مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
دقت کردید ؟؟
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
/ItMatchOnline.html
/Directory/Free-Web-Submission.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/archive/photography/0/10/default.html
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
http://news.tebyan-zn.ir/
/Voting/public_opinion/default.html
جدیدترین مطالب این بخش

فانوس بی سو
«مَثَل حاملانِ تورات ( دانشمندان قوم یهود) که بدان عمل نمی کنند [حقایق و بشارتهای آن را آشکار نمی س...

داستان غیبت در قرآن
آیات اخلاقی قرآن که با هدف بهسازی اخلاق و «درون اصلاحی» افراد جامعه نازل گردیده، نه تنها هیچ مسأله ...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : حکایت های تلخ و شیرین قرآن
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   1079   بازدید   
تاریخ درج مطلب  24/6/1393
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

حکایت های تلخ و شیرین قرآن

حکایت های تلخ و شیرین قرآن واحد دار القرآن تبیان زنجان-

ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا إمرَأَة نُوحً وَ إمرَأَة لُوطً … وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا إمرَأة فِرعون……

خداوند از همسر نوح و همسر لوط به عنوان مَثَلی برای کافران یاد می کند، چه این که این دو زن علی رغم این که تحت سرپرستی دو بنده نیکوکار ما بودند به آنان خیانت کردند ـ و همدست و همداستان کافران گردیدند ـ و ارتباط و انتساب با پیامبر سودی به حالشان ـ در برابر عذاب الهی ـ نداشت و ندارد، و به آنها گفته شد: همراه با دوزخیان به آتش در آئید.

و از همسر فرعون به عنوان مَثَل برای مؤمنان یاد می کند، آنگاه که به خدایش گفت: بار إلها برای من نزد خود خانه ای در بهشت فراهم ساز و مرا از فرعون و کارهای ناروای او نجات ده، و از ستمگران تجاتم ده. و نیز مریم دختر عمران که دامان خویش پاک نگاه داشت، و ما از روح خود در او دمیدیم، او به کتابها و کلمات پروردگار خویش ایمان داشت و آنها را تصدیق می کرد و از اطاعت کنندگان فرمانِ خدا بود». (سور تحریم، آی 10ـ11)

پرتـو نیکان نگیـرد هـر که بنیادش بـد است تربیت نا أهل را چون گرد کان بر گنبد است

سخن اول:

چه أسفبار است که همسر پیامبر مَثَل برای کافران و تبه کاران گردد! و نامی زشت و ننگین از خویش به یادگار گذارد، و چه باشکوه است عکسِ این جریان؛ یعنی این که بانویی درباری مَثَل برای مؤمنان بشود و نامی نیک بر جای گذارد، اگر چه این دو جریان زیاد اتّفاق می افتد و عجیب می نماید و خلافِ عادت است، لیکن کاشفِ از این حقیقت است که چنین نیست که عوامل تربیتی و تأثیر گذاری چون محیط، مربّی، دوست و همنشین و مانند آن حرف اول را بزند؛ بلکه حرفِ اول همواره از آنِ خودِ شخص و قدرت اراده و تصمیم خودِ اوست، فلذا زنانی چون زنِ نوح پیامبر و زنِ لوط پیامبر با همه امکان بهره وری از فضایل و معنویات این پیامبران الهی با بد سلیقه گی تمام در جهت مخالف مسیر آنان گام بر میدارند و هم خطّ و هم مسیر با کفار و همدست آنان می شوند و خویشتن را به قهر و عذاب الهی دچار می سازند و زنانی چون آسیه همسر فرعونِ مصر و مریم با تفکّری درست و اراده ای آهنین در مسیری قرار می گیرند که خدای بزرگ از آنان به عظمت و نیکی یاد می کند، پس این یک واقعیت است که هر کسی سر سفره عزم و اراده و ذکر و عمل خویش نشسته است و مهمان خویشتن است.

«میزبان خویشی و مهمانِ خویش»

و عوامل دیگر مقهور عامل اراده و همّت خودِ آدمی است.

همّت حافظ و انفاس سحر خیزان بود که زبنـد غـم أیـام نـجاتـم دادنـد

و سخن دیگر آن که:

چه حسرت بار و تأسّف بر انگیز است از دست دادن فرصتها و وقت ها و فراغتها؛ موقعیتهای طلایی؛ ولی با کم لطفی و بی انصافی و بی حالی و… به کام دل نرسیدن و همه آن موقعیتهای گران بها را به مُفت فروختن. و زمانی انسان متوجه می شود که زمان گذشته و فرصت تمام شده و جز انگشت گزیدن و دست حسرت بر پیشانی کوفتن و جرعه نوش غصّه ها بودن، چیز دیگری نمانده است.

قـدر وقـت ار نشناسـد دل و کـاری نکنـد

بس خجالت که از این حاصلِ اوقات بریم

بی چاره همسر نوح و همسر لوط، در خانه پیامبران الهی بودند و در کنار جرعه نوشانِ وحی، هر یک می توانستند بانویی زبان زد خاص و عام و گوهر شب چراغ روزگاران، بهشتی و بهشتی روی و بهشتی خوی بشوند؛ امّا هزار افسوس که تنها غنیمت و نصیبی که به چنگ آوردند این خطاب بود که: «اُدخُلا النّار مَعَ الدّاخلین؛ با دوزخیان به آتش در آئید».

چه خوش فرجام و زیبا سرانجامی است سرانجام کسی که علی رغم زندگی در محیط نامتناسب ناگاه مشامش به نسیم مُشک فشانی معطّر گردد و به نیم نگاهی اسیر جذبه عشق شود و تمام دار و ندار خویش را بدهد و به دست آورد آنچه را که باید به دست آورد و بشود آسیه قرآنی و مریم عمرانی.

بنی آدم با موجهای گوناگونی روبروست، موجهای رحمانی و الهی و موجهای شیطانی و ابلیسی، تا کدامیک تو را ببرد.

از جهان دو بانگ می آید به ضدّ تا کدامیک را تـو باشـی مستعدّ

برخی از خاک تا آسمان صعود می کنند و گروهی از آسمان به زمین هبوط، تا چه باشد و چگونه باشی!

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در بـاغ لاله رویـد و در شـوره زار خَـس

و سوم آن که:

به حکم محکم «الجنة للمتقین و النّار للعاصین؛ بهشت از آن پروا پیشگان است و جهنّم از آن بی پروایان». هر کسی آن درود عاقبت کار که کِشت، نه بهشتی از بهشت محروم می گردد و نه دوزخی از دوزخ، هر یک به جای گاه خویش در پیش و از خویشاوندی و فامیلی ظاهری کاری بر نیاید، فلذا فرمود: «و لَم یغنیا عنهما من اللّه شیئاً؛ ـ به ترجمه روان یعنی این که ـ در نجات این دو زن کاری از آن دو پیامبر هم ساخته نیست. مگر نه این که نوح(ع) از خدا خواست که پسرش را غرق نسازد و مگر نه این که چنین نشد؛ و ملاکِ اصلی همین است، پس هر مؤمنی اهل است و هر کافری نا اهل، و لذا به نوح فرمود: «انَّهُ لَیسَ مِن أهلک؛ فرزند تو نا أهل است نه أهل».

پـسر کـو نـدارد نـشـان از پـدر تو بیگانه خوانش مخوانش پسر

پـســر نـوح بـا بـدان بنـشست خـانـدان نـبــوتـش گــم شـد

و چهارم آنکه:

زن خوب و فرمانبر و پارس کنـد مرد درویش را پادش

زن خوب را قیمت نیست، چنان که زنِ بد را. زنان به مَثَل به مانندِ پاشنه دَرند و چنانکه در به پاشنه می چرخد، خانه به زن، و چه زیبا سروده است اسکافی:

نه بـر گزاف سکنـدر به یـادگار نـوشت که اسب و تیغ و زن سه گانه آمد از دادار

این مریم است که مسیح می زاید و هند جگر خواره است که ابلیسی چون معاویه، «از پاک پاک زاید و ز ناپاک پلید» و چه عالی فرمود رسول خدا ـ که درود خدا بر او باد ـ «بهشت زیر پای مادران است». این مادر است که بهشت و بهشتی می سازد و نیز دوزخ و دوزخی و این زن است که زندگی را زیبا می سازد و زشت، شیرین می سازد و تلخ.

بـه زن گـیـرد آرام مــرد جــوان اگـر تاجدار است اگـر پهـلوان

هم از وی بود دین یزدان به پای جـوان را به نیکـی بود رهنـمای

بـویـژه کـه باشـد به بالا بـلنـد فرو هشتـه تا پای مشکین کمند

خردمند و با دانش و رأی و شرم سخن گفتـنِ خـوب و آوای نرم

و به قول أوحدی در جامِ جم:

زنِ مستور شمع خانه بود زنِ شـوخ آفتِ زمانه بـود

پارسـا، مـرد را بر افـرازد زنِ نـاپـارسـا، بـر اندازد

منبع:حوزه


گردآوری:گروه قرآن سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/quran.html

توجه : این مقاله توسط سیستم نرم افزاری واحد های وب سایت گردآوری شده است و تبیان زنجان ادعای مالکیت این محتوا را نداشته و صرفاً جهت ارتقای سواد عمومی منتشر گردیده است .تبیان زنجان یک وب سایت عمومی اطلاع رسانی میباشد. در صورتی که تولید کننده اصلی این محتوا میباشید و مایل نیستید در وب سایت تبیان زنجان این مطلب در دسترس عموم قرار گیرد لطفا از لینک ' ارسال گزارش ' زیر نسبت به ارسال درخواست خود اقدام فرمایید .
ارسال گزارش
آرشیو های مرتبط : داستان قرآنی , حکایت قرآنی ,
  
نوشته شده توسط سيدمحمداسماعيلي در تاریخ 93/8/7 ساعت 13:51

بسمه تعالي سلام عليكم خواهشمندم براي اثبات هر چه بيشتر حقانيت قرآن، مفاهيم ، داستان ها و همه ضرب المثل هاي قرآني و اعجاز هاي عددي را در همين سايت اعلام كنيد تا نظر مردم نا آشنا را جلب شود و آنها را در زنگدگي شان به كار بگيرند.

  

12345
 
2 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :5.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

174488
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.