مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
دیدگاه مولوی درباره زندگی، عشق، مرگ
زلال وحی در اشعار حافظ
نگاهی کوتاه به زندگی و آثار الكساندر دوما
چند حکایت شیرین از عبید زاکانی
برندگان نوبل ادبیات چه کسانی بوده اند؟
نگاهی به شعر باغ من از مهدی اخوان ثالث
نقد ادبي و انواع آن
انواع افسانه های فارسی
دقت کردید ؟؟
/Directory/Free-Web-Submission.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
http://news.tebyan-zn.ir/
/Voting/public_opinion/default.html
/archive/photography/0/10/default.html
/ItMatchOnline.html
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
جدیدترین مطالب این بخش

املاى عروضى یا نگارش دقيق مصوّت ها
املاى عروضى يعنى نگارش دقيق مصوّت ها و صامت ها به منظور تشخيص آسان هجاها. معمولا هجاى بلند را باعلا...

ادات استفهام در زبان فارسی
"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده­ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است. [...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : سطوح ناامني نشانه اي و تنظيم فاصله در ارتباط
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   759   بازدید   
تاریخ درج مطلب  1/7/1393
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

سطوح ناامني نشانه اي و تنظيم فاصله در ارتباط

 سطوح ناامني نشانه اي و تنظيم فاصله در ارتباط واحد شعر و ادب تبیان زنجان-

 

چکيده

در الگوي پيشنهادي براي تحليل ناامني نشانه اي، از ميان سه حالت رفتاري، رفتار منفعل و سلطه جو در دو وضعيت کرانه اي و رفتار تعاملي فعال در وضعيت سوم ميانه اي دانسته شده است. در وضعيت انفعال، تعامل ارتباطي در نقطه ي صفر قرار دارد و مخاطب ساکت، و به تصحيح ارتباط بي توجه و نااميد است.

 در وضعيت سلطه طلبي، مخاطب به دنبال واسازي دلالت هاست و تصحيح افراطي او باز به نوعي به قطع تعامل ارتباطي مي انجامد و تنها ضامن حفظ تعامل و تصحيح متقابل دريافت ها، اهميت دادن به بازخوردهاي حين ارتباط و ايفاي نقش فعال از سوي دو طرف ارتباط است.

 در حالت حفظ ارتباط، از نظر قدرت، ميان فاصله ي طرفين ارتباط با فاصله ي ارتباط و تناسب عکس با بسامد ارتباط تناسب مستقيمي وجود دارد؛ در حالي که در وضعيت جدايي، به سبب گراييدن ارتباط به قطع و از دست رفتن پويش ارتباط، عملاً در تنش و بسامد ارتباط، فاصله ي قدرت نقشي ايفا نمي کند.

براي اجراي اين الگو، باب اول گلستان سعدي: در سيرت پادشاهان به عنوان پيکره ي مطالعاتي تحقيق برگزيده شده است. وضعيت جدايي و قطع ارتباط را مي توان در نمونه هايي مانند رفتار هرمز پادشاه با وزيران پدرش و نيز در رويارويي درويش صحرانشين با پادشاه بازجست.

 در مورد نخست، فاصله ي قدرت اندک و در مورد دوم، فاصله ي قدرت بسيار است؛ اما در شرايط ارتباط تفاوت مهمي ديده نمي شود. حکايت هايي مانند همراهي سيه گوش با شير، نمونه هايي از حفظ ارتباط با فاصله ي قدرت اندکي است که با ارتباطي مستمر و پربسامد و در عين حال کم تنش همراه است.

 در سوي ديگر، بايد به مواردي مانند داستان درويش صالح و مردم آزار اشاره کرد که نمونه اي از حفظ ارتباط با فاصله ي قدرت بسيار، ارتباط کم بسامد و در حين وقوع، و داراي تنش بالاست.

 مقاله ي حاضر از سويي به دنبال آن است که از ظرفيت هاي متون ادبي و يادمان هاي فرهنگي بومي براي گسترش دانش نشانه شناسي بهره گيرد و از سوي ديگر مي خواهد از اين رهگذر در روش تحليل و نقد متون ادبي افق تازه اي بگشايد.

مقدمه

اين مقاله در پي آن است تا الگوي ناامني نشانه اي (2) به عنوان الگوي برآمده از حيطه ي مشترک زبان شناسي و نشانه شناسي، مورد بازنگري قرار گيرد و براساس واکاوي الگو و بازسازي و گسترش آن صورتي تکميل شده از آن ارائه شود. مسئله ي ناامني نشانه اي با رخداد ارتباط (3) پيوند مستقيمي دارد؛ اما اساس طرح آن درباره ي ارتباطي است که ميزان اطمينان دو طرف در باب استفاده از رمزگان برابر نباشد.

 چنين ناامني مي تواند به سادگي ارتباط را به سمت برقرار نشدن يا قطع سريع بکشاند؛ اما اگر به هر دليلي ارتباط با وجود ناامني استمرار يافت، وضعيت هاي متنوعي پديد مي آيد که موضوع بحث ناامني نشانه اي است.

براي اجراي الگوي تکميلي پيشنهاد شده در اين مقاله، گلستان سعدي و به ويژه باب اول آن: در سيرت پادشاهان به عنوان پيکره ي مطالعاتي برگزيده شده است.

 اين مقاله از سويي به دنبال آن است که از ظرفيت هاي متون ادبي و يادمان هاي فرهنگي بومي براي گسترش دانش نشانه شناسي بهره گيرد و از دگر سو مي خواهد از اين رهگذر افق تازه اي در روش تحليل و نقد متون ادبي بگشايد.

1- مباني نظري

1-1- ناامني زباني به مثابه ي پيشينه

برخي زمينه هاي اين بحث را مي توان در متوني با رويکرد روان شناختي و جامعه شناختي به زبان تا اواسط سده ي بيستم ميلادي باز جست. اما ناامني زباني (4) به عنوان اصطلاحي شکل گرفته و مبحثي سامان يافته، در دهه ي 1960 م از سوي ويليام لباو (5) مطرح شد.

او در اثري با عنوان چينه بنديِ اجتماعي زبان انگليسي در شهر نيويورک، در آزمون هايي که از سخن گويان طبقه ي متوسطِ پايين گرفته بود، به تمايز دو ويژگي زباني توجه کرد: آنچه يک سخن گو به زباني مشخص آن را اداي درست مي انگارد و آنچه خود از روي عادت ادا مي کند. او ميزان انحراف اين دو ويژگي از يکديگر را شاخص ناامني زباني (6) خواند. (Labov, 1966: 95).

دو سال بعد، لباو به موضوع بيش تصحيحي (7) نزد همان طبقه از سخن گويان نيويورکي پرداخت. بيش تصحيحي کوشش اغراق آميزي براي درست سخن گفتن به منظور نشان دادن تعلق خود به طبقه اي برتر است و حاصل آن نه زبان طبقه ي برتر، بلکه زباني آشفته است. در اينجا لباو مفهوم بيش تصحيحي را که از پيشتر هم به آن توجه داشت (Geerts, 1962: 138-140)، با موضوع ناامني زباني پيوند زد (Labov, 1968).

 در اثر اخير، محور بحث «تغيير زباني» (8) در جنبه هاي مختلف زبان است؛ پس مي توان آن را نوشته اي در حوزه ي زبان شناسي تاريخي به شمار آورد؛ اما ويژگي کار در آن است که بحث خود را در تغيير زباني، به تغييراتي محدود کرده که عامل محرک تغيير، امري جامعه شناختي است.

 لباو هنگام سخن گفتن از الگوي گفتاري طبقه ي متوسط پايين در نيويورک اشاره مي کند که چگونه اين طبقه کوشش مي کند تا ويژگي هاي گفتاري خاص خود را پس زند و گفتارش را براساس الگوي گفتاري طبقه ي بالاتر تصحيح کند؛ تصحيحي که عملاً راهي افراطي مي پيمايد و به بيش تصحيحي مي انجامد؛ به آن معنا که کوشش اين طبقه براي تقليد الگوي گفتاري طبقه ي بالاتر، عملاً به خلق يک الگوي اغراق آميز مي انجامد که الگوي واقعي طبقه ي بالاتر نيست (Labov, 1968a: 133 & 1968b: 117).

 لباو در بازنگري خود بر مبحثي که سالها بعد منتشر کرد، بر اين نکته تمرکز کرد که آنچه در کشيده شدن سخن گو به سوي رفتارهايي مانند بيش تصحيحي و ناامني زباني مؤثر است، عواملي مانند احساس ضعف زباني، بي اطميناني و شرم است. (Labov, 2001: 277).

در مطالعات اين چند دهه، افزون بر تفاوت در طبقه ي اقتصادي، گونه هاي ديگري از تفاوت نيز مي توانست به رفتار بيش تصحيحي و موقعيت ناامني زباني منجر شود؛ در اين باره به ويژه تفاوت در جنسيت (Geerts, 1962: 138-140; Labov, 2001: 274, 277 & 320)، تفاوت قوم شناسي (Labov, 2001: 247-248) و تفاوت کودک و بزرگ سال (Geeraerts, 2010: 186) مورد توجه قرار گرفته است.

2-1- الگوي ناامني در نشانه شناسي

در پايان سده ي بيستم ميلادي، مبحث ناامني زباني و پيوند آن با بيش تصحيحي از حوزه ي زبان شناسي به نشانه شناسي راه يافت و در فضاي اين دانش، گستره اي جديد پيدا کرد.

 بومي سازي مبحث ناامني در دانش نشانه شناسي مرهون کوشش ژان ماري کلنکنبرگ (9) از مکتب پاريس است که در اثري با عنوان مختصري در نشانه شناسي عمومي (10) آن را در حد چند صفحه بيان کرده است.

 درک کلنکنبرگ از شرايط ناامني نشانه اي بسيار نزديک به آخرين بياني است که از لباو ياد شد، جز آنکه او اين ناامني را در حوزه ي وسيعي از نظام هاي دلالتي تعميم داده است. او نيز مبحث ناامني را در حوزه ي طبقات و موقعيت هاي اجتماعي متفاوت ميان کاربران مطرح کرده و از اين تفاوت به مثابه ي مبنايي براي ايجاد تنوع در روابط اجتماعي ياد کرده است. (klinkenberg, 1996: 217-218).

در حالي که زبان شناسان اغلب رفتار بيش تصحيحي را مورد توجه قرار داده اند، کلنکنبرگ الگويي از سه حالت رفتاريِ ممکن را در شرايط ناامني به دست داده است: خاموشي (11)، بيش تصحيحي (12) و تلافي (13).

 در الگوي کلنکنبرگ بيش تصحيحي تنها واکنش در شرايط نبود امنيت نيست؛ بلکه گاه کسي که در موقعيت نابرابر نشانه اي در معرض ارتباط قرار مي گيرد، ممکن است در ارتباط کم کاري کند؛ يعني به خاموشي روي آورد و ممکن است سعي کند با تغيير دادن مناسبات نشانه اي و برهم زدن آن رابطه ي نابرابر، به گونه اي خود را از شرايط مغلوب بودن خارج کند؛ يعني به تلافي روي آورد (Ibid؛ براي معرفي اين الگو و اجراي آن درباره ي يک فيلم ايراني، ر.ک. معين، 1389).

در واکاوي الگوي کلنکنبرگ و الگوي پيشين آن نزد لباو، سه اصل را مي توان استخراج کرد:

اصل 1: رمزگان (14) مورد استفاده به اندازه اي مشترک است که انتظار برقراري ارتباط- هرچند به طور نسبي- مي رود.

اصل 2: رمزگان مورد استفاده داراي زير رمزگان هايي (15) است که مي تواند برقراري ارتباط را با مشکل روبه رو کند.

اصل 3: يک زيررمزگان به عنوان زير رمزگان مسلط شناخته مي شود که همين سلطه شرايط ناامني را براي استفاده کنندگان از زيررمزگان نامسلط فراهم کرده است.

رفتارهاي سه گانه در الگوي کلنکنبرگ را نيز مي توان اين گونه صورت بندي کرد:

1- رفتار خاموشي: طرف نامسلط نقش خود را در ارتباط به حداقل- در حد مشترکات رمزگان- کاهش مي دهد و در محدوده ي تفاوت ها، در حالت سکوت قرار مي گيرد. طرف نامسلط چالش ارتباط را به نفع طرف مسلط تغيير مي دهد و قصد دارد طوري ارتباط گيرد که در فرايند ارتباط از سوي طرف مسلط تحمل شود.

2- رفتار بيش تصحيحي: طرف نامسلط سعي در تقليد زيررمزگان طرف مسلط دارد که اغلب اغراق آميز يا دست کم تصنعي است و روند ارتباط را به نفع طرف مسلط پيش مي برد. طرف نامسلط قصد دارد به گونه اي ارتباط گيرد که خود را به عنوان عضوي از طرف مسلط معرفي کند.

3- رفتار تلافي: طرف نامسلط سعي دارد زيررمزگان خود را به اندازه ي زيررمزگان مسلط مهم جلوه دهد و روند ارتباط را به نفع خود تغيير دهد. طرف نامسلط قصد دارد طوري ارتباط بگيرد که سلطه ي طرف مسلط را به چالش بکشد.

فقط در حد مقايسه مي توان ديد که اين الگو تا چه اندازه به الگوي کارن هورناي درباره ي گونه هاي شخصيتي در روان شناسي نزديک شده است.

هورناي هنگام سخن گفتن از گونه شناسي شخصيت ها، در مقام دفاع در برابر نگراني ها، سه گونه شخصيت را با سه نوع دفاع معرفي کرده است: موضع گيرنده به سوي مردم يا شخصيت تسليم شونده (16) و سلطه پذير، موضع گيرنده در برابر مردم يا شخصيت پرخاشگر (17) و سرانجام دوري گزيننده از موضع گيري يا شخصيت منزوي (18) (Horney, 1945). از عبارات کلنکنبرگ آشکارا برمي آيد که او نيز از الگوهاي روان شناسي کمک گرفته است.

در مقام مقايسه، شخصيت تسليم شونده با طرف گراينده به بيش تصحيحي، شخصيت پرخاشگر با طرف گراينده به تلافي و شخصيت دوري گزين با طرف گراينده به خاموشي قابل مقايسه است؛ هرچند نبايد انتظار داشت انطباق ميان سه حالت اين دو الگو وجود داشته باشد.

از آنچه گفته شد برمي آيد که مسئله ي ناامني نشانه اي چه نزد کلنکنبرگ و چه نزد زبان شناساني مانند لباو، مربوط به جايي است که يک ارتباط تحقق مي يابد؛ در حالي که دو طرف فراتر از آنچه به خود ارتباط باز مي گردد، درگير نوعي نابرابري موقعيتي نيز هستند: آن طرف ارتباط که نماينده ي زير رمزگان مسلط است در موقعيت امنيت نشانه اي قرار دارد و نيازي نمي بيند که جز استفاده ي عادي از زيررمزگان خود، نگران چيزي باشد.

 طرف ديگر که نماينده ي زيررمزگان نامسلط است، احساس ناامني مي کند و ناچار است براي جبران اين ناامني واکنش هاي مختلف دفاعي از خود نشان دهد.

3-1- سطوح ناامني

با وجود گام مهمي که کلنکنبرگ در تکميل الگوي ناامني زباني و صورت بندي الگوي ناامني نشانه اي برداشته است، هنوز جوانب مختلفي هست که در آن الگو جاي بسط دارد.

تا آنجا که به دانشي مثل نشانه شناسي يا زبان شناسي باز مي گردد، در ميان زيررمزگان هاي مختلف يا گويش هاي صنفي و طبقه اي نمي توان به اعتبار آنچه هستند، امتيازي قائل شد و يکي را معتبر و ممتاز و ديگري را نامعتبر و پست شمرد؛ نکته اي که برخي از آنان که درباره ي ناامني زباني- نشانه اي بحث کرده اند نيز آن را مورد توجه قرار داده اند (براي نمونه ر.ک Hudson, 1980: 203-206).

 پس آنچه در بخش پيشين درباره ي موضوع سلطه گفته شد، بازگشتن به چيزي بيرون از رمزگان مورد استفاده در ارتباط است؛ اما از آنجا که سلطه نوعي ارتباط معنادار است، پس بي ترديد در يک فضاي نشانه اي و براساس رمزگاني ديگر معنادار شده است. بنابراين، در بحث امنيت نشانه اي، درگير دو رمزگان هستيم: رمزگان سطح پايين که در آن ارتباط از آن جنس که مورد نظر لباو و کلنکنبرگ بوده است، برقرار مي شود و رمزگان سطح بالا که در آن روابط سلطه تعريف مي شود.

با اين توضيح، حتي اگر موضوع سخن ما درباره ي امنيت زباني به همان معنايي باشد که زبان شناسان درباره ي آن سخن مي گويند، تنها رمزگان سطح پايين يک زبان به معناي زبان شناختي است و رمزگان سطح بالا در همان ارتباط، به حوزه ي نشانه شناسي رجوع خواهد کرد.

 بر همين پايه است که مي توان گفت ناامني در ارتباط به لحاظ ماهيت، ناامني نشانه اي است و سرنوشت طبيعي اين مبحث بوده که سرانجام به حوزه ي نشانه شناسي کشيده شود.

براي کساني مانند لباو که کوشيده اند مسئله را در همان حوزه ي زبان شناسي تحليل کنند و به رمزگان سطح بالا از منظري نشانه شناسي نپرداخته اند، در واقع معناي ناامني واسازي شده است؛ به همين سبب است که لباو پيشنهاد مي کند به جاي «ناامني زباني» بهتر است از «تحرک زباني» سخن به ميان آيد. (Labov, 2001: 277).

در بازگشت به موضوع سلطه و رمزگان سطح بالا در ناامني نشانه اي- هرچند گذرا- بايد به تحليل مفهوم سلطه پرداخت. سلطه (19) چه در تعريف هاي فرهنگ نامه اي و چه اصطلاحي، ناظر به حالتي است ميان دو طرف که در آن يکي از دو- خودآگاه يا ناخودآگاه تلاش دارد با ابزارهايي رفتار طرف ديگر را وارسي کند و آن طرف را به رفتار و عملکردي وادارد که مطلوب خويش است.

اين ابزارها مي تواند ناشي از رمزگان هاي متنوع اجتماعي باشد که به شکل هاي مختلف مفعولِ سلطه را به سوي پذيرش سلطه سوق مي دهد و او را متقاعد مي کند که پذيرش سلطه تأمين کننده ي منافع او و عدم پذيرش آن تهديدي براي منافع اوست. با اين پذيرش، نوعي همسويي ثانوي ميان منافع دو طرف ايجاد مي شود و به همان اندازه که از سوي طرف مسلط توقع پذيرش سلطه وجود دارد، از سوي طرف نامسلط نيز نوعي توقعِ منفعل به تأمين منافعش حس مي شود.

با اين تفصيل، ناامني نشانه اي را در دو سطح رمزگان مي توان مطالعه کرد: هم در سطح بالا يعني رمزگاني که روابط سلطه در آن معنادار مي شود و هم در سطح پايين يعني رمزگاني که در پيام رساني روزمره ميان مسلط و نامسلط از آن استفاده مي شود و از لباو تا کلنکنبرگ همه به همين سطح اخير پرداخته اند.

4-1- الگوي پيشنهادي

الگوي پيشنهادي براي بسط مبحث ناامني نشانه اي آن است که اين ناامني در دو سطح مطالعه شود: در رمزگان سطح بالا، ناامني به دو شکل امکان بروز دارد: در طرف مسلط، اين ناامني مي تواند به صورت ترس از سلطه پذيري و فرمان بري خود را نشان دهد و در طرف نامسلط، اين ناامني مي تواند به صورت ترس از برآورده شدن توقعات و دور شدن روابط سلطه از منافع اوليه ي طرف نامسلط باشد.

در رمزگان سطح پايين، ناامني نشانه اي براي طرف مسلط منتفي است؛ زيرا در موضع قدرت قرار دارد و همين قدرت- در اين سطح- امنيت نشانه اي را براي او تأمين مي کند. اما درباره ي طرف نامسلط براي تحليل ناامني نشانه اي، سه حالت قابل تصور است:

الف- طرف مسلط کنش فعالانه دارد و طرف نامسلط در مواردي که به تفاوت زيررمزگان ها مربوط مي شود، خاموش مي ماند (رفتار خاموشي، قابل مقايسه با شخصيت منزوي).

ب- طرف نامسلط کنش فعالانه دارد؛ اما به سبب ناآگاهي و ناتواني در باب استفاده از زيررمزگان طرف مسلط، کوشش دارد تا آن را بي پروا تقليد کند (رفتار بيش تصحيحي، قابل مقايسه با شخصيت سلطه پذير).

ج- طرف مسلط و نامسلط هر دو کنش فعالانه دارند و هر کدام به دنبال دفاع از موضع زيررمزگان خود هستند؛ رفتاري که کلنکنبرگ آن را تلافي خوانده است و پيشتر با شخصيت پرخاشگر نزد روان شناسان قابل مقايسه دانستيم. اما شايد مرجّح آن باشد که به جاي تلافي، آن را رفتار چالشي بناميم، چالشي از آن حيث که طرف نامسلط نه حاضر است سلطه را- چه به نحو خاموشي و چه به نحو بيش تصحيحي- بپذيرد و نه حاضر است از فضاي ارتباط خارج شود.

 بنابراين، طرف نامسلط درگير يک چالش مستمر در حفظ فاصله ي خود از طرف ارتباط است؛ فاصله اي که نبايد از حدي نزديک تر شود که به پذيرش سلطه بينجامد و نبايد آن قدر دور باشد که به قطع ارتباط منجر شود.

در اين ميان، رفتار خاموشي- که در آن فقط طرف مسلط فعال است- و رفتار بيش تصحيحي- که در آن طرف نامسلط فعال است و سکوت توأم با شگفتي يا تمسخر طرف مسلط را همراه دارد- دو رفتار کرانه اي اند که فرايند را به ارتباطي کم تحرک تبديل مي کنند. در مقابل، در وضعيت سوم يعني رفتار چالشي، به دليل نقش فعالانه اي که هر دو طرف ايفا مي کنند، ارتباط پرتحرک است.

 به عبارت ديگر، در وضعيت خاموشي، تعامل ارتباطي در موارد اختلاف زيررمزگان ها به سمت رکود مي گرايد و طرف نامسلط به تصحيح ارتباط بي توجه و نااميد است. در وضعيت بيش تصحيحي، طرف نامسلط به دنبال رفت و آمدي آزاد و بي تعهد ميان زيررمزگان خود و ديگر است و تصحيح افراطيِ او باز به نوعي فرايند ارتباط را به رکود سوق مي دهد.

در وضعيت سوم، به فرض آنکه اين اصرار دو سويه بر سخن گفتن هر طرف با زيررمزگان خود به قطع ارتباط نينجامد و شرايط بردباري (20) و تحمل نسبي بر ارتباط حاکم باشد، ارتباط استمرار مي يابد؛ در عين اينکه چالش در آن باقي است.

 در اين باره که وجه تناسب ميان فاصله ي قدرت با بسامد جابه جايي پيام و تنش ميان دو طرف چيست، مي توان از اين مبنا در نشانه شناسي فرهنگي استفاده کرد که وجود فاصله ي بسيار و فقدان وضعيت هاي مياني، توازن در ارتباط را دچار مشکل مي کند. در چنين شرايطي، رخداد ارتباط داراي فشار شکننده و سانحه وار است. (Lotman & Uspenski, 1977: 4-7).

از همين رو امکان تکرار يا دست کم بسامد بالا را ندارد. در وضعيت سوم، فاصله گذاري و بسامد ارتباط ميان طرفين مي تواند در بسط الگو مورد توجه قرار گيرد و با استفاده از الگوي تنشي (21) مکتب پاريس و دو پارامتر فشاره و گستره (22) به ابزار تحليلي کارآمد مبدل شود (درباره ي اين الگو ر.ک شعيري، 1385: 34 بب، 108-103، 2003 Fontanille,).

اکنون با تمرکز بر وضعيت چالشي، مي توان نشان داد ميان فاصله ي طرفين ارتباط از حيث قدرت با فشاره و گستره ي ارتباط تناسب ويژه اي وجود دارد، هر قدر فاصله ي قدرت افزايش يابد، فشاره ي تنشي در ارتباط بيشتر و گستره کمتر مي شود و هر اندازه فاصله ي قدرت کمتر شود، فشاره ي تنشي کمتر و گستره ي ارتباط بيشتر مي شود.

اين در حالي است که در دو وضعيت خاموشي و بيش تصحيحي، به سبب گراييدن ارتباط به رکود و از دست رفتن پويش ارتباط، عملاً فاصله ي قدرت در فشاره و گستره ي ارتباط نقش مهمي ايفا نمي کند

ادامه دارد...

منبع:راسخون


 گردآوری :گروه ادبیات تبیان زنجان 
http://www.tebyan-zn.ir/persian_literature.html

 

پي نوشت ها :

1- عضو هيئت علمي گروه الهيات، دانشگاه امام صادق.

2-semiotic insecurity.

Communication -3.

Linguistic (in-) security -4.

William labov -5.

Index of linguistic insecurity (ILI) -6.

Hypercorrection -7.

Linguistic change -8.

Jean-Marie Klinkenberg -9.

Précis de Semiotique Générale -10.

Mutisme -11.

Hypercorrectisme -12.

Compensation -13.

Code -14.

Sub-code -15.

Compliant personality -16.

Aggressive personality -17.

Detached personality -18.

Dominance -19.

Toleration -20.

Tensive schema (schéma tensif) -21.

Tension vs. étendu -22.

فهرست منابع تحقيق:

- سعدي، شيخ مصلح الدين (1368). گلستان. به کوشش غلامحسين يوسفي. تهران: خوارزمي.

- شعيري، حميدرضا (1385). تجزيه و تحليل نشانه- معناشناختي گفتمان. تهران: سمت.

- معين، بابک (1389). «بررسي پديده هاي عدم امنيت و امنيت نشانه اي و عکس العمل در مقابل عدم امنيت نشانه اي در فيلم اخراجي ها» در نشانه شناسي فرهنگ. به کوشش اميرعلي نجوميان. تهران: سخن. صص 159-174.

- Fontanille, J. (1998). Sémiotique du discours. Limoges: Pulim.

- Geeraerts, D. et al. (2010). Advances in Cognitive Sociolinguistics. Berlin/ New York: Walter de Gruyter.

- Geerts, G. (1962). Genus en Geslacht in de Gouden Eeuw. Brussel: Belgisch Interuniversitair Centrum voor Neerlandistiek.

-Horney, K. (1945). Our Inner Conflicts: A Constructive Theory of Neurosis. New York: Norton.

- Hudson, R. A. (1980). Sociolinguistics. Ed. Cambridge: Cambridge University Press.

- Klinkenberg, J. M. (1996). Précis de Sémiotique Générale. Bruxelles: De Boeck Universite.

- Labov, W. (1996). The social stratification of English in New York City. Ed. Cambridge/New York: Cambridge University Press, 2006.

- ____ (1968a). Hypercorrection by the Lower Middle Class as a Factor in Linguistic Change Reprint in W. Labov (1972). Sociolinguistic Patterns. Philadelphia: University of Pennsylvania Press. Pp. 122.

- _____ (1968b). The Reflection of Social Processes in Linguistic Structures Reprint in W. Labov (1972). Sociolinguistic Patterns. Philadelphia: University of Pennsylvania Press. Pp. 110.

- _____ (2001). Principles of Linguistic Change: Social Factors. Oxford/Massachusetts: Blackwell.

توجه : این مقاله توسط سیستم نرم افزاری واحد های وب سایت گردآوری شده است و تبیان زنجان ادعای مالکیت این محتوا را نداشته و صرفاً جهت ارتقای سواد عمومی منتشر گردیده است .تبیان زنجان یک وب سایت عمومی اطلاع رسانی میباشد. در صورتی که تولید کننده اصلی این محتوا میباشید و مایل نیستید در وب سایت تبیان زنجان این مطلب در دسترس عموم قرار گیرد لطفا از لینک ' ارسال گزارش ' زیر نسبت به ارسال درخواست خود اقدام فرمایید .
ارسال گزارش
آرشیو های مرتبط : ناامنی نشانه ای , گلستان سعدی ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

175460
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.