مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
می‌خواهم کارآفرین شوم
هیات مذهبی بعنوان نهاد اجتماعی
كسب و كار الكترونيك
استرس چيست؟
دقت کردید ؟؟
/Directory/Free-Web-Submission.html
/archive/photography/0/10/default.html
http://news.tebyan-zn.ir/
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
جدیدترین مطالب این بخش

معضلی به گستردگی جهان
حاشیه نشینی تنها مشکل شهرهای بزرگ ایران نیست. تحولاتی که در شرایط اقتصادی جهان ایجاد شده باعث می شو...

حاشیه نشینی مولود توسعه نامتوازن
صاحب نظران و کار شناسان مسائل شهری، تعاریف متعددی از حاشیه نشینی ارائه کرده اند، برخی عقیده دارند ح...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : بررسی بزهکاری اطفال از دید جرم شناسی
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   5285   بازدید   
تاریخ درج مطلب  3/2/1390
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

بررسی بزهکاری اطفال از دید جرم شناسی

بررسی بزهکاری اطفال از دید جرم شناسی واحد جامعه تبیان زنجان-

در مطالعه علل رفتار مجرمانه هميشه بايد عوامل چندگانه موجد جرم و تاثير متقابل آنها را در يكديگر مورد نظر قراردهيم. برحسب مورد ممكن است تاثير يكي از اين عوامل از عامل ديگر بيشتر باشد، ولي هيچ گاه يك عامل واحد، علت كليه رفتارهاي مجرمانه نيست.

در بزهكاري، عوامل اجتماعي و رواني هردو بر يكديگر اثر ميگذارند و با يكديگر همبستگي دارند. عوامل دسته اول در محيط وجود دارد و فرد را تحت تاثير قرار ميدهد. عوامل دسته دوم نيز در درون شخصيت موجود است و در مقابل محيط واكنش نشان ميدهند و روشن است كه از لحاظ كيفيت و كميت، تغيير پيدا ميكنند و ممكن است به صورتهاي بيشمار با يكديگر تركيب يابند.

انسان ممكن است از سه راه به انجام فعاليت هاي مجرمانه وادار شود:

۱- وقتي تمايلات ضد اجتماعي در معرض نفوذ عوامل جرم زا قرار گيرد و تحت تاثير اين عامل، بيشتر برانگيخته شود.

۲- وقتي در شخص به علت احساس گناه عميق كه در اثر افعال قبلي او به وجود آمده، يك ميل شديد براي مجازات شدن بوجود آمده باشد.(يعني از طريق ارتكاب جرم جديد ، براي خود مجازات تهيه ميكند)

۳- شخصي كه از لحاظ عاطفي، احساس ضعف و عدم اطمينان ميكند، ممكن است براي مخفي داشتن اين احساس، روحيه‌اي دفاعي و پرخاشگر در خود به وجود آورد.

در پيدايش عمل مجرمانه بايد سه عامل را در نظر گرفت:

۱- تمايلات مجرمانه(ت)

۲- وضعيت كلي(و)

۳- مقاوت ذهني و عاطفي شخص در مقابل وسوسه(م)

كه ماحصل آن فرمول و قانون چگونگي پيدايش يك عمل مجرمانه است:

(عمل مجرمانه حاصل جمع تمايلات مجرمانه شخص به اضافه وضعيت كلي او تقسيم بر ميزان مقاوت او است.) تمايلات مجرمانه شخص و مقاومت وي در مقابل آنها ممكن است به عملي ضد اجتماعي يا مجرمانه منجر شود، و يا به صورت رفتاري كه مورد تاييد اجتماع است درآيد، و اين امر بستگي به آن دارد كه از تمايلات مجرمانه و مقاومت ،كداميك قويتر باشند.

همه افراد داراي تمايلات و ضد تمايلاتي هستند. عمل مجرمانه تنها وقتي ممكن است روي دهد كه مقاومت شخص كافي نباشد و نتواند فشار تمايلات مجرمانه و وضعيت خاص را تحمل كند.

مشكلترين كار، تشخيص ميزان مقاومتي است كه شخص ممكن است در موقعيت هاي خاص در مقابل ارتكاب جرم داشته باشد. مقاومت داراي ريشه هاي عاطفي، فكري و اجتماعي است و اين سه عامل با تشكيل فراخود و رابطه آن با خود، و موقعيت شخص، ارتباط نزديكي دارد. وقتي شخص از يك بيماري رواني كه ريشه جسماني دارد رنج ببرد، مسلم است كه مقاومت عاطفي و جسماني او كمتر خواهد بود.

عامل اصلي در مقاومت، فراخود يا به زبان عاميانه وجدان است زيرا فراخود،خود را مورد تهديد قرار ميدهد و به آن دستور ميدهد كه فقط مرتكب اعمال خوب شود.

بدين ترتيب وقتي شخصي مرتكب جرم ميشود، احساس گناه ميكند، در صورتي كه وقتي عمل خوبي انجام ميدهد، احساس رضايت و خوشي ميكند.

نقش خانواده:

خانوده كوچكترين واحد اجتماعي است كه بوسيله ازدواج زن و مرد تشكيل مي شود و با تولد فرزندان تكامل مي‌يابد. اهميت زندگي خانوادگي براي كودكان به مراتب از افراد بالغ بيشتر است. چراكه در اينجا است كه كودك اولين تجربيات خود را در زيستن با ديگران مي آموزد. در محيط خانواده است كه پايه رشد و فعاليت هاي آينده كودك گذاشته ميشود. اينكه در روابط ما با سايرين عشق و محبت حكمفرما است يا خصومت و نفرت، تا حد بسيار زيادي به تربيت خانوادگي بستگي دارد.

اصولا كليه رفتارهاي دوران نوجواني، جواني و بالاتر، چه اجتماعي باشد ويا ضد اجتماعي، در نتيجه تجربيات گذشته به وجود مي آيد و با توجه به اين تجربيات است كه ميتوان اين حالات و رفتارها را توجيه كرد.

 بزهكاري در كودكان و نوجوانان هرچند مي تواند به عوامل بسيار، ازجمله مشكلات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و… وابسته باشد. امّا در گام نخست اين خانواده است كه كودك را به مسير صحيح هدايت مي كند يا بستر گناه و جرم و انحراف را براي او مهيا مي سازد. انسان به دليل ويژگي اجتماعي بودن خود از بدو تولد تحت تأثير افكار، عقائد و رفتار اطرافيان قرار مي گيرد و بعدها به تقليد از اين رفتارها و گفتارها، الگوهايي را كه به نحوي در ارتباط با او هستند سرمشق رفتاري خود قرار خواهد داد.

خميرمايه مولفه هاي اصلي شخصيت متعادل و پويا يا متزلزل و آسيب پذير كودكان و نوجوانان در كانون خانواده و در سايه تعامل مطلوب با والدين، به ويژه مادر، شكل ميگيرد.

پيامبر اسلام، حضرت محمد (ص) در تاكيد بر اهميت دوره هاي مختلف رشد و تحول شخصيت فرزندان، به ويژه هفت سال اول زندگي، فرموده اند: فرزند در هفت سال اول زندگي “محبت پذير است”، در هفت سال دوم “آموزش پذير است” و در هفت سال سوم حيات خود ” مشورت پذير است”.

ويژگي هاي زيستي و رواني- اجتماعي كودكان در سالهاي اوليه رشد (هفت سال اول حيات) بگونه اي است كه بيشترين تعلق خاطر را به پدر و مادر دارند و ميخواهند همواره همه وجود پدرو مادر خود را در قبضه مهر خود داشته باشند. از همين رو زيباترين و موثرترين روش پرورش فرزند در اين دوران، حاكميت مهر و محبت وسيطره عاطفي كودك بر پيكره شخصيت پدر و مادر است.

بنابراين محروميت هاي عاطفي، تنبيه، اعمال رفتارهاي خشونت آميز با كودك و تحميل آزردگي ها وناكامي هاي مكرر بر احساس فرزندي با شاكله محبت پذير، ميتواند آسيب هاي اجتماعي همراه داشته باشد.

 گزل، پدر روانشناسي كودك ميگويد: شخصيت كودك در پنج، شش سالگي نسخه كوچكي از جواني است كه بعدا خواهد شد. كودكاني كه از مهر و محبت پدري و مادري محروم مانده و عموما در عين برخورداري از نعمت پدر و مادر، دچار بد سرپرستي شده اند و به گونه اي كه انتظار ميرود از تعامل عاطفي خوشايند و دوست داشتني با والدين بهره مند نميشوند، با دنيايي از نگراني و ناكامي، بي انگيزه و شكننده وارد مدرسه ميشوند.

هيچ انساني جاني بالفطره زاده نميشود و اساسا واژه “جاني بالفطره” برچسبي غير علمي و غيرمنطقي است. بديهي است شرايط محيطي حاكم بر فرايند رشد و تحول كودكان و نوجوانان، حيات جنيني و محيط زندگي قبل از تولد و چگونگي محيط رشد و تحول بعد از تولد، ممكن است زمينه مستعدي باشد براي برخي آسيب پذيري هاي فردي و كژروي هاي اجتماعي،چراكه اغلب رفتارهاي ما، بر پايه يادگيري هاي محيطي دوران كودكي، تجارب خوشايند، تلخي ها و ناكامي ها و عقده هاي رواني است كه پايدارترين تاثير را در پديدآيي شخصيت اجتماعي انسان دارند.

رابطه عقده‌هاي دوران كودكي و ارتكاب جرايم

رابطه والدين ناسالم و تشكيل شخصيت بزه‌كارانه در كودك را شايد بتوان ركن اصلي ارتكاب جرايم دانست. بطور كلي والدين هستند كه بذر افكار و احساسات را در فرزندان خود مي‌كارند در بعضي از خانواده‌ها بذر عشق ، محبت احترام و اتكاء به نفس و آزادي و در بعضي ديگر ، بذر ترس ، گناه و اجبار كاشته مي‌شود طبيعي است كه گاهي والدين بر سر كودكان خود داد بزنند و شايد اتفاق بيفتد كه آنها را تنبيه بدني كنند. آيا اينها والدين بدي هستند؟ البته كه نه ، آنها هم انسانند و مسائل شخصي خود را دارند كه باعث مي‌شود گاهي كنترل خود را از دست بدهند اما بعد با محبت يا عذرخواهي آن را جبران مي‌نمايند ولي تعدادي از والدين نيز هستند كه يك سري ناراحتي كه مدام روي بچه‌هاي خود پياده مي‌كنند و اين امر باعث خراب كردن زندگي آنها مي‌شود. اين رفتار مثل سم در دوران كودكي در تمام وجود كودك پخش شده و درد ناشي از آن به مرور زمان با طفل بزرگتر مي‌شود.

عقده‌هاي كودكي و ارتكاب جرايم:

بسياري از ناهنجاريها و انحرافات افراد خصوصا جوانان و نوجوانان ناشي از عقده‌هاي دوران كودكي كه به علل گوناگون درون كودك رشد كرده و در بزرگسالي بصورت يك عمل مجرمانه ظاهر مي‌گردد. اين مسئله از اهميت فوق‌العاده اي برخوردار است و لازم است كه مسئولين جامعه و قضات و خصوصا والدين كودكان آن را به خوبي مورد توجه قرار دهند. عدم تربيت صحيح و توجه نكردن به خواسته هاي طبيعي و بچه‌گانه آنها سختگيري‌هاي بي‌مورد در بسياري موارد به تشكيل عقده‌هاي رواني منجر مي‌شود و خواه ناخواه در بزرگسالي اين عقده‌ها به طرق مختلفي گشوده مي‌شود انجام اعمال مجرمانه از جمله اين موارد است.

 در زمانهاي گذشته يعني هنگامي كه روانشناسي مراحل ابتدايي خود را پشت سر مي‌گذاشت تعليم و تربيت كودكان امر ساده‌اي بود، در آن زمان يك رشته قوانين و مقررات تربيتي وجود داشت و هر كودكي مي‌بايست خواه ناخواه از آن پيروي كند، مثلا از كودك مي‌خواستند مطيع ، مودب ، خوش اخلاق باشد. هرگز صدايش را بلند نكند و از مقتضيات محيط و اصول اخلاقي متداول پيروي كند. آرزوي والدين كودكاني بود كه روشهاي اخلاق و تعليم و تربيتي را به او بياموزند تا اين مسائل مهم را ملكه ذهن خود كنند. وظيفه تنبيه و گوشمالي نيز از وظايف و اختيارات خاص پدر بشمار مي‌رفت كه هر عصر به هنگام بازگشت از كار بدان دست مي‌يازيد.

 اما امروزه وضع تعليم و تربيت بكلي دگرگون شده است. امروزه از انضباط سخن كمتري به ميان مي‌آيد و تكيه بيشتري بر روي تعليم و تربيت مي‌شود. دگرگوني افكار تربيتي در رابطه با كودكان عوامل گوناگوني دارد كه از جمله جنگ جهاني و تعليمات روانشناسانه و مخصوصا روانكاوي است. فرويد معتقد بودك كه سرچشمه اكثر اختلالات رواني عقب‌راندگي تمايلات طبيعي مانند غريزه جنسي يا پرخاشگري است و همواره تاكيد مي‌كرد كه اين تمايلات هنگاميكه رانده مي‌شود بصورت اختلالات و بيماريهاي رواني بروز مي‌كند.

عواطف

عواطف از قبيل ترس و خشم تمايلات جنسي و مهرمادري از مسائلي است كه مي‌بايست به دقت مورد توجه قرار گيرد . كودك بيش از هر چيز نياز به عاطفه دارد اما همين عواطف با همه نيكي و ارزش هرگاه از حد معمول بگذرد و كودكان را عنان گسسته بار آورد خطرات براندازي را به دنبال خواهد داشت. اين مسئله بيشتر مربوط به سنين بعد از هفت‌سالگي است به هر حال كودك در مراحل اوليه از عواطف و احساساتي برخوردار است كه مي‌بايست به گونه‌اي صحيح مورد توجه قرار گيرد و پرورش صحيح آن به عهده والدين است وگرنه كودك دچار عقده خواهد شد و نهايتا راه انحراف خواهد پيمود.

حس پرخاشگري:

هرگاه حس پرخاشگري طبيعي كودك آزرده يا رانده شود از چراي طبيعي خود منحرف مي‌گردد، و به لجاجت و قهر تبديل مي‌شود. كودك اخمو و ترشرو كودكي است كه حس پرخاشگري در وي آزرده شده است. در روانشناسي ثابت شده است كه هرگاه كودكي را از نيروي پرخاشگري خود محروم كنند ، گرفتار يك حس ناامني و اضطراب خواهد گرديد و بعيد نيست براي تامين آرامش خيال خود به يك ناراحتي روحي متوسل شود زيرا تنها به آن وسيله مي‌تواند حمايت از خويش را تامين كند و يا از زير بار مسئوليت بگريزد و يا آنكه اراده خودش را تحميل كند.

سئوالي كه در اينجا پيش مي‌آيد اين است كه در مقابل كودك خود سر و لجباز چه بايد كرد. پاسخ به اين سئوال آسان است بجاي جلوگيري از حس خود سري به كودك بايد اجازه داد كه اين حس بطور سودمندي ابراز گردد. تنها در اين صورت است كه مي‌توان اراده‌هاي نيرومند و شخصيت‌هاي قوي بوجودآورد. نكته‌اي كه در اينجا وجود دارد اين است كه والدين تا حد ممكن بايد از امر و نهي بي مورد بپرهيزند، مثلا وقتي كودك در حال بازي با صندلي است اگر احتمال آسيب او نمي‌رود نبايد او را از اين كار بازداشت و گفت: بچه‌جان به اين صندلي دست نزن مي‌افتي. و اگر كودك مي‌خواهد ميوه را پوست بكند در صورت امكان بايد به او ياد داد كه چگونه ميوه را پوست مي‌كنند و اگر مي‌خواهد در كاري دخالت كند و به شما كمك نمايد بايد نحوه آن را به او ياد داد.

بنابراين در 90% كارها مي‌توان كودك را آزاد گذاشت و شيوه صحيح آن عمل را به او آموخت. ولي 10% امور هم هست كه انجام آن به هيچوجه به صلاح كودكان نيست و بايد آنها را منع كرد. البته توجه داشته باشيد اگر كودكي در 90% امور آزاد باشد نهي از 10% را خواهد پذيرفت و از نظر رواني مشكلي برايش ايجاد نمي‌شود. اين توجهات، بردباري زيادي مي‌خواهد ولي هر پدر و مادري كه تعليم و تربيت فرزند را به منزله فني تلقي كند، بايد ساعتهاي گرانبها و بيشماري از عمر خود را صرف پرورش كودك نمايد درباره كودك بايد روش جدي پيش گرفت هنگاميكه كودك را از كار منع مي‌سازدي بايد مطلقا دستور را رعايت كند به عبارت ديگر والدين بايد حتي‌المقدور كودك را منع كنند و آزادش بگذارند ولي اگر او را منع كردند در تصميم خود راسخ باشند تا زمينه هاي تربيت صحيح فرزندانرا فراهم آورند.

پدر يا مادري مي‌توانند روش جدي پيش گيرند بدون آنكه ابراز خشم كنند، كودك بايد زود دريابد هنگاميكه مادرش گفت نه منظورش نه است و تخلف از آن دستور ميسر نيست لكن مادر اين كلمه نه را بايد حتي‌المقدور كمتر بكار برد و آن را تنها براي موارد ضروري اختصاص دهد.

آزادي و ارتباط:

در ارتباط با تربيت كودك دو اصل يا شايد دو روش وجود دارد به نظر مي‌رسد با هم متضاد هستند. در حاليكه با هم تباني ندارند بلكه تا اندازه زيادي به هم بستگي دارند عده‌اي معتقدند كه بايد به كودكان ازادي كامل داد تا هر عملي را كه مي‌خواهند انجام دهند. عده ديگر اظهار مي‌دارند كه بايد در تعليم و تربيت انضباط را كاملا رعايت كرد. بايد گفت اين دو مفهوم به هم وابسته‌اند، يعني اينكه انضباط براي آزادي حقيقي و ازادي حقيقي براي انضباط ضرورت كامل دارد. براي مثال هر گاه كودك بخواهد از درخت بالا رود و شما او را به سختي منع كنيد، عليه دستور شما علم طغيان خواهد افراشت و به محض اينكه شما به او پشت كرديد از اجراي دستور شما سرباز خواهد زد.

بدين طريق مشاهده مي‌شود كه آزادي و انضباط شديد هر دو داراي عواقب خطرناكي است اما هر گاه بالا رفتن از درخت را به كودك تعليم دهيد، بدين محض كه به او بياموزيد استحكام هر شاخه را قبل از تكيه كردن بر آن آزمايش كند و براي موارد لغزندن احتمالي و تكيه‌گاه احتياطي را همواره در نظر بگيرد آنگاه مي‌توانيد براي بالارفتن از درخت از هر حيث به وي آزادي بدهيد و سخت مراقب باشيد تا از درخت نيفتد و آسيب به او نرسد.

به آينده كودكان اميدوار باشيم:

بسياري از ما به غلط بر اين باوريم كه اگر مرتكب اشتباهي در مورد فرزندمان در زمان كودكي او شديم، تاثير آن در تمام زندگي او خواهد ماند. اشتباهات اوليه والدين قابل برگشت نيستند ولي كودكان انعطاف‌پذير و سازشكار هستند رشد آنها جرياني مداوم است و شخصيت كودك پيوسته و در حال خودشكوفايي است در آينده بسياري از خصوصيات اخلاقي كودك كه مشكل آفرين بوده مي‌تواند در جواني تبديل به خصوصياتي سازنده شود. بسياري از كودكان ناسازگار داراي قدرت خلاقيت و تخيل غيرعادي هستند و اين به دليل قدرت درك و آزادگي در اين گونه كودكان است، الينور روز ولت كه كناره جو و خجالتي بود هرگز خانواده‌اش او را درك نكردند.

 آلبرت انيشتن نيز كناره جو و خجالتي بود دير شروع به صحبت كرد و هيچ دوستي نداشت رفتاري عجيب داشت و براي معلمين خود ايجاد مشكل مي‌كرد. والدينش او را غيرعادي مي‌دانستند. خانواده توماس اديسون او را غيرعادي مي‌خواندند و مادرش او را به خاطر وجود مشكلات از مدرسه درآورد. پابلو پيكاسو كودكي بسيار لجباز و يك دهنده بود و فقط روي نقاشي تاكيد مي‌كرد.

البته همه كودكان ناسازگار سرنوشتي يكسان ندارند ولي هر كدام از آنها لياقت داشتن موقعيت‌هايي را براي نشان دادن استعدادهاي ذاتي خود دارند. اميد است كه در اين نوشتار توانسته‌ باشيم رابطه عقده‌هاي دوران كودكي و ارتكاب جرايم و راه‌حلهاي آن را بيان داشته باشيم.

تاریخچه ی واکنش اجتماعی در مقابل اطفال و نوجوانان بزهکار:

اصلاح بزهکاری نوجوانان نخستین بار در انگلستان و در قرن نوزدهم ( سال 1815 میلادی) مطرح شد . در آن دوران جرائم کودکان و نوجوانان افزایش یافته بود ، از آن پس واژه ی بزهکاری اطفال در تمام کشورها متداول گردید . در آمریکا لایحه ی مربوط به تاسیس دادگاه اطفال در سال1891 در شیکاگو به مجلس قانونگذاری ایلینویز تقدیم شد . این لایحه درسال 1899 به تصویب رسید و به صورت قانون در آمد . همزمان با تصویب این قانون دادگاه های اطفال ونور تشکیل گردید و این اولین دادگاهی بود که رسما شروع به کار کرد . فکر تاسیس دادگاه های اطفال به سرعت در تمام ایالت ها پیدا شد و امروز در تمام ایالات آمریکا دادگاه اطفال وجود دارد.

همچنین در سال 1909 در شیکاگو سازمان بسیار مهم و ارزنده ای به نام موسسه ی پیسکوپاتیک جوانان تاسیس گردید که کار اصلی آن ، تحقیق و بررسی در رفتار وسلوک نوجوانان و همکاری نزدیک با دادگاه اطفال شهرشیکاگو بود .

در کشور ما تا قبل از تشکیل دادگاه های اطفال ( مصوب سال 1338 ) مرجع قضایی واحد و صلاحیت داری برای رسیدگی به بزهکاری اطفال پیش بینی نشده بود . با تصویب این قانون دادگاه ویژه اطفال تشکیل شد .

متاسفانه با تصویب قانون اصلاح برخی از مواد قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1361 و تشکیل دادگاه های کیفری 1 و 2 ، حسب رای وحدت رویه قضایی شماره 6 – 23 / 2 / 64 ، دادگاه ویژه اطفال از نظام قضایی حذف و رسیدگی به اتهامات اطفال و نوجوانان بر حسب نوع و شدت جرم ارتکابی در صلاحیت دادگاه های کیفری 1 و 2 قرار گرفت .

از نظر تاریخی بنظر می رسد که اقدامات مقابله ای با بزهکاری اطفال و نوجوانان و در عین حال ریشه یابی آن خیلی دیر انجام شده واین موضوع از جمله مسائلی است که نهایتا به یک یا دو قرن پیش باز می گردد .

قوانین مربوط به بزهکاران صغیر در حیطه بین الملل :

اسناد و قطعنامه های مختلفی از سوی سازمان ملل صادر شده است که بعضی از آن ها به مثابه قانون است و جنبه الزامی دارند و در مقابل برخی دیگر از این اسناد جنبه ارشادی داشته و فاقد جنبه الزام است .

در مورد اسناد الزام آور ناظر بر اطفال بزهکار باید گفت که تنها معاهده حقوق کودک ، از این جنبه الزام آوری برخوردار است . این معاهده از طریق مراقبت های اساسی آموزشی و بهداشتی ، رسیدگی به حقوق کودکان را آغاز کرده و در عین حال از کودکان و نوجوانان در مقابل بهره کشی و سو استفاده های مختلف من جمله بهره کشی در زمینه کاری حمایت می کند .

در مورد اسناد ارشادی ناظر بر اطفال بزهکار در زمینه عدالت کیفری اطفال می توان به مجموعه قواعد حداقل سازمان ملل متحد درباره مدیریت و اعمال عدالت کیفری اطفال و همچنین قواعد ملل متحد راجع به حمایت از اطفال محروم شده از آزادی اشاره کرد .

آمار و ارقام مربوط به بزهکاری اطفال و نوجوانان :

در كوششي براي شناخت سبب شناسي بزهكاري روز نبيوم (1989) دريافت كه نوجواناني كه پيوند قومي با والدينشان دارند كمتر مستعد براي انجام بزهكاري هستند . فالانري و همكاران (1999) گزارش داده‌اند كه نوجوانان بدون والدين به ويژه در زمان ساعات بعد از مدرسه استعداد بيشتري براي دست زدن به اقدامات بزهكارانه دارند. فيشرراستون و همكاران (1993) عنوان كرده‌اند كه در جوانان خانواده‌هاي والديني سالم (زوج والديني) مشكلات مدرسه كمتري نسبت به كودكان خانواده‌هاي تك والديني گزارش مي‌شود .

طبق گزارشی که یکی از حقوقدانان به نام گادلی برای سومین کنگره جرم شناسی تهیه کرده بود ، نشان می داد که هفتاد درصد از کودکان و نوجوانان بزهکار، خانواده گسسته و در هم ریخته داشتند و آمار مشابه در کشور ایران بر روی اطفال کانون اصلاح وتربیت شهر تهران ( 1348 – 1351 ) نشان داد که بین چهل تا پنجاه درصد این اطفال متعلق به خانواده های از هم گسیخته بوده اند .

همچنین در پژوهشی علمی دیگری که در بند اصلاح و تربیت اردبیل به انجام رسیده ، از لحاظ فراوانی بزهکاری نشان داده شده که بیشترین رقم بزهکاری را نوجوانان بین هیجده تا بیست سال مرتکب شده اند (8/53 درصد) . از لحاظ سطح تحصیلات نیز نتایج بدست آمده حاکی از اینست که دقیقا یک رابطه معکوس بین فراوانی بزه و تحصیلات این افراد بزهکار وجود دارد . در واقع هر چه سطح تحصیلات آن ها افزایش یافته ، درمقابل فراوانی ارتکاب جرم در آن ها کاهش یافته است . در مورد رابطه تعداد خانوار افراد بزهکاردر مقابل فراوانی بزه نیز باید گفت که در کل نوجوانان بزهکار با خانواده پر جمعیت ، بیشتر ازنوجوانان بزهکار با خانواده کم جمعیت مرتکب اعمال ضد اجتماعی می شوند .از اطلاعاتی که این پژوهش بدست آمده ، به خوبی نمایان است که خانواده بزهکاران دچار نوعی اختلال و اشکال به صور مختلفی همچون ازدواج مجدد ، اعتیاد و ... می باشند .

عوامل موثر در بزهکاری اطفال و نوجوانان:عوامل گوناگونی در بروز بزهکاری موثر است و تنها نمی توان علت خاص و واحدی را برای آن در نظر گرفت . عوامل مختلفی نظیر عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، فیزیولوژیکی و ... در کنار هم باعث می شوند که بزهکاری در نوجوانان واطفال به منصه ی ظهور برسد .

عوامل اجتماعی:

جامعه ای که از یک ثبات و پایداری اجتماعی برخوردار نیست و دائما دچار هرج و مرج و بی نظمی از قبیل جنگ ، شورش ، اختلافات طبقاتی ، آلودگی هوا ، وضع بد سکونت ، جمعیت بالا و ... باشد ، قطعا شرایط و بستر مساعدی را برای ارتکاب بزه فراهم می کند و بالعکس جامعه ای که ازیک ثبات و نظم اجتماعی واقعی برخوردار است ، می تواند به مرور زمان ریشه های بزهکاری و عوامل آن را در خود بخشکاند .

عوامل اقتصادی:

فقر از عوامل اصلی ایجاد بزهکاری است . کمبود امکانات نظیر امکانات بهداشتی ، خوراک ، پوشاک و مسکن باعث می شود نیازهای اشخاص بر طرف نشده و موجب تحریک وترغیب آن ها به ارتکاب بزه های مختلفی می شوند . درچنین شرایطی برخی از والدین از کودکان خود برای ارتکاب جرائمی همچون سرقت استفاده می کنند و یا با وادار کردن فرزندانشان به تکدی گری آن ها را وسیله ای برای امرار معاش قرار می دهند. نقش دوستان و همسالان:

از دیگر عوامل موثر در بزهکاری اطفال ، دوستی با افراد فاسد و بی بند وبار است . نوجوان اغلب رفتار خود را با الگوهای رفتاری دیگر دوستانش همانند سازی می کند و به شدت از آنان تاثیر می پذیرد . نوجوانی که از خانواده طرد می شود برای جبران کمبود های عاطفی و روانی اش ، برای کسب حمایت و تایید به دوستان هم سن و سا ل خود روی می آورد . وی به دنبال افرادی می گردد که مانند خودش هستند . از این رو احتمال دارد با تحریک و تشویق دوستان نا باب خود دست به اعمال ضد اجتماعی و خلاف بزند .

عوامل روانشناختی:

روانشناسان عوامل گوناگونی را برای بزهکاری اطفال احصا کرده اند . بزهکاری با صفات روانشناختی مختلف و متنوعی همراه است که برخی از آنها عبارتند از هوش کمتر از متوسط ، خلق و خوی پرخاشگرانه و ... . روانشناسان ثابت کرده اند که بزهکاران نسبت به دیگرافراد به مراتب از عزت نفس پایین تری برخوردار بوده اند .

اگر به گذشته ی اطفال و نوجوانان بزهکار توجه داشته باشیم ، خواهیم دید که اکثر قریب به اتفاق آن ها ، به نحوی از انحاء مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند . در مباحث روانشناختی ، این نظریه در بین قشری از روانشناسان وجود دارد که اگر کودکی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته ، فردی برون گرا باشد ، در آینده خود به طرق مختلفی در مقام انتقام برخواهد آمد . همچنین میزان آزار و اذیت و مدت زمان این آزار و اذیت از عوامل موثر ارتکاب بزه در اطفال و نوجوانان است که این عوامل تحت عنوان کودک آزاری بحث مفصل و جداگانه ای را می طلبد که در این مجال نمی گنجد و به توضیح مختصر در مورد آن بسنده کردیم

نتيجه گيري :

در هر حال به عنوان نتيجه مي توان گفت آسيبهاي وارده براطفال در جامعه کنوني ما بسيار زياد است به صورتي که اطفال زيادي در جامعه ما وجود دارند که به عناوين مختلف به انحرافات اخلاقي و اجتماعي متنوعي دچار مي باشند از جمله اين انحرافات معزل کودکان خياباني است که اين عارضه دست پرورده آسيب هاي مختلف اجتماعي است که براين رده سني وارد مي گردد واين قشر رابه بار مي آورد معزل کودکان خياباني که درحال حاضر نيز بحث اکثر مطبوعات و رسانه ها مي باشد در صورتي که ريشه يابي نگردد به همين صورت ادامه يابد حتي آينده اي تاريکتر در انتظار جامعه ما واين اطفال خواهد بود زيرا مسلما اين کودکان خياباني هستند که مجرمان به عادت و خطرناک جامعه ما خواهد بود.

در همين راستا اقداماتي نيز از جانب استانداري ، مراکز بهزيستي ، وزارت بهداشت و درمان در راستاي اصلاحات لازمه در مورد اين کودکان خياباني انجام شده ازاين جمله است خانه هاي ريحانه که مقدمات راه اندازي آن از سال ١٣٧٧ شروع و از لحاظ اجرائي از سال ١٣٧٨ آغاز به کار نمود و حتي سازمانها و ارگانهايي از جمله کميته امداد خميني و سازمان فني و حرفه اي که به نوعي اين کودکان را تحت حمايت خويش قرار مي دهند بايد تجهيز گردند در هر حال آسيب هاي مربوط به اطفال بزهکار قابل شناسائي مي باشند مهمتر از شناسائي اين آسيب ها درمان و پيشگيري است که اميد است از طرف سازمان هاي مسئول به اين امر خطير در باب اين اطفال توجه بايسته گردد تا بتوان جامعه اي با افراد مسئول در آينده بسازيم وگرنه بابي توجهي به وضعيت اطفال بزهاکار در آينده جامعهاي بي بندوبار خواهيم داشت که مسلما از کنترل قوانين و مقررات نيز بيرون خواهد رفت.


گرد آوری: گروه جامعه سایت تبیان زنجان

http://www.tebyan-zn.ir/society.html

آرشیو های مرتبط : بزهکاری , جرم شناسی , اطفال , کودکان ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

23108
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.