مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
انتخاب درست همسر
مادران شاغل بخوانند!
با نیازهای کودک خود آشنا شوید
رفتار پیامبر با خانواده
چگونه یک زندگی آرام و خوشبخت را تجربه کنیم؟
شرايط صيغه عقد
آموزش زناشویی و مسائل جنسی
خوشبختی
دقت کردید ؟؟
/archive/photography/0/10/default.html
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/Voting/public_opinion/default.html
http://news.tebyan-zn.ir/
/ItMatchOnline.html
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
جدیدترین مطالب این بخش

چرا فرزندم بدزبانی می کند؟
بدزبانی و فحش دادن فقط از طریق آموزش و مواجه شدن با این اتفاق در کودکان ایجاد می شود. یعنی فرزند شم...

کودک بیش فعال یا بی ادب؟!
اگر خانه خودتان باشد و میهمانی دعوت کرده باشید، وضع بدتر می شود چون در خانه میزبان می توانید تذکر د...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : افسردگی دوران کودکی-قسمت دوم
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   337   بازدید   
تاریخ درج مطلب  11/6/1394
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

افسردگی دوران کودکی-قسمت دوم

افسردگی دوران کودکی-قسمت دوم واحد خانواده خوشبخت تبیان زنجان-

 

چه عواملی موجب می شود که کودک به نقطه ای برسد که اقدام به خودکشی کند؟

همان گونه که در مورد بزرگسالان دیده می شود، پیداست که خودکشی همیشه با افسردگی و احساس نومیدی در ارتباط نبوده است. در واقع، در میان افرادی که دست به خودکشی می زنند، تعداد نوجوانان افسرده، بوضوح بیشتر از نوجوانانی است که دچار افسردگی نیستند.

همچنین، به نظر نمی آید که طول دوره بیماری روانی، در اقدام به خودکشی تأثیری داشته باشد 0کارلسون و کنت ول، 1982).چند عامل می تواند کودکانی را که دست به خودکشی می زنند شناسایی کند.

شصت و هفت کودک 5 تا 14 ساله که در یک واحد روانپزشکی بستری شده و سپس مرخص شده بودند، در یکی از سه گروه زیر جای گرفتند: (الف) گروه متمایل به خودکشی، و (ب) کودکان افسرده ای که تمایل به خودکشی نداشتند، (ج) بیماران روانی تحت کنترل- کودکانی که با افراد دو گروه دیگر تناسب و هماهنگی نداشتند (ساندلر Sandler- کوهن Cohen، برمن Berman، و کینگ King، 1982).

در گروه الف کودکانی جای گرفتند که پیش از آن آشکارا اقدام به خودکشی کرده، دارای رفتاری بالقوه ویرانگر و آسیب رساندن به خود را به زبان آورده بودند. کودکانی که تمایل به خودکشی داشتند، از نظر سن، جنسیّت، نژاد، سابقه درمان، اندازه خانواده، یا سابقه بیماری روانی یا خودکشی در خانواده، با هیچ یک از دو گروه دیگر یعنی افرادی که مایل به خودکشی نبودند، و بیماران روانی تحت کنترل، تفاوتی نداشتند.

در عین حال، کودکانی که مایل به خودکش یبودند (الف) بیشتر بچّه اول خانواده بودند و پدر و مادر آنها معتاد به الکل و موادّ مخدّر بودند. شاید جالبتر از همه این بود که در مقایسه با هر دو گروه کودکانی که تمایلی به خودکشی نداشتند (گروههای ب وج)، پیدا بود کودکانی که در گروه الف جای داشتند زیر فشارهای بیشتر و فزاینده تری قرار داشتند. این فشارها بویژه در دوره آخر کودکی و اوائل نوجوانی (14-8/5 سالگی و ببعد) و گاه 12 ماه زودتر از آن شدید بود.

پیدا بود که حوادث زندگی مانند مرگ پدربزرگ یا مادربزرگ، بستری شدن یکی از والدین در بیمارستان، فروپاشیدن یا جدایی خانواده از هم، طلاق، یا ازدواج درباره والدین می تواند به بهترین وجهی کودکان متمایل به خودکشی را از دیگر کودکان متمایز سازد. بدین ترتیب، پیداست که بودن در محیطی که هرج و مرج و از هم گسیختگی مدتهای مدید ادامه داشته و نیز از دست دادن یا جدا شدن از افرادی که باری کودک بسیار عزیزند می تواند اقدام به خودکشی را در کودک تسریع کند.

به رغم این واقعیت که مرگ با خودکشی، بویژه در میان کودکان خردسال زیاد نیست، گزارشهایی مانند گزارش موریسون (Morrison) و کولیر (Collier) درباره پسر 6 ساله ای که چندین نوبت اقدام به خودکشی کرده بود (1969)، این مطلب را خاطرنشان می سازد که نباید از این مشکل نادر امّا پراهمیت غافل ماند

طریق مصاحبه یا آزمایش درمانگران مشخص می شود. برخی دست اندرکاران، اظهار می دارند که افسردگیهای مخفی، رواج کامل دارند، امّا این امکان وجود دارد که بخوبی تشخیص داده نشوند. ( ساتیراین و مک نیو، 1974؛ مالمکویست Malmquist، 1977 ). در عین حال، افسردگی مخفی مفهومی کاملاً بحث انگیز دارد. در واقع به نظر می آید که حتّی برخی از تأییدکنندگان این نوع افسردگی، آن را کم اهمیّت تر از آنچه که می پنداشتند، یافته اند ( ساتیراین، مک نیو، بانی Bunney، 1980 ).

شاید بتوان پدیده افسردگی را بدون اتکا به نظریه افسردگی مخفی توضیح داد. امکان دارد چنین استدلال شود که کودکان در مرحله های مختلف رشد، اندوه ( افسردگی ) خود را از راههای مختلفی به نمایش می گذارند، یا می توان به این شکل استدلال کرد که کودکان با ظاهر کردن عوارض گوناگون می کوشند برای نشان دادن افسردگی خود، شیوه ای دائمی فرا گیرند ( به لئون Leon، کندال، و گاربر Garber، 1980 مراجعه شود ).

DSM_II برای افسردگی دوران کودکی طبقه ی جداگانه ای ندارد. در این طبقه بندی افسردگی کودکان را می توان تشخیص داد، امّا معیارهای مورد استفاده از آنِ بزرگسالان است. این موضوع حالت دیسفوری ( افسردگی توأم با اضطراب ) یا عدم علاقه به فعالیتهای عادی را نیز در بر می گیرد. از جمله این حالتها می توان از تغییر در نحوه ی خوردن، خوابیدن، یا فعالیتهای حرکتی؛ خستگی؛ احساس بی ارزش کردن؛ تمرکز ضعیف؛

و در فکر خودکشی بودن نام برد. در عین حال، تفاوتهای ناشی از ویژگیهای مخصوص سن در نظر گرفته می شود. برای مثال، تصور می شود که در دوره ی پیش از بلوغ، افسردگی کودکان با تجربه های مکررِ اضطراب جدایی، پیوند دارد. همچنین این پندار وجود دارد که پسران نوجوان افسرده، دچار منفی بافی می شوند و رفتارهای ضد اجتماعی از خود به نمایش می گذارند.

یک طبقه ی تشخیص DSM_II خاص دوره ی کودکی است و به توضیحات دیگری که از افسردگی ارائه می شود تعلق دارد. این طبقه ی خاص اختلال وابستگی واکنشی دوره ی نوزادی است، و زمانی کودکی مبتلا به این اختلال تشخیص داده می شود، که دارای ویژگیهای زیر باشد: نتواند در برابر رفتارهای اجتماعی، مطابق با سن خود واکنش نشان دهد؛

دچار حالت بی احساس و بی عاطفگی باشد؛ یا به دلیل مراقبت ناکافی، رشد جسمی او به اندازه نباشد. این اختلال قبل از 8 ماهگی پدید می آید، و از موارد شدید آن به عنوان ناکامی در پیشرفت یا هاسپیتالیسم یاد می شود.

آیا افسردگی دوران کودکی با افسردگیهای دیگر تفاوت است ؟

وجود افسردگی دوران کودکی، هم در حکم اختلالی که باید آن را در طبقه ی خاص خود تشخیص داد و هم از نظر تعریفهایی که درباره ی آن ارائه شده است، از چندین جهت جای بحث دارد ( ر.ک. به گیتل من Gittleman، کلین Klein، 1977؛ لف کوویتز Lefkowitz و برتون Burton، 1978 ).

پیداست که در این باره دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. دیدگاه اول که عمدتاً بر نوشته ها و گزارشهای بالینی بنا شده است، می گوید که افسردگی دوران کودکی ماهیتی دارد که از نظر بالینی واقی و با اهمیت است. احتمالاً اکثریّت دست اندرکاران از این دیدگاه به مسأله می نگرند ( شولتر برانت Schulterbrabdt و راسکین Raskin، 1977 )، و بسیاری از حامیان آن بر این باورند که اهمیت این اختلال هنوز بخوبی تشخیص داده نشده است.

از سوی دیگر افرادی هستند که باورشان عمدتاً براساس مطالعاتی است که درباره کودکان بهنجار صورت گرفته است ( دارای دیدگاهی رشدی هستند ) و می گویند که افسردگی دوران کودکی نمی تواند سندرم بالینی مهمی باشد. اعتقاد این گروه بر این است که این پدیده در رشد کودکان بهنجار امری زودگذر است.

منتقدان دیگری نیز وجود دارند که می گویند افسردگی دوران کودکی با مفاهیم نظری افسدرگی همخوانی ندارد ( ماهلر، 1961؛ رای Rie، 1966 ). برای مثال، برخی از نظریه پردازان تحلیل روانی بر این باورند که در افسردگی، فراخود، نقش تنبیه کننده ی خود را دارد. سپس استدلال می شود که فراخود کودک هنوز به حدّ کافی رشد نکرده است تا بتواند نقش تنبیه کنندگی داشته باشد.

این پرسش که آیا افسردگی دوران کودکی اختلالی با اهمیّت است، بتازگی توجه ی پژوهشگران را به خود معطوف داشته است. لئون، کندال، و گاربر (1980) براساس امتیازهایی که پدران و مادران پس از تکمیل یک مقیاس افسردگی به دست آوردند، کودکان آنان را که بین کلاسهای سوم تا ششم بودند به دو گروه افسرده و غیر افسرده تقسیم کردند.

این بررسی از آن جهت جالب بود که ارزیابی می کرد آیا افسردگی در موقعیتهای مختلف ( منزل و مدرسه ) وجود دارد، و آیا افراد مختلف ( پدر و مادر، معلم و کودک ) همه وجود افسردگی را تشخیص می دهند یا خیر. بین ارزیابی والدین و کودک از افسردگی، همخوانی برجسته، امّا تنها متوسطی دیده شد.

جالب آن که کودکانی که والدینشان آنها را افسرده تشخیص دادند، در مقایسه با کودکان غیر افسرده، از دید آنان دارای مشکلات بیشتری از قبیل مسائل رفتاری، اضطراب، تحرک بیش از حد و بی اختیار، مسائل یادگیری، مسائل روان تنی، مطلق گرایی، و تنش عضلانی نیز بودند. در عین حال، نظر معلّمان درباره ی همین کودکان این بود که آنان بیشتر دچار بی توجهی و انفعال هستند، امّا آنان در مورد سایر مسائل رفتاری بین کودکان تفاوتی قائل نشدند.

در این بررسی، افسردگی کودکان تا چه اندازه به اختلال افسردگی بزرگسالان شبیه بود ؟ همان گونه که در نوشته های مربوط به بزرگسالان می بینیم ( سلیگمان، ابرامسون، سمل Semmel، و فون بایر، 1979 ). کودکان افسرده در مقایسه با کودکان غیرافسرده رویدادهای مثبت را بیشتر به عوامل بیرونی، و رویدادهای منفی را به عوامل درونی نسبت می دهند. در عین حال، به نظر می آید برخلاف بزرگسالان افسرده، کودکان مبتلا به افسردگی دچار کمبود انگیزش یا کندی امور روانی- حرکتی نیستند.

ناهمخوانی رفتار کودکان افسرده در محیطهای مختلف، نیز با سندروم کلی افسردگی بزرگسالان که شرح آن آمد، متفاوت است. اختلافی که در گزارشهای والدین و معلّمان دیده می شود، می تواند از تفاوتهای واقعی در رفتارهای مربوط به محیطهای گوناگون ناشی شده باشد. امّا تحلیل دیگری از این موضوع نیز امکان پذیر است.

شاید بتوان گفت والدینی که کودکانشان را افسرده می یابند، بطور عموم مایلند فرزندانشان به مشکلات رفتاری مبتلا باشند. و به همین دلیل، مشکلات رفتاری گوناگونی که کودکان افسرده در منزل نشان می دهند، می تواند نشانگر مشکل کلی تری باشد تا تنها سندروم افسردگی بخصوصی. برعکس، کودکانِ گروه نمونه که والدینشان آنها را مبتلا به تحرّک بیش از حدّ تشخیص دادند، به این مشکلات گوناگون دچار نبودند.

پیداست که وجود سندرم مشخصی به نام افسردگی دوران کودکی هنوز جنجال برانگیز است. امّا از آن جا که جلوه های افسردگی در کودکان به طرق مختلف با افسردگی در دوران بزرگسالی متفاوت است، و نیز مشکلات ویژگیهای مربوط به محیط و نیز مسائل رشدی در همه افراد یکسان نیست، به نظر می آید هر توضیحی که درباره افسردگی دوران کودکی مطرح شود، باید به این مسائل توجه داشته باشد.

نویسنده: ریتاویکس نلسون، الن سی. ایزرائل

مترجم: محمد تقی منشی طوسی

منبع مقاله :

ریتا ویکس - نلسون، الن سی. ایزرائل؛ (1387)، اختلالهای رفتاری کودکان، محمد تقی منشی طوسی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ هشتم.

منبع:راسخون


گردآوری :گروه خانواده خوشبخت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/blest_family.html

توجه : این مقاله توسط سیستم نرم افزاری واحد های وب سایت گردآوری شده است و تبیان زنجان ادعای مالکیت این محتوا را نداشته و صرفاً جهت ارتقای سواد عمومی منتشر گردیده است .تبیان زنجان یک وب سایت عمومی اطلاع رسانی میباشد. در صورتی که تولید کننده اصلی این محتوا میباشید و مایل نیستید در وب سایت تبیان زنجان این مطلب در دسترس عموم قرار گیرد لطفا از لینک ' ارسال گزارش ' زیر نسبت به ارسال درخواست خود اقدام فرمایید .
ارسال گزارش
آرشیو های مرتبط : افسردگی کودکان , مشکلات کودکی ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

179784
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.