مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  
سایر بخش های همگروه : متن نوحه و اشعارمذهبی / مراسمات و معرفی پایتخت / بازتاب عزاداری پایتخت / متن روضه / تصاویر عزاداری پایتخت /
حتما ببینید
خرافه زدائی از فرهنگ عاشورا
نگاهی بر انسان شناسی فلسفی
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
سخنان امام علی (ع)
شرکت در نماز جمعه و اهمیت آن
از عملیات خیبر چه می دانید؟
سادات حسینی به چه کسانی می گویند؟
مناظره امام صادق (ع) با ابوحنيفه
دقت کردید ؟؟
/archive/Religion_Thoughts/the_infallibles_family/god_messengers/Muhammad_prophet/0/10/default.html
/ItMatchOnline.html
/Directory/Free-Web-Submission.html
/News-Article/News_agency/public_relation_tebyan/2012/1/11/48585.html
/archive/photography/0/10/default.html
/News-Article/Help/help_for_using_tebyan/2010/12/27/16865.html
/Voting/public_opinion/default.html
http://news.tebyan-zn.ir/
جدیدترین مطالب این بخش

لاله سرخ شهادت تن تب دار من است
بدن امام چهارم را آوردند بقیع بخاک سپردند ، امام باقر وقتی که بدن بابا را غسل می داد اصحاب دیدند گر...

متن روضه حضرت رقیه سلام الله علیها
این دختر وقتی طبق رو جلوش دید،با تعجب پرسید.چند تا جمله داریم تو این مقتل با تعجب گفته شده،اولین جم...

ارسال دعوتنامه


آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟



 

دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟br /> بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل
 

در جسم جهان فیض بهارانم من

سهل ساعدی می گوید : وقتی طرف دروازه ساعات، دیدم جمعیت زیادی شادی می کنند ، کف می زنند تا نگاه کردم دیدم چند سر بریده روی نیزه ها ست یکی از سرها دارد قرآن می خواند ، سر ها که گذشت دیدم آقای بزرگواری را سوار بر شتر برهنه کردند آثار بزرگی از صورتش نمایان است ...

 

لاله سرخ شهادت تن تب دار من است

بدن امام چهارم را آوردند بقیع بخاک سپردند ، امام باقر وقتی که بدن بابا را غسل می داد اصحاب دیدند گردن مبارک امام چهارم کبود است سؤال کردند یابن رسول الله اثر کبودی گردن مبارک پدر بزرگوارتان چه است ؟ ...

 

متن روضه شب سوم محرم

این نازدانه رو آقا زین العابدین بغل گرفت،عزیز خواهرم،چرا اینجور بیتابی میكنی،چرا اینجور به سر و صورت میزنی،گفت:دادش الان اینجا بود،بغلم كرد،بغلش كردم،همین الان بابام پهلوم بود،بی تابی كرد،همه اسرا دور سه ساله جمع شدن، ...

 

متن روضه حضرت رقیه سلام الله علیها

این دختر وقتی طبق رو جلوش دید،با تعجب پرسید.چند تا جمله داریم تو این مقتل با تعجب گفته شده،اولین جمله ای كه با تعجب ادا شد،خود عمه جانش تو گودال با تعجب گفت:أ اَنت اخی، مگر نه كیه ندونه زینب حسین رو شناخت،اما تعجب كرد، ...

 

چشمامو بستم،آروم شكستم

امشب شب سه ساله است،آدم از نیم متری رو زمین می افتاده،دوتا دستش كار نمیكنه،بدون رقیه از رو ناقه رو زمین افتاد،رقیه خواب بودبه صورت رو زمین افتاد.....وای....حسین....بچه سه ساله چه قد و بالایی داره؟ ...

 

گونه های دخترت ترك خورده

از افراد دشمن ِ، راوی این روایت خود دشمن ِ،میگه من دیدم نیمه ای دل شب،این كاروان چهل منزل اومده،عین چهل منزل كتك زدیم و آوردیم،خود لشكر خسته و كوفته،همه بیهوش اوفتادن،خوابند، من بیخوابی به سرم زده بود،خوابم نمی برد،نیمه های دل شب،دیدم ...

 

پهلو گرفته است، از اشك چشم سوخته دارو گرفته است

راه و روش دختر داری اینجوریه ،میخوای گوشواره از گوش دختر بچه در بیآری، فقطم باباش باید این كارو بكنه.مادرم میتونه،اما دختر دوست داره پدر گوشواره اش رو در بیاره،چون تا میخواد دردش بگیره،میگه:یواش.بابا هم قربون صدقه میره. ...

 

چشام تار ِ تار ِ،باباجون كجایی

شب حضرت رقیه سلام الله علیهاست و هر شب اذن میگیریم،خدا ان شاالله به حق امیر المؤمنین هر كسی هر دردی داره حاجتی داره،حاجت روا كنه به حق حضرت رقیه سلام الله علیها ...

 

سر آمد شام غم هایم، مه عیدم كجا بودی

بابا جونم،بابا حسینم،دردامو شماره كرده بودم همه رو به خاطر سپرده بودم،بیای دردای دلم رو بهت بگم،ای بی بی جان درسته كوچیكی،ولی من یقین دارم،همه ی ما یقین داریم ،گره های بزرگ رو باز میكنی، بابا دردهامو شماره كرده بودم، ولی دردام ساكت شد تو اومدی ...

 

سخت است وقتی روضه وصف دختری باشد

رقیه شبیه مادرم شدی،وقتی سر رو بلند كرد،شروع كرد حرف زدن: یا أباه ! مَن ذا الذی خضّبك بدمائك؟ یا أبتاه! مَن ذا الذی قطع وریدك؟ رگ های گردنت رو كی بریده؟ راوی میگه گفت،گفت.. ثمّ إنّها وضعت فمها على فمه الشّریف لب به لب های بابا گذاشت ...

 
[ 1 ]                   مشاهده صفحه بعدی مشاهده صفحه بعدی
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Amit Agarwal and may not be reproduced on other websites.