مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
برندگان نوبل ادبیات چه کسانی بوده اند؟
چند حکایت شیرین از عبید زاکانی
نگاهی کوتاه به زندگی و آثار الكساندر دوما
دیدگاه مولوی درباره زندگی، عشق، مرگ
نگاهی به شعر باغ من از مهدی اخوان ثالث
زلال وحی در اشعار حافظ
انواع افسانه های فارسی
آموزه هایی از اشعار حافظ برای انسان امروز (1)
دقت کردید ؟؟
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
/ItMatchOnline.html
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
/Directory/Free-Web-Submission.html
http://news.tebyan-zn.ir/
/archive/photography/0/10/default.html
/Voting/public_opinion/default.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
جدیدترین مطالب این بخش

املاى عروضى یا نگارش دقيق مصوّت ها
املاى عروضى يعنى نگارش دقيق مصوّت ها و صامت ها به منظور تشخيص آسان هجاها. معمولا هجاى بلند را باعلا...

ادات استفهام در زبان فارسی
"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده­ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است. [...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : سطوح ناامني نشانه اي و تنظيم فاصله در ارتباط(2)
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   904   بازدید   
تاریخ درج مطلب  1/7/1393
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

سطوح ناامني نشانه اي و تنظيم فاصله در ارتباط(2)

 سطوح ناامني نشانه اي و تنظيم فاصله در ارتباط(2) واحد شعر و ادب تبیان زنجان-

 

2- ناامني در رمزگان سطح بالا در گلستان

براي اجراي الگوي توسعه يافته ي ناامني نشانه اي، گلستان سعدي را برگزيده ايم. در باب بحث اين مقاله، اين کتاب از نمونه هاي پرشماري برخوردار است و به سبب همين فراواني، اغلب بر باب اول گلستان: در سيرت پادشاهان تکيه کرده ايم. از آنجا که طيف وسيعي از بحث ناامني نشانه اي به موضوع سلطه مربوط مي شود، انتخاب اين باب کاملاً معنادار است و گزينشي تصادفي نيست.

1-2- ناامني از جانب طرف مسلط

يکي از مضامين تکرارشونده در گلستان سعدي و از جمله در باب سيرت پادشاهان، تأکيد بر اين اصل است که رابطه ي سلطه رابطه اي دو سويه و خدشه پذير است. در اين اثر به ارتباط هايي اشاره مي شود که در آن ها به اين سلطه به چالش کشيده شده و طرف مسلط در شرايط ناامني قرار گرفته است. از آن جمله است:

پادشاهي را شنيدم که به کشتن اسيري اشارت کرد. بيچاره در حالت نوميدي به زباني که داشت ملک را دشنام دادن گرفت و سَقَط گفتن که گفته اند: هر که دست از جان بشويد، هرچه در دل دارد بگويد.... ملک پرسيد که چه مي گويد؟ يکي از وزراي نيک محضر گفت: اي خداوند جهان همي گويد: «والکاظمين الغيظ و العافين عن الناس» [آل عمران، 134].

 ملک را رحمت در دل آمد و از سر خون او در گذشت. وزير ديگر که ضد او بود گفت: ابناي جنس ما را نشايد که در حضرت پادشاهان جز به راستي سخن گفتن، اين ملک را دشنام داد و سقط گفت. ملک روي از اين سخن درهم کشيد و گفت: مرا آن دروغ پسنديده تر آمد از اين راست که تو گفتي که روي آن در مصلحتي بود و بناي اين بر خبثي (سعدي، 1368: 58، حکايت 1).

مصلحتي که پادشاه از آن سخن مي گويد، در واقع حفظ حرمت پادشاه نزد رعيت است و نگراني وزير نيک محضر و خود پادشاه آن است که دشنامِ آن اسير موجب واکاوي شرايط سلطه و کاستن از ابهت پادشاه نشود.

سعدي در جايي ديگر از گلستان نمونه ي ديگري آورده است:

طايفه اي دزدان عرب بر سر کوهي نشسته بودند و منفذ کاروان بسته، و رعيت بلدان از مکايد ايشان مرعوب و لشکر سلطان مغلوب. به حکم آنکه ملاذي منبع از قله ي کوهي به دست آورده بودند و ملجأ و مأواي خود کرده.

مدبّران ممالک آن طرف در دفع مضرات ايشان مشاورت کردند که اگر اين طايفه هم برين نسق روزگاري مداومت نمايند، مقاومت ممتنع گردد: درختي که اکنون گرفته است پاي/ به نيروي مردي برآيد ز جاي/ وگر همچنان روزگاري هلي/ به گردونش از بيخ بر نگسلي/ سرچشمه شايد گرفتن به بيل/ چو پر شد نشايد گذشتن به پيل. (همان، 60-61، حکايت 4).

تمام نگراني «مدبّران ممالک» آن بود که اين طايفه دزدان شوکت سلطان را خدشه دار کنند و ابهت او را از دل رعيت ببرند و شرايط سلطه را سست کنند؛ به ويژه در ابيات اخير تأکيد بر آن است که اگر شرايط سلطه حتي در سطحي محدود واکاوي شود، از واکاوي کلي و فرو ريختن سلطنت فاصله ي چنداني نخواهد داشت. شاره به نقش کليدي «مداومت» بر آن نسق را مي توان با الگوي تنشي، نوعي بسط در گستره تلقي کرد که براساس تحليلي که در سطرهاي پيش بيان شد، عملاً مي تواند از فاصله ي قدرت بکاهد و بر روابط سلطه آسيبي جدي وارد آورد.

2-2- ناامني از جانب طرف نامسلط

سعدي در گلستان بارها به مواردي اشاره مي کند که در آن، افراط طرف مسلط در اعمال سلطه به طرف مقابل مي تواند زمينه ي ناامني براي طرف نامسلط را فراهم آورد و او را به سمت آن سوق دهد که ارتباط موجود تأمين کننده ي منافعش نيست. از جمله مي توان به اين حکايت اشاره کرد:

يکي را از ملوک عجم حکايت کنند که دست تطاول به مال رعيت دراز کرده بود و جور و اذيت آغاز کرده، تا به جايي که خلق از مکايد ظلمش به جهان به رفتند و از کربت جورش راه غربت گرفتند. چون رعيت کم شد، ارتفاع ولايت نقصان پذيرفت و خزينه تهي ماند و دشمنان زور آوردند (همان 63، حکايت 6).

همين مفهوم نه در قالب حکايت، بلکه در قالب قاعده ي کشورداري در جاي ديگري از گلستان نيز آمده است: «پادشاه بايد که تا به حدي خشم بر دشمنان نراند که دوستان را اعتماد نماند. آتش خشم، اول در خداوندِ خشم افتد، پس آنگه که زبانه به خصم رسد يا نرسد». (همان، 173).

گونه اي ديگر از پرداختن به دو سويه بودن روابط سلطه و تکيه بر توقعي که سلطه پذير از سلطه گر دارد، در حکايت درويشي در گلستان بازتاب يافته است که به سبب فقدان توقع از پادشاه- آن گاه که در معرض ارتباطي با پادشاه قرار گرفته- براساس آن رمزگاني که از او انتظار مي رفته، عمل نکرده است:

درويشي مجرد به گوشه ي صحرايي نشسته بود. يکي از پادشاهان بر او بگذشت. درويش از آنجا که فراغ ملک قناعت است، سر برنياورد و التفاتي نکرد. سلطان از آنجا که سطوت سلطنت است به هم برآمد و گفت: اين طايفه ي خرقه پوشان امثال حيوان اند و اهليت و آدميت ندارند.

 وزير نزديک تر آمد و گفت اي درويش، پادشاه وقت بر تو بگذشت. چرا سر بر نياوردي و شرايط ادب به تقديم نرسانيدي؟ گفت: ملک را بگوي که توقع خدمت از کسي دار که توقع نعمت تو دارد. ديگر بدان که ملوک از بهر پاس رعيت اند، نه رعيت از بهر طاعت ملوک... ملک را گفتار درويش استوار آمد، گفت: چيزي از من بخواه. گفت: مي خواهم که ديگر زحمت من ندهي. (همان، 80، حکايت 28).

3-2- ناامني از هر دو طرف

شکننده ترين ارتباط و بيشترين حد ناامني نشانه اي در رمزگان سطح بالا در آنجاست که نگراني و ناامني از هر دو طرف سلطه وجود دارد؛ هم طرف مسلط نگران فرمان برداري است و هم طرف نامسلط نگران تأمين منافعش در صورت فرمان بردن. يکي از بهترين نمونه ها درگلستان براي چنين گونه اي از ناامني نشانه اي در حکايت رفتار هرمز پادشاه با وزيران پدرش ديده مي شود:

هرمز را گفتند: وزيران پدر را چه خطا ديدي که بند فرمودي؟ گفت: خطايي معلوم نکردم، وليکن ديدم که مهابت من در دل ايشان بيکران است و بر عهد من اعتماد کلي ندارند، ترسيدم از بيم گزند خويش آهنگ هلاک من کنند پس قول حکما را کار بستم که گفته اند: از آن کز تو ترسد بترس اي حکيم/ وگر با چنو صد برآيي به جنگ/ از آن مار بر پاي راعي زند/ که ترسد سرش را بکوبد به سنگ/ نبيني که چون گربه عاجز شود/ برآرد به چنگال چشم پلنگ. (همان، 65، حکايت 8).

در اينجا سعدي نشان داده است که چگونه هرمز ترسِ وزيران را از خود حس کرده و اين ترس در خودش نيز ايجاد ترس کرده است. هرمز از فرمان برداري وزيران ترس دارد و وزيران از تأمين جان و جاه خود نزد هرمز. در اشعار هم با تمثيل هاي مختلف نشان داده است که چگونه ترس در برابر ترس به خدشه دار شدن ارتباط به نحوي فاجعه آميز منجر مي شود.

4-2- ناامني ناشي از اختلال رمزگان

گاهي ناامني به رمزگان سطح بالا باز مي گردد؛ ولي نه يک طرفه است و نه ميان دو طرف سلطه؛ بلکه به نوعي بي نظمي باز مي گردد که در آن دلالت ها مدلول خود را گم مي کنند و نوعي تحيّر نشانه اي پديد مي آيد.

در اين موارد، اين تحيّر و غيرقابل پيش بيني بودن ارتباط ها ناشي از اختلال رمزگان است که موجب ناامني نشانه اي است نه ترسي که ميان دو طرف ارتباط پديد آمده باشد. بهترين نمونه از اين دست ناامني نشانه اي را مي توان در اين حکايت سعدي باز جست:

.... حکايت آن روباه مناسب حال توست که ديدندش گريزان و بي خويشتن افتادن و خيزان. کسي گفتش: چه آفت است که موجب چندين مخافت است؟ گفت: شنيدم شتر را به سخره مي گيرند.

 گفتند: اي شيفته ي (سفيه) لايعقل شتر را با تو چه مناسبت و تو را بدو چه مشابهت؟ گفت: خاموش که اگر حسودان به غرض گويند شتر است و گرفتار آيم، که را غم تخليص من باشد تا تفتيش حال من کند؟ و تا ترياق از عراق آورده باشند، مار گزيده مرده باشد.

همچنين تو را فضل است و ديانت و تقوا و امانت، اما متعنتان در کمين اند و مدعيان گوشه نشين. اگر آنچه حسن سيرت توست به خلاف تقرير کنند و در معرض خطاب پادشاه افتي، که را در آن حالت مجال مقالت باشد؟ پس مصلحت آن بينم که ملک قناعت را حراست کني و ترک رياست گويي.... (همان، 71، حکايت 16).

هم در تمثيل شتر و روباه گمشدگيِ دلالت ها منشأ نگراني است و هم در اصل حکايت مي توان ناامني نشانه اي ناشي از اختلال رمزگان را باز جست. در حکايت، فردي اهل ديانت و تقوا که برخلاف توصيه ي سعدي به منصبي دولتي مي رسد، به خيانت متهم مي شود و مرزهاي خدمت و خيانت گم مي شود.

3- ناامني در رمزگان سطح پايين در گلستان

ناامني نشانه اي در رمزگان سطح پايين در واقع همان گونه از ناامني است که کساني مانند کلنکنبرگ به آن پرداخته اند؛ اما در اين بخش، اين سطح از ناامني را با الگوي تکميل شده در بخش اول اين مقاله، در نمونه هايي از گلستان سعدي جست و جو خواهيم کرد.

1-3- وضعيت خاموشي

در فرهنگ ايراني در ارتباط بين خردمند و بي خرد، همواره به سکوت و خاموشي توصيه شده است. افزون بر ضرب المثل مشهور «جواب ابلهان خاموشي است»، مي توان همين مضمون را در متون نظم و نثر فارسي به وفور باز جست. در گلستان سعدي نيز بازتابي از همين مضمون مشاهده مي شود، آنجا که در حکايتي مي آورد: «جالينوس ابلهي را ديد دست در گريبان عالمي زده، و بي حرمتي همي کرد.

 گفت: اگر اين دانا بودي، کار او با نادان بدين جايگه نرسيدي». (همان، 129، حکايت 5). يعني آنچه به طور عادي از عالم انتظار مي رفته، آن بوده که ارتباط خود را با ابله با راهبرد خاموشي، از تنش دور نگاه دارد و افتادن او در اين چالش بدان معناست که برخلاف انتظار راه خاموشي در پيش نگرفته است؛ پس آن سان که به نظر مي آيد خردمند نبوده است.

 در سوي ديگر، سعدي همين داستان را از سمت بي خرد مي نگرد، آنجا که مي گويد: «نادان را به از خاموشي نيست و اگر اين مصلحت بدانستي، نادان نبودي». (همان، 176). البته، بايد توجه داشت در رويارويي با عدم امنيت نشانه اي، خاموشي تنها راهبرد نيست و مي توان با اهداف ديگري هم راه خاموشي در پيش گرفت. نمونه هايي از اين اهداف متنوع را مي توان در باب چهارم گلستان سعدي يافت که عنوان آن «در فوايد خاموشي» است.

2-3- وضعيت بيش تصحيحي

در گلستان بارها به طور تلويحي به وضعيت بيش تصحيحي اشاره شده و سعدي از افتادن در دام آن پرهيز داده است؛ از آن جمله مي توان به اين قطعه اشاره کرد: «هر که با داناتر از خود جدل کند تا بدانند که داناست، بدانند که نادان است: چون در آيد مه از تويي به سخن/ گرچه به داني، اعتراض مکن». (همان، 177).

برخي سخنان کوتاه نيز به نوعي به اين وضعيت اشاره دارد؛ مانند آنچه درباره ي اظهار فضل جاهل يا درباره ي بلندآوازي طبل غازي آمده است: «هر که در پيش سخن ديگران افتد تا مايه ي فضلش بدانند، پايه ي جهلش بشناسند». (همان، 186). «دانا چون طبله ي عطار است، خاموش و هنرنماي و نادان چو طبل غازي، بلندآواز و ميان تهي». (همان، 180).

در داستان خطيب بدآواز نيز مي توان شمّه اي از بيش تصحيحي را يافت، آنجا که او فنّ خطيبان را در بلند کردن صدايشان نادرست دريافته بود. پندار خطيبي درباره ي سخنوري اش افراط آميز و ناآگاهانه بود و سرانجام با ميانجي گري خطيبي ديگر بر خطاي خود آگاه شد:

خطيبي کريه الصوت خود را خوش آواز پنداشتي و فرياد بي فايده داشتي. گفتي نعيب غراب البين در پرده ي الحان است يا آيت «ان انکر الاصوات لصوت الحمير» در شأن او.... مردم قريه به علت جاهي که داشت بليّتش مي کشيدند و اذيتش را مصلحت نمي ديدند تا يکي از خطباي آن بوم که با وي عداوتي نهاني داشت باري بپرسيدن رفتش.

گفت: تو را خوابي ديده ام، خير باد! گفت: چه ديدي؟ گفت: چنان ديدمي که تو را آوازي خوش بودي و خلق از نفست در آسايش بودندي. گفت: اين چه مبارک خواب است که ديدي که مرا بر عيب خود واقف کردي، معلوم شد که آواز ناخوش دارم و خلق از نفسم در رنج اند، توبه کردم که از اين پس خطبه نخوانم مگر به آهستگي: از صحبت دوستي برنجم/ کاخلاق بدم حسن نمايد/ عيبم هنر و کمال بيند/ خارم گل و ياسمن نمايد/ کو دشمن شوخ چشم ناپاک/ تا عيب مرا به من نمايد. (همان، 131، حکايت 12).

3-3- وضعيت چالشي

مسئله ي حفظ فاصله و اهميت آن در وضعيت چالشي در گلستان سعدي نمونه هاي کارآمدي دارد. براي موردي که يک وضعيت چالشي در نهايت به قطع ارتباط منجر مي شود، مي توان به مناظره ي عالمي معتبر با يکي از ملاحده اشاره کرد که در آن، هر يک بر زيررمزگان خود تأکيد داشته اند و سرانجام عالم معتبر که نگران بوده است با زياده کفر شنيدن از ملحد دچار آسيب شود، مناظره را به پايان آورده و ارتباط را قطع کرده است.

 در اين حکايت، با ارتباطي چالشي روبه روييم. رابطه ي دو زير رمزگان وضعيتي گسيخته و شکننده داشته و سرانجام امکان استمرار نيافته است. سعدي در اين حکايت چنين آورده است:

يکي از علماي معتبر را مناظره افتاد با يکي از ملاحده لعنهم الله علي حده، و به حجت با او برنيامد؛ سپر بينداخت و برگشت. کسي گفتنش: تو را با چندين علم و فضل با بي ديني حجت نماند؟ گفت: علم من قرآن است و حديث گفتار مشايخ و او بدين ها معتقد نيست و نمي شنود. مرا به شنيدن کفر او چه حاجت؟ (همان، 129، حکايت 4).

مضمون همين رابطه در مناظره را مي توان در ابياتي از گلستان باز جست که اگر کسي مايل نيست در ارتباطي چالشي درگير شود، همان بهتر که راه خاموشي در پيش گيرد:

ندهد مرد هوشمند جواب ... مگر آنگه کز او سؤال کنند

گرچه بر حق بود فراخ سخن ... حمل دعويش بر محال کنند

(همان، 86)

اما آنچه بيشتر به محور بحث مربوط مي شود، مواردي است که در آن ها ارتباط به نحو مستمر تحقق مي يابد و ارتباطي چالشي شکل مي گيرد که در آن، بخش مهمي از همت ارتباط گيرنده مصروف حفظ فاصله ها ميان دو حد مي شود؛ حدي که به قطع ارتباط و پذيرش سلطه منجر مي شود.

 در ارتباط هاي چالشي، ميان فاصله ي قدرت در روابط سلطه با فشاره ي ارتباط و گستره ي آن تناسب ويژه اي وجود دارد. هرچه فاصله قدرت بيشتر باشد، از فشاره ي ارتباط کاسته مي شود و گستره ي آن مي تواند بسيار باشد و برعکس، هرچه فاصله ي قدرت کمتر باشد، بر فشاره ي ارتباط افزوده مي شود و گستره ي آن مي تواند کوتاه باشد.

 در اين باره، چنان که پيشتر اشاره شد، مي توان از الگوي تنشي مکتب پاريس به خوبي استفاده کرد. از مواردي که مي توان ارتباط چالشي با فاصله ي قدرت اندک و فشاره ي پايين و گستره ي بالا در آن ديد، داستان همراهي سيه گوش با شير است.

 سيه گوش اگرچه به اندازه ي شير قوي نيست، مانند شير حيواني درنده است و در مقايسه ي اين دو حيوان با موجوداتي که شکار آنها هستند، فاصله ي قدرت ميان شير و سيه گوش اندک و فاصله ي قدرت ميان آن دو با شکاري مانند آهو بسيار است. در حکايتي از گلستان چنين آمده است:

سيه گوش را پرسيدند تو را ملازمت صحبت شير به چه وجه اختيار آمد؟ گفت: تا فضله ي صيدش مي خورم و از شر دشمنان در پناه صولتش زندگاني مي کنم. گفتند اکنون که به ظلّ حمايتش درآمدي و به شکر نعمتش اقرار کردي، چرا نزديک تر نيايي تا به حلقه ي خاصانت در آرد و از بندگان مخلصت شمارد؟ گفت: از بطش او همچنان ايمن نيستم. (همان، 69، حکايت 15).

در اين مصداق، گستره ي ارتباط از آن رو بسيار است که مي توان انتظار داشت شير با بسامد بسيار حيواني را شکار کرده باشد و سيه گوش از بازمانده ي شکار او خورده باشد؛ اما تعبيرهايي مانند ظلّ حمايت و اقرار به شکر نعمت نشان از فشاره ي تنشي پايين در ارتباط دارد.

نمونه ي ديگر از اين دست در داستان وزيري ديده مي شود که نزد ذوالنون، عارف نامدار مصري، شکوه آورده است، آنجا که مي گويد:

يکي از وزرا پيش ذالنون مصري آمد و همت خواست که روز و شب به خدمت سلطان مشغولم و به خيرش اميدوار و از عقوبتش ترسان.

ذوالنون بگريست و گفت: اگر من خداي را عزوجل چنين پرستيدمي که تو سلطان را، از جمله صديقان بودمي: گر نبودي اميد راحت و رنج/ پاي درويش بر فلک بودي/ور وزير از خدا بترسيدي/ همچنان کز ملک، ملک بودي. (همان، 80، حکايت 29).

تعبيرهاي روشني مانند اميدوار بودن وزير به خير سلطان و ترس از عقوبتش نشان دهنده ي چالشي مستمر در اين ارتباط است. تعبير «روز و شب به خدمت سلطان مشغولم» به وضوح از پربسامدي و گستره ي بالاي ارتباط حکايت دارد و تعبيرهايي مانند «خدمت» و «پرستش» از فشاره ي تنشي پايين سخن مي گويد، در عين اينکه مي دانيم در مقايسه ي ميان سلطان، وزير و رعيت، فاصله ي قدرت ميان سلطان و وزير اندک است و فاصله ي قدرت ميان آن دو با رعيت بسيار است.

هر دو حکايت بالا نمونه هايي از ارتباط چالشي با فاصله ي قدرتي اندک است که با ارتباطي پربسامد همراه است. اما در سوي ديگر، بايد به ارتباط هايي اشاره کرد که در آن ها فاصله ي قدرتي بسيار و بسامد ارتباط اندک است و انتظار مي رود فشاره ي تنشي در آن ها بالا باشد. از نمونه هايي که چنين گونه اي از ارتباط در آن بازتاب يافته، حکايت داستان درويش صالح و لشکري مردم آزار است، آنجا که مي گويد:

مردم آزاري را حکايت کنند که سنگي بر سر صالحي زد. درويش را مجال انتقام نبود سنگ را با خود همي داشت تا وقتي که ملک را بر آن لشکري خشم آمد و او را در چاه کرد. درويش درآمد و سنگش در سر انداخت. گفتا: تو کيستي و مرا اين سنگ چرا زدي؟ گفت: من فلانم و اين همان سنگ است که در فلان تاريخ بر سر من زدي.

گفت: چندين وقت کجا بودي؟ گفت: از جاهت مي انديشيدم، اکنون که در چاهت ديدم فرصت غنيمت شمردم: ناسزايي را که بيني بخت يار/ عاقلان تسليم کردند اختيار/ چون نداري ناخن درنده تيز/ با ددان آن به، که کم گيري ستيز/ هر که با پولادبازو پنجه کرد/ ساعد مسکين خود را رنجه کرد/ باش تا دستش ببندد روزگار/ پس به کام دوستان مغزش برآر. (همان، 75، حکايت 21).

کل ارتباط يک کنش از طرف مسلط است که با واکنش بسيار پرتأخير از طرف نامسلط پاسخ داده شده است؛ تفاوت ميان زيررمزگان يک صوفي و زيررمزگان يک لشکري آشکارا قابل درک است که اصرار هر دو بر زيررمزگان خود، ارتباط را به ارتباطي چالشي تبديل مي کند.

تأخير در پاسخ گويي نشان از گستره ي پايين و پرخشونت بودن کنش و واکنش نشان دهنده ي فشاره ي تنشي بالاست که ارتباط را به سوي خصمانه بودن کشيده است.

4- نتيجه گيري

در اين مقاله پيشنهاد شده است ناامني نشانه اي در دو سطح مورد توجه قرار گيرد: در سطح بالا، يعني رمزگاني که روابط سلطه در آن تعريف مي شود و ناامني ناشي از نابرابري نشانه اي در اين روابط سلطه است؛ در سطح پايين يعني رمزگاني که با پذيرش روابط سلطه، طرف نامسلط را در شرايط ناامني قرار مي دهد.

ناامني نشانه اي در رمزگان سطح بالا مي تواند در برگيرنده ي حالاتي مانند احساس ناامني از سوي طرف مسلط از سوي طرف نامسلط و از سوي هر دو طرف باشد يا ناشي از بر هم خوردن نظام دلالتي باشد.

 ناامني نشانه اي در سطح پايين، همواره از سوي طرف نامسلط احساس مي شود و رفتارهاي سه گانه اي در او ايجاد مي کند که عبارت اند از: خاموشي، بيش تصحيحي و تعامل چالشي. در وضعيت اخير، يعني حفظ ارتباط در عين چالش، ميان فاصله ي طرفين ارتباط از حيث قدرت با فشاره ي تنشي و تناسب عکس با گستره ي تناسب مستقيمي وجود دارد.

 تمام اين حالات در گلستان سعدي قابل انطباق است و اين درجه از انطباق نظريه با متن ادبي حکايت از آن دارد که گفته پرداز نوعي هشياري حکيمانه به کنه مسئله ناامني در ارتباط، البته از منظر نقد اجتماعي، داشته است.

منبع:راسخون


 گردآوری :گروه ادبیات تبیان زنجان 
http://www.tebyan-zn.ir/persian_literature.html

پي نوشت ها :

1- عضو هيئت علمي گروه الهيات، دانشگاه امام صادق.

2-semiotic insecurity.

Communication -3.

Linguistic (in-) security -4.

William labov -5.

Index of linguistic insecurity (ILI) -6.

Hypercorrection -7.

Linguistic change -8.

Jean-Marie Klinkenberg -9.

Précis de Semiotique Générale -10.

Mutisme -11.

Hypercorrectisme -12.

Compensation -13.

Code -14.

Sub-code -15.

Compliant personality -16.

Aggressive personality -17.

Detached personality -18.

Dominance -19.

Toleration -20.

Tensive schema (schéma tensif) -21.

Tension vs. étendu -22.

فهرست منابع تحقيق:

- سعدي، شيخ مصلح الدين (1368). گلستان. به کوشش غلامحسين يوسفي. تهران: خوارزمي.

- شعيري، حميدرضا (1385). تجزيه و تحليل نشانه- معناشناختي گفتمان. تهران: سمت.

- معين، بابک (1389). «بررسي پديده هاي عدم امنيت و امنيت نشانه اي و عکس العمل در مقابل عدم امنيت نشانه اي در فيلم اخراجي ها» در نشانه شناسي فرهنگ. به کوشش اميرعلي نجوميان. تهران: سخن. صص 159-174.

- Fontanille, J. (1998). Sémiotique du discours. Limoges: Pulim.

- Geeraerts, D. et al. (2010). Advances in Cognitive Sociolinguistics. Berlin/ New York: Walter de Gruyter.

- Geerts, G. (1962). Genus en Geslacht in de Gouden Eeuw. Brussel: Belgisch Interuniversitair Centrum voor Neerlandistiek.

-Horney, K. (1945). Our Inner Conflicts: A Constructive Theory of Neurosis. New York: Norton.

- Hudson, R. A. (1980). Sociolinguistics. Ed. Cambridge: Cambridge University Press.

- Klinkenberg, J. M. (1996). Précis de Sémiotique Générale. Bruxelles: De Boeck Universite.

- Labov, W. (1996). The social stratification of English in New York City. Ed. Cambridge/New York: Cambridge University Press, 2006.

- ____ (1968a). Hypercorrection by the Lower Middle Class as a Factor in Linguistic Change Reprint in W. Labov (1972). Sociolinguistic Patterns. Philadelphia: University of Pennsylvania Press. Pp. 122.

- _____ (1968b). The Reflection of Social Processes in Linguistic Structures Reprint in W. Labov (1972). Sociolinguistic Patterns. Philadelphia: University of Pennsylvania Press. Pp. 110.

- _____ (2001). Principles of Linguistic Change: Social Factors. Oxford/Massachusetts: Blackwell.

توجه : این مقاله توسط سیستم نرم افزاری واحد های وب سایت گردآوری شده است و تبیان زنجان ادعای مالکیت این محتوا را نداشته و صرفاً جهت ارتقای سواد عمومی منتشر گردیده است .تبیان زنجان یک وب سایت عمومی اطلاع رسانی میباشد. در صورتی که تولید کننده اصلی این محتوا میباشید و مایل نیستید در وب سایت تبیان زنجان این مطلب در دسترس عموم قرار گیرد لطفا از لینک ' ارسال گزارش ' زیر نسبت به ارسال درخواست خود اقدام فرمایید .
ارسال گزارش
آرشیو های مرتبط : ناامنی نشانه ای , گلستان سعدی ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

175461
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.