مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
افزایش اعتماد به نفس با چهار هفته تمرین
كسب و كار الكترونيك
تاثیر مثبت انديشی در موفقیت و زندگی
نكات كليدي موفقيت در بازاريابي
هیات مذهبی بعنوان نهاد اجتماعی
می‌خواهم کارآفرین شوم
اخلاق در روابط عمومی
استرس چيست؟
دقت کردید ؟؟
/archive/photography/0/10/default.html
http://news.tebyan-zn.ir/
/Voting/public_opinion/default.html
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
/Directory/Free-Web-Submission.html
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
جدیدترین مطالب این بخش

از انسان شناسی توحیدی تا انسان شناسی فلسفی معاصر(1)
هستی و هبوط، ضمن بیان ابعاد وجود شناختی و معرفت شناختی هبوط، از عالم و آسمان هایی یاد می کند که هبو...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : از انسان شناسی توحیدی تا انسان شناسی فلسفی معاصر(2)
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   1778   بازدید   
تاریخ درج مطلب  19/5/1389
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

از انسان شناسی توحیدی تا انسان شناسی فلسفی معاصر(2)

5 . انسان شناسی اساطیری

در انسان شناسی اساطیری، اثری از مراتب مختلف عقل نیست . این نوع انسان شناسی، از جهت بی توجهی به روح القدس، عقل قدسی و عقل متافیزیکی و هم چنین از جهت اینکه وهم و خیال در قلمرو آن نقش فعال و خلاقی را ایفا می کند، با انسان شناسی فلسفی معاصر شباهت دارد و شاید به همین دلیل است که انسان شناسی معاصر، اساطیر را در مرکز توجهات خود قرار داده، و ادیان را نیز به همین افق تقلیل می دهد .

با این همه، تمیز میان دو انسان شناسی فوق محفوظ است; انسان شناسی اساطیری با آنکه از آسمان وحدت، روی بازگردانده و از ارشاد و هدایت عقل سرباز زده است، ارتباط وجودی خود را با حقیقت و یا با عالم مثال، به طور کامل قطع نکرده است . در این انسان شناسی هر چند از یقین خبری نیست، لکن شک و تردید در آن بروز و ظهور تام نیافته است . هستی، در انسان شناسی اساطیری، به صورت رسمی معلق نیست و آنچه در دنیای اساطیر رخ می دهد، متن حقیقت و وجود پنداشته می شود، انسان در عالم اساطیر، بدون آنکه به انکار آسمان های معنوی بپردازد و بی آنکه ارتباط خویش را با آنها به طور کامل قطع کند، آنچه را خود می پسندد، یعنی سیرت خود را به صورت خداوندگاران ترسیم می کند و حال آنکه در انسان شناسی معاصر، خداوندگاران به افق اراده و عزم آدمی نازل می شوند .

انسان شناسی فلسفی معاصر را می توان صورت تمامیت یافته انسان شناسی اساطیری دانست; در دنیای اساطیر، سیرت آدمیان صورتی آسمانی می یافت و در انسان شناسی فلسفی معاصر، آنچه انسان در مقطع اساطیر ساخته بود، دیگر بار به او بازگردانده می شود .

نسبت انسان شناسی اساطیری با هستی شناسی و معرفت شناسی هم افق با آن به صورت زیر است:

انسان شناسی معرفت شناسی هستی شناسی

اساطیری خیالی و تمثیلات برزخی ارباب انواع و مشرکانه
6 . ابعاد هبوط

انسان شناسی فلسفی معاصر، ظرفیت طرح مسئله هبوط را ندارد، زیرا هستی و حقیقتی در فراسوی انسان قائل نیست تا هبوط و عروج یا نزول و صعود را در قیاس با آن تصویر کند . در نگاه اساطیری به دلیل مراتبی که برای هستی در نظر گرفته می شود، از جنگ و گریز انسان با الهه های مختلف و تبعید و سقوط او سخن به میان می آید، لکن برای انسان شناسی فلسفی معاصر این امکان باقی نیست .

انسان شناسی تجربی نیز به دلیل آنکه حقیقت را به افق طبیعت و عالم مادی تنزل می دهد، نمی تواند از هبوط سخن بگوید، مسئله هبوط در سایه توجه به وجود و با لحاظ مراتب و تجلیات هستی قابل طرح است و این بحث در انسان شناسی دینی و آموزه های ابراهیمی ریشه دارد .

در فلسفه کلاسیک نیز تا آنجا که به حقیقت وجود و احکام متافیزیکی آن می پردازد، مسئله هبوط مطرح می شود .

افلاطون پدید آمدن انسان در زمین را حاصل هبوط او از عالم عقول می دانست . در حکمت نیز مسئله هبوط قابل طرح است; قصیده عینیه ابن سینا درباره هبوط نفس، با استفاده از همین ظرفیت سروده شده است; بیت نخستین قصیده چنین است:

هبطت الیک من المحل الارفع

و رفاء ذات تعزز و تمنع

یعنی کبوتری عزیز و ارجمند از بلندترین محل به سوی تو هبوط کرده است .

فلسفه کلاسیک در مراتب نازله خود، با غفلت از مسائل وجودشناختی، از دانش شهودی بازماند و به مباحث مفهومی بسنده کرد و در این حال از هستی، چیزی بیش از یک مفهوم انتزاعی باقی نماند که بر مصادیق ماهوی و اشیای مختلف حمل می شود، اگر هستی تنها یک مفهوم جامع ذهنی باشد، تحول و تغییر در هستی، به جای آنکه در مراتب طولی حقیقت وجود دنبال شود، تنها در مراتب عرضی موجودات مختلف تعقیب می شود که به عنوان مصادیق گوناگون آن مفهوم جامع به صورت اموری صرفا تاریخی و طبیعی، در پی یک دیگر ظاهر می شوند .

دنیای مدرن حرکت خود را از نازل ترین افق فلسفه کلاسیک آغاز کرد . فلسفه کلاسیک در سده های هفدهم و هجدهم که از آن با عنوان فلسفه راسیونالیستی و عقلانی یاد می شود، فاقد ظرفیت های متعالی بود . فیلسوفان کلاسیک از دکارت به بعد، با غفلت از حقیقت و مصداق وجود، مباحث خود را بر مدار مفاهیم عقلی سازمان می دادند، به همین دلیل در هیچ یک از آثار آنان نشانی از هبوط نیست . هگل نیز که تحولات تاریخی بشر را در معرض تاملات خود قرار می دهد، همه تغییر را در افق پدیده هایی می بیند که در بستر زمان دگرگون می شوند; در آثار او توجهی دقیق و کاوشی عمیق به چگونگی هبوط و نزول از مقام جمع به افق طبیعت و زمان وجود ندارد . او حیرت درست و تحول وجود را به جای آنکه در مراتب حوالی هستی دنبال کند، تنها در تحولات و تفسیرات زمانی پی می گیرد .
7 . صعود و عروج

هبوط نه تنها مستلزم انکار صعود و تکامل انسان نیست، بلکه شاکله نظری مناسبی را برای آن پدید می آورد . در سایه هبوط، بسیاری از مفاهیم جدی انسان، نظیر غربت، اضطراب، تشویق، بیگانگی، تلاش، امید، تعهد، مسئولیت و مانند آن، معنا می یابد . عروج و صعود انسان در هر مکتب، در حاشیه هبوط و نزول آن شکل می گیرد . دیدگاه هایی که هبوط را از افق هم نشینی و گفت و شنود با خداوند سبحان آغاز می کنند، عروج را تا خلافت و ولایت انسان دنبال می کنند و کسانی که نزول را از عالم عقول می دانند، صعود را به همان مقام ختم می کنند و نگرش های اساطیری بر همین قیاس، به دنبال بازگرداندن آدمی به موقف و جایگاه ارباب انواع و خداوندگاران متعدد هستند .

انسان شناسی تجربی، به دلیل این که بدون توجه به هبوط، از ترقی و تکامل سخن می گوید، هم در تصویر ترقی و تکامل گرفتار مشکل است و هم از تبیین مفاهیم عمیق انسانی عاجز و ناتوان است .

انسان شناسی فلسفی معاصر، با توجه به کاستی های علم مدرن، در ترسیم مسئله تکامل، به همه آنچه که دنیای مدرن با قطع نظر از مسئله هبوط در باب حرکت تکاملی و در عین حال تک خطی تاریخ ترسیم کرده بود، به دیده تردید نگریست و بدین ترتیب زمینه ساز ظهور اندیشه های پست مدرن شد .

دیدگاه های پست مدرن که در انسان شناسی فلسفی معاصر ریشه دارد، با پذیرش نسبیت فرهنگی، مسئله هبوط و یا صعود، و هم چنین حکایت تکامل تاریخی بشر را یک حقیقت و امر وجودی نمی داند، بلکه یک پدیده فرهنگی می داند که در قلمرو تولیدات انسان رقم خورده و یا نابود می شوند .

منبع : حوزه

  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

292
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.