اینکه چرا پس از فتح خرمشهر، جنگ تداوم یافت؟ یکی از مناقشات سیاسی امروز است، که پاسخ به آن مبتنی بر تحلیل واقع بینانه ای از تحولات سیاسی ـ نظامی آن دوره از تاریخ جنگ ایران و عراق میباشد. بدون تردید، هیچ حادثه و رخداد نظامی در طول هشت سال دفاع مقدس، همانند اشغال خرمشهر و سپس فتح آن، اهمیت پیدا نکرد. هم اشغال آن توسط ارتش عراق«برگ برنده» به حساب میآمد[1] و هم آزاد سازی آن توسط رزمندگان اسلام و عقب نشینی تحقیر آمیز ارتش عراق، آن رژیم را به نقطه پایانی اهداف خود در جنگ نزدیک مینمود.[2] فتح خرمشهر از آن جهت اهمیت یافت که معادله جنگ را به نفع ایران بهم زد و موجب پیدایش وضعیت جدیدی در صحنه سیاسی ـ نظامی منطقه خلیج فارس گردید. ایالات متحده آمریکا که تا پیش از فتح خرمشهر به سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران دل بسته بود، با باز پس گیری آن، به گفته«واینبرگر» وزیر دفاع وقت آمریکا، کاخ سفید را مصمم به تغییر سیاست خارجی خود در قبال عراق نمود.[3] آمریکایی ها از بیم تغییرات احتمالی در منطقه خلیج فارس و احتمال سرنگونی رژیم صدام، کمک های حیاتی خود به عراق را آغاز کردند.[4] در این راستا، نام عراق را از لیست کشورهای به اصطلاح تروریست، خارج ساختند و محدودیت فروش تسلیحات، خارج ساختند و محدودیت فروش تسلیحات به عراق را لغو نمودند.[5] علاوه بر این آمریکائی ها به منظور فراهم سازی زمینه های حمایت سیاسی و تبلیغاتی از عراق، این کشور را متقاعد کردند تا آمادگی خود را برای عقب نشینی از خاک ایران، اعلام کند. عراق نیز که پس از عقب نشینی از خرمشهر، احساس ضعف میکرد، آمادگی خود را برای برقراری آتش بس اعلام نمود. در این زمان، سازمان ملل متحد شرایط ایران مبنی بر محکومیت متجاوز و پرداخت غرامت به ایران را نپذیرفت و همچنان بر تقدم آتش بس بر هر اقدام دیگری تأکید کرد. ایران در وضعیت جدید و با توجه به موقعیت برتر سیاسی و نظامی خود، دو راه حل فراروی خود داشت: 1ـ آغاز مذاکره با رژیم عراق و قدرت های حامی آن؛ که لازمه آن امتیاز دادن به ایران بود، ولی سازمان ملل متحد و قدرتهای حاکم بر شورای امنیت، این اقدام را به منزله به رسمیت شناختن قدرت ایران در منطقه میدانستند و بدین صورت با بی توجهی به درخواستهای ایران عملاً درهای مذاکره را مسدود کردند. حتی برخی از سران کشورهای اسلامی مثل«احمد سکوتوره»رئیس جمهور گینه، یاسر عرفات، رئیس ساف و حبیب شطی دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی، برای میانجیگری به ایران آمدند؛ اما هیچ یک از پیشنهادات آنها حاوی دفاع از حقوق ایران نبود و حتی حاضر نبودند که تضمین دهند تا عراق پس از بازسازی نیروهایش دوباره دست به تجاوز نزند.[6] 2ـ ترک مخاصمه بدون اتمام جنگ راه حل دیگری بود که فراروی ایران قرار داشت. در این صورت قوای نظامی ایران میبایست در حالت نه جنگ نه صلح در مرزها مستقر شوند که این امر جز فرسایش قوای سیاسی و نظامی ایران نتیجه ای نداشت. به گفته روزنامه گاردین توقف بی حاصل ایران در خاک خود، هیچ ضمانتی برای گرفتن امتیاز از عراق نبود و از طرفی هم مانع تجدید قوا و بازسازی ارتش عراق هم نمیشد. به همین منظور در مورخ 20 خرداد 1361 جلسه ای در حضور امام خمینی(ره) در جماران تشکیل گردید و موضوع به شور گذاشته شد. از نظر نظامیان شرکت کننده در آن جلسه، امکان پدافند با توقف روی خط مرزی وجود نداشت. زیرا در اغلب نقاط مرزی هیچگونه مانع طبیعی وجود نداشت و ایجاد استحکامات جدید نیز، یک سال به طول میانجامید و طی این مدت احتمال حمله مجدد عراق جدی بود. مهمتر اینکه با تکیه بر اصل متعارف نظامی«تعقیب دشمن» هر گونه توقف پس از فتح خرمشهر یک حرکت غیر اصولی بود. به همین دلیل امام خمینی(ره) پس از تردید اولیه در مورد تدوام جنگ در خاک عراق، با استماع دلایل نظامیان و ناامیدی از پذیرش شرایط ایران توسط دولت عراق، به ادامه جنگ متقاعد، شدند. با این همه، هدف ایران از ورود به خاک عراق تهدید شهر بصره و در تیررس قرار دادن منطقه عظیم نفتی«رمیله» و «صفوان» عراق، تا دولت این کشور را وادار به تأمین خواسته های خود کند. جهت مطالعه بیشتر رجوع کنید به: 1 ـ آغاز تا پایان، سیری در جنگ ایران و عراق، محمد درودیان، مرکزی مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه. 2 ـ پس از بحران، هاشمی رفسنجانی کارنامه و خاطرات، 1361. پی نوشت ها: [1] . روزنامه اطلاعات 19/3/1361، نقل از روزنامه گاردین [2] خبرگزاری جمهوری اسلامی، گزارشهای ویژه، شماره 59، 28/2/1361 به نقل از خبرنگار روال استریت ژورنال در واشنگتن [3] . .همان، شماره78، 16/3/1361، به نقل از لوس آنجلس تایمز. [4] . نیویورک تایمز 26 1992. [5] . نشریه مسلم میدپا، چاپ لندن، ژانویه، 1985. [6] . پس ازبحران، هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات، مقدمه کتاب. پدیدآورنده: عبدالوهاب فراتی |