مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
دقت کردید ؟؟
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/Voting/public_opinion/default.html
/ItMatchOnline.html
/archive/photography/0/10/default.html
http://news.tebyan-zn.ir/
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
/Directory/Free-Web-Submission.html
جدیدترین مطالب این بخش

مفهوم شناسی تفسیر و تأویل قرآن کریم
به عبارت دیگر همان طور که «فسر» در واقع کشف کردن و برملا ساختن چیزی است که پوشیده می باشد؛ تفسیر هم...

مقدمه اي بر تفسير قرآن (قسمت دوم)
شايد دشوارترين مشکلات قرآني، ايرادات دشمنان اسلام به اختلاف قرائات قرآن باشد؛ نه تنها به اختلاف آن ...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : مقدمه اي بر تفسير قرآن (قسمت سوم)
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   530   بازدید   
تاریخ درج مطلب  18/8/1394
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

مقدمه اي بر تفسير قرآن (قسمت سوم)

مقدمه اي بر تفسير قرآن (قسمت سوم) واحد دار القرآن تبیان زنجان-

در پايان اين بخش و به طور خلاصه مي توان چنين نتيجه گرفت:

1. به هيچ وجه نبايد پذيرفت که قرآن با قرائات مختلف از آسمان نازل شده باشد.

2. وقوع اختلاف قرائت در هر زبان امري الزامي و قهري است.

3. وقوع اختلافات در قرائت قرآن و جواز به بخشي از آن ها، غير قابل انکار است.

4. اصلاح اين اختلافات محتاج مرور زمان است.

5. پيغمبر اکرم (ص) براي رفع عسر و حرج، بعضي اختلاف قرائات قرآن را به شرط آن که حلالي را به حرام يا حرامي را به حلال تبديل نکنند، و يا رحمتي را به عذاب و عذابي را به رحمت مبدل نسازند ـ فقط تا زماني که عسر و حرج باقي است و نه براي هميشه ـ تصويب کرده است.

6. پيغمبر (ص) و زمامداران اسلامي، زيان اين اختلافات را دانسته، و در حد امکان، با تمام قواي خود در مهار کردن و بلکه بر طرف نمودن آن کوشيده اند. در عمل هم اين اقدامات ـ به مرور زمان ـ تأثير خود را داشته اند؛ چنان که مدت هاست در تمام اقطار اسلامي قرآن مجيد به يک قرائت نوشته، چاپ و قرائت مي شود.

7. روايت منقول از پيغمبر (ص) که در جواب هر مراجعه کننده اي که قرآن را به يک قرائت مي خواند مي فرمود: هکذا نزل يعني [قرآن] چنين نازل شده و بدين نحو قرائات مختلف را تأييد مي کرد، بر فرض صحت روايت، از نظر استعمال مجاز است که براي پيغمبر (ص) جايز بود. معناي روايت مذکور چنين است: براي تو ـ قرائت کننده ـ قرآن را در زمان عسر و حرج به هر قرائتي که در محدوده ي قانوني است بخواني، از طرف خداوند قابل قبول است.

8 . به فتواي بسياري از علماي بزرگ اسلامي، پس از رفع عسر و حرج، قرائت قرآن به غير قرائت متداول و مورد قبول همه ي اقطار اسلامي، حرام است.

9. با حل مشکل اختلاف قرائات، معاندين اسلام اعم از مستشرقان، مبشران و منافقان که بزرگ ترين حربه و براترين آن را در برابر قرآن، مسأله ي اختلافات قرائات مي دانستند، خلع سلاح مي شوند.

اسباب نزول

قرآن مجيد، يا به طور ابتدايي نازل شده، يا در پي واقعه اي خاص و يا براي بيان حکمي خاص. اين موارد را اسباب نزول گويند. براي مثال: يسئلونک عن الانفال قل الانفال... [انفال/ 1] از تو درباره ي غنائم جنگ مي پرسند، بگو غنائم ...

دانستن اسباب نزول کمک مؤثري است به فهم صحيح قرآن تا آن جا که با ندانستن سبب نزول، فهم بخشي از قرآن امکان ندارد و يا به نحو کامل نخواهد بود؛ مانند: ليس علي الذين آمنوا و عملوا الصالحات جناح فيما طعموا [مائده/ 93] بر کساني که ايمان آورده و عمل صالح به جا آورده اند، باکي نيست، هر آنچه خوردند.

گويند بر اساس اين آيه، عثمان بن معظون و عمرو بن معديکرب قائل به حليت شرب خمر براي خود شدند، در حالي که اين برداشتي ناروا از آيه، به دليل ندانستن سبب نزول آن بود. مطلب چنان بود که وقتي خمر حرام شد، مسلمانان پرسيدند: پس آنان که سابقا شرب خمر کرده اند، حکمشان چيست؟

پس آيه نازل شد که حکم اين آيه عطف به ماسبق نمي شود و تعلق به ماضي ندارد، بلکه مراد آيه اين است: آنان که ايمان آورده و عمل صالح به جا آورده اند، اگر بر ايمان خود باقي باشند و پرهيزگاري کنند، برايشان باکي نيست از آنچه قبل از نزول اين حکم: ـ حرمت خمر ـ شراب نوشيده باشند.

عموم لفظ و خصوص سبب

اگر چه سبب نزول آيات خاص است، اما در مواردي، لفظ آيه عام است و شامل همه ي موارد مشابه مي شود. بنابراين، اين سؤال پيش مي آيد که: آيا مناط حکم، خصوص سبب است يا عموم لفظ؟ در پاسخ مي گوييم: قول صحيح آن است که اگر مانعي نباشد، مناط حکم عموم لفظ آيه است.

بنابراين حکم شامل همه ي موارد مشابه آن آيه خواهد شد؛ مانند آيه ي اظهار که هر چند درباره ي حکم و تکليف اوس بن صامت نازل شد، اما در همه ي موارد مشابه نيز حکم اظهار همين است، يا مانند: ويل لکل همزه لمزه، الذي جمع مالا وعدده [همزه/ 1 و 2]: واي به حال هر بدگوي غيبت کننده، آن که مالي را جمع کرد و شمرد که هر چند درباره ي اميه بن خلف نازل شد، اما در برگيرنده ي هر کسي است که داراي اين صفات باشد.

محکم و متشابه

آيات قرآن مجيد به نص خود بر دو گونه اند: محکم و متشابه. قوله تعالي: هو الذي انزل عليکم الکتاب منه آيات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه و ابتغاء تأويله و ما يعلم تاويله الا الله و الراسخون في العلم يقولون آمنا به کل من عند ربنا و ما يذکر الا اولوالالباب [آل عمران/ 7].

اوست کسي که کتاب را بر تو نازل کرد. بخشي از آن، آيات محکماتي است که ريشه و مادر کتابند، و بخش ديگر، متشابهات هستند. اما کساني که در دل هايشان کجي و بيماري است، پيروي مي کنند، آنچه را متشابه است، براي به دست آوردن فتنه، و به دست آوردن تأويل [ناروا]، در حالي که تأويل واقعي آن را نمي دانند، مگر خداوند، و راسخان در علم مي گويند به آن ايمان آورده ايم، همه از نزد پروردگار ماست، و [به اين مطلب مهم] يادآور نمي شوند، مگر خردمندان.

به اجمال مي توان گفت، مراد از محکم، آيه اي است که فهم آن قطعي است، و احتمال ديگري در آن راه ندارد، مانند: ان الله يأمر بالعدل و الاحسان و ابتاء ذي القربي [نحل/ 90]: خداوند فرمان مي دهد، به عدالت، نيکوکاري و بخشش به خويشاوندان . و مراد از متشابه آيه اي است که احتمال ديگري در آن مي رود؛ مانند: الرحمن علي العرش استوي [طه/ 5]: خداوند بر روي عرش مستقر گشت يا خداوند بر عرش استيلا و حکومت دارد.

اگر گفته شود، چرا در قرآن آيات متشابه آمده اند تا باعث اشتباه شوند؟ در جواب مي گوييم: قرآن مجيد به زبان عربي نازل شد، و زبان عربي و بلکه همه ي زبان ها داراي دستوراتي خاص براي استعمال و استخدام کلمات هستند؛ از جمله استعمال مجاز، استعاره، کنايه، کلمات مشترک و امثال آن ها.

اين نوع استعمالات الزامي و قهري اند؛ زيرا الفاظ محدودند و معاني و مفاهيم نامحدود. بنابراين، براي به کار بردن الفاظي چند در برابر گروهي از مفاهيم ـ به دليل وضع نشدن لفظ خاص ـ به ناچار بايد از مجاز و امثال آن استفاده کرد، و ناگزير اين نوع استعمالات مورد احتمال و اشتباه واقع مي شوند.

البته راه حل مسأله نيز آسان است، مبتني بر وجود قرائن بر مطلب؛ بدين نحو: در مواردي که مجموع آيه يا بخشي از آن متشابه باشد، با عرضه ي آن بر ديگر آيات محکمات، آيه ي متشابه از حالت خود خارج و محکم مي شود. چنانچه قوله تعالي: ليس کمثله شيء [شوري/ 11] که از محکمات است، همه ي متشابهاتي را که افاده ي تجسم مي دهند، از حالت تشابه بيرون مي آورد.

يا: وجاء ربک و الملک صفا صفا [فجر/ 22]: پروردگار تو مي آيد و فرشتگان به صف در آمدند !! که از متشابه است؛ چون آمدن به معني تحرک و ترک وضعي است و چون خداوند به دليل ليس کمثله شيء مانندي ندارد، پس مراد از جاء معني مجازي آن است؛ يعني: جاء امر ربک. پس بدين صورت و روي هم رفته، بايد دانست که همه ي قرآن محکم است، چنانچه امام صادق (ع) نيز فرموده است: و المتشابه ما اشتبه علي جاهله [مجلسي، ج 15:92]: متشابه آن است که بر نادان مشتبه شود، نه بر عالم.

تأويل از اول است، به معني نتيجه و عاقبت، و مراد از آن بياني است که در منطوق قرآن به آن تصريح نشده باشد؛ مانند آن که بگويد: مقصود چيست؟ بالاخره چه نتيجه مي گيريم؟ و آن هم در محکمات جاري است و هم در متشابهات. اما در متشابهات بهانه براي فتنه جويي از راه تأويل ناروا بيش تر است فأما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه و ابتغاء تأويله [آل عمران/ 7] ناظر به اين موارد است که در مبحث تفسير مفصل تر خواهد آمد.

بنابراين کليات مسائل محکم و متشابه عبارتند از:

1. اصطلاح محکم و متشابه از خود قرآن است.

2. استعمال متشابه، به نحو مجاز و در اثر کمبود لفظ، در برابر مفاهيم بسيار مي باشد که امري قهري و الزامي است؛ چه در لسان قرآن چه در باقي السنه.

3. با ارجاع متشابه به لغت، صرف، نحو، معاني، بيان و کلام، و اهل فن، کلام از تشابه خارج مي شود. پس هيچ چيز از قرآن مجيد مآلا نامفهوم نخواهد ماند.

4. راسخين در علم در درجه ي اول پيغمبر اکرم (ص) و اوصياي اويند، و سپس علمايي هستند که علمشان مأخوذ از آن حضرات باشد.

5. تأويل جايز و غير جايز، هم در محکمات و هم در متشابهات واقع مي شود. تأويل ناروا از جانب معاندان و بيماردلان انجام مي شود و آن را بهانه اي براي فتنه انگيزي و تحريف معارف اسلامي قرار مي دهند. آنان، چون از دست بردن در متن قرآن ناتوان شده اند، ناچار تأويلاتي ناروا در معاني آن به کار مي برند.

ظهر و بطن قرآن

پيامبر (ص) فرمود: ما انزل الله آيه الا و لها ظهر و بطن [کمالي دزفولي، 1359، بخش ظهر و بطن:]: هيچ آيه اي را خداوند نازل نکرده، مگر آن که ظاهري دارد و باطني. بعضي گمان کرده اند که انتساب قرآن به ظاهر و باطن، از اصطلاحات باطنيان يا صوفيان است، اما چنين نيست، بلکه در روايات مستفيضه اين انتساب براي قرآن ياد شده است. البته ناگفته نماند که اين موضوع دستاويز و بهانه اي ويرانگر براي باطنيه و تأويل کنندگان قرآن شده است.

مراد از باطن قرآن، تدبراتي است که پژوهشگران مشتاق، مخلص و با ايمان در اثر توفيقات الهي و ممارست در قرآن، به دست مي آورند، و شرط صحت آن تدبرات اين است که منطبق بر ظاهر قرآن و مؤيد آن باشند. به علاوه، نبايد مخالف محکمات قرآن، تنزيه، عقل و يا اجماع باشند؛

چنانچه نمونه هاي آن در مورد تأويلات نارواي باطنيان و صوفيان و احيانا معتزله و اشاعره و ديگر فرقه ها موجود است. ما مأموريم که غير از قرائت و تفوه بر الفاظ قرآن و فهم ابتدايي آن ها، در اين الفاظ انديشه و تدبر کنيم، و اين مسأله ـ با درجاتش ـ همان انديشه در باطن قرآن است.

براي مثال، سوره ي قصص واقعه آب کشيدن موسي (ع) از چاه براي دختران شعيب را چنين بازگو مي کند که؛ موسي (ع) پس از آب کشيدن ـ با حال گرسنگي و خستگي ـ به سايه رفت. فسقي لهما ثم تولي الي الظل [قصص/ 24]: (موسي) براي دو دختر آب کشيد. سپس ـ به فاصله ي اندکي ـ به سايه رفت. کلمه ي ثم براي عطف به تراخي و درنگ است، نه عطف فوري.

اينک اين سؤال پيش مي آيد که: چرا موسي درنگ کرد و آن گاه به سايه رفت؟ با دانستن معني ثم و تدبر در آيه در مي يابيم که اگر موسي پس از انجام کار زود به سايه مي رفت، دختران شعيب خستگي او را مي ديدند و شرمنده ي او مي شدند. آري موسي که گام هاي وصول به پيغمبري را بر مي داشت و خود مظهر صفات عالي انساني بود، ايشان را از شرمساري که نوعي منت پذيري است، معاف ساخت. قوله تعالي: لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذي [بقره/ 264]: احسان و نيکي خود را با منت گذاري و آزار رساندن باطل نکنيد.

اين باطني است از قرآن که مؤيد ظاهر آن نيز هست. بطون قرآن داراي درجاتي است که اعلاي آن خاص راسخين در علم و باقي درجات ـ متناسب با اندازه ي شناخت و ظرفيت ايشان ـ بهره ي مشتاقان، مأنوسان و قاريان آن است. البته بديهي است که لازمه ي دريافت بواطن قرآن کسب توفيق الهي است که حاصل نمي شود، مگر به اخلاص و پرهيزگاري و ترک بهانه ها که بل الانسان علي نفسه بصيره و لو القي معاذيره [قيامه/ 15]؛ که هر کسي خود را بهتر مي شناسد.

نويسنده: علامه سيد علي کمالي دزفولي (رحمت الله عليه)

منبع: کتاب آموزش رشد قرآن


گردآوري:گروه قرآن سايت تبيان زنجان

http://tebyan-zn.ir/quran.html

پي نوشت :

3. کمالي دزفولي، سيد علي. قانون تفسير. انتشارات کتابخانه ي صدر. چاپ دوم. 1359.

4. مراد از قانوني بودن قرائات، اتصال روايات آن ها به شخص پيامبر (ص) است.

 

توجه : این مقاله توسط سیستم نرم افزاری واحد های وب سایت گردآوری شده است و تبیان زنجان ادعای مالکیت این محتوا را نداشته و صرفاً جهت ارتقای سواد عمومی منتشر گردیده است .تبیان زنجان یک وب سایت عمومی اطلاع رسانی میباشد. در صورتی که تولید کننده اصلی این محتوا میباشید و مایل نیستید در وب سایت تبیان زنجان این مطلب در دسترس عموم قرار گیرد لطفا از لینک ' ارسال گزارش ' زیر نسبت به ارسال درخواست خود اقدام فرمایید .
ارسال گزارش
آرشیو های مرتبط : تفسير قرآن , تفسير قرآن کریم ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

181378
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.