ملاحظه مي شود كه تمام افكار مارشال را به خود جلب كرده است. اين نظريه ها اساساً در زمينة‌اقتصاد خرد، مي باشند كه ما در اينجا هر يك را با رعايت ايجاز و اختصار مورد بررسي قرار مي دهيم.

1-نظريه تقاضا

در اين نظريه مارشال رفتار مصرف كننده را با استفاده از « روش مطلوبيت» بيان مي كند. روش دوم كه جان هيكس اقتصاد دان انگليسي به كار برده به « روش منحنيهاي بي تفاوتي» موسوم است. روش مطلوبيت براي تشريح تقاضاي مصرف كننده كه توسط سه اقتصاد دان پايه گذار مكتب نئوكلاسيك به نام‌جونز، منگر و والراس مورد بررسي قرار گرفته بود به طرز ديگري مورد استفاده مارشال واقع مي شود، مارشال براي استفاده از اين روش «‌نظرية مطلوبيت اصلي» نئوكلاسيك را قبول مي كند.

در اين نظريه، نخست فرض مي شود كه مطلوبيت بر اساس رضايت خاطري كه از مصرف كالاها نصيب مصرف كننده مي شود قابل اندازه گيري است. اين امر كه آيا مي توان مطلوبيت را از طريق اعداد اصلي و يا به طور عددي اندازه گيري نمود يا نه هميشه در تاريخ عقايد اقتصادي مورد بحث و اختلاف نظر بوده است. براي مثال،‌ بعضي از علماي نئوكلاسيك براي بيان«تناقض آب و الماس» معتقدند كه قيمت ي كالا از طريق مطلوبيت نهايي كالاي معيني مانند X بايد از نظر پولي (يا مقدار پولي كه مصرف كننده مايل است براي يك واحد ديگر از X بپردازد)‌اندازه گيري شود. حال اگر مطلوبيت نهايي كالاي X براي مصرف كننده بيشتر از قيمت آن كالا باشد، وي مي تواند رضايت خاطر خود را با خريد واحدهاي اضافي ازX بالا ببرد در اين مبادله حتماً رضامندي خاطر او بيش از قيمتي است كه وي براي خريد كالا مي پردازد. برعكس، ‌اگر مطلوبيت نهايي واحد nام از كالاي X براي او كمتر از قيمت كالا باشد،‌ مصرف كننده طبعاً با خريد مقدار كمتري از n واحد رضايت خاطر خود را افزايش مي دهد. بنابراين، ‌مصرف كننده بايد آن مقدار از X را خريداري نمايد كه در تعادل مطلوبيت نهايي X برابر با قيمت آن گردد. نتيجتاً مطلوبيت نهايي حداكثر پولي است كه مصرف كننده مايل است براي يك واحد اضافي از X بپردازد.

ولي علماي ديگر مكتب نئو كلاسيك و به ويژه جونز و مارشال با اندازه گيري پولي مطلوبيت نهايي چندان موافق نيستند. از نظر اينها از آنجا كه پول كمياب است به مرور زمان كمياب تر مي شود و مطلوبيت نهايي آن مانند هر كالاي ديگر افزايش مي يابد. نتيجتاً جونز معتقد است كه به فرض آنكه مطلوبيت نهايي پول ثابت باشد، مطلوبيت نهايي هر كالا بايد از طريق يك معيار عيني يا utils اندازه گيري شد. مارشال هم از اين معيار براي تحليل نظرية تقاضا استفاده مي كند.

دوم نظرية مطلوبيت اصلي فرض مي شود كه هر قدر مصرف كننده در شرايط برابر واحدهاي اضافي كالاي معيني خريداري نمايد، از يك سطح معلوم به بعد مطلوبيت نهايي با افزايش ميزان مصرف شروع به كاهش مي نمايد – اين در واقع «قانون كاهش مطلوبيت نهايي » را بيان مي كند.

سوم در نظرية مزبور فرض مي شود كه كليه كالاهاي مورد مصرف از يكديگر مستقل است در نتيجه معادلة مطلوبيت كل مصرف كننده از جمع توابع انفرادي مطلوبيت به دست مي آيد و به صورت U=f(A)+g(b)+...+n(N) نوشته مي شود. به اعتقاد مارشال از آنجا كه كالاهاي مورد مصرف جانشين يكديگر و يا مكمل هم هستند، معادلة مطلوبيت كل به صورت U=f(A,B,...,n) در مي آيد.

2- نظريه عرضه

در اين نظرية مارشال طرز رفتار توليد كننده را با استفاده از روش هزينه بيان مي كند. هدف اصلي هر توليد كننده يا بنگاه توليدي به حداكثر رساندن سود و يا به حداقل رساندن زيان مي باشد. با اين هدف، ميزان محصولي كه يك بنگاه توليدي مي تواند توليد نمايد بستگي به ميزان منابع توليد دارد كه از آن بهره برداري مي كند. پس با تركيب ميزان معيني از عوامل توليد ميزان معيني از محصول بدست مي آيد. همچنين بنگاه توليدي مي تواند با افزايش يا كاهش در ميزان بهره برداري از منابع توليد، ميزان محصول را تا حد معيني افزايش يا كاهش دهد. بدين ترتيب، مي توان با افزايش يكي از عوامل توليد و ثابت نگه داشتن ساير عوامل ميزان محصول را تا حد معيني افزايش داد، چرا كه اين ميزان فقط تا حد معيني افزايش مي يابد و از آن به بعد كاهش مي يابد؟ جواب مارشال به اين سوال بر اساس قانون بازده نزولي توجيه مي شود.

مارشال مانند همكاران كلاسيك خود قانون مزبور را در مورد كشاورزي،‌ در شرايطي كه مقدار زمين در فرآيند توليد ثابت بماند، به اين صورت بيان مي كند:«هرگاه به منظور افزايش ميزان محصول كشاورزي مقدار بيشتري سرمايه و نيروي كار به زمين ثابت افزوده شود،‌ محصول با ميزان كمتري بالا مي رود، مگر اينكه مهارت و كارآيي هر زارع در زمين مزبور افزايش يابد.»[5] از اين قانون اين نكته استنباط مي شود كه محصول متوسط كار بعد ا ز يك حد معين( با افزايش عامل متغير توليد يعني كار) شروع به كاهش مي كند. اين جريان نشان مي دهد كه محصول نهايي كار از حد مزبور به بعد با شيب تندتري نزول مي كند زيرا در رياضيات مي توان نشان داد كه اگر يك متغير متوسط كاهش يابد، متغير نهايي به مقدار بيشتري كاهش مي يابد، مارشال قانون بازده نزولي را نيز با استفاده از اصل«حد نهايي» به اين صورت بيان مي كند كه«‌با افزايش ميزان سرمايه و كار به زمين، توليد اضافي كه از افزايش يك واحد اضافي از سرمايه و كار به دست مي آيد كاهش مي يابد.»[6]

به فرض آنكه بنگاه توليدي تحت شرايط رقابت كامل منابع توليدي خود را خريداري كند،‌هزينه اين منابع ثابت بوده و ميزان محصول بنگاه بستگي به روش توليد دارد. هر قدر روش توليد مؤثرتر باشد، كارآيي روش توليد بيشتر است. ولي همان طوري كه ملاحظه كرديم كارآيي روش توليد با توليد بيشتر در شرايط بازده نزولي كمتر مي شود و اين وضعيت بر هزينه هاي توليد اثر مي گذارد. به عبارت ديگر، در حالي كه بنگاه توليدي ميزان توليد خود را در كوتاه مدت با افزايش منبع توليدي متغير افزايش مي دهد، افزايش حاصل در هزينه متغير كل ناشي از تغيير قيمت منبع مزبور نيست بلكه به فرض آنكه هزينه هاي ثابت معلوم باشد به طور مستقيم ناشي از بازده نزولي است. در حالي كه توليد در شرايط بازده نزولي با نرخ نزولي افزايش مي يابد، با ثابت بوده هزينه هاي ثابت،‌ هزينه هاي متوسط با افزايش هزينة كل متغير افزايش مي يابد و افزايش هزينة نهايي بيشتر از هزينة متوسط خواهد بود. نتيجتاً افزايش هزينة موجود كل متغير افزايش مي يابد و افزايش هزينة نهايي بيشتر از هزينة متوسط خواهد بود. نتيجناً افزايش موجود در هزينة بنگاه توليدي در سطح بازده نزولي از كاهش كارآيي منبع توليدي متغير نسبت به منبع توليدي ثابت به وجود مي آيد. از اين رو، مي توان گفت كه«قانون بازده نزولي» [7] قرينه «قانون صعودي بودن هزينه هاي نسبي» [8] است.

از بحث فوق نتيجه مي گيريم كه هزينة نهايي نشان دهندة هزينة اضافي براي توليد يك واحد اضافي است و منحني هزينة نهايي در مرحلة نزولي توليد در حالي كه قرينه منحني محصول نهايي است، نسبت به محور هزينه داراي شيب صعودي است. در اين صورت ميزان هزينة نهايي در هر سطح توليد در واقع قيمت عرضة بنگاه را در آن سطح توليد نشان مي دهد. در اين شرايط بنگاه براي آنكه سود خود را به حداكثر برساند و (يا زيان خود را به حداقل برساند) در درجة اول بايد توليد خود را در قسمت صعودي منحني هزينة نهايي تنظيم نمايد و در درجة دوم بايد مطمئن باشد كه در هر سطح توليد قيمت برابر با هزينة نهايي است. برابري بين قيمت و هزينة‌ نهايي (P=MC)‌تعادل بنگاه را در كوتاه مدت نشان مي دهد. از آنجا كه بازار در رقابت كامل است، قيمت برابر با درآمد نهايي (MR) نيز مي باشد. بنابراين تنها شرايطي كه بنگاه توليدي مي تواند در آن در حال تعادل باشد و سود خود را براي آخرين واحد توليد به حداكثر برساند زماني است كه حجم محصول در جايي تنظيم شود كه P=MR=MC باشد.

3- نظريه ارزش مبادله

مارشال بررسي خود را براي تعيين ارزش مبادله از طريق تلفيق نظريات ريكاردو و جونز بيان مي كند. در نظرية اول هزينة توليد معيار و مبين ارزش مبادله يا قيمت است. در نظرية دوم مطلوبيت موجب تعيين ارزش مبادله يا قيمت مي شود. مارشال معتقد است كه عرضه و تقاضا قيمت را در بازار تعيين مي كند. پشت منحني عرضه، منحني هزينة نهايي و پشت منحني تقاضا، منحني مطلوبيت نهايي قرار دارد.

منحني تقاضا بازار از جمع افقي منحنيهاي تقاضاي مصرف كنندگان به وجود مي آيد. همچنين منحني عرضة بازار برابر با جمع افقي منحنيهاي عرضه بنگاه مي باشد. از تقاطع عرضه و تقاضا سطح تعادل قيمت و مقدار به دست مي آيد. مسئله مهم در تعيين قيمت آن است كه آيا تقاضا در تعيين قيمت مهمتر است يا عرضه. مارشال اين مسئله را با «تشبيه قيچي» مورد بررسي قرار مي دهد:

«ما مي توانيم به طور منطقي استدلال كنيم كه آيا تيغة بالاي قيچي واقعاً يك تكه كاغذ را مي برد يا تيغة پايين. به همين صورت قيمت به وسيلة مطلوبيت تعيين مي شود يا هزينة توليد. وقتي كه تيغة بالا را ثابت نگه مي داريم و تيغة پايين حركت مي كند، معقول است بگوييم كه تيغة پايين مي برد، به شرط آنكه دربارة صحت علمي اين جمله ادعايي نداشته باشيم». [9]

از طرف ديگر اگر تيغة بالا حركت كند و تيغة پايين ثابت باشد، معقول است بگوييم كه تيغة بالا كاغذ را مي برد و باز هم مشروط بر آنكه تمايل به اين امر نداشته باشيم كه گفتة‌ ما صحيح باشد. بنابراين، بر اساس استدلال مارشال در برخي مواقع نقش تقاضا(تيغة پايين قيچي) در تعيين قيمت از نقش عرضه ( تيغة بالاي قيچي) مهمتر است و برعكس در مواقع ديگر اهميت عرضه از تقاضا بيشتر است.

ولي تنها جواب صحيح در قبال سوال فوق اين است كه به نقش هر دو معتقد باشيم. بعضي اوقات، عرضه نسبتاً ساكن است و برعكس عاملين تقاضا فعال اند. در اين شرايط به نظر مي رسد كه عامل عرضه نسبت به تقاضا در تعيين قيمت به هيچ وجه دخالتي نداشته باشد. ولي هر دو عامل در تعيين قيمت شريك هستند، با توجه به اينكه نقش تقاضا از نقش عرضه در تعيين قيمت بيشتر است براي احتراز از اين مشكل،‌ مارشال عنصر زمان را در تحليل اقتصادي وارد مي كند. هر قدر زمان كوتاهتر باشد، به نظر مارشال،‌ تأثير تقاضا در تعيين ارزش بيشتر است و برعكس هر قدر زمان بلندتر باشد، اهميت عرضه و با هزينة تاوليد در تعيين قيمت بيشتر است. مارشال دقيقاً تعادل بين عرضه و تقاضا را در سه دورة زماني مختلف مورد بررسي قرار مي دهد. خيلي كوتاه مدت يا مدت آني، كوتاه مدت و بلند مدت. حال به ترتيب مشخصات اين سه دوره را به طور خلاصه شرح مي دهيم:

1-مدت آني. مارشال اين مدت را در بازار دوره اي از توليد و فروش كالا مي داند كه شامل يك روز يا حداكثر يك ماه باشد. خصيصة‌ اصلي اين دوره آن است كه عرضة كالاي مورد نظر ثابت و در نتيجه محدود به موجودي انبار است. مثلاً، در بازار فروش ماهي، موجودي ماهي در حد معيني ثابت است، به دليل اينكه اگر براي مدت طولاني آن را نگهداري نمايند خراب خواهد شد و نتيجتاً بايد در اسرع وقت به فروش برسد. همچنين،‌ درخت كاج نمونة ديگر از كالايي است كه مي بايد در بازار و در مدت آني در ايام سال نوي مسيحي (كريسمس) به فروش برسد.

قیمت تعادل در بازار موقتی است و نباید انتظار داشت که این قیمت مساوی قیمت بازار در دورة قبل یا دورة‌ بعد باشد. مثلاً اگر به طور ناگهانی تقاضا برای ماهی افزایش یابد، منحنی تقاضا به D2 انتقال می یابد و چون عرضه ثابت است قیمت افزایش می یابد و به OP2 می رسد. روشن است که در عرضة ماهی هیچ افزایشی صورت نخواهد گرفت، زیرا کل عرضة ماهی که هم اکنون در بازار موجود است قابل افزایش نیست مگر آنکه چند روز بگذرد. بنابراین، با ثابت بودن عرضه اثر افزایش تقاضا بر قیمت کامل است.

2- کوتاه مدت. مارشال کوتاه مدت را به عنوان دوره ای از تولید اطلاق می کند که در طول آن با بالا رفتن تقاضا قیمت بالا رفته و مقدار مورد عرضه نیز افزایش می یابد. در واقع با افزایش قیمت تمام بنگاههای تولیدی از یک نقطه روی هزینة نهایی به نقطة بالاتری حرکت کرده و در نتیجه در نقطة دوم تعادل جدیدی از نظر برابری بین قیمت جدید .و هزینة نهایی جدید به وجود می آید.

در کوتاه مدت زمان به قدری کوتاه است که بنگاههای تولیدی در بازار برای افزایش مقدار عرضه یا مقدار تولید قادر به تغییر عواملی مانند زمین، سرمایه( مانند ماشین آلات) و مدیریت نیستند و فقط می توانند با استفاده از نیروی انسانی موجود حجم تولید را بالا ببرند. از آنجا که منابع تولیدی مانند زمین، سرمایه و مدیریت«‌منابع ثابت» بنگاههای تولیدی محسوب می شوند، در کوتاه مدت ظرفیت تولیدی بنگاهها ثابت و لذا در هزینه های ثابت تغییری حاصل نخواهد شد. از طرف دیگر، وقت کافی برای ورود بنگاههای جدید به بازار وجود ندارد و آن دسته از بنگاههایی هم که در داخل بازار مشغول فعالیت هستند وقت کافی برای خروج از بازار ندارند. بنابراین، با افزایش تقاضا، هیچ تغییری در ظرفیت تولیدی ممکن نیست، فقط می توان انتظار داشت که با بهره برداری بیشتر از نیروی انسانی موجود در بازار، حجم تولید افزایش یابد و نتیجتاً هزینه های متغیر را افزایش دهد.

3- بلند مدت. در بلند مدت تمام هزینه ها متغیر است و اگر قرار باشد که تولید کنندگان به تولید خود ادامه دهند درآمد کل باید به اندازة هزینة کل باشد. بلند مدت از نظر تولید برای بازاری که تحت شرایط رقابت کامل فعالیت می کند مدتی است که وقت کافی برای تغییر در ظرفیت تولیدی صنعت در آن بازار وجود داشته باشد و به علاوه وقت کافی وهم فرصت مناسب برای ورود بنگاههای جدید و خروج بنگاههای موجود وجود داشته باشد. اگر قیمت از کل هزینه بیشتر باشد، فرصت مناسب برای روود بنگاههای جدید به وجود می آید. برعکس، اگر قیمت از کل هزینه کمتر شود، سرمایه از بازار از طریق خروج بنگاههای موجود خارج می شود.

تحت این شرایط، بلند مدت زمانی است که در آن تمام عوامل تولید قادر به تغییرند و شرایط عرضه کاملاً با شرایط جدید تقاضا تطبیق می کند. هرگونه تعدیل یا تطبیق لازم در سازمان تولیدی بنگاهها همزمان با ورود بنگاههای تولیدی به صنعت و یا خروج بنگاههای موجود در صنعت صورت می گیرد. بنابراین، در بلند مدت هزینة تولید مهمترین عامل تعیین کننده ارزش مبادله یا قیمت است و علاوه بر این هزینة تولید وضعیت منحنی عرضه را در این دوره تحت تأثیر قرار می دهد. نتیجتاً عرضه در تعیین قیمت نقش مهمتری نسبت به تقاضا بازی می کند، اثر هزینه بر عرضة بلند مدت صنعت در سه حالت مختلف قابل بررسی است.

4- نظریة توزیع درآمد ملی

عرضه و تقاضا مکانیسمی است که علاوه بر تعیین قیمت کالا می تواند قیمت عوامل تولید را تعیین نماید. نظریة توزیع مارشال در واقع کاربرد نظریة ارزش او برای قیمت گذاری عوامل تولید است. قیمت عوامل تولید به ترتیب به وسیلة تقاضا و عرضة این عوامل در بازار تعیین می شود برای کارفرمایان و کار آفرینان اقتصادی که این عوامل را به اشتغال در می آورند، هزینة محسوب می شوند. هزینة عوامل تولید از طرف درآمد به صورت بهرة مالکانه، مایة دستمزد بهره و سود به ترتیب به هریک از عوامل چهارگانه تولید تعلق می گیرد. هر یک از این درآمدها بجز سود غیر عادلانه در شرایط رقابت کامل در بازار عوامل تولید از طریق تقاطع عرضه و تقاضا به وجود می آیند. بدین ترتیب، مارشال ارتباط خاصی بین نظریة ارزش و نظریه توزیع که در اقتصاد کلاسیک وجود نداشت برقرار می کند.

بازدهی نهایی و تقاضای بنگاه تولیدی برای کار: در تجزیه و تحلیل مارشال تعیین قیمت و سطح اشتغال هر یک از منابع یا عوامل تولید از طریق عرضه و تقاضای آن منبع تولید در بازار صورت می گیرد. در اینجا آنچه مورد نظر ماست استخراج منحنی تقاضای بنگاه تولیدی برای کار( به عنوان عامل متغیر) در شرایطی که دیگر عوامل تولید ثابت هستند، می باشد.

برای این امر ابتدا باید به تغییر ماهیت« نظریة بازدهی یا بهره وری نهایی» تحت شرایط رقابت کامل بپردازیم. بر اساس این نظریه یک بنگاه تولید به یک عامل تولید( کار) قیمتی برابر با ارزش محصول نهایی آن می پردازد. به عبارت دیگر، کارفرما یا مؤسسة تولیدی هیچ گونه ارتباطی با تعیین قیمت کار ( با دستمزد پولی) ندارد و به فرض آنکه دستمزد پولی در رقابت کامل در بازار کار تعیین شود مجبور است دستمزد بازار را بپردازد. تحت این شرایط، بنگاه تولیدی میزان استخدام نیروی کار را طوری تنظیم می کند که در آن ارزش محصول نهایی کار برابر با قیمت آن گردد. 

تعیین قیمت و سطح اشتغال: شرایط عرضه و تقاضا در بازار کار به نحوی که در مساخت فوق و از طریق منحنیهای تقاضا و عرضه کار تحلیل شد دستمزد پولی با قیمت کار را در بازار تعیین می کند. این دستمزد در بازار دستمزدی است که در آن کارفرمایان مایل اند به همان میزانی که کارگران حاضر به فروش خدمات خود هستند خدمات آنان را خریداری نمایند.

جنبه های کلان – اقتصادی عقاید مارشال

مارشال قسمت عمدة تحلیل خود را به « اقتصاد خرد» اختصاص داد و توجه زیادی به مباحث اقتصاد کلان نداشت. در اقتصاد کلان، مارشال با قبول « قانون سه» به تجزیه و تحلیل « نظریة سطح عمومی قیمت » پرداخت. بر اساس این نظریه، بین حجم پول و سطح قیمتها در شرایط معین ارتباط خاصی برقرار است. به عبارت دیگر، هرگاه اقتصاد در شرایط « قانون سه» در اشتغال کامل قرار گیرد و سرعت گردش پول نیز ثابت باشد، سطح قیمتها بستگی به حجم پول دارد. اگر عرضة پول ثابت بماند، قیمتها نیز ثابت است، ولی با افزایش و کاهش عرضة پول، قیمتها افزایش و یا کاهش خواهند یافت.

مارشال معتقد است که تنها انگیزة مردم برای نگهداری پول« انگیزة داد و ستد» یا « انگیزة معاملاتی» است.


گرد آوری: گروه اقتصاد سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/economy.html

آرشیو های مرتبط : اصول علم اقتصاد , آلفرد مارشال ,
  

12345
 
1 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :4.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

27681
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.