مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
شوزو کاواساکی از اعماق دریا تا مرزهای فضا
دقت کردید ؟؟
/Voting/public_opinion/default.html
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
/archive/photography/0/10/default.html
http://news.tebyan-zn.ir/
/Directory/Free-Web-Submission.html
جدیدترین مطالب این بخش

ژوزف گاريبالدي رهبر انقلابي ايتاليائي
ژوزف گاريبالدي در ساحل ريويراي مديترانه در شهر نيس در خانواده اي علاقه مند به معتقدات ديني بدنيا آم...

توماس پين رابرت فيلسوف سياسي و نويسنده آمريکائي
توماس پين در خانواده اي فقير متولد گرديد، پس از تحصيلات کوتاهي در دبيرستان بکمک پدر شتافت و بکار کر...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : لئون تروتسکي انقلابگر روسي
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   423   بازدید   
تاریخ درج مطلب  28/9/1394
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

لئون تروتسکي انقلابگر روسي

لئون تروتسکي انقلابگر روسي واحد مشاهیرو بزرگان تبیان زنجان-

 

ملیت : روسیه - قرن : 19

تروتسکي، لئون (1879ــ 1940) TROTSKI انقلابگر روسي

لئون داويدوويچ برونشتين تروتسکي از پدر و مادري يهودي در نزديکي اليزا و تگراد تولد يافت، پدرش مستأجر زمين هاي کشاورزي در ايالت خرسون در جنوب روسيه بود. تروتسکي تحصيلاتش را در دانشگاه اودسا بپايان رسانيد و بعد به انقلابيون پيوست و به عمليات انقلابي دست زد. لونا چارسکي در وصف وي چنين نوشته است:

‏"من هميشه با منتهاي عدم موافقت باين جوان جلف کج کلاه مي نگريستم که پا روي پا انداخته و با مداد اصول و کليات نطق بالبديهه خود را با عجله يادداشت ميکرد ... آن لحن فوق العاده آ‏مرانه و مغرورانه وي با فقدان آن جذابيتي که هميشه لنين را احاطه کرده بود ... من هميشه تروتسکي را يک مرد بزرگ مي پنداشتم."

در 1898 بسبب انتشار مطبوعات انقلابي توقيف و به سيبري تبعيد گشت. در 1902 به انگلستان گريخت و در آنجا با لنين و پله خانوف ارتباط دوستانه يافت و در زمان دو دستگي بر سر روزنامه جرقه به حزب مانشويک پيوست.

از 1905‏ کار تروتسکي بالا گرفت برياست سويت (مجلس) نمايندگان کارگران سن پطرزبورگ برگزيده اما دوباره توقيف و محکوم بحبس ابد و به سيبري تبعيد گشت. اين بار نيز گريخت و بعضويت هيأت تحريريه آرييترزيتونگ و پراودا پذيرفته شد و رهبري حزب انقلابي خود را عهده دار گشت.

در 1914‏ ضد جنگ جهاني مقالات متعدد و آتشيني نوشت و در آلمان بزندان افتاد بعد از انقلاب مارس 1917 به روسيه بازگشت و در همين سال به حزب بالشويک پيوست و در حکومت سويت بعضويت شوراي کميسرهاي مردم و کميسر امور خارجه معين شد و در 1918 پيمان صلح برست ليتوسک را با آلماني ها بست.

آنگاه کميسر جنگ گشت وسپاهي گرد آورده در جنگ هاي داخلي در 4جبهه جنگيد و بر مخالفان پيروز گرديد و با اينکه از لحاظ پاره اي عقايد با لنين مخالف بود، ولي همچنان به لنين وفادار ماند. هنگام مرگ لنين در جنوب روسيه بشکار مرغابي رفته بود و چون با استالين اختلاف داشت و قدرت بدست استالين افتاد.

تروتسکي در ژانويه 1925‏ برکنار و به سيبري تبعيد گرديد و در 1927 باتهام عمليات ضد حزبي از حزب هاي کمونيست اخراج و در 12 فوريه 1929 از روسيه به استانبول تبعيد شد و از آنجا به نروژ سپس به آمريکا رفت و از 1937 در مکزيک بسر برد تا اينکه در21 اوت 1940 به تحريک استالين کشته شد.

آثار و کتب بسيار پديد آورد از جمله: دفاع ازتروريسم ــ اديبات و انقلاب ــ زندگاني من ــ تاريخ انقلاب روسيه در سه جلد و ديکتاتوري در مقابل دموکراسي ميباشد

برخي از عقايد وي:

"راه نيل به سوسياليسم (کمونيسم) از دوره اي ميگذرد که عالي ترين دوره تشديد و سختي اصل دولت است، و من و شما و همه اکنون در همان دوره قرار گرفته و از آن ميگذريم. درست مانند چراغي که قبل از خاموش شدن آخرين شعله درخشان خود را ظاهر ميکند، بهمين طريق دولت قبل از آنکه ناپديد شود بصورت ديکتاتوري پرولتاريا تجلي مي نمايد، يعني بي رحم ترين شکل دولت ظاهر ميشود و با نهايت قدرت و اتوريته و حيات اتباع کشور حکومت ميکند و بهر سمت که بخواهد ايشان را هدايت مي نمايد ... باستثناي سپاه، هيچ تشکيلاتي مانند تشکيلات دولت طبقه کارگر در مشکل ترين دوره تحول، تا کنون انسانرا چنين سختي و اجبار کنترل نکرده است ...

دموکراتيزاسيون بطوريکه مارکسيست در الفباي مارکسيسم خوانده است، عبارت از الغاي مفهوم نيروهاي هوشمند و هيچ شمردن کسانيکه مالک علوم تخصصي مي باشند، و تعويض ايشان بوسيله انتخابات و صندوق آراء نيست. طبقه کارگر بايد تحت قيادت پيشقراولان خود تعليمات و فرهنگ خود را بر اساس سوسياليسم تجديد کند (يعني از نو درس بخواند) هر کس که ‏اين نکته را درک نکند نسبت بالفباي فن سوسياليسم جاهل است."

در توضيح مرحله بعد و مسئله کار اجباري که در اعلاميه حزب کمونيست (کمونيست مانيفستو) چنين بيان داشته است: "اصل خدمت و کار اجباري براي کمونيست اصلي مسلم است و آنکس که کار نميکند غذا هم نخواهد داشت. و چون همه ما محتاج به تغذيه هستيم، ناچار همه ما مجبور بکار کردن هستيم. خدمت و کار اجباري در قانون اساسي ما و در کد (مجموعه قوانين) کارگري ما مندرج است ...

اکنون لازم است که اين مطلب را براي هميشه روشن سازيم که همانطور که اصل سوسياليزاسيون وسائل توليد، جانشين اصل مالکيت اموال در مرام کاپيتاليسم شده است، اصل خدمت و کار اجباري نيز بطريق پايدار و بطريق افراطي (راديکالي) جاي آزادي اجير کردن افراد را گرفته است ... و اين است جوهر اصل کار اجباري که ناگزير وارد برنامه تشکيلات سوسياليستي کارگر گرديده و عنصر اساسي در آن برنامه قرار گرفته است. چون حيات اقتصادي متشکل بدون کار اجباري ميسر نيست. لذا کار اجباري هم بدون لغو عقيده موهوم آزادي کار و بدون تعويض عقيده ي فوق با اصل الزام و اجبار واقعي تحقق نمي پذيرد."

‏در مورد مساوات اقتصادي، و سياسي گويد:

‏"در عمق رقابت، يک غريزه حياتي نهفته و آن تقلا براي وجود است (داروينيسم مارکسيست) که در نظم بورژوا صورت رقابت را بخود ميگيرد. رقابت حتي در جامعه تکامل يافته سوسياليست هم ناپديد نميشود، بلکه با تأمين متزايد احتياجات لازم زندگي

رقابت کمتر صورت خودپرستي را داشته و تنها بشکل يک اخلاق ايده آليست بيرون ميآيد."

در کتاب زندگاني من آمده است:

‏"انقلاب، از نقطه نظر ارزش مطلق شخصيت انسان، البته مردود است و همچنين است جنگ، و لذا کل تاريخ بشريت (چون دو عنصر مزبور را دارد) نيز مردود ميباشد معهذا جوهر فکر شخصيت، تنها در نتيجه انقلابات و طغيانها بوجود آمده و نمو کرده و هنوز بمرحله کمال نرسيده است...

‏... حال اين روش از نقطه نظر فلسفه عادي خوب است يا بد، من نميدانم و اقرار ميکنم که علاقه اي هم بدانستن آ‏ن ندارم ولي قطعاً ميدانم که اين است تنها راهي که بشريت آنرا يافته و مي شناسد." نقل از کتاب تاريخ فلسفه سياسي تأليف دکتر بهاء الدين بازارگاد.

منبع : مشاهیر و رهبران

راسخون


گرد آوری:گروه بزرگان و مشاهیر تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/famous_man.html

توجه : این مقاله توسط سیستم نرم افزاری واحد های وب سایت گردآوری شده است و تبیان زنجان ادعای مالکیت این محتوا را نداشته و صرفاً جهت ارتقای سواد عمومی منتشر گردیده است .تبیان زنجان یک وب سایت عمومی اطلاع رسانی میباشد. در صورتی که تولید کننده اصلی این محتوا میباشید و مایل نیستید در وب سایت تبیان زنجان این مطلب در دسترس عموم قرار گیرد لطفا از لینک ' ارسال گزارش ' زیر نسبت به ارسال درخواست خود اقدام فرمایید .
ارسال گزارش
آرشیو های مرتبط : لئون تروتسکي , انقلابگر روسي ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

182277
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.