مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
امام حسين (ع)،الگوى زندگى
درباره فلسفه اسلامی چه می دانید؟
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
برزخ چيست؟
آثار و فواید دعا چیست؟
سادات حسینی به چه کسانی می گویند؟
وصیت نامه شهيد حاج مهدی باکری
امر به معروف و نهی از منکر
دقت کردید ؟؟
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
http://news.tebyan-zn.ir/
/Directory/Free-Web-Submission.html
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
/ItMatchOnline.html
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/Voting/public_opinion/default.html
جدیدترین مطالب این بخش

پیمانه صبر علی علیه السلام در سوگ بانوی دو عالم لبریز شد!
«اى رسول خدا! از فراق دختر برگزیده و پاكت، پیمانه صبرم لبریز شده و طاقتم از دست‌ رفته است، هرچند پس...

عالمان، نسبت به فساد اقتصادى متعهدند
«ابوذر! بى‌گمان تو براى خدا به خشم آمدى، پس امید به كسى بَند كه به خاطر او خشم گرفتى. شكى نیست كه ا...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : «به چیزی وادارتان نمی کنم»!
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   333   بازدید   
تاریخ درج مطلب  25/1/1396
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

«به چیزی وادارتان نمی کنم»!

«به چیزی وادارتان نمی کنم»!

اى مردم! پیوسته كارِ من با شما به دلخواهم بود، تا آن كه جنگ ناتوانتان نمود. به خدا اگر جنگ كسانى را از شما گرفت، و كسانى را به جا گذاشت، براى دشمنان تان زیان بیش تر داشت. دیروز باز مى داشتم و امروز بازم مى دارند. شما زنده ماندن را دوست دارید، و مرا نرسد به چیزى وادارمتان كه ناخوش مى انگارید .

اكراه و اجبار بى معناست

دین حقیقتى است معنوى و گوهرى روحانى كه با جان و دل آدمى سر و كار دارد و اگر پذیرش قلبى نسبت به آن نباشد، كردار و رفتار و سلوك دینى عارى از هویت حقیقى و به دور از ماهیت فطرى دین خواهد بود.

باور دینى و ایمان چیزى نیست كه با اكراه و اجبار و با تهدید و شدّت شكل گیرد، زیرا زیباترین جلوه رحمانیت حق، دین است و اگر این زیباترین جلوه رحمانیت با اكراه و اجبار، قلبِ ماهیت یابد، دیگر دلدادگى و پذیرش با همه وجود، و تسلیم حقیقى و پیروى آگاهانه و انتخاب گرانه معنا نخواهد یافت.

در امورى كه با قلب و جان آدمى سر و كار دارد، اكراه و اجبار بى معناست.

اگر مى خواست، كوه و دشت را از سرباز پر مى كرد!

امیرمؤمنان علیه السلام، در اوضاع و احوال گوناگون، آزادی و آزادى گرایى را حرمت نهاد و در امور مختلف و در سخت ترین شرایط حقّ انتخاب را از مردمان سلب نكرد، و در برابر دشمنان آزادى یعنى قانون شكنان، و متجاوزان به حقوق و حرمت مردمان، و متعدّیان به حدود الهى و حریم هاى انسانى، محكم و استوار ایستاد. جُرج جُرداق مسیحی در این باره چنین نوشته است:

امیرمؤمنان على علیه السلام، در همه حال آزادى پیروان خود را پاس داشت و آنان را در زندگى و سلوك، و در جنگ و صلح، به اجبار و اكراه، و از سرِ ترهیب و تحمیل به كارى وا نداشت، چنان كه در نامه اى به قَرَظَة بن كَعْب انصارى، در به كارگرفتن مردمان این گونه رهنمود داد و سفارش فرمود: من این را صحیح نمى دانم كه كسى را مجبور به كارى كنم كه از آن كار كراهت دارد.

على علیه السلام در این موضوع هرگز به زور مادّى یا معنوى پناه نبرد، زیرا كه زور، به هر رنگى كه باشد، با اصول نظریه ٔ على درباره ٔ آزادى و شروط آن منافات دارد. از این جا بود كه على علیه السلام با منطق و عدل و با دلیل و برهانى كه داشت، متوجّه فكر و اندیشه ٔ مردم مى شد و با منطق دل و وجدان و با نیرو و دلیلى كه در نزد وى بود، با قلب و وجدان آن ها تماس مى گرفت؛ پس هر كس كه مى خواست به او مى پیوست و هر كس كه نمى خواست، نمى پیوست؛

و على علیه السلام از آن هایى كه همراهى مى كردند، تشكر و تقدیر مى نمود، و با وعظ و اندرز و تحریك بهتر و بیش ترى، به سراغ گروه دیگر مى رفت. و از آن ها هر كس كه مى خواست آن طور بماند كه بود، او آزاد است؛ و على علیه السلام اكراه و اجبار را نمى پذیرد و صحیح نمى داند، و او حاضر نیست كه احدى از مردم، بدون بصیرت و ایمان به او بپیوندد؛ و از این جا بود كه او هیچ فردى را وادار نساخت كه در جنگ جمل، جنگ صفین، جنگ خوارج، به او بپیوندد. در صورتى كه اگر مى خواست، كوه و دشت را از سرباز و سپاهى پر مى كرد!

على بن ابى طالب ساختمان خلل ناپذیر خود را درباره ٔ اخلاق خصوصى و عمومى، و در روابط و پیوند مردم با یكدیگر برپا ساخت و در اصلاحات اجتماعى، قانونگذارى، پیشوایى، راهبرى، حكومت و وعظ، به لوازم و موجبات آن عمل كرد و بر احترام خود، نسبت به حقّ مردم در آزادى وسیع، هر روز گواه و دلیلى به دست داد؛ ولى همه ٔ این ها در چارچوبى است كه خود مفهوم آزادى، آن را ترسیم مى كند، و آن این كه: آزادى بعضى از مردم نباید به آزادى جامعه صدمه برساند.

به چیزى وادارتان نمی کنم!

زمانى كه یاران امام على علیه السلام، در كار حَكَمیْن با وى دودلى نشان دادند، حضرت از ایشان گلایه كرد و دیدگاه آزادى گرایانه خود را یادآور شد و چنین فرمود:

على علیه السلام اكراه و اجبار را نمى پذیرد و صحیح نمى داند، و او حاضر نیست كه احدى از مردم، بدون بصیرت و ایمان به او بپیوندد؛ و از این جا بود كه او هیچ فردى را وادار نساخت كه در جنگ جمل، جنگ صفین، جنگ خوارج، به او بپیوندد. در صورتى كه اگر مى خواست، كوه و دشت را از سرباز و سپاهى پر مى كرد!

اى مردم! پیوسته كارِ من با شما به دلخواهم بود، تا آن كه جنگ ناتوانتان نمود. به خدا اگر جنگ كسانى را از شما گرفت، و كسانى را به جا گذاشت، براى دشمنان تان زیان بیش تر داشت. من دیروز فرمان مى دادم، و امروز فرمانم مى دهند. دیروز باز مى داشتم و امروز بازم مى دارند. شما زنده ماندن را دوست دارید، و مرا نرسد به چیزى وادارمتان كه ناخوش مى انگارید .

امیرمؤمنان على علیه السلام، در همه حال آزادى پیروان خود را پاس داشت و آنان را در زندگى و سلوك، و در جنگ و صلح، به اجبار و اكراه، و از سرِ ترهیب و تحمیل به كارى وا نداشت، چنان كه در نامه اى به قَرَظَة بن كَعْب انصارى، در به كارگرفتن مردمان این گونه رهنمود داد و سفارش فرمود:

من این را صحیح نمى دانم كه كسى را مجبور به كارى كنم كه از آن كار كراهت دارد.

کلام آخر

قطعآ آزادى با همه گرانقدرى و جایگاه اصلی اش بدون مرز نیست. تا زمانى كه هر كس در چارچوب حقوق خود عمل مى كند و به مصالح عمومى آسیبى نمی رساند هیچ كس نمى تواند متعرّض او و آزادى هایش شود. به هر روى نظریه آزادى در اسلام بر مطلق بودن آزادىِ فرد در همه چیز، تا زمانى كه با حق یا با مصالح عمومى برخورد و تصادم پیدا نكرده، استوار است و چنان چه با حق یا مصالح عمومى برخورد پیدا كرد، تجاوزى است كه باید در برابر آن ایستاد و آن را متوقف و مهار كرد.

منابع :

نهج البلاغه، خطبه ٢٠٨

بلاذری، أنساب الاشراف، ج ۲، ص ۳۹

 


منبع: وب سایت www.tebyan.net

 

 

دلشاد تهرانی، کتاب رهزنان دین؛ آسیب شناسی دین و دینداری در نهج البلاغه، ص 45

جورج جرداق، امام علی صدای عدالت انسانیت، ج ۱، صص ۲۳۶-۲۳۷

توجه : این مقاله توسط سیستم نرم افزاری واحد های وب سایت گردآوری شده است و تبیان زنجان ادعای مالکیت این محتوا را نداشته و صرفاً جهت ارتقای سواد عمومی منتشر گردیده است .تبیان زنجان یک وب سایت عمومی اطلاع رسانی میباشد. در صورتی که تولید کننده اصلی این محتوا میباشید و مایل نیستید در وب سایت تبیان زنجان این مطلب در دسترس عموم قرار گیرد لطفا از لینک ' ارسال گزارش ' زیر نسبت به ارسال درخواست خود اقدام فرمایید .
ارسال گزارش
آرشیو های مرتبط : نهج البلاغه , اجبار , اکراه ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

184592
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.