مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
نگاهی بر انسان شناسی فلسفی
تذکرات اخلاقي درباره حج و عمره
درباره فلسفه اسلامی چه می دانید؟
وصیت نامه شهيد حاج مهدی باکری
دقت کردید ؟؟
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
http://news.tebyan-zn.ir/
/archive/photography/0/10/default.html
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
جدیدترین مطالب این بخش

انگيزش اخلاقی در یک نگاه (2)
یک نکته مهم دیگر درباب انگیزش اخلاقی این است که چه میل را منشأ انگیزش اخلاقی بدانيم و چه بگوييم عقل...

خير اخلاقی در نگاهی جامع (2)
در نظر ارسطو تمایز بسیار مهم و بنیا دینی میان خوشبختی موقت و از میان رونده و خوشبختی واقعی و همیشگی...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : تعريف علم كلام
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   569   بازدید   
تاریخ درج مطلب  11/2/1391
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

تعريف علم كلام

تعريف علم كلام واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

تعريف علم كلام

مجموع تعليمات اسلامى سه بخش است

يـكـى از علوم اسلامى ، علم كلام است . علم كلام علمى است كه درباره عقائد اسلامى ، يعنى آنـچه از نظر اسلام بايد بدان معتقد بود و ايمان داشت بحث مى كند، به اين نحو كه آنها را توضيح مى دهد و درباره آنها استدلال مى كند و از آنها دفاع مى نمايد.

عـلمـاء اسـلامـى مـى گـويند: مجموع تعليمات اسلامى سه بخش است : الف - بخش عقايد، يـعـنـى مـسـائل و مـعـارفـى كـه بايد آنها را شناخت و بدانها معتقد بود و ايمان آورد، مانند مـسـاءله تـوحـيـد، صـفـات ذات بـارى تـعـالى ، نـبـوت عـامـه و خـاصـه و بـرخـى مـسـائل ديـگـر. و البـتـه فـرق اسـلامـى در ايـنـكـه چـه چـيـزهـايـى از اصول دين است و لازم است به آنها ايمان و اعتقاد داشت تا حدودى اختلاف نظر دارند.

ب - بخش اخلاق ، يعنى مسائل و دستورهايى كه درباره ((چگونه بودن )) انسان از نظر صفات روحى و خصلتهاى معنوى است . از قبيل : عدالت ، تقوا، شجاعت ، عفت ، حكمت ، استقامت ، وفا، صداقت ، امانت و غيره .

ج - بـخـش احـكـام ، يـعـنـى مـسـائل مـربـوط بـه كـار و عـمـل كـه چـه كـارهـايـى و چـگـونـه بـايـد انـجـام شـود، از قـبـيـل نـماز، روزه ، حج ، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، بيع ، اجاره ، نكاح ، طلاق ، تقسيم ارث و غير.

عـلمى كه متصدى بخش اول است علم كلام است ، و علمى كه عهده دار بخش دوم است علم اخلاق ناميده مى شود ، و علمى كه بخش سوم را بر ذمه دارد علم فقه نام گرفته است .

در ايـن تـقـسـيـم آنچه مقسم واقع شده است ((تعليمات اسلامى )) است يعنى چيزهايى كه جـزو مـتن اسلامى است ، نه علوم اسلامى كه امورى راهم كه مقدمه اى است بر تحقيق درباره تعليمات اسلامى شامل مى گردد مانند ادبيات ، منطق و احيانا فلسفه .

ثـانـيـا در ايـن تـقـسـيـم جـهـت ارتـباط تعليمات اسلامى با ((انسان )) مورد توجه قرار گـرفـتـه است ، چيزهايى كه مربوط است به عقل و انديشه انسان ((عقايد)) خوانده شده اسـت و چـيـزهـايـى كـه مـربـوط است به خلق و خوى انسان ((اخلاق )) خوانده شده است و چيزهايى كه مربوط است به عمل و كار انسان ((فقه )) نام گرفته است .

هـمـچـنـانـكه در درسهاى كليات علم فقه خواهيم گفت ، علم فقه هر چند از آن وجهه نظر كه فـقـهـا بـحـث مـى كـنـنـد يـك عـلم اسـت ، از وجـهـه ديـگـر مشتمل بر علوم متعدده است .

بـه هـر حـال عـلم كـلام ، عـلم عـقـائد اسـلامـى اسـت . در گـذشـتـه بـه آن ، عـلم ((اصول دين )) يا علم ((توحيد و صفات )) هم مى گفته اند.

آغاز علم كلام

درباره آغاز علم كلام و اينكه از چه وقت در ميان مسلمين پديد آمد نمى توان دقيقا اظهار نظر كـرد. آنـچـه مـسـلم اسـت ايـن اسـت كـه در نـيـمـه دوم قـرن اول هـجـرى پـاره اى از مـسـائل كـلامـى از قـبـيـل بـحـث جـبـر و اخـتـيـار و بـحـث عـدل در مـيـان مـسـلمين مطرح بوده است و شايد نخستين حوزه رسمى اين مباحث حوزه درس حسن بصرى متوفا در 110 هجرى است .

در مـيـان مـسـلمـيـن دو شـخـصـيـت از شـخـصـيـتـهـاى نـيـمـه دوم قـرن اول نـام بـرده مـى شـود كـه سـخـت از اختيار و آزادى انسان دفاع مى كرده اند: معبد جهنى و غـيـلان دمـشـقـى . در مـقـابـل ، افرادى بوده اند كه طرفدار عقيده جبر بوده اند. معتقدان به اختيار و آزادى به نام ((قدرى )) و منكران آن به نام ((جبرى )) معروف شدند.

تـدريـجـا مـوارد اخـتـلاف ايـن دو دسـتـه بـه يـك سـلسـله مـسـائل ديـگـر در الهـيـات ، طـبـيـعـيـات و اجـتـمـاعـيـات و بـرخـى مـسـائل مـربـوط بـه انـسـان و مـعـاد كـشـيـده شـد و مـسـاءله جـبـر و اخـتـيـار يـكـى از مـسـائل مـورد اخـتـلاف بـود. قـدريـون در ايـن دوره هـا به نام ((معتزله )) خوانده شدند و جبريون به نام ((اشاعره )).

مستشرقين و اتباع آنها اصرار دارند كه آغاز بحثهاى استدلالى در جهان اسلام را از اينجا و يا امثال آن بدانند.

امـا حـقـيـقـت اين است كه بحث استدلالى درباره اصول اسلامى از خود قرآن كريم آغاز شده اسـت و در سـخـنـان رسـول اكـرم (ص ) و مـخـصوصا در خطب اميرالمؤ منين على (ع ) تعقيب و تفسير شده است ، گو اينكه سبك و اسلوب اين مباحث با سبك و اسلوبى كه متكلمين اسلامى داشتند متفاوت است .

تحقيق يا تقليد

قـرآن كـريـم ، ايـمان را بر پايه تعقل و تفكر گذاشته است . قرآن همواره مى خواهد كه مـردم از انـديـشـه بـه ايـمان برسند. قرآن در آنچه بايد به آن مؤ من و معتقد بود و آنرا شـنـاخـت ((تـعـبـد)) را كـافـى نـمـى دانـد. عـليـهـذا در اصـول ديـن بـايد منطقا تحقيق كرد. مثلا اينكه خداوند وجود دارد و يكى است مساءله اى است كه منطقا بايد به آن پى برد، و همچنين اينكه حضرت محمد صلى الله عليه و آله پيامبر خـدا اسـت ايـن بـاعـث شـد كـه عـلم اصـول ديـن از هـمـان قـرآن اول پايه گذارى شود.

پـيوستن اقوام و ملل مختلف به اسلام با يك سلسله افكار و انديشه ها، و همزيستى مسلمين بـا اربـاب ديـانـات ديـگـر از قـبيل يهوديان و مسيحيان و مجوسيان و صابئين ، و مجادلات مـذهـبـى كـه مـيـان مـسـلمـيـن و آن فـرقـه هـا رخ مى داد، و خصوصا پيدايش گروهى به نام ((زنـادقـه )) در جـهان اسلام كه به طور كلى ضد دين بودند با توجه به آزاديى كه خلفاى عباسى (در حدودى كه با سياست برخورد نداشت ) داده بودند، و پيدايش ‍ فلسفه در عالم اسلامى كه به نوبه خود شكوك و شبهاتى بر مى انگيخت ، موجب شد كه بيش از پيش ضرورت تحقيق در مبانى ايمانى اسلامى و دفاع از آنها در ميان مسلمين احساس شود و موجب ظهور متكلمان برجسته اى در قرنهاى دوم و سوم و چهارم گرديد.

اولين مساءله

ظـاهـرا اوليـن مـسـاءله اى كـه در مـيـان مـسـلمـيـن مـورد بـحـث و قـيـل و قال ولم و لانسلم واقع شد مساءله ((جبر و اختيار)) بود، و اين بسيار طبيعى بود، زيـرا اولا ايـن مـسـاءله چون با سرنوشت انسانها مربوط است مورد علاقه هر انسان بالغ الفـكـرى اسـت . شـايـد جـامـعـه اى يـافـت نگردد كه مردمش به مرحله بلوغ فكرى رسيده بـاشـنـد و ايـن مـسـاءله در آن جامعه طرح نشده باشد. ثانيا قرآن مجيد آيات زيادى در اين زمينه دارد كه محرك انديشه ها در اين مساءله اساسى مى گردد (1).

عليهذا دليلى ندارد كه ما در جستجوى منشاء ديگرى براى طرح اين مساءله در جهان اسلامى بـشـويـم . مـسـتـشـرقـيـن ، مـعمولا براى اينكه اصالت علوم و معارف اسلامى را نفى كنند، كـوشـش دارنـد بـه هـر نحو هست براى همه علومى كه در ميان مسلمين پديد آمده ريشه اى از خـارج از دنـيـاى اسـلام ، خـصـوصا از دنياى مسيحيت بيابند. از اينرو كوشش دارند به هر نـحـو هـسـت ريشه اصلى علم كلام را از خارج بدانند همچنانكه نظير اين كار را در مورد علم نحو، عروض (و شايد معانى ، بيان و بديع ) و عرفان اسلامى كرده اند.

بحث جبر و اختيار كه ضمنا بحث قضا و قدر هم هست ، يعنى از آن جهت كه به انسان مربوط است ((جبر و اختيار)) است و از آن جهت كه به خدا مربوط است ((قضا و قدر)) است ، خود بـحـث عـدل را بـه مـيـان آورد، زيـرا رابـطـه آشـكـار ميان جبر و ظلم از يك طرف و اختيار و عدل از طرف ديگر ديده مى شد.

بـحـث عـدل ، بحث حسن و قبح ذاتى افعال را به ميان آورد، و اين بحث به نوبه خود بحث عـقـل و مـسـتـقـلات عـقـليه را به ميان كشيد، و اينها همه بحث ((حكمت )) يعنى غايت و غرض حـكـيـمانه داشتن ذات بارى را موجب شد(2) و كم كم بحث به توحيد افعالى و سپس به توحيد صفاتى كشيده شد كه بعدها در اين باره توضيح خواهيم داد.

صـف آرايـى مـيـان بـحـثـهـاى كلامى بعدها خيلى توسعه و دامنه پيدا كرد، به بسيارى از مسائل فلسفى كشيده شد از قبيل بحث در جواهر و اعراض و تركب جسم از اجزاء لا يتجزى و مـسـاءله ((خـلا)) و غـيـره . زيـرا مـتـكـلمـيـن طـرح ايـن مـسـائل را بـه عـنـوان مـقـدمـه اى بـراى مـسـائل مـربـوط بـه اصول دين خصوصا مسائل مربوط به مبدا و معاد لازم مى شمردند.

از ايـنـرو بـسيارى از مسائل كه در قلمرو فلسفه بود در قلمرو علم كلام هم قرار گرفت . فلسفه و كلام مسائل مشترك زيادى دارند.

اگـر كـسـى كـتـب كـلام را خـصـوصـا كـتب كلاميه اى كه از قرن هفتم به بعد تاءليف شده مـطالعه كند مى بيند اكثر مسائل كلامى اسلامى همانها است كه فلاسفه خصوصا فلاسفه اسـلامـى در كـتـب خـود طـرح كـرده انـد. فـلسـفـه اسـلامـى و كلام اسلامى در يكديگر زياد تاءثير كرده اند.

يـكـى از آن تـاءثـيـرات ايـن اسـت كـه كـلام بـراى فـلسـفـه مسائل جديدى جبرا مطرح ساخت و فلسفه نيز موجب شد دائره كلام وسعت يابد به اين معنى كـه ضـرورت طـرح بـسـيارى از مسائل فلسفى در قلمرو كلام لازم شناخته شد. شايد به يـارى خـدا مـا بعدا توفيق بيابيم و نمونه هايى از هر دو قسم كه به آنها اشاره كرديم بياوريم .

كلام عقلى و كلام نقلى

عـلم كـلام در عـيـن ايـنـكـه يـك علم استدلالى و قياسى است ، از نظر مقدمات و مبادئى كه در استدلالات خود به كار مى برد مشتمل بر دو بخش است : عقلى و نقلى .

بـخـش عـقـلى كـلام ، مـسـائلى اسـت كـه مـقـدمـات آن صـرفـا از عـقـل گـرفـتـه شـده است و اگر فرضا به نقل استناد شود به عنوان ارشاد و تاييد حكم عـقـل اسـت ، مـثـل مـسـائل مـربـوط بـه تـوحـيـد و نـبـوت و بـرخـى از مـسـائل مـعـاد. در ايـنـگـونـه مـسـائل اسـتـنـاد بـه نـقل كتاب و سنت كافى نيست ، صرفا از عقل بايد استمداد شود.

بـخـش نـقلى كلام ، مسائلى است كه هر چند از اصول دين است و بايد به آنها مؤ من و معتقد بود، ولى نظر به اينكه اين مسائل فرع بر نبوت است ، نه مقدم بر نبوت و نه عين آن ، كـافـى اسـت كـه از طـريـق وحـى الهـى يـا سـخـن قـطـعـى پـيـامـبـر مـطـلب اثـبـات شـود، مـثـل مـسـائل مـربـوط بـه امـامـت (البـتـه بـه عـقـيـده شـيـعـه كـه امـامـت را از اصول دين اسلام مى داند) و اكثر مسائل مربوط به معاد.


حوزه / گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

آرشیو های مرتبط : علم كلام , فلسفه اسلامی , علوم اسلامي ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

60455
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.