مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
برندگان نوبل ادبیات چه کسانی بوده اند؟
زلال وحی در اشعار حافظ
آموزه هایی از اشعار حافظ برای انسان امروز (1)
نگاهی کوتاه به زندگی و آثار الكساندر دوما
نقد ادبي و انواع آن
نگاهی به شعر باغ من از مهدی اخوان ثالث
دیدگاه مولوی درباره زندگی، عشق، مرگ
اتوبیوگرافی چیست؟
دقت کردید ؟؟
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/ItMatchOnline.html
/Voting/public_opinion/default.html
/archive/photography/0/10/default.html
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
/Directory/Free-Web-Submission.html
جدیدترین مطالب این بخش

اندکی سایه
نویسنده ای که متولد ۲۶ فروردین سال ۱۳۲۶ بود در ۲۶ شهریور رخت سفر بست و مخاطبانش را با کتاب هایش تن...

نقد مدیرمدرسه جلال آل احمد(2)
شخصیت مدیر مدرسه بی شباهت به شخصیت آندری یفی میچ(7) اطاق شماره ی شش چخوف نیست. او رییس تیمارستانی م...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : شیوه ها ی عیّـاری در آیینۀ داستان سمک و قطران(1)
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   841   بازدید   
تاریخ درج مطلب  5/5/1394
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

شیوه ها ی عیّـاری در آیینۀ داستان سمک و قطران(1)

شیوه ها ی عیّـاری در آیینۀ داستان سمک و قطران(1) واحد شعر و ادب تبیان زنجان-

 

 

چکیده

در مورد کلمه عیّار و ریشه آن و معنی و مفاهیمش اتفاق نظر نیست. مرحوم ملک الشعرای بهار این کلمه را به معنی یار و فارسی می داند و دکتر خانلری ریشه پهلوی برای آن متصّور است که از اصل، ادییار گرفته شده است و طی فرایند های واجی به صورت عیّار درآمده است.

در مورد اصل و ریشه ی این گروه هم اتفاق نظر نیست و بعضی سازمان آنها را برگرفته از فتیان عرب می داند و تعدادی دیگر منشا این گروه را قبل از اسلام و به ایران نسبت می دهند که با سخت گیری های حاکمان بغداد به خصوص در دوره ی عباسیان نظام و آیین مخصوص به خود می گیرند و هر روز بر جمعیت آن ها افزوده می شود .

و عیاران برای اینکه مجبور بودند هزینه ها و مخارج خود را تامین کنند به راهداری می پرداختند و از کاروان ها برای به سلامت رساندن آنها پول می گرفتند. این گروه برای رسیدن به این اهداف لازم بود چابک و آماده و ورزیده باشند و برای همین در شهر ها و در میادین به ورزش می پرداختند و مورد توجه مردم واقع شدند و بعد کم کم مورد عنایت حاکمان هم قرار گرفتند

مقدمه

عیاران از هر گروه و از هر جا که باشند جوانمرد واقعی را حضرت علی (ع) می دانند و به نوعی خود را پیرو رفتار و افعال این پیشوای دینی می شمارند هر چند قبل از حضرت علی (ع) برای پیامبران الهی مراتبی را ذکر می کنند.

در مورد محتوای اعتقادات از جهتی با صوفیان اشتراک نظر دارند و آن مورد این است که به خواسته های خود توجه ندارند و دیگران را مقدم بر خود می دانند. ولی از جهت دیگر اختلاف دارند و این مورد اینکه صوفی اعمالش را برای حق و یا رسیدن به حق می داند ولی عیار همه ی جانفشانی های خود را برای به دست آوردن شهرت و نام انجام می دهد، هر دو گروه به مال و ثروت دنیا بی توجه هستند.

به نظر می رسد لباس خاص آنها و یا رفتارشان که غالبا برگرفته از روحیه ی جوانمردی و دستگیری از ضعفاست و یا افتادگی در عین توانایی در گروه ورزشکاران باستانی تجلی و نمود بیشتری دارد. همین ورزیدگی و آمادگی باعث شده تا خانواده هایی فرزندان خود را برای کسب مهارت های رزمی و پرورش در اختیار این گروه قرار دهند البته همین امر بعد ها مشکلاتی را به وجود آورد.

شربت عیاری که عبارت بود از آب و نمک درسی رمزی و نمادین است که هر کس وارد این جماعت می شود باید به صافی و پاکی آب باشد و حق نمک را بشناسد و به آن پایبند باشد. اعتقادات افکار و تعلیمات عیاران به خصوص در سیستان و به ویژه درباره یعقوب لیث صفار که نجات دهنده ی ایران و از بزرگان عیاران است در تاریخ جلوه و گیرایی خاصی دارد. اگر چه عیاران به راهزنی هم می رفتند این مورد در صورتی است که ضرورتی پیش بیاید یا قصد چپاول مال و ثروت از فردی غنی و توجه به زیردستی فقیر بوده است .عیاران خود را مسئول فقرا و توجه به آنان می دانند دقیقا مثل دسته های سیاسی و یا گروه های اجتماعی زمان ما این گروه هم دسته ای خاص هستند که اساس وجود آنها توجه به نیازمندان و دستگیری از آنهاست.

محل اقامت عیاران یتیم خانه است و از این رو عیاران به یتیمان هم معروفند.

عیاران در درگیری های بین امین و مامون در بغداد شرکت کردندو قدرت و گستردگی زیادی پیدا کردند اختلافات شیعه و سنی و زدو خورد های حنفی و شافعی وسیله ای مناسب برای ارتزاق و پیشرفت آن ها شد در واقع هر پولی که دولت از مردم می گرفت عیاران از حکومت می گرفتند و مراتبی پیدا کردند آنچه هنوز معلوم نیست اینکه عیار پیشگی از بغداد به ایران آمده است یا از ایران به بغداد رفته اما عیاران ایران با توجه به بحثی که گذشت و شلوار مخصوصی که می پوشیدند قطعا از نوع عرب جدا هستند، چون پوشیدگی شلوار ریشه ی ایرانی دارد و اعراب هیچگاه شلوار نمی پوشیده اند از طرف دیگر وقتی کتاب سمک عیار را می خوانیم به وضوح می بینیم که سمک عیار بعد از هر پیروزی شراب می خورد و این مورد با دین اسلام سازگاری ندارد از سوی دیگر در کتاب مذبور هیچ جا یادی از مسجد و نمازگزاران نیست این موارد گمان ورود عیاری از بغداد به ایران را شدیداً تضعیف می کند.

مقصود این مقاله تاریخ عیاران نیست بلکه بررسی آداب و شیوه های عیاری آن ها در کتاب سمک عیار است که مهم ترین کتابی است که اطلاعات جامعی درباره ی گروه عیاران در اختیار ما قرار می دهد سمک عیار نوشته ی فرامرز ابن خداداد کاتب ارجانی است که احتمالا اواخر قرن ششم یا اوایل قرن هفتم نوشته شده این کتاب بنا بر روایت شخصی به نام صدقه ابن ابی قاسم شیرازی نگارش یافته زمان نوشته شدن داستان ها و یا زمان تدوین روایت آنها معلوم نیست دکتر خانلری در مقدمه آن اشعاری را ذکر می کند که متعلق به شاعران قرن پنجم و ششم از جمله قطران تبریزی و مسعود سعد سلمان و امیر معزی است شیوه نگارش سمک عیار نشان می دهد که این کتاب برای سخنوری ساخته و پرداخته شده است اهمیت کتاب سمک عیار بیش از همه اشاره به آداب و رسوم عیاران است در تاریخ پر فراز و نشیب کشور عزیزمان ایران کمتر به تاریخ و داستان های مردم عادی توجه شده است شاید انحصار علم و دانش به طبقه یا گروهی خاص ویا حمایت حاکمان از نویسندگانی که به نفع آنها قلم بزنند باعث شده کمتر به داستان های عامیانه ی ایران توجهی شود، داستان های عامیانه ای که سمک عیار هم یکی از آنهاست.

بیشتر حوادث و اتفاقات کتاب در چین و ماچین رخ می دهد. قهرمان نام آور داستان که در شجاعت و تدبیر و نیرنگ سرآمد همه ی قهرمانان است، سمک نام دارد.

یکی دیگر از جلوه اهمیت این کتاب اشاره به اسم های اصیل فارسی که کمتر در منبعی دیگر بیان شده است سمک، قطران، آتشک ،شغال پیل زور، شه میر عیار ،زیرک عیار و نام های زنان مثل مروان دخت، ماهانه مدپری، گلوی و بعضی اسم های مرکب مانندچگل ماه، لا لاصلاح و آهوگیر عیار جنبه ی رمزی و معمایی دارند.

لغات و اصطلاحات زیبای کتاب باعث شده تا این کتاب گنجینه ای از تعبیرات و ضرب المثل هایی باشد که در زبان فارسی به کار می رفته است. ارزش کتاب به خاطر انشای محکم و با اسلوب آن و یا پیروی از سبک خاصی نیست بلکه شیوه رایج زمان نویسنده را نشان می دهد همچنین هیچ تصویری از اوضاع و احوال سیاسی اجتماعی عصر مولف به دست نمی دهد و حال و هوای داستان را به خوبی در فضای حکایت ها و وقایع ترسیم می کند پوشش زنان، وسایل حرب و جنگاوری عیاران، نوشیدنی ها و طبقات جامعه از مهمترین مواردی است که کتاب سمک عیار را ارزشمند تر و خواندنی تر می کند.

در مورد نام کتاب دکتر ذبیح الله صفا معتقدند که قهرمان کتاب ، سمک ، در شجاعت و تدبیر و نیرنگ سر آمد همه ی قهرمانان است وجود دو دسته از متعصبین سیستان با نام های سمکی و صدقی وتصادفی عجیب که اسامی این گروه ها و قهرمان و راوی داستان وجود دارد. این احتمال را به ذهن می آورد که فراهم آورنده داستان با شناخت قبلی از موارد اختلاف دو گروه خواسته است شرح دلاوری ها و جوانمردی های سمک را از زبان یکی از حریفان و مخالفان نقل کند. در این مقاله آداب و رسوم عیاران و اعتقادات آنها در داستان سمک عیار و قطران مورد توجه قرار می گیرد.

سمک وقطران

سمک عیار در نزد خورشید شاه پسر پادشاه حلب که از دختر شاه عراق به وجود آمده ایستاده و در حال تعظیم است و سمک قصد دارد قطران را بسته نزد خورشید شاه آورد او با این عهد که قطران را اسیر بیاورد از کاخ خورشید شاه بیرون می آید بیراهه در پیش می گیرد و کسی را می بیند که روی به لشگر گاه آنها دارد خود را مخفی و ناگاه خود را بر سر آن مرد

می افکند و قصد نابودی اورا می کند آن شخص می گوید: من چه کرده ام و چرا تو می خواهی مرا بکشی سمک خود را معرفی می کند و می گوید :تو کیستی؟ او خود را آتشک معرفی می کند که شبی نزد قطران بوده و او را ملول می بیند و قطران با آتشک گفته که سمک قصد داشته اورا اسیر کند و از آنجایی که آتشک دلباخته دلارام نامی است با قطران عهد می کند اگر آتشک، سمک را اسیر نزد او آورد دلارام را بی هیچ رنجی در کنار آتشک نهد و با آتشک عهد می بندند و به نشانه ضمانت قطران انگشتری به آتشک می دهد سمک می گوید: تو می دانی که من بهتر می توانم دلارام را در کنار تو آورم اکنون با من عهد ببند و سوگند بخورکه یار من باشی و خیانت نکنی آتشک به یزدان دادار و نان و نمک سوگند می خورد. سمک او را در آغوش می کشد و می گوید: تو مرا برادری.

پس دستان مرا از پشت ببند و یوغ در گردن مرا نزد قطران ببر وقتی او می گوید سمک را دار بزنید تو بگوی چه جای کشتن است مردی چنین اسیر و گرفتار فردا در میدان داری بزنیم، تا همه قدرت ما و اسارت سمک را مشاهده کنند و ما به شهرت برسیم.

قطران می پذیرد و آتشک دست سمک را از پشت می بندد و نزد قطران می برد در اردوگاه قطران هرکس آتشک را می بیند که این گونه سمک را اسیر می آورد به هم دیگر می گویند آتشک هول عیاری ای کرده است ـ عجب شکار جانانه ای کرده که سمک را توانسته اسیر کند ـ و قفایی به سمک می زند سمک بانگ بر آتشک می زند که اجازه نده چنین کاری کنند زیرا با سیلی مرا نابود خواهند کرد. تا اینکه به بارگاه قطران می رسند. قطران می پرسد شیر آمدی یا روباه ؟ ـ موفق شدی یا نه؟ ـ آتشک می گوید: به اقبال تو ای پهلوان شیر آمدم و قطران دستور می دهد زود سمک را گردن بزنند آتشک می گوید جای این سخن نیست چون او اسیر و گرفتار ماست.

فردا داری در میدان می زنیم و او را به دار می کشیم قطران می گوید کسی باید امشب مواظب او باشد وآتشک می گوید: من خود او را آورده ام و خودم می توانم از او نگهداری کنم قطران می پذیرد و می خواهد به خاطر این اتفاق مهم شراب بخورد در شراب خواری افراط می کند و مست می افتد سمک و آتشک که منتظر چنین فرصتی هستند آماده می شوند، اول آتشک دستان سمک را باز می کند و دو مهد (تخت) پیدا می کنند و بر دو قاطر می گذارند و آنچه از طلا و نقره می یابند بر می دارند و به سی غلام دستور می دهند که اطراف تخت را بگیرند و مراقب تخت قطران باشند غلامان می پرسند چرا باید چنین کاری کنیم جواب آتشک اینکه قطران دستور داده تا اگر حمله ی ناگهانی صورت گیرد او دربین آنها نباشد

وقتی سمک و آتشک با قطران مست خفته و سی غلام از اردوگاه قطران خارج می شوند و به اردوگاه خورشید شاه می رسند نزدیک های صبح است و خورشید شاه بر تخت نشسته است. سیاه گیل امیر طلایه است که همه را محاصره می کند و با توضیح حوادث و اتفاقات به قطران می خندند و به سمک آفرین می گویند سیاه گیل می پرسد این دیگر کیست؟ سمک آتشک را معرفی می کند و می گوید او برادر من است.

و این در حالی است که قطران بر مثال زنده پیلی مست روی تخت و زیر جلباب ـ پرده ـ خفته است سمک جلو می رود و سبیل قطران را می گیرد و می کَنَد و قطران از این نهیب بیدار می شود تصور می کند در کاخ خود است نگهبانان را فرا می خواند که سمک پیش می رود و قفایی محکم به قطران می زند و می گوید خدمتکاران تو رفتند به خاطر آن همه بی شرمی که تو در مورد آن ها روا می داشتی و این پس گردنی به خاطر آن پس گردنی هایی است که در اردوگاه تو به من زده اند. این خلاصه ای از داستان است اما آنچه در این مقام لازم است به آن اشاره شود.

دکتر علی محمدرضایی هفتادر

دکترحمیدهادیان

منبع:آفتاب



گردآوری :گروه ادبیات تبیان زنجان  

http://www.tebyan-zn.ir/persian_literature.html

فرامرز ابن خداداد کاتب ارجانی

- آیین جوانمردی ـ هانری کربن ـ ترجمه احسان نراقی ـ ص ۱۷۰ ـ تهران ـ نشر نور ـ ۱۳۶۳

- تاریخ ورزش باستانی ایران (زورخانه ) ـ پرتو بیضایی ـ تهران ـ چاپ حیدری ـ ۱۳۳۷

- تاریخ ادبیات در ایران دکتر ذبیح الله صفا ـ ص ۹۸۸ ـ ج۲ ـ تهران ـ انتشارات فردوس - ۱۳۷۱

همان ـ صص ۱۶۲ - ۱۶۷-

همان ـ ص ۱۶۲-

آیین جوانمردی ـ هانری کربن ـ ترجمه احسان نراقی ـ تهران نشر نو ـ ۱۳۶۳-

توجه : این مقاله توسط سیستم نرم افزاری واحد های وب سایت گردآوری شده است و تبیان زنجان ادعای مالکیت این محتوا را نداشته و صرفاً جهت ارتقای سواد عمومی منتشر گردیده است .تبیان زنجان یک وب سایت عمومی اطلاع رسانی میباشد. در صورتی که تولید کننده اصلی این محتوا میباشید و مایل نیستید در وب سایت تبیان زنجان این مطلب در دسترس عموم قرار گیرد لطفا از لینک ' ارسال گزارش ' زیر نسبت به ارسال درخواست خود اقدام فرمایید .
ارسال گزارش
آرشیو های مرتبط : سمک و قطران , شیوه عیّـاری ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

178774
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.