مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
   
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
حتما ببنید
عکس های دختر بچه ناز
همسر فرعون و حضرت مریم ، الگوهاي زنان
دیه و قصاص در مباحث حقوق زن
دیدگاه اسلام به زن
دیه و قصاص در مباحث حقوق زن
جایگاه زن در دین مسيحيت
ایجاد دکوراسیونی مردانه در خانه
مقام زن درایران باستان
دقت کردید ؟؟
/Directory/Free-Web-Submission.html
/photo-gallery/archive/17/135/276/0/30/default.html
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
/archive/photography/0/10/default.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/Voting/public_opinion/default.html
/ItMatchOnline.html
http://news.tebyan-zn.ir/
جدیدترین مطالب این بخش

حجاب و عفاف در قرآن کريم
اي پيامبر به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو روسري هاي بلند بر خود بيفکنند، اين عمل مناسب تر ...

حجاب و استحكام خانواده
حجاب از زواياي متعدد و مختلفي قابل طرح و بررسي است. حجاب از احكام فرعي دين است؛ يعني جزء دستورالعم...

ارسال مطالب به دوستان
send to freinds ارسال مطلب برای استفاده سایر دوستان

عنوان مطلب : حجاب وعفاف(2)
 
 برای ارسال این مطلب به دوستتان لطفا منو های زبر را بدقت تکمیل و دکمه ارسال را کلیک نمایید

 
 
 
 
  
دریافت رایگان (کلیک کنید)
ارسال دعوتنامه (کلیک کنید)
بازدید ها :   1289   بازدید   
تاریخ درج مطلب  14/12/1395
تغییر اندازه متن:  افزایش اندازه فونت متن    کاهش اندازه فونت متن
  چاپ این مطلب  

حجاب وعفاف(2)

حجاب وعفاف(2)

قرآن و عفاف 

قرآن، از این ارزش انسانی و اسلامی با واژه هایی چون عفاف، احصان و حصور، با عظمت یاد نموده، یکی از ویژگیهای مؤمنان راستین را پاکدامنی و عفاف می داند؛ والذینهم لفروجهم حافظون(5)آنان (مومنین ) کسانی هستند که خویشتن را از بی عفتی حفظ می کنند .در اهمیت عفاف همین بس که خداوند در قرآن، سوره ای به نام سوره نور به بیان لزوم عفاف اختصاص داده و شیوه های رسیدن به آن و مبارزه با آلودگی های جنسی را بیان فرموده است. قرآن در بیان مهیج ترین ماجراهای تاریخی، چون داستان حضرت یوسف (ع) جانب عفاف را رعایت نموده است . به بیان دیگر باید گفت : قرآن کتاب عفاف است و برنامه ای برای کسانی که بخواهند این راه سعادت بخش را در پیش گیرند .حجاب زن یک امر فطری است :گذشته از دلایل عقلی و نقلی که در دست است، ممکن است گفته شود حجاب برای زن از آغاز خلقت یک امر طبیعی و فطری به شمار می رفته است. ابن عباس می گوید(6)آدم علیه السلام پس از یک توقف کوتاه در بهشت که نصف روز از روزهای آخرت بود به کوه نوذ در کشور هنرو حوا به جده پیاده شدند، برهنه و عریان بودند خداوند امر کرد یکی از هشت جفت قوچی که از بهشت به ایشان عطا کرده بود ذبح کنند سپس حوا پشم آن را رشت، با دست یاری آدم (ع) از تابیده های آن یک جامه بلند برای آدم و یک پیراهن و روسری جهت حوا بافته شد. بدین وسیله بدن انسانهای نخستین پوشیده گردید و از برهنگی و شرمندگی آن نجات یافت.این داستان می رساند: پیش از اسلام حجاب و نقاب بوده و بشر در بدو خلقت قبل از آنکه شرایع آسمانی گوش زد وی گردد می بینیم انسان نخستین مأمور به پوشش خود میگردد.

عفاف ازدیدگاه پیامبر(ص)وحضرت علی(ع)

پیامبر گرامی اسلام که از وی به عنوان مظهر عفاف(7) یاد میکنیم، تلاش بسیاری برای مالکیت عفاف و پاکدامنی نموده تا جامه ای بسازد که در آن، عفاف و پاکی، ارزش و بی عفتی، ضد ارزش به شمار آید.پیامبر در جریان بیعت با زنان مکه از آنان پیمان گرفت که پاسدار پاکدامنی وعفاف باشند(8) و فرمودند: لا یقعدن مع الرجال فی الخلا :زنان با مردان نامحرم نباید در خلوت بنشینند(9) به پیامبر خبر رسید که در مدینه دو نفر با نامهای هبت و ماتع که از افراد هرزه هستند نزد مردان نشسته، از اوصاف زنان و لباسهای آنان حرف می زنند و با سخنان شهوت انگیز هوسهای آلوده را تحریک کرده، به حریم عفاف تجاوز میکنند. پیامبر آنها را احضار کرد و از مدینه به محلی به نام العوایا تبعید نمود. آنها فقط روزهای جمعه برای خرید غذا و لوازم ضروری به مدینه می آمدند و سپس به تبعیدگاهشان بازمی گشتند(10)عفاف در روایات، جایگاه خاصی دارد که به چند حدیث از جملات نورانی حضرت علی (ع) اشاره می نمائیم: افضل العباده العفاف(11) بهترین عبادت،پاکدامنی است .العفه راس کل خیر(12) : عفت ریشه و اساس تمام خوبیهاست .ما المجاهد الشهید فی سبیل الله باعفلم اجرا ممن عفعفف لکاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکه(13)مجاهد شهید در راه خدا اجرش بیشتر از کسی نیست که قدرت برگناه دارد اما خویشتن داری می کند، چنین شخصی نزدیک است فرشته ای از فرشتگان خدا باشد.عفاف با همه ارزش و اهمیتی که دارد متاسفانه روز به روز شاهد کم رنگ شدن آن هستیم. حضرت امیر(ع) ضمن بیان علائم آخرالزمان می فرماید :صار الفسوق نسبا و العفاف عجبا(14)در آ ن زمان مردم به گناه افتخار می کنند و از پاکدامنی در شگفت فرو می روند .امروزه در جهان عفاف به عنوان یک ارزش شناخته نمی شود؛ حتی در کشورهای اسلامی، زنان عفیف و پاکدامن منزوی هستند و اصولاً بافت این گونه جوامع به گونه ای است که زنان پاکدامن نتوانند حضور اجتماعی فعال داشته باشند و گاهی رسماً اعلام می کنند که حضور دختران محجبه در مدارس و دانشگاهها ممنوع است .نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نهایت تلاش خود را برعفت عمومی جامعه معطوف داشته است؛ ولی متاسفانه کم نیستند خودباختگان وعزبزدگان و افراد خوشگذرانی که می خواهند بنیان عفت را در این کشور اسلامی واژگون کنند؛ بنابراین همه غیرتمندان جامعه وظیفه دارند در برابر فساد و بی عفتی ایستادگی کنندتا زنان و دختران، بهتر بتوانند مروارید عفاف خویش را پاسداری نمایند. عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم که ملائکه بالاترند یا انسان به حضرت فرمود : از جدم علی (ع) به خاطر دارم که فرمود :خداوند به ملائکه، عقل بدون شهوت و به چهارپایان، شهوت بدون عقل داد؛ اما به انسان هم عقل داد هم شهوت. همین انسان اگر عقل وی بر شهوتش غالب شود از ملائکه برتر و اگر شهوت وی برعقلش فایق آید از چهارپایان پست تر می گردد(15)

عفاف از دیدگاه امام خمینی(ره)

امام خمینی طی سفارش های متعدد درباره عفاف می فرمایند : بانوان محترم اسلام ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند وجوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد ، به کشور تسلیم خواهند کرد وهیچ گاه در آن راهنمائی که قدرتهای بزرگ برای تباه کردن کشور ، پیش پای آنها گذاشته بودند، نخواهند رفت(16) زنها باید درمیدان زهد و تقوا وعفاف و تحصیل و مجاهده و دفاع از اسلام، از حضرت زهرا تبعیت کنند.(17) وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس جمهور و روسای جمهور مابعد و شورای نگهبان و شورای قضائی و دولت ، در هرزمان، آن است که نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجله ها از اسلام و مصالح کشور، منحرف شوند و باید همه بدانیم که آزادی غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پدران می شود از نظر اسلام و عقل، محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و کشور ، حرام است و برهمه ما و همه مسلمانان، جلوگیری از آن واجب است و از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود. (18)

تعمیم عفاف 

گاهی به نظر می رسد بحثی است ویژه بانوان؛ ولی بابررسی آیات و روایات در می یابیم که لزوم عفاف شامل مردان نیز می شود؛ اگر قرآن والحافظین فروجهم دارد والحافظات هم دارد(19)خدا در قرآن خطاب به مردان مومن می فرماید :قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم.(20)به مومنان بگو چشمهای خود را از نگاه به نامحرمان فروگیرند دامان خود را حفظ کنند .به زنان با ایمان هم می فرماید :قل للمومنات یغضن من ابصار هم و یحفظن فرجهن.(21)به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود ) فرو گیرند و دامان خود را حفظ کنند. و نیز در لزوم عفاف، تفاوتی بین افراد مجرد و متاهل وجود ندارد . گرچه قرآن، افراد مجرد را که نیاز بیشتری به تحصیل و تقویت ملکه عفاف دارند، مورد خطاب قرار داده می فرماید:ولیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله.(22)آنان که مقدمات ازدواج برایشان فراهم نیست باید عفت پیشه کنند تا خدا از فضلش آنها را بی نیاز سازد.از آنجا که افرادی با وجود داشتن همسر، به دلیل عدم مقاومت در برابر کششهای جنسی به انحراف کشیده شده اند می توان گفت در لزوم عفاف تفاوتی بین زن ومرد ، مجرد و متاهل وجود ندارد.

فواید عفاف 

امام علی (ع) در یک جمله زیبا این مطلب را بیان فرموده اند :العفه راس کل خیر(23)عفت، منشا تمام نیکیهاست .در اینجا به چند نمونه از فواید عفاف اشاره می کنیم :

1.حفظ نفس :

عفاف موجب کنترل و حفظ نفس از بدیهاستعلی (ع) فرمود : پاکدامنی ، نفس را حفظ می کند و از پستیها دور می دارد(24) و در روایتی دیگر می فرماید : ثمره العفه الصیانه(25) میوه عفت ، محفوظ ماندن است

2.عزت و سربلندی :

انسان در سایه عفاف عزت پیدا می کند و کسانی که هرچه می خواهند می خورندو آنچه می خواهند میگویند و دائماً به دنبال هوسرانی هستند، نزد دیگران اعتبار و ارزشی ندارند.

3.سلامت جامعه :

عفاف سلامت جامعه را به دنبال دارد؛ زیرا جامعه را افراد آن تشکیل می دهند و اگر افراد، اصلاح شوند جامعه نیز اصلاح خواهدشد . عفاف موجب مصونیت پسران و دختران جوان از آشفتگیهای ذهنی، بزهکاری، آوارگی و بلاخره بیماریهای روحی و روانی می شود و از انحطاط اخلاقی جامعه و از هم پاشیدگی خانواده ها جلوگیری می کند .

4.فرونشاندن آتش شهوت :

حضرت علی (ع) می فرماید:العفه تضعف الشهوه : عفت ، شهوت را کاهش می دهد .

5.پاکی اعمال :

حضرت علی (ع) می فرماید :بالعفاف تزکوا الاعمال : به وسیله عفاف اعمال ، پاک می شود . آنگاه که پای نفس و امیال نفسانی درمیان نباشد اخلاص در عمل جای خود را باز خواهد کرد .

6.قدر و منزلت الهی :

از دیگر برکات عفاف ، قدر و منزلت و تقرب یافتن در درگاه خداوند است .حضرت علی (ع) می فرماید : من عف فف وزره و عظم عند الله قدره : کسی که عفت داشته باشد ، گناهانش سبک و منزلتش در درگاه خداوند زیاد خواهد شد.

7.قناعت :

حضرت علی (ع) می فرماید : ثمره العفه القناعه : محصول پاکدامنی قناعت است .انسان عفیف مسلماً شخص قانعی نیز هست ، زیرا کسی که مزین به زینت عفاف است روح بلندی دارد که خودرا از بی عفتی در امور مختلف بی نیاز می بیند و از حد خویش تجاوز نمی کند

8.استحکام بنیاد خانواده :

همانطور که عفاف، موجب تحکیم خانواده است می توان گفت یکی از علل تزلزل خانواده ها نیز بی عفتی است .اگر جوانان ، قبل از ازدواج، با جنس مخالف خود درتماس نباشند ازدواج برای آنها به یک آرزو تبدیل می شود

مراتب عفاف 

عفاف مراتبی دارد که به گوشه ای از آن اشاره می کنیم :

مرتبه اول : عفت در میل جنسی

به این معنی که انسان برای خاموش کردن شهوت خود به اعمال منافی عفت و حرام متوسل نشود و آن میل را درجهت صحیح و حلال خود هدایت کند .

مرتبه دوم : عفت در اعضای بدن

به این معنی که انسان علاوه بر کنترل شهوت، هریک از اعضای بدن خود را از گناه بازدارد؛ چشم را از دیدن حرام وگوش را از شنیدن غیبت و ناروا دور دارد؛ زبان را از کلامی ناحق و غیبت دیگران و دست و پا را از رفتار گناه آلوده بازدارد .

مرتبه سوم : عفت در افکار

به این معنی که انسان علاوه بر کنترل اعضای بدن نسبت به گناه، حتی فکر گناه نیز به ذهنش خطور نکند. آدمی به جایی برسد که ظاهرو باطنش یکسان و وجودش مجسمه عفاف باشد؛ نه مرتکب گناه شود و نه حتی به فکر انجام آن افتد .پیامبران، امامان، معصومین و همچنین مقربین درگاه الهی از این جمله اند .

آثار بی عفتی

1.بی اعتمادی

درجامعه ای که بی عفتی رواج داشته باشد افراد نسبت به یکدیگر بی اعتماد خواهند شد؛ پسر جوانی که قصد ازدواج دارد مدت زیادی را صرف تحقیقات می کند و سرانجام به جایی نمی رسد و دختری که می خواهد ازدواج کند نمی تواند در مورد خواستگارانش بطور قطع تصمیم گیری کند و همسران نیز به گونه ای به هم بدبین می شوند؛ چرا که هریک، احتمال خیانت و بی وفایی نسبت به دیگری می دهد .

2.سقوط

بی عفتی پرتگاهی است مخوف و هر ملتی که در این پرتگاه سقوط کند ، عزت و عظمت و همت و مردانگی خود را که یگانه ضامن سلامت و سعادت جامعه است از دست خواهد داد .

3.جدائی و طلاق

هنگامی که عفت و حیا در جوامع، جای خود را به بی عفتی و بی بندو باری بدهد، اعتماد از بین مردم و افراد خانواده و زن، شوهر، رخت برمی بندد و این شک و تردید ها خود یکی از عواملی است که به اختلافات دامن می زند و بالاخره کارشان به جدایی خواهد انجامید .

4.سست شدن بنیاد خانواده

نیاز جنسی از عوامل بنیادین تشکیل خانواده و پایداری آن است؛ در سرزمینی که برآوردن این نیاز با شیوه های متنوع و آزادانه ممکن باشد، افراد جامعه دلیلی برای تن دادن به محدودیت ها و مشکلات زندگی و تشکیل خانواده درخود نمی بینند؛ از این رو سن ازدواج بالا می رود و کانون های گرم خانواده تشکیل نخواهد شد، که این خود آثار سوء دیگری را در پی خواهد داشت .

5.رکود فکر و استعداد

یکی دیگر از آثار بی عفتی، رکود فکری وعدم رشد استعداد های عالی چون خداگرایی و کسب علم است. عدم کنترل میل جنسی سبب می شود که تمام حواس و توجهات انسان برهوسبازی ها و بی بندباری ها معطوف گردد و دیگر جایی برای انجام هیچ کار و شکوفایی هیچ اندیشه و استعدادی باقی نمی ماند . از این رو تمام استعداد های عالی انسان با ورود این دشمن قوی پنجه ، میدان تلاش را ترک گفته و به گوشه ای می خزند .

6.خیانت ، عامل خیانت

جهان، جهان عمل و عکس العمل است و هر عمل خیر و شری انعکاس خاصی دارد .قرآن در این زمینه می فرماید : ان احسنتم لانفسکم و ان اساتم فلها.(26) اگر نیکی کردی به خویش کرده ای و اگر بدی کردی به خویش بدی کرده ای .پیامبر اکرم فرمودند :نیکی کنید تا به فرزندان شما نیکی کنند و نسبت به زنان دیگران عفاف پیشه کنید تا زنهای شما نیز عفت داشته باشند(27)امام باقر (ع) می فرماید :از چیزهایی که خداوندبه حضرت موسی وحی کرد این بود که اگر کسی به ناموس دیگران خیانت کند ، دیگران هم به ناموس او خیانت خواهند کرد هرچند در نسلهای بعد از او باشد ونیز فرمود : ای موسی ! پاکدامن باش تا خانواده ات پاکدامن باشند(28)

جلباب 

کلمه جلابیب ، جمع جلباب است و آن جامه ای است که یا به طور سرتاسری تمامی بدن را می پوشاند و یا روسری مخصوصی است که صورت و سر را می پوشاند و منظور از جمله ( پیش بکشید مقداری از جلباب خود را )، این است که آن را طوری بپوشانید که زیرگلو و سینه هایشان پیدا نباشد .ذالک ادنی ان یعرفن فلا یوذین .یعنی پوشاندن همه بدن به شناخته شدن به اینکه اهل عفت و حجاب و صلاح و سوادند، نزدیکتر است در نتیجه به این عنوان شناخته شدند ، دیگر اذیت نمی شوند ، یعنی اهل فسق و فجور متعرض آنها نمی گردند .حجاب بر هرزنی واجب است الا زن مسن ، که می تواند بی حجاب باشد ، البته در صورتیکه کرشمه و تبرج نداشته باشد .جمله : ان یستعففن خیر لهن کنایه است از خود پوشی ، یعنی همین زنان سالخورده نیز اگر خود را بپوشانند بهتر از برهنه بودن است و جمله والله سمیع علیم تعلیل حکمی است ه تشریع کرده ، و معنایش این است که خداوند شنواست آنچه را که زنان به فطرت خود درخواستش را دارند ، وداناست به احکامی که به آن محتاجند .

حجاب در حیات اسلامی 

در مورد نزول آیات حجاب ، روایات مختلف است . اولین آیات تقریباً ده سال پس از هجرت پیامبر (ص) نازل گردید . این چنین بوده که زنان از خانه بیرون می شدند تا به مسجد آیند و دنبال رسول خدا (ص) نماز بخوانند ، و چون شب می شد و زنان برای نماز مغرب و عشاء بیرون آمدند ، جوانان سر راه آنان می نشستند و به ایشان متلک می گفتند و یا معترض ایشان می شدند . برخی دیگر گفته اند که قبل ازنزول آیات مربوط به حجاب زنی برای خرید جواهر به بازار بنی قنیقاع رفت ، چارپایه ای در کنار دکان گذاشتند و به این خانم گفتند اینجان بنشین ؛ دائم می رفتند و انگشتر وگوشواره و ... می آوردند وبه او می دادند و او هم نگاه می کرد . چون زنی مسلمان بود ، جوانهای یهودی که به مسلمانان کینه داشتند ، آمدند و چادرش را از پشت به بالای سرش سنجاق کردند ، و او تا بلند شد ، چون چادرش سنجاق شده بود ، منظره زشتی ایجاد شد . او که دید این کار را کرده اند، از برادران مسلمان کمک خواست . مسلمانی که از آنجا می گذشت با شمشیر فرد یهودی را زد ، بعد یهودی ها جمع شدند و مسلمانان را کشتند و بحران به حدی شدید شد که مسلمانها اعلام جهاد کردند . بدین ترتیب جنگ با بنی قنیقاع شروع شد . روسای آنها آمدند و با هم صلح کردند . بلافاصله در اینجاست که مسئله پوشش مطرح می شود.

حجاب در ادیان غیراسلامی 

تحقیقاً حجاب قبل از اسلام وجود داشته و این ساخته و پرداخته اسلام نیست ، اما، اسلام آن را به صلاح زن تکمیل نموده است. جداسازی زن از مرد به طور کامل، داستانی بلند و تاریخی در چین ، یونان و ایران دارد . اسلام در تمام احکامش مقام زن را تکامل بخشیده است . بهترین وسیله برای نشان دادن مقامی که اسلام به زن داده است ، تحقیق و بررسی در وضعیت زن قبل از اسلام و بعد از اسلام در مشرق زمین می باشد . در جاهلیت حجاب وجود نداشته و با ظهور اسلام پیدا شده است .در جاهلیت ، قبل از ظهور دین مبین اسلام در جزیره العرب، زن مخلوقی زیردست ، موجودی میان آدم و حیوان بوده است . تولد یک دختر ، بدبختی بزرگی برای خانواده محسوب می گردید ، و عادت زنده به گور کردن او بسیار عادی بوده است .در دین یهود، اگر زن به نقض قانون دین می پرداخت، چنانکه بدون پوششی بر سر ، به میان مردم می رفت و یا در شارع عام نخ می ریسید یابا مردان سخنی می گفت و دردو دل می کرد، یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه اش تکلم میکرد، همسایگانش می توانستند سخنان او را بشنوند ، در آنصورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد .حجابی که در قوم یهود معمول بوده، بسیار سخت تر از حجاب در اسلام بوده است .کتاب مقدس بیل چندان نرمشی نسبت به زن نشان نداده است ، چنانکه گاهی زن را تلخ تر از مرگ دانسته است .به اعتقاد سن پل یکی از قدیسان کلیسا سر زن نباید بدون روسری (سرپوش) باش؛ زیرا: به خاطر فرشتگان است که زن باید الزاماً پوشیده باشد . آیا اگر زنی در موقع عبادت ، او فرود می آید ؟ آیا طبیعت به شما نیاموخته است که شرم آور است که مردان موهای خودرا بلند کنند ، درحالی که موی بلند برای زنان افتخار آمیز است چون خود موی بلند ، فرحی از روسری می باشد به طور کلی در اکثر تصاویر مذهبی و هم چنین مجسمه هایی که درموزه های اروپا و سایرنقاط جهان به چشم می خورد ، چه در دین یهود و چه در دین مسیحیت ، زنان دارای روسری و یا پوشش بلندی که بی شباهت به چادر نیست می باشند ، و یا اگر سربند کوچکی بر سر داشته باشند لباس بلند و کاملاً پوشیده ای بر تن دارند . حتی تا این اواخر یک زن در اسپانیا ، پرتغال و جنوب فرانسه ، ایتالیا ، کرس ، یونان و لبنان حق ورود به کلیسا بدون پوششی بر سر نداشت .

حجاب در ایران قبل از اسلام 

قبل از اسلام به دلیل تجاوز پادشاهان به زنان و دختران جوان، زنان کمتر از منزل خارج می شدند ، به طوریکه در موقع خارج شدن از منزل برای اینکه شناخته نشوند، در ارابه هایی می نشستند که با پرده ای جلویش بسته می شد و اگر پیاده بودند ، در لباسهای بسیار گشادی که حتی صورتهایشان هم پوشیده بود، ظاهر می شدند . ضمناً از این نوع لباسها گاهی مردان نیز برای اینکه شناخته نشوند استفاده می کردند اختلاف پوشش در بین طبقات جامعه بسیاربود و در حقیقت ، چادر درآن عصر عبارت بود از یک روسری بسیار بلند که سر را می پوشانده بدونپوشاندن صورت ، بلندی آن قسمتی از بالا تنه را فرا می گرفت و غالباً بسیار نازک و نمایان بوده است .درباره آذر میدخت یکی از پادشاهان ساسانی که فقط یکسال حکومت کرده است نوشته اند: در تالار وسیعی که درسمت گنبد بزرگ قصر (دیر) واقع بود گروهی از بزرگان ایرانی نشسته ، در بالای تالار آذرمیدخت مانند خورشیدی تابان در پس ابرهای بهاری ، با لباس سیاه و چادری نازک و مشکی که نیمی ازتاج او را گرفت ، و مانند چارقدهای زمان ما ، که از پشت تا نزدیک کمر می رسد ، دیده می شد . کنت گوبینو در کتاب سه سال در ایران نیز معتقد است که حجاب شدید دوره ساسانی در دوره اسلام نیز درمیان ایرانیان باقی ماند . او معتقد است آنچه درایران ساسانی بوده است تنها پوشیدگی زن نبوده ، بلکه مخفی نگه داشتن زن بوده است و مدعی است که خود سری موبدان و شاهزادگان آن دوره به قدری بوده است که اگر کسی زن خوشگلی در خانه داشت، نمی گذاشت کسی از وجودش آگاه گردد و حتی الامکان او را پنهان میکرد.آنان مجبور بودند که خود را بپوشانند تا از طمع شاهزادگان و مردان با قدرت ، که می توانستند آنان را بربایند در امان باشند .

حجاب زنان ایران قبل از اسلام 

لباس زن ایرانی معمولاً از یک پیراهن ( که روی آنرا به انواع مختلف گلدوزی ، قلاب دوزی و کارهای تزئینی دیگر در رابطه با وضعیت اجتماعی زنی که آن را می پوشید) با رنگ زنده و آستینهای بلند تشکیل میشد .یقه آن از طرف جلوباز بود . شلواری از پارچه ای نازک با رنگی غیر از رنگ پیراهن که در قسمت مچ تنگ بود، به پا می کردند.برای پوشاندن سر از یک سربند ، که در زیر چانه به وسیله دو بست محکم میگردید استفاده می نمود . روی این سربند یک روسری بزرگ سه فنری از ابریشم که غالباً برو دری دوزی گردیده بود بنام مکنو می پوشید . این روسری از سر تا روی شانه و پشت گردن را به خوبی می پوشانید و گردی صورت و گاهی قسمتی از موی جلوی سر بیرون می ماند .در فصل سرما بر روی این روسری هم ، روسری مربع شکل می پوشید و گاهی بصورت عمامه بر دور سر خود می پیچید . در روی پیراهن خود یک مانتو از زری که آستینهای بلندی داشت و از جلو به وسیله دکمه بسته می گردید، بر تن می کرده ، مسلماً پارچه ها وتزئینات مختلف به طبقه و درجه اجتماعی زنان مربوط می گردید. زنان معمولی اجازه پوشیدن پوتین و کفش پاشنه بلند را نداشتند، و اینها مخصوص خانواده های سرشناس بود .لباس زنان طبقه مرفه، تا اندازه ای پیچیده بود و در زمستان از مانتوی پوست استفاده می کردند و سر شانه های خودرا با پوست روباه نقره دوزی گردیده بود می پوشاندند . در تابستان روی شلوار ابریشم خود، زنان ایرانی یک لباس به نام قبا بر تن می کردند که جنس آن از ابریشم و خیلی تنگ و کوتاه بود . آنها درتمام فصول سر خود را با کلاهی که با نگین الماس یا طلا و مروارید و جواهرات تزئین یافته بود می پوشاندند . دور تا دور کلاه بوسیله پارچه ای بسیار نازک پوشیده می گردید . پوتین آنها از چرم طلایی بود . فرم ساده این لباسها را تا صد سال پیش، زنان زردشتی در ایران بر تن داشتند.(29)

حجاب زنان عرب قبل از اسلام

زنان عرب لباسی بسیار ساده داشتند . طبرسی می نویسد : چهار تکه برای زنان لازم بود. اولین تکه به نام دراعه که پیراهن بلندی بود که تمام بدن را می پوشانید ، دومین قسمت به نام خمار که سرو گردن و دور سینه را می پوشانید ، سومین قسمت به نام جلباب است که از سر تا پا را در بر می گیرد و پیراهن و خمار در زیر آن پنهان می شود و همین جلباب است که نقش چادر دارد .قسمت چهارم ازار نامیده می شود که تمام هیکل تا پاها را دربر می گیرد .اولین قسمت را مردان هم استفاده می کردند و بسیار بلند و گشاد بوده است و پایین آن همیشه کثیف بوده است . پیغمبر (ص) مردم را از پوشیدن لباس بسیار بلند منع نموده بود .در طول قرون این فرم لباس دستخوش تغییراتی گردیده است و تنها آخرین قسمت آن که به نام عبا مشهور است در بعضی از کشورهای عربی هنوز مورد استفاده قرار میگیرد . این تنها حجابی است که شکل سنتی خود را حفظ کرده است.محجبه بودن به مرور زمان یک علامت احترام آمیز و انحصاری پیدا کرده ، پنهان بودن و با حجاب بودن علامت شخصیت گردید ، می گویند : هارون الرشید برعکس سایر خلفا از پشت پرده ای با مردم صحبت می کرد . این روش از پشت پرده صحبت کردن به خصوص برای زنان ، مورد تقلید تمام زنان شهر نشین است . وضعیت مالی و ثروت عده ای ، به زنان اجازه داد تا در خانه ها بمانند و در خارج از خانه کار نکنند و درطول قرون ، حجاب بنا بر وضعیت شخصیت مسلمانها تغییر می یافت . وقتی تمدن مسلمانان با رونق و درخشان بود، این عادت علامت عقب ماندگی و بدبختی برای زن مسلمان نبوده است ونمونه های بسیاری موجود است که می توانیم بگوییم که حجاب هیچ موقع مانع سازندگی و پیشرفت امت اسلامی و زنان نبوده است . درزمانیکه زنان قدرتمند بوده و سالهای – به قول تاریخ نویسان - طلایی امت مسلمان بود، این حجاب هرگز مانع کار کردن زنان در اجتماع نبوده است .با گسترش اسلام در قرون نهم ، شاهد یک شبه انقلابی در حجاب هستیم بدلیل اینکه در حدود ده میلیون زن از طبقه مستضعفین ، کارگر ، کشاورز و کنیز که مسلمان شده بودند، اصلاً چادر سر کردن را نمی دانستند و آنرا مغایر با کارکردن می دانستند ، در نتیجه زنانی که به چرانیدن حیوانات یا بستن اسبها به گاریها و یا به شستشو در و دیوار خانه ها در طول روز مشغولند، نمی توانند مانند زن شهری با حجاب باشند، لذا حجاب فقط توسط زنانی از طبقه مرفه و ثروتمند شهری مراعات می گردید و با وجودی که یک دستور مذهبی بود، بیشتر نشان یک طبقه خاص گردید . در قرون یازده و دوازده زنان بسیاری را درسمت های آزاد می بینیم مانند قضاوت ، شاعری ، نجوم ، پزشکی و عده ای دیگر مربی مذهبی یا صوفی و بعضی حتی به ریاست حکومت هم رسیده اند .زنان در کل جامعه بسیار پرکار و پر مشغله بوده اند(30)

پي نوشت ها:

1.نور، 30.
2.وسائل، ج 3، ص 282.
3.مطهری، مرتضی؛ تعلیم و تربیت؛ ص 150.
4.غرر الحکم، حدیث 1927.
5.مؤمنون، 5.
6.محمدبن سعد در طبقات از ابن عباس این روایت را نقل کرده است، سیره النبی (ص)، ج 1.
7.مفاتیح الجنان، (والعنصر العفیف)
8.ممتحنه، 12.
9.وسائل الشیعه، ج 14، ص 99.
10.بحار الانوار، ج 22، ص 88.
11.سفینه البحار، ج 2، ص 207.
12.میزان القلعه، ج 6، ص 395.
13.نهج البلاغه، قصار.
15.نهج البلاغه، خطبه 108.
16.وسائل الشیعه، ج 11، ص 164.
17.صحیفه نور، ج 6، ص 194.
18.صحیفه نور، ج 19، ص 278.
19.وصیت نامه حضرت امام خمینی (ره)
20.احزاب، آیه 35.
21.نور، آیه 30.
22.نور، آیه 31.
23.نور، آیه 33.
24.میزان الحکمه، ج 6، ص 395.
25.میزان الحکمه، ج 6، ص 363.
26.همان، ص363.
27.اسراء، 7.
28.بحار، 71، ص 270.
29.وسائل الشیعه، ج 14، ص 270.
30.مؤمنون، 5.

فهرست منابع
1.اکبری محمود. مرواریدعفاف.انتشارات قم.1376
2 . وشنوی قوام الدین.حجاب در اسلام.چاپ حکمت.1352
3. استاد ملک فاطمه.حجاب وکشف حجاب درایران.تهران1367
3. حسینییان روح الله.حریم عفاف.سازمان تبلیغات اسلامی.1376
4 .مطهری مرتضی.تعلیم وتربیت.انتشارات صدرا.1376
5 .عاملی.شیخ حر.وسایل الشیعه.دارالحیاالتراث العربی
6 .احمدتیمورباشا.غررالحکم.نشر موئلفات تیمری
7. مجلسی محمد باقر.بحارالانوار.ارالکتب اسلامی.تهران
8. شیخ عباس قمی.مفاتیح الجنان.انتشارات هاتف1376
9 . شیخ عباس قمی.سفینه البهار.تهران
10. نهج البلاغه (محمد دشتی
11. صحیفه نور (امام خمینی،موسسه امام خمینی
12 .محمدمحمدی ری شهری.میزان الحکمه.موسسه فرهنگی دارالحدیث


منبع: rasekhoon.net

توجه : این مقاله توسط سیستم نرم افزاری واحد های وب سایت گردآوری شده است و تبیان زنجان ادعای مالکیت این محتوا را نداشته و صرفاً جهت ارتقای سواد عمومی منتشر گردیده است .تبیان زنجان یک وب سایت عمومی اطلاع رسانی میباشد. در صورتی که تولید کننده اصلی این محتوا میباشید و مایل نیستید در وب سایت تبیان زنجان این مطلب در دسترس عموم قرار گیرد لطفا از لینک ' ارسال گزارش ' زیر نسبت به ارسال درخواست خود اقدام فرمایید .
ارسال گزارش
آرشیو های مرتبط : حجاب , عفاف , اسلام , حجاب قبل از اسلام , قرآن ,
  

12345
 
0 نفر به اين مطلب راي داده اند
میزان متوسط :0.0 از 5

اين مطلب تا چه ميزان مورد قبول شما واقع شد ؟
 نام و نام خانوادگی : 
آدرس Email :             
کد درون تصویر را وارد نمایید                       
 
 12345 
ضعيفعــالی
ضمن تشکر از توجه شما به این مطلب , نظرات سازنده شما در هر مطلب را صمیمانه ارج نهاده و آنرا به عنوان مرجعی قابل اعتماد جهت پیشرفت و ترقی اطلاع رسانی در فضای گفتمانی مناسب , می دانیم و اميد داريم بتوانيم از حسن نظر شما در راستاي افزايش سطح ارائه محتوا و خدمت رساني بهره گيريم.
نظر شما پس از بررسی توسط بخش محتوا, قابل روئیت برای عموم خواهدبود .
(توجه: تایید نظرات به معنی قبول و یا تایید محتوای آن  از سوی تبیان زنجان نمی باشد )

 
 

183681
© 2004-2009 Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.