مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
دیدگاه مولوی درباره زندگی، عشق، مرگ
آموزه هایی از اشعار حافظ برای انسان امروز (1)
برندگان نوبل ادبیات چه کسانی بوده اند؟
نگاهی کوتاه به زندگی و آثار الكساندر دوما
نقد ادبي و انواع آن
نگاهی به شعر باغ من از مهدی اخوان ثالث
زلال وحی در اشعار حافظ
انواع افسانه های فارسی
دقت کردید ؟؟
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
http://news.tebyan-zn.ir/
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
/Voting/public_opinion/default.html
/archive/photography/0/10/default.html
/ItMatchOnline.html
/Directory/Free-Web-Submission.html
جدیدترین مطالب این بخش

سرود انسان امروز
۷۶ سال پیش از این نیما یوشیج (علی اسفندیاری، ۱۳۳۸ ۱۲۷۶ شمسی) منظومه افسانه، نخستین شعر نو فارسی را ...

ساقیا پیمانه پر کن زانکه صاحب مجلست
ساقیا پیمانه پر کن زانکه صاحب مجلست/آرزو می‌بخشد و اسرار می‌دارد نگاه جنت نقد است اینجا عیش و عشرت...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : گزیده اشعار امام خمینی رحمت الله علیه
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   1102   بازدید   
تاریخ درج مطلب  8/11/1394
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

گزیده اشعار امام خمینی رحمت الله علیه

واحد شعر و ادب تبیان زنجان-

 

تبیان زنجان

حسن ختام

الا يا ايها الساقى! ز مـــى پُر ســــاز جامم را

كه از جـــانم فــــرو ريزد، هواى ننگ و نامم را

از آن مى ريز در جـــامم كــه جانم را فنا سازد

برون سازد ز هستى، هسته نيرنگ و دامم را

از آن مى ده كه جانم را ز قيد خود رها سازد

به خود گيـــرد زمـــــامم را، فرو ريزد مقامم را

از آن مى ده كــه در خلوتگـــــه رندان بيحرمت

به هم كــوبد سجودم را، به هم ريزد قيامم را

نبـــــودى در حـــريمِ قدسِ گلــــرويان ميخــانه

كه از هـــر روزنـــى آيم، گلى گيرد لجامم را

روم در جـــرگه پيران از خــــــود بى‏خبر، شايد

برون ســـازند از جــانم، به مى افكار خامم را

تـــو اى پيــــك سبكباران دريــــاى عدم، از من

به دريادارِ آن وادى، رســـان مدح و سلامم را

به ســـاغر ختم كردم اين عدم اندر عدم نامه

به پيرِ صومعه بــــرگو: ببين حُسن ختــامم را

عيد نوروز

باد نوروز وزيـــده است به كوه و صحرا

جامه عيـــد بپـــوشنـــد، چه شاه و چه گد

بلبل باغ جنان را نبـــود راه به دوست

نازم آن مطـــرب مجلـــس كـــه بود قبله نم

صوفى و عارف ازين باديه دور افتـادند

جــام مى گير ز مطــرب، كه رَوى سوى صف

همه در عيد به صحرا و گلستان بروند

من ســرمست، ز ميخـــانه كنـــم رو به خد

عيد نوروز مبارك به غنــــى و درويش

يــــــار دلـــــدار، ز بتخـــانــــه درى را بـــگش

گر مرا ره به در پير خــــــرابات دهى

بــه سر و جان به سويش راه نوردم نه به پ

سالها در صف اربــــــاب عمائم بودم

تـــا بـــه دلـــدار رسيدم نـــكنم بـــــاز خــط

جان جهان

به تو دل بستم و غير تو كسى نيست مرا

جُز تو اى جان جــــهان، دادرسى نيست مرا

عاشق روى تــوام، اى گل بى مثل و مثال

به خدا، غير تو هــرگز هــــوسى نيست مرا

بـــا تو هستم، ز تو هرگز نشدم دور؛ ولى

چه توان كرد كه بانگ جــــرسى نيست مرا

پــــرده از روى بينداز، به جان تـــــو قســم

غيـــر ديــــدار رخت مـــلتمسى نيست مرا

گر نباشى بـــرم، اى پـــردگى هرجـــــايى

ارزش قدس چـــو بـــال مگسى نيست مرا

مــــده از جنت و از حــــــور و قصورم خبرى

جز رخ دوست نظر سوى كسى نيست مرا

شرح جلوه

ديــــــــــده‏اى نيست نبيند رخ زيبــــــــــــاى تو را

نيست گـوشى كه همى‏نشنود آواى تو ر

هيچ دستـــــــــى نشـــــــــود جز بر خوان تو دراز

كـــس نجويد به جهـــــــان جز اثر پاى تو ر

رهرو عشقـــــــــم و از خــــــــــرقه و مسند بيزار

به دو عالـــــــــــم ندهم روى دل آراي تو ر

قامت ســــــــرو قـــــــــــــدان را به پشيزى نخرد

آنكه در خــــــــــــواب ببيند قد رعناى تو ر

به كجا روى نمـــــــايد كـــــــــه تواش قبله نه‏اى؟

آنكه جويد به حـــــــرم، منزل و ماواى تو ر

همه جـا منزل عشق است؛ كه يارم همه جاست

كور دل آنكــــه نيابد به جهـــان، جاى تو ر

بــــــا كـــــه گويم كه نديده است و نبيند به جهان

جــــــز خم ابـــــرو و جز زلف چليپاى تو ر

دكـــــــه علـــــــم و خرد بست، درِ عشق گشود

آنكه مى‏داشت به سر علّت سوداى تو ر

بشكنــــــم اين قلـــــــم و پـــــــاره كنم اين دفتر

نتـــــوان شـــــرح كنم جلـــــوه والاى تو ر

آوینی

 


گردآوری :گروه ادبیات تبیان زنجان  

http://www.tebyan-zn.ir/persian_literature.html

 

توجه : این مقاله توسط سیستم نرم افزاری واحد های وب سایت گردآوری شده است و تبیان زنجان ادعای مالکیت این محتوا را نداشته و صرفاً جهت ارتقای سواد عمومی منتشر گردیده است .تبیان زنجان یک وب سایت عمومی اطلاع رسانی میباشد. در صورتی که تولید کننده اصلی این محتوا میباشید و مایل نیستید در وب سایت تبیان زنجان این مطلب در دسترس عموم قرار گیرد لطفا از لینک ' ارسال گزارش ' زیر نسبت به ارسال درخواست خود اقدام فرمایید .
ارسال گزارش
  

12345
 
1 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :4.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

183167
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.