واحد زنان تبیان زنجان- امروز در فرهنگ غرب، نقش مادری و همسری زن در خانواده تحت الشعاع دیگر ارزشها قرار گرفته است و در برخی موارد یکی از موانع و مشکلات زنان در برابر اشتغال محسوب میشود، اما در فرهنگ اسلامی با توجه به جایگاه زن در جامعه اسلامی و نگاه و جهانبینی خاص اسلام به انسان، این سؤال مطرح میشود که آیا اسلام اشتغال و فعالیت اقتصادی را برای زنان جایز میداند؟
اشاره
سنت های ریشه دار اجتماعی، دینی و فرهنگی حاکم در جامعه، زنان را به حضور در جمع خانواده و حفظ ارکان آن دعوت می کند، اما هنجارها و تبلیغات دنیای متجدد، آنان را با اصرار به حضور فعال در عرصه اشتغال در جامعه میکشاند.
سؤال اینجاست که آیا اسلام نظر مساعدی به اشتغال و حضور زنان در عرصه درآمدزایی دارد؟ در صورت به خطرافتادن خانواده و یا حضور اجتماعی زنان، به حفظ کدامیک اولویت می د هد؟
این نوشتار درصدد بررسی دیدگاه اسلام نسبت به اشتغال و پیامدهای آن در جامعه و خانواده بر اساس مبانی اسلامی می باشد.
قسمت اول
مشارکت و حضور زنان در عرصه فعالیتهای اقتصادی اعم از تولیدی و یا خدماتی، عمری به قدمت زندگی اجتماعی انسان دارد. زنان به عنوان نیمی از جامعه نقش مؤثری در ایجاد تمدنهای بشری داشتهاند؛
هر چند در برهههایی از تاریخ نقش آنها در کنار مردان کمرنگ، نامرئی و یا در قالب کارهای خانگی بوده است، اما همواره اشتغال زنان همراه با مردان در مزارع و در خانه امری عادی تلقی میشد.
یکی از مهمترین و پذیرفتهترین نقشهای زن نیز، نقشی است که در خانواده ایفا میکند. خانواده یکی از ارکان مهم جامعه انسانی است و زنان به عنوان همسر و مادر عضو کلیدی آن به شمار میروند.
امروز در فرهنگ غرب، نقش مادری و همسری زن در خانواده تحت الشعاع دیگر ارزشها قرار گرفته است و در برخی موارد یکی از موانع و مشکلات زنان در برابر اشتغال محسوب میشود، اما در فرهنگ اسلامی با توجه به جایگاه زن در جامعه اسلامی و نگاه و جهانبینی خاص اسلام به انسان، این سؤال مطرح میشود که آیا اسلام اشتغال و فعالیت اقتصادی را برای زنان جایز میداند؟ در صورت جواز، آیا این امر در برابر انجام وظایف مادری و تربیت نسل آینده و مدیریت خانه ارجحیت دارد و ما می توانیم الگوی اشتغال زنان در غرب را بپذیریم؟
در پاسخ به سؤالات مطرح شده باید گفت؛ اسلام اصول مشخصی را برای شخصیت زن ترسیم نموده است که بررسی حقوق زنان در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی باید بر پایه این اصول باشد.
تساوی زن و مرد در اسلام
از دیدگاه قرآن، زن و مرد در ارزشهای انسانی یکسان هستند، هر چند در یک نگرش غایت مدارانه، زن و مرد به تناسب خصوصیات و ویژگیهای خاص خود در راستای آن غایت تفسیر میشوند؛ ولی در اصول کلی اسلام تفاوتی میان زن و مرد نیست.
1. تساوی در اصل آفرینش؛ در داستان آفرینش که خداوند از جانشینی، سجده فرشتگان، دمیدن روح، تعلیم اسماء، وسوسه شیطان، دریافت کلمات الهی و توبه سخن گفته است، زن و مرد را یکسان دانسته و در آیات مربوطه از واژه هایی مثل «انسان» و «بشر» و «بنی آدم» استفاده کرده است.(1)
2. غایتمندی حیات و آفرینش؛ خداوند هدف آفرینش آدمیان را که عبودیت،(2) امتحان الهی(3) و شناخت قدرت الهی(4) است، به صورت عام مطرح کرده است.
3. تساوی زنان و مردان در وصول به بالاترین مراتب کمال و معنویت؛ آنجا که قرآنکریم میفرماید: (مَنْ عَمِلَ صالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنّهُ حَیاةً طَیِّبَةً )(5)؛ «هر مرد و زن مؤمنی که عمل شایسته انجام میدهد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه ای حیات میدهیم»، بیانگر تساوی زن و مرد در رسیدن به بالاترین مرتبه کمال و معنویت است.
4. تساوی در استعدادها و امکانات؛ خداوند استعدادهای درونی مانند برخورداری از روح الهی،(6) تسویه و تعدیل در خلقت،(7) داشتن فطرت الهی،(8) وجدان اخلاقی(9) و امانت(10) را به هر دو متعلق دانسته و در امکانات بیرونی مانند وجود راهنما و پیامبر(11)و تنزیل کتاب(12) نیز به زن و مرد یکسان نگریسته است.
5. استقلال اقتصادی زنان و مردان؛ آیه شریفه: (لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمّا اکْتَسَبْنَ )(13) نشان از اهمیت و ارزشمندی استقلال اقتصادی زن و مرد در آیین اسلام دارد. البته باید توجه داشت که اولویت و ارزشمندی حضور زنان در امور خانواده است و اشتغال به طور کلی در مرتبه دوم قرار میگیرد که پس از انجام مسئولیتهای خانوادگی مطلوبیت می یابد.
ب) روایات
در بررسی روایاتی که به حضور زنان در اجتماع پرداختهاند، با دو دسته از روایات مواجه میشویم: اول روایاتی که به طور مستقیم از اشتغال و سرپرستی زنان نهی کردهاند و دسته دوم که به طور مستقیم از حضور زنان در خارج منزل نهی ننمودهاند؛ بلکه بیشتر به نحوه حضور پرداختهاند. در اینجا به برخی از روایات اشاره میکنیم.
دسته اول روایاتی است که به طور مستقیم در آن از اشتغال و سرپرستی زنان نهی شده است: «عن ابی عبدالله(ع) قال فی رسالة امیرالمومنین(ع) إلی الحسن(ع): لاَتُمَلِّکِ الْمَرْأَةَ مِنَ الأمْرِ مَا یُجَاوِزُ نَفْسَهَا فَإنَّ ذَلِکَ أنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أرْخَی لِبَالِهَا وَ أدْوَمُ لِجَمَالِهَا فَإِنَّ المَرْأةَ ریحانَةٌٍ وَ لَیْسَتْ بِقَهْرِمَانَةٍ(25)؛ به زن بیش از حد و توانش کار واگذار مکن و این، برای حال او بهتر است و برای زندگی او مناسبتر است؛ زیرا زن ریحانه است و قهرمانه نیست».
این روایت که نهی ارشادی است، به وضع روحی و جسمی زنان اشاره دارد و بیانگر آن است که آنها باید وظایفی را بر عهده گیرند که با وضعیت جسمانی و عاطفیشان متناسب باشد و آسایش و آرامش آنها را برهم نزند.
پس اگر امروزه با استفاده از دانش و تکنولوژی، بسیاری از مشاغل سختی و مشقت گذشته را از دست دادهاند؛ به طوری که حتی معلولان جسمی نیز به حدی از توان دست یافتهاند که به مشاغل و فعالیتهای گوناگون بپردازند، زنان نیز میتوانند با تحصیل دانش، توان علمی و عملی خود را برای پرداختن به مشاغل گوناگون افزایش دهند؛ زیرا بسیاری از حرفهها و مشاغل امروزی از مصادیق «ما یجاوز نفسه» نیستند و با لطافت جسمی و روحی زنان منافاتی ندارند.
روایت دیگری از پیامبر اکرم(ص) به این مضمون وارد شده است که میفرماید: «ان یفلح قوم ولّوا أمرهم امرأة»(26)؛ قومی که زنان امورشان را سرپرستی کنند، رستگار نمیگردد».
سند این حدیث به ابی بکره میرسد. نقل شده است هنگام خروج عایشه و دعوت او از مردم برای مخالفت و شورش علیه امام علی(ع)، ابی بکره نیز به این طغیان دعوت شد و برای امتناع از این دعوت به این سخن پیامبر(ص) استناد کرد.
اما به یقین می توان گفت که واژه «ولایت» در این روایت، به معنای حکومت¬داری و سلطنت است؛ پس نمی توان آن را بر تمام امور اجتماعی و سرپرستی بر حیطه های محدودتر حمل نمود. در نهایت میتوان گفت آنچه این روایت در صدد نفی از آن است، سلطنت و حکومت مطلقه است، نه مطلق سرپرستی یا اشتغال.
با توجه به مطالب بیان شده، میتوان گفت این روایت غیر از ضعیف بودن سندش، به نفی حکومت و مدیریت زنان در سطح کلان جامعه پرداخته است و هیچ دلالتی بر منع زنان از اشتغال و مدیریت در دیگر موارد ندارد.
در دسته دوم روایات نیز به طور مستقیم منعی برای فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی زنان وجود ندارد؛ بلکه این روایات بیشتر ناظر بر نحوه حضور زنان در جامعه است، برای مثال آنها را از اختلاط با مردان بیگانه باز می دارد و به رعایت عفاف و پوشیدگی دعوت میکند؛ مانند این روایت که میفرماید: «أمَا تَسْتَحْیُونَ وَ لاتَغَارُونَ نِسَاءُکُمْ یَخْرُجْنَ إلَی الأسْوَاقِ وَ یُزَاحِمْنَ العُلُوج»(28)
در زمینه روابط کلامی نیز که زمینه ای برای برقراری روابط عاطفی عمیق است، توصیه هایی به زنان شده است، مانند اینکه با لحن نازک و تحریکآمیز سخن نگویند.(29)
به طور کلی این دسته از روایات، به رعایت حد و مرزها سفارش میکنند؛ بنابراین اگر اشتغال زنان موجبی برای مفسده نباشد، با حفظ عفت و اخلاق عمومی جامعه بلامانع است.
ج) سیره پیامبر اکرم(ص)
تاریخ بیانگر آن است که در زمان رسول خدا(ص) زنان زیادی به فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی میپرداختند و نه تنها پیامبر(ص) آنها را منع نمیکرد؛ بلکه در مواردی آنها را نیز راهنمایی مینمود. ح
ضرت خدیجه(س) که از زنان بزرگوار و برگزیده است، خود تاجری ثروتمند بود که به تجارت میپرداخت و پیامبر(ص) نیز برای مدتی از جانب ایشان به تجارت مشغول بود.
در روایتی آمده است که رسول خدا(ص) به زنان جوان اجازه میداد تا در مراسم عید فطر و قربان از منازل خود خارج شوند و برای تهیه روزی بساط بگسترانند.(30)
«حولاء»، زنی عطر فروش بود که پیامبر(ص) او را موعظه میکرد و میفرمود: «هرگاه عطر میفروشی، جنس سالم و با قیمت مناسب تحویل مردم بده و هرگز در جنس خود تقلب روا مدار؛ زیرا معامله سالم پاکتر است و سبب خیر و برکت میشود».(31)
«سمراء»، دختر نهیک، هم از کسانی بود که متصدی امر به معروف و نهی از منکر در بازار بود و جزء محتسبین (مأموران انتظامی) به حساب می آمد(32).
همچنین در جنگهای پیامبر(ص) همیشه عده ای از زنان حاضر بودند که به آبرسانی و پرستاری از زخمی ها می پرداختند؛
مانند «لیلی غفاری» که بارها در میدان های نبرد حضور یافت و از بیماران و مجروحان جنگی پرستاری و آنان را مداوا و معالجه کرد.(33) «ام عطیه» و «امسلمه» نیز در غزوات متعددی شرکت داشتند و از مجروحان پرستاری می کردند.(34)...
اعظم نوری
وفا/گردآوری:گروه زنان سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/zanan.html
پینوشت:
. نساء (4) : 1؛ اعراف (7) : 27- 10.
2. ذاریات (51) : 56.
3. ملک (67) : 2.
4. طلاق (65) : 12.
5. نحل (16) : 97.
6. حجر (15) : 29 ـ 28.
7. انفطار (82) : 6 و 7.
8. روم (30) : 30.
9. شمس (91) : 7 و 8.
10. احزاب (33) : 72.
11. سبأ (34) : 28.
12. انعام (6) : 91 و 92.
25. اصولکافی، ج 5، ص 510.
26. سنن نسایی، ج 8، ص 227.
27. مجله پیام زن، شماره 4، تیر1371، ص17.
28. وسائل الشیعة، ج 20، ص 235، باب کراهة خروج النساء؛ اصولکافی، ج 5، ص 536.
29. احزاب (33) : 32.
30. التهذیب، ج 3، ص 287.
31. فروعکافی، ج 5، ص 151.
32. معجم الکبیر طبرانی، ج 24، ص 311.
33. ریاحین الشریعة، ج 5، ص 595.
34. المیزان، ج 4، ص 69.