مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
تگ های  محبوب هفته
ارسال دعوتنامه
آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این
دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . کاربر گرامی ,  شما در حال مشاهده مطالب مرتبط با تگ " فلسفی " می باشید .  

برای جستجوی مطالب مرتبط به کلید واژه خاصی به بخش جستجو وارد شوید .  " ورود به بخش جستجو "

برای مشاهده  کلید واژه  های محبوب اخیر  به بخش  کلید واژه ها (تگ) در تبیان زنجان وارد شوید .  " ورود به بخش کلید واژه ها  "

 
آيا عقل فعال منفعل هم هست ؟
جواب - كلمه انفعال , گاهى به معنى عام اطلاق مى شود و شامل هر نوع خروج از قوه به فعل است , اعم از آنى يا زمانى , و اعم از اينكه بر سبيل استكمال باشد و يا بر سبيل انتقاص . و گاهى به مفهوم خاص به كاربرده مى شود و آن اينكه خروج از قوه به فعل , تدريجى و
چگونه نفس پس از مفارقت از بدن از قوه خيال بى نياز مى گردد
همه قواى وابسته به بدن را , و از آن جمله قواى حسيه و خياليه را رها مى كند و به عقل فعال اتصال مى يابد , به بهجت و سعادت عقليه نائل مى گردد . چگونه است كه نفس در اين جهان بدون استمداد و استعانت از قوه خيال ( قوه حافظه صور محسوسه ) قادر به تعقل , و در
آيا پس از فعليت استعداد از بين مى رود
سؤال دوم - گفته شده هنگامى كه صورت عقليه براى عقل حاصل مى شود و فعليت پيدا مى كند , مطلق استعداد عقل از بين نمى رود ولى استعداد هر صورت عقليه خاص با فعليت يافتن آن از بين مى رود . من نمى دانم كه چرا بايد استعداد خاص از بين برود ؟ چه فرق است
جسم , عقل , نفس
عقل در اين تقسيم عبارت است از مجرد فوق زمان و مكان , و نفس عبارت است از نفس ناطقه انسانى , در مورد نفس ناطقه انسانى است كه اصطلاح عقل بالقوه و عقل بالفعل به كار ميرود . علت اينكه نفس و عقل دو جوهر جداگانه فرض شده اند , با اينكه نفس داراى
معنى عقل بالقوه چيست ؟
سؤال اول - عقل بالقوه يعنى چه ؟ عقل بودن با بالقوه بودن سازگار نيست . زيرا عقل بودن مساوى است با مجرد بودن , و مجرد بودن مساوى است با بالفعل بودن . پس فرض عقل بالقوه مساوى است با فرض بالفعل بالقوه . اين مطلب ثابت است كه آن قوه و نيروئى كه در
محال است ( شبهه ابوريحان )
اگر جسم را از نظر رياضى قابل انقسامات غيرمتناهيه بدانيم و يا از نظر عينى قابل انقسامات غيرمتناهيه بدانيم حركت و لحوق سريع به بطئى محال نيست . اما اگر جسم را بالفعل داراى اجزاء غير متناهى بدانيم حركت و لحوق سريع به بطئى محال است هر چند مجموع فاصله
جهات ششگانه - قسمت چهارم
ولى حقيقت اينست كه اگر به فرض محال اجزاء جسم را غير متناهى بدانيم باز اشكال وارد نيست . زيرا يا اينست كه اجزاء نامتناهى سبب شده كه حجم غيرمتناهى به وجود آيد و فاصله سريع و بطى ء غيرمتناهى باشد , و يا اينست كه اجزاء غيرمتناهى در فاصله و بعد تأثير
جهات ششگانه - قسمت سوم
يعنى معتقدبودند كه محال است آن ذرات به دو قسمت يا بيشتر منقسم شوند و اين غير قابل شكست بودن ذرات ربطى به قدرت و امكانات بشر ندارد بلكه چيزى است كه در ذات خود محال است , نظير اجتماع نقيضين . ذرات ذيمقراطيسى به حكم اينكه كوچك و غير قابل
جهات ششگانه - قسمت دوم
يعنى اين كه جهات را شش تا فرض مى كنند , با آنكه بى نهايت است , مربوط است به نظر خاص فلاسفه درباب جسم كه بيش از سه خط متباين و عمود برهم در داخل جسم فرض نمى شود . تقريب عامه هم كه با محاذات اجزاء مختلف انسان ( سر , پا , پهلوى راست , پهلوى
جهات ششگانه - قسمت اول
سؤال سوم - ارسطو و غير او گفته اند كه جهات منحصر به شش است . اكنون با مكعب مثال مى آوريم و روشن مى كنيم كه جهات بيش از شش است . مكعب به دليل آنكه مكعب است شش سطح دارد و هر سطحى محاذى يك جهت است كه مجموعا شش جهت مى شود .
      [ 1 ] 2 3 4 5 6 7 8 9 10  مشاهده صفحه بعدی  مشاهده صفحه آخر
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.