مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
حجاب و پایداری اجتماعی
دیه و قصاص در مباحث حقوق زن
جایگاه زن در دین مسيحيت
عکس های دختر بچه ناز
دیدگاه اسلام به زن
ایجاد دکوراسیونی مردانه در خانه
همسر فرعون و حضرت مریم ، الگوهاي زنان
مقام زن درایران باستان
دقت کردید ؟؟
http://news.tebyan-zn.ir/
/ItMatchOnline.html
/Directory/Free-Web-Submission.html
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/archive/photography/0/10/default.html
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
جدیدترین مطالب این بخش

نگاهی به شخصیت و حقوق زن در اسلام و سایر ملل(1)
در این نوشتار، نویسنده شمه‌ای از بینش مردمان پیشین، درباره زن را بیان می‌دارد. همچنین نگرش متجددان ...

جزئیات قانون کار زنان در مشاغل مختلف
قوانین و شرایط فعالیت زنان در مشاغل مختلف به همراه جزئیات و روش های بازنشستگی در قانون اساسی و قانو...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : نگاهی به شخصیت و حقوق زن در اسلام و سایر ملل(2)
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   192   بازدید   
تاریخ درج مطلب  23/12/1395
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

نگاهی به شخصیت و حقوق زن در اسلام و سایر ملل(2)

نگاهی به شخصیت و حقوق زن در اسلام و سایر ملل(2)

زن در نگاه پیروان ادیان 

زن در دیدگاه و عقیده یهود و مسیحیت تحریف شده نیز وضعیتی شبیه ملل دیگر داشت. مثلاً نزد برخی یهودیان، پدر، دختر نابالغ خود را می توانست بفروشد. کشیشان مسیحی زن را عامل و مظهر شیطان و موجب فساد و فحشا می دانستند و تا مدت ها پیرامون این مسأله در مدارس خود تحقیق می کردند که آیا زن می تواند مانند مرد، خدا را عبادت کند؟ آیا می تواند داخل بهشت شود؟ آیا زن انسان است و روح دارد؟ آیا می تواند جاوید بماند یا ماده ای فانی است و روح مجرد ندارد؟ در مسیحیت به علت رواج فرهنگ تنفر از زن و بی ارزش بودن او، عزوبت مرد تشویق می شد و ازدواج در نظر آنها دامی از طرف شیطان برای سقوط در جهنم محسوب می گردید.[24] در دیدگاه آنان، زن، جرثومه گناه و پلید بالذات بود.[25] به نظر کلیسا، محبت به زن، در شمار یکی از مفاسد بزرگ اخلاقی بود.[26] در حالی که از صاحب خلق عظیم پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمود:

احب من دنیاکم الطیب و النساء. [27] یعنی: از دنیای شما دو چیز را دوست دارم: بوی خوش و زنان را. خیر اولادکم البنات. [28] یعنی: بهترین فرزندان شما دختران هستند. من اشتری تحفة فلیبدا بالاناث قبل الذکور. [29] یعنی: کسی که هدیه ای خرید دختران را در هدیه مقدم بدارد. اقربکم الی احسنکم خلقا لاهله. [30] یعنی: نزدیک ترین شما به من کسی است که با خانواده خود خوش خلق تر باشد. الجنة تحت اقدام الامهات. [31] یعنی: بهشت زیر پای مادران است. شخصی از پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) سؤال کرد: به چه کسی نیکی کنم؟ فرمود: مادرت. گفت: دیگر چه کسی؟ فرمود: مادرت. برای بار سوم پرسید: دیگر چه کسی؟ فرمود: مادرت. مجدداً گفت: دیگر چه کسی؟ فرمود: پدرت.[32] همچنین از آن حضرت نقل شده است: لفضلت النساء. [33] و لآثرت النساء علی الرجال [34] یعنی: زنان را بر مردان ترجیح می دهم. البنات حسنات والبنون نعم والحسنات یثاب علیها والنعم مسؤول عنها. [35] یعنی: دختران حسنه هستند و پسران نعمت. برای حسنات پاداش مقرر شده است ولی در مورد نعمت ها، سؤال می شود. در قرآن کریم نیز می خوانیم: و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف و للرجال علیهن درجة و الله عزیز حکیم [36]

در فرهنگ سنتی مغرب زمین

در غرب تا مدت های مدید، این بحث مطرح بود که آیا زن انسان است یا خیر؟ و بالاخره در قرن پنجم یا ششم میلادی در یک مجمع مهم، تصویب شد که زن هم انسان است اما برای خدمت به مردان آفریده شد. تا اوایل قرن بیستم در جامعه سنتی غرب(در بعضی از کشورها) کلیه اموال زن پس از ازدواج به همسرش منتقل می شد و حتی نام خانوادگی خود را از دست می داد و به نام خانوادگی شوهر نامیده می شد. در قرن بیستم در اثر رواج تفکر آزادی و آزادی خواهی، فریاد حمایت از حقوق زنان نیز رواج یافت و در پی سخنرانی ها، مقالات و کتاب ها؛ نهضتی به وجود آمد به نام جنبش فمنیسم . این جنبش معتقد بود روابط زن و مرد در نظام خانواده ظالمانه است و برای رهایی از حاکمیت مرد بر زن؛ باید شکل فعلی نهاد خانواده ممنوع شود و روابط زن و مرد آزاد و در خارج از چهارچوب نظام خانواده برقرار گردد. 

برخی از هواداران این جنبش، کم کم پا را فراتر گذاشته و گفتند: در روابط آزاد و بدون مرز زن و مرد، باز هم مرد حاکم می شود و زن، محکوم، مرد طالب است و زن مطلوب، بر همین اساس مسأله هم جنس گرایی را بین زنان ترویج کردند اما در اثر گذشت زمان و ثابت شدن بی پایگی آن همه شور و شعارهایی که در حمایت از احقاق حقوق زنان سرداده می شد، وضعیت نهضت فمینیسم در دهه هشتاد کمرنگ شد؛ زیرا پس از گذشت چند دهه، ناکارآمدی ادعای آزادی طلبی، بر زنان فریب خورده ثابت شد و احساس کردند که نه شوهر دارند که از وجود آنان حمایت عاطفی مسؤولانه کند و نه فرزندی که امید و پناه آینده آنان باشد. و لذا از پای بندی به مکتب فمینیسم بریدند.[37] در یک جمع بندی می توان سیر صعودی و نزولی دیدگاه های پیرامون زن را به ترتیب زیر برشمرد:

1- شی ء و کالا. 

2- برده و بنده. 

3- آزاده و محدود. 

4- آزاد از خانواده(نه از فرزند). 

5- آزاد از مطلق ارتباط با مردان و اکتفا به هم جنس. 

همه این مکاتب در ادوار پیشین مطرح شد و ده ها سال و شاید قرن ها در قسمت هایی از مناطق جغرافیایی حاکم بود. در این میان هر نوع تلاش و تکاپو برای دست یابی به آزادی مصنوعی و غیرفطری زنان با رواجی موقت و محدود، به جز ناکامی و شکست، نتیجه ای از خود به جای نگذاشت و هرگز طرفدارانی پایدار به دست نیاورد و عقلاً مخصوصاً خود زنان نپسندیدند و با شدت هر چه تمام تر از آن فاصله گرفتند. 

دیدگاه

گاه اینگونه است که انسان به چیزی با دیده حقارت و بی ارزشی و ناشایستگی نگاه می کند و در عین حال با توجه به عوارض خارجی(از قبیل ترس و احتیاج و حیا) مانند شخص ظالم و مهمان ناخوانده و غیره به طور ناخواسته و برخلاف تمایل قلبی به آن شی ء یا شخص، احترام و تجلیل می کند و لذا قبلاً باید توجه کرد که برخوردهای محترمانه ای که به گروه زنان می شود نشأت گرفته از چه دیدگاهی است؟ آیا طبیعی و بر محور شایسته سالاری است و یا غیرطبیعی و برخاسته از فشارهای بیرونی از قبیل حیای اجتماعی و نیاز فردی و خانوادگی؟

 زن از منظر اسلام

هر یک از آرا و عقاید طوایف و ملل(متمدن و غیرمتمدن، مذهبی و لائیک) متضمن نوعی تضعیف و تحقیر زن بود و مشتمل بر محروم نگه داشتن زن از برخی حقوق اجتماعی بلکه تحمیل مسؤولیت هایی بیش از توان او و بالاتر از مسؤولیت های مردان. اکنون فرصت آن است که نگاهی به جایگاه زن در اسلام داشته باشیم: با یک بررسی اجمالی به این نتیجه می رسیم که این دین مبین از تمام جهات و در کل ابعاد زندگی، اعم از حالات شخصی و مقررات اجتماعی، احترام و وظایف و حقوق زنان را متناسب با شرایط و توانمندی جسمی و روحی آنان در نظر گرفته است و به بیانی دیگر؛ نظر به این که عواطف و احساسات(از قبیل صبر و حیا و محبت و ترس) در زنان غالب است و با توجه به ظرافت جسمی آنان، حقوقی متناسب با این شرایط مانند تربیت، پرستاری و خانه داری و غیره برایشان در نظر گرفته شد از طرف دیگر در مردان، نیروی تفکر، باریک بینی، عاقبت اندیشی، و خشونت، چیره است و با توجه به توانمندی و چالاکی بدنی، وظایف و تکالیف پرمشقت و جنجالی و سخت به آنان واگذار شد. جا دارد از محورهای گوناگون به جایگاه زن در این مکتب نجات بخش بپردازیم: 

1- احترام به زنان

در قرآن کریم، تعبیراتی که از زنان می شود چه به صورت خطاب و چه به صورت غیاب، بسیار محترمانه و همانند مردان می باشد: و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض [38]؛ المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض [39]؛ قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم [40]; و قل للمؤمنات یغضض من ابصارهن [41]; من ذکر او انثی [42]؛ و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنات [43]؛ و للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن . و در برخی موارد، به زنان توجه و عنایتی بیش از مردان شده است:

ضرب الله مثلا للذین کفروا امراة نوح و امراة لوط [44]؛ و ضرب الله مثلا للذین امنوا امراة فرعون ... و مریم ابنت عمران [45] در این دو آیه، دو زن، نمونه و نمادی از کل کافران و دو زن دیگر، نمونه و اسوه مردان و زنان مؤمن قرار گرفته اند. یا مریم ان الله اصطفاک و طهرک واصطفاک ... [46] ناگفته نماند که در این آیه دو برجستگی و امتیاز برای حضرت مریم(س) ذکر شده است: 

1- جمله اصطفاک در خطاب به مریم همچون خطاب به پیامبر بزرگ؛ یعنی حضرت موسی(علیه السلام) است قال یا موسی انی اصطفیتک [47] با این تفاوت که حضرت موسی(ع) یکبار مخاطب به اصطفاک شد و حضرت مریم(س)، دوبار همچنین حضرت مریم(س) هم طراز پیامبران بزرگ علیهم السلام معرفی شده است: ان الله اصطفی، ادم و نوحا و ال ابراهیم [48] علاوه بر آن، جزء کسانی است که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مأمور شد بعد از ستایش خداوند، بر آنان سلام و درود بفرستد: قل الحمدلله و سلام علی عباده الذین اصطفی [49] 

2- برجستگی دیگر برای حضرت مریم(س)، جمله طهرک می باشد که در کل قرآن فقط یک بار ذکر شده است آن هم درباره یک زن یعنی حضرت مریم (س) (با توجه به باب تفعیل که معمولاً برای تأکید می آید و فعل ماضی متحقق الوقوع). آن بانوی برگزیده شده، همچون عیسای پیامبر(علیهما السلام) در قرآن آیت الله معرفی شد: ... و جعلنا ابن مریم و امه ایة [50] و مریم مانند فرزندش مشمول نعمت ویژه خداوند قرار گرفت: اذ قال الله: یا عسی بن مریم اذکر نعمتی علیک و علی والدتک [51] 

2- استقلال زنان

زن از نظر تصمیم گیری درباره سرنوشت و مقدرات شخصی خود در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و غیره همانند مردان، کاملاً مستقل و خودکفا هستند. در مورد حق تحصیل و انتخاب رشته تحصیلی و مالکیت و حق ثبت اسناد و املاک و انتخاب محل سکونت و مسافرت و غیره، محدود به هیچ حد و مرزی نیست(نه اجازه پدر و نه موافقت دیگران). و جالب تر این که شش سال، قبل از مردان، استقلال کامل خود را به دست می آورد؛ یعنی دختر نه ساله(آن هم به سال قمری) مانند پدر چهل ساله خود کاملاً آزاد و مختار است و بر خلاف نظریه پدر و سایر بستگان هر نوع دخل و خرج، داد و ستد و معاوضه و هر نوع بذل و بخشش انجام دهد، صحیح، نافذ، معتبر و قابل ثبت در دفاتر رسمی است بلکه به عنوان وکالت و وصایت و قیمومیت شرعی در اموال دیگران نیز حق تصرف صحیح دارد،(البته این در صورتی است که عدم رشد وی ثابت نشده باشد و یا بنا بر قولی، علاوه بر بلوغ، رشد او ثابت شده باشد). در صورتی که پسران قبل از کامل شدن پانزده سال حق کوچک ترین تصرف در اموال شخصی خود را حتی با موافقت پدر ندارند و این در صورتی است که در پیشرفته ترین کشورهای اروپا مانند انگلیس و فرانسه در اواسط قرن بیستم به زنان بزرگسال حق ثبت، بدون نیاز به اجازه شوهر داده شد. 

3- اصول دین و اعتقادات

در هیچ یک از مقررات کلی و جزئی اصول و اعتقادات دینی، هیچ تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد، نه کما و نه کیفا و در هیچ مسأله ای از معتقدات دینی ما نشانی از برخورد حاکی از ضعف و عجز زنان(در باورها) سراغ نداریم. 

4- فروعات دینی

در وظایف و دستورهای عملی اسلام نیز هیچ اثری از تبعیض بین زن و مرد به چشم نمی خورد. نه واجبات فردی و شخصی مانند نماز و روزه و نه فرائض اجتماعی مانند جمعه و جماعات و حج و امر به معروف. نه امور عبادی، اجتماعی، سیاسی و نه اقتصادی همچون بیع، اجاره، مضاربه، شرکت، وکالت، وصایت، ولایت(بر اموال گمشده و...) و قیمومیت(بر صغیران و...). بلکه بر خلاف رسوم طوایف و ملل، وظایف سنگین اجتماعی و مسؤولیت های فردی زنان کمتر از مردان است مانند مسجد و نماز جمعه و جهاد ... و، نفقه دادن بر اعضای خانواده و تحمل دیه جنایت خطای اقربا و تکفل مهر و حضانت فرزند حتی شیر دادن به فرزند که شیرین ترین نوع خدمات رسانی زنان و مادران است، به عنوان وظیفه و تکلیف نیامده بلکه اگر خود تمایل داشته باشد و بخواهد(هر چند با اجرت) نسبت به دیگران از اولویت برخوردار است و اگر به هر علت و سببی نخواهد نوزاد خود را شیر دهد پدر موظف و مکلف است برای شیر دادن فرزند خود دایه انتخاب کند. 

5- حقوق زنان

در مورد حقوق زنان چند نکته ضروری به نظر می رسد:

1- آیا مساله حقوق زن، یک بعدی و تک محوری و مقایسه ای(یعنی در مقایسه با حقوق مرد) باید ملاحظه شود؟ یا همه جانبه و بر محور شایستگی ذاتی و فطری وی به ضمیمه شرایط اجتماعی؟ به طور طبیعی، نتیجه بحث به حسب تنوع محورها تفاوت دارد؛ یعنی حقوق زن در مقایسه با مرد، با توجه به همه مقررات اجتماعی، بیشتر تامین شده است؛ زیرا اگرچه زحمت تقبل مسؤولیت های قضایی و نظامی و غیره با مردان است ولی نتایج مثبت اجتماعی و امنیتی آن متوجه زنان خواهد بود.

2- وضع و تعیین حقوق اسلامی زنان به وسیله مردان نبوده و نیست تا توهم شود که جانب یک طرف بیشتر رعایت شده و یا ظلم و ستمی بر آن روا شده باشد؛ زیرا هر ظالم و ستمگری به منظور نیاز و جبران کمبودی که در خود احساس می کند، دست به ظلم و ستم می زند و در صورتی که واضع و در نظر گیرنده حقوق هر یک از مردان و زنان، خداوند بی نیاز مطلق باشد، پندار ظلم و تعدی و یا تضییع حقوق جمعی به نفع جمعی دیگر قابل تصور نیست.

3- حقوقی که در نظام سعادت بخش اسلام برای تأمین امنیت جان و مال و حیثیت اجتماعی زنان در نظر گرفته شده، کاملاً هماهنگ و همسان مردان است: للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن [52]؛ للرجال نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون و للنساء نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون [53]؛ و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنات [54]؛ لا یسخر قوم من قوم ... و لا نساء من نساء ... [55] 

4- با توجه به مطالب یاد شده، در هر موردی که تفاوتی بین مقررات مربوط به زنان و مردان به نظر رسد، باید مطمئن بود که این تفاوت نشأت گرفته از شرایط طبیعی ویژه هر یک از دو جنس است نه این که با داشتن شرایط مساوی و برابر، حقوق نابرابر برای آنان در نظر گرفته شده باشد. 

به عبارت دیگر، اگر زنان غربی همواره به دنبال احقاق حقوق تضییع شده خود باشند حق دارند؛ زیرا نه دین مسیحیت، حقوق آنان را تأمین کرده نه قوانین و آداب و رسوم غرب؛ اما چنین زحمتی از دوش زنان مسلمان برداشته شده؛ چرا که سیستم حقوقی اسلام، تمام نیازهای فطری، جسمی، روانی و ... او را برآورده کرده است. در خاتمه مناسب می دانیم جملاتی از آنی رود نویسنده شهیر انگلیسی که بیان گر آرزوی قلبی یک زن غربی است نقل کنیم. وی گوید: اگر دختران ما در خانه ها به نام کارگر یا شبیه به آن به منظور تأمین درآمد مالی بجای کارخانه ها مشغول کار و کارگری شوند، آسان تر و بی دردسرتر است از اشتغال در کارگاه هایی که دختران ما را دچار آلودگی هایی می کنند که تا ابد رونق زندگی آنان زدوده می شود؛ زیرا در خانه ها سر و کارشان با زنان صاحب خانه است. 

و ای کاش کشور ما(کشورهای غربی) همچون کشورهای اسلامی می بود که خدمت گزاران با پوشش وقار و عفت، آسوده ترین زندگی را دارند و همچون خانه خدایان با آنان رفتار می شود و هیچ گرد نگرانی بر دامن آنان ننشیند. آری، ننگ است برای کشور انگلستان که دخترانش نمونه رذالت باشند در اثر آمیختگی با مردان. چه می شود ما را که سعی نمی کنیم وظایف و مسؤولیت زنان ما هماهنگ با فطرت و طبیعت آنان باشد؛ یعنی همان خانه نشینی و واگذاری کارهای مردان به مردان به منظور تضمین شرافت زنان. [56] 

پی نوشت:

[24]. سید محمد خامنه ای، پیشین، ص 23 .

[25]. همان، ص 37.

[26]. همان، ص 38 به نقل از شهید مطهری.

[27]. محمد باقر مجلسی، پیشین، ج 103، ص 218.

[28]. عباس قمی، سفینة البحار، انتشارات کتابخانه سنایی، ج 8، ص 579.

[29]. عباس قمی، پیشین، ص 580 .

[30]. محمد باقر مجلسی، پیشین، ج 71، ص 387 .

[31]. هندی، کنز العمال، مؤسسة الرساله، بیروت، چاپ سوم، 1409 . ق، ج 16، ص 461، حدیث 45439.

[32]. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1365، ج 2، ص 160.

[33]. هندی، پیشین، حدیث 45359.

[34]. همان، حدیث 45360.

[35]. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1362، حدیث 22355.

[36]. بقره/228.

[37]. ر . ک .: افق حوزه، ش 22، ص 4.

[38]. توبه/7.

[39]. توبه/67.

[40]. نور/30.

[41]. نور/31.

[42]. آل عمران/195.

[43]. فتح/25.

[44]. تحریم/10.

[45]. تحریم/12 - 11.

[46]. آل عمران/42.

[47]. اعراف/144.

[48]. آل عمران/33.

[49]. نمل/59.

[50]. مؤمنون/50.

[51]. مائده/110.

[52]. نساء/32.

[53]. نساء/7.

[54]. فتح/25.

[55]. حجرات/11.

[56]. مریم نور الدین فضل الله، پیشین، ص 45. 

 


 

منبع: khamenei.ir

 

 

 

توجه : این مقاله توسط سیستم نرم افزاری واحد های وب سایت گردآوری شده است و تبیان زنجان ادعای مالکیت این محتوا را نداشته و صرفاً جهت ارتقای سواد عمومی منتشر گردیده است .تبیان زنجان یک وب سایت عمومی اطلاع رسانی میباشد. در صورتی که تولید کننده اصلی این محتوا میباشید و مایل نیستید در وب سایت تبیان زنجان این مطلب در دسترس عموم قرار گیرد لطفا از لینک ' ارسال گزارش ' زیر نسبت به ارسال درخواست خود اقدام فرمایید .
ارسال گزارش
آرشیو های مرتبط : زن در اسلام , زن در ادیان الهی ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

183905
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.