اَحْسِنُوا إنَّ اللهَ یُحِبُ المُحسنین (بقره 195)
نیکی کنید که قطعاً خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
در ایات الهی قرآن مجید آنجا که رب جلیل به معرفی نیکوکاران میپردازد، گاه آنان را با واژه و لفظ «ابرار» نامگذاری کرده و سخن از بزم، جام، شراب و چشمه و ... به بیان آورده که احتمالاً حکایت از نزدیکی خاص و قرب مقام آنان دارد؛ و گاه خوبان و پاکان را محسنین خوانده که تصاویر آنان بیشتر جنبه اعتقادی و رفتاری دارد. اما بد نیست ابتدا ببینیم از منظر کلام وحی اصولاً نیکی چیست؟ و نیکوکار کیست؟
واژه «البِّر» نام مبارک خداوند[1] به معنای تام کلمه و همه نیکی و خوبی است، برَّ سرزمین وسیع و خشکی در مقابل بحر (دریا) را گویند شاید از آن جهت نیکوکاران را ابرار گویند که از وجودی گسترده با وسعت روح و اندیشهای ژرف و بلند برخوردارند، خداوند حقیقت نیکی را در یک تصویر کامل با توجه به همه جوانب و زوایای آن چنین ترسیم میکند که: «حقیقت نیکی برای کسی است که به خدا و روز آخرت و ملائکه و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان داشته باشد و مال خود را با آنکه دوستش میدارد به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و در راهماندگان و فقیران و بردگان دهد و نماز بپا دارد و زکات بدهد و آنان کسانی هستند که به عهد خود وقتی پیمان میبندند وفا میکنند و در برابر فقر و بیماری و سختی، خویشتندارند اینان راست گفتند و پرهیزگارانند.»[2]
در این تصویر جامع و کامل و زیبا همه جنبههای اعتقادی، ایمانی و عملی، قدرت پرواز، عدم وابستگی و دلبستگی به دنیا، قدرت صبر و پایداری و ایثار و گذشت ترسیم شده است و در یک کلام چنین انسانهای پاک «متقین» نامیده شدهاند اما جلوه کامل و ثمره نیکوی چنین ایمان و عمل صالح را معیت و همراهی خداوند میداند و میفرماید: خداوند البته همراه پرهیزکاران است و اینها محسنین هستند.[3]
اما در یک تصویر دیگر برای ایجاد تحرک و پویایی ذهنی خداوند خود ما را مورد سؤال قرار داده و میفرماید:
«ایا کیست که دین او از آنکه به جان مطیع خدا شده و نیکوکار است و آئین ابراهیم را پیروی کرده بهتر باشد؟ در حالی که خداوند ابراهیم را دوست خود گرفته است.[4] موضوع الگو و الگوپذیری از بحثهای کلیدی روانشناسی است هر کس با معیار و ارزشهایش کسی را دوست دارد و به راه او میرود و این خصوصیت در دوره جوانی مشهورتر است. حضرت ابراهیم(ع) نیکوکاری است که سراسر زندگیش یکتاپرستی، مبارزه با مظاهر شرک و کفر بود و خداوند چنین شخصیتی را به عنوان الگو نشان میدهد چه این بتشکن و مبارز خستگیناپذیر از آزمونهای سختی، موفق و سربلند بیرون آمد و به حق لقب خلیلالله (دوست خدا) بر او برازنده است. در ادامه این روش در پنج ایه علاوه بر معیت خود، خداوند نیکوکاران را محبوب خود میداند و دوستی و محبت خود را بیدریغ نثار آنان میکند.[5]
اما ایا در زیر این گنبد مینا حقیقتی زیباتر و شیرینتر و امیدبخشتر و نیکوتر از چنین نزدیکی به رحمت پروردگار[6] و محبوب معبود واقع شدن وجود دارد؟
زمانی که تو محبوب باشی، توجه خاص، نعمتها، هدایا، و پاداشها برای توست. مهمتر از همه لغزشها و گناهانت در جلوه شور و حرارت این محبت کم رنگ است و ناپدید میگردد و مورد بخشش قرار میگیرد. در یک ایه در تصویری مشابه به همین الفاظ میفرماید: کسی که وجودش را تسلیم خداوند کرده (به معبودش با زبان دل و جان میگوید: حکم آنچه تو فرمائی و لطف آنچه تو اندیشی) و نیکوکار است قطعاً به دستگیره محکمی چنگ زده است.[7]
سه نقطه بسیار شفاف و روشن در این تصویر، ایمان و باور، پاکی و نیکی، استحکام و استواری، نه سرگردانی و حیرانی نتیجه معیت و همراهی خداوند، عشق و محبت معبود و سرانجام عاقبتی نیکو است. ایا سخنی و گفتگویی دیگر باقی است؟
پروردگارا ...
تو چه زیبا و کامل حقایق بر ما خواندی، الگو به ما نمود، راه نشان دادی و عشق ورزیدی و همراهیمان کردی. اگر چه این کلمات را میگوییم و مینویسیم و میخوانیم و کلام تو چون آب حیات زلال و پاک و گوارا است. اما دلهای ما را تیرگی گناه و غفلت پوشانده، تو خود یاری فرما تا این کلام حق درک کنیم و بر صفحه دل بنگاریم.
و فراخوان عمومی تو که ما را به نیکی و پاکی میخواند با جان و دل بپذیریم و عمل کنیم.
خداوندا تو خوب میدانی که ما را ارادهای جز نیکی نیست، از تو میخواهیم که با لطف و کرم و رحمت خوب افکار و اندیشههای پاک را محقق فرمایی و ما را از آتش گناه و سردی غفلت محافظت بفرمایی و در قیامت با پاکان و نیکانت محشور بفرمایی- انشاءالله – امید که در شماره اینده مطلب را پیگیریم.
پینوشتها:
[1] - طور، ایه 28.
[2] - بقره، ایه 177.
[3] - عنکبوت، ایه 96.
[4] - نساء، ایه 125، آل عمران 148و134.
[5] - بقره، ایه 195.
[6] - اعراف، ایه 56.
[7] - لقمان، ایه 22.