مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
احادیث حضرت محمد
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
لینکستان تبیان زنجان معرف وب سایت شما
لینکستان وب سایت های مفید
عکس و عکاسی مقالات
امر به معروف و نهی از منکر
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
ارسال دعوتنامه


آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟



 

دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 44
     درج شده در 946 روز و 7 ساعت و 13 دقیقه قبل
    

 این سه سالگی اوست که در ویرانه‏ای کنار کاخ سبز، به اهتزاز درآمده

و مکر خاندان ابوسفیان را به زانو درآورده است


♥.♥.♥
♥.♥.♥..♥
♥.♥.♥
پدر آمد دل شب گوشه ویرانه به خوابم
ریخت از دیده بسی بر ورق چهره گلابم
گفت رویت ز چه نیلی شده زهرای سه ساله
مگر از باغ فدک بوده به دست تو قباله
♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥
هر چه آمد به سرت من سر نی بودم و دیدم
آن چه را زخم زبان با جگرت کرد شنیدم
تو کتک خوردی و من بر سر نی آه کشیدم
این بلایی است که روز ازل از دوست خریدم
♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥
عمه جان باغ ولایت ثمر آورده برایم
عوض میوه نایاب سر آورده برایم
سر باباست که خون جگر آورده برایم
صورت غرقه به خون از سفر آورده برایم
♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥
گریه نکن! خرابه‏های شام، گهواره توست هزاران فرشته برایت آغوش گشوده‏اند،

گریه نکن! ارکانِ این هنگامه، روزی بر صخره‏های تاریخ نوشته خواهد شد
♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥
آه ای دوشیزه شب‏های شیون و شعر! از این پس بر آغوش خسته ویرانه‏ها،

خوابِ پروانه‏هایی را می‏بینی که بر شاخه‏هایِ نازکِ احساست یخ می‏زنند.
♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥
ای شام! ای پیچیده در حرارت عصیان!

محکم‏تر بزن این تازیانه‏های پی در پی را که فردا از جای تازیانه‏ ها،

هزاران بهار جوانه خواهد زد.

خرابه‏هایت، آرامگاه ملایکی‏ست که بر دیواره‏های ویرانِ شرم سر می‏کوبند
می‏روی و کوچکی دنیا را به طالبانش وامی‏گذاری.

اندوهت را بر صورت خرابه می‏پاشی و می‏گذری تا به لبخندی ابدی بپیوندی.
♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥
گرچه سه سال بیشتر ندارد،

اما صدسال شکایت از این اندک سال دارد؛

شکایت‏هایی که تاب باز گفتن‏شان را ندارد.

بغض‏ها روی هم جمع شده است و به یک‏باره می‏خواهد فوران کند
♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥
نبودی طعنه خار بیابان پای ما را زد

زبان کوفه خیلی حرف‏ها را پشت بابا زد
میان راه دستی گوشوار از گوش من چید و

به دور از چشم‏هایت زخم سیلی بر رخ ما زد
♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥
جرم او را کسی نمی‏دانست

جرم پروانه را نمی‏دانند
آن‏چه مردم شنیده می‏گویند

رسمِ جانانه را، نمی‏دانند
چشم‏ها را گشوده، می‏نالید

در فضای غریبِ ویرانه
مثل شمعی که اشک می‏ریزد

در سکوت حزینِ یک خانه
♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥
من رقیــــه دخترشیرین زبان شــــــــاه دینم

غنچه ی پژمرده ی بـــــــاغ امیــــرالمومنینم
هردوعالم دردعا،محتاج دست کوچک مــــن

تاابدحاجـــت رواگردنــــدازیک آمینــــــــــــــــم
♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥
ای عمه بیا تا که غریبانه بگرییم

رو از وطن و خانه، به ویرانه بگرییم
پژمرد گل روی تو از تابش خورشید

در سایه نشینیم و به جانانه بگرییم
♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥
سوختم ز آتش هجر تو پدر تب کردم

روز خود را به چه روزی بنگر شب کردم
تازیانه چو عدو بر سر و رویم می‏زد

ناامید از همه کس روی به زینب علیهاالسلام کردم

♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥

هان ای دختر خورشید! تو خرابه‏نشین نیستی.

اینک عرش را به پاس قدوم تو مفروش کرده‏اند.

پای بگذار! بالِ تمامِ ملایک برای گام گذاشتنت در خویش نمی‏گنجند.

♥.♥.♥.♥.♥

دست‏هایت کوچک بودند برای به آغوش کشیدن صبر و سختی.

اما تو چقدر سربلند بیرون آمدی از دردها و دلتنگی‏ها!

صبر را از چه کسی به ارث برده بودی، نمی‏دانم!

اما ایمان، هم‏پای تو بزرگ شده بود.

♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥

ای پدر! شادم که در بر آمدی
چون نبودت پا تو با سر آمدی
غم مخور، ای گل! گلابت می‌دهم
از سبوی دیده، آبت می‌دهم
گر چه داغت کرده دل‌خونم، پدر!
از وفای عمّه ممنونم، پدر!
♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥

محبتّت خجلم کرده، عمّه! دست بدار
برای زلف به خون شسته، شانه لازم نیست
به کودکی که چراغ شبش، سر پدر است
دگر چراغ به بزم شبانه لازم نیست

♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥

سه ساله دخترت افتاده از نفس، بابا!
دگر مرا ببر از کنج این قفس، بابا!
به جز تو کآمده‌ای، امشبی به دیدارم
نزد سری به یتیم تو، هیچ ‌کس، بابا!

♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥

من رقیــــه دخترشیرین زبان شــــــــاه دینم

غنچه ی پژمرده ی بـــــــاغ امیــــرالمومنینم
هردوعالم دردعا،محتاج دست کوچک مــــن

تاابدحاجـــت رواگردنــــدازیک آمینــــــــــــــــم

♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥

زهرا عذار نیلی نگشود بهر حیدر
من هم به محضر تو صورت نمی گشایم
گر افکنی جدایی در بین جسم و جانم
دیگر به جان زهرا از خود مکن جدایم

♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥

دست از سرم بردار من بابا ندارم
زخمی شدم بهر دویدن پا ندارم

گیسو سپیدم؛ احترامم را نگه دار
سیلی نزن؛ من با کسی دعوا ندارم

باشد بزن چشم عمو را دور دیدی
من هیچ کس را بین این صحرا ندارم

زیبایی دختر به گیسوی بلند است
مثل گذشته گیسوی زیبا ندارم

این چند وقته از در و دیوار خوردم
دیگر برای ضربه هایت جا ندارم

تا گیسویم را ز دستانت درآرم
غیر از تحمل چاره ای اینجا ندارم

گفتم به عمه از خدا مرگم بخواهد
خسته شدم میلی به این دنیا ندارم

گیرم که پس دادند هر دو گوشوارم
گوشی برای گوشواره ها ندارم

شیرین زبان بودم صدایم را بریدند
آهنگ سابق را به هر آوا ندارم

در پیش پایم نان و خرما پرت کردند
کاری دگر با شام و شامی ها ندارم

با ضربه ی پا دنده هایم را شکستند
کی گفته من ارثیه از زهرا ندارم

نشناختم بابا تو را تغییر کردی
امشب دگر راهی به جز افشا ندارم

گویا تنور خولی آتش داشت آنشب
ترکیب رویت گشته خیلی نا مرتب

♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥

زبری صورت من و دستان عمّه ام
تقصیرِ کوچه های یهودیِ شام بود

شکرِ خدا هوای مرا داشت خواهرت
در چشم ها، عجیب نگاهِ حرام بود

پایی که زخم تاول آن هم نیامده
وقتی به دادِ آن نرسی سرخ می شود

از ضربِ دستها چه به روزش رسیده است
آن چهره ای که با نفسی سرخ می شود

آنقدر پیر کرده مرا نیزه دارِ تو
هر کس که دید طفلِ تو را اشتباه کرد

عمه به معجرم دوگره زد ولی ببین
روی مرا کشیدنِ معجر سیاه کرد

حرف گرسنگی نزدم باز هم زدند
این سنگها عزیز تو را سیر کرده است

ته مانده ها ی گیسوی نازم تمام شد
در بینِ مُشتِ پیرزنی گیرکرده است

♥.♥.♥
♥.♥.♥.♥.♥
♥.♥.♥

طورنشین میشوم سحر که بیاید
جلوه ی ربانی پدر که بیاید

جار فقط میزنم میان خرابه
یار سفر کرده از سفرکه بیاید

صبح خبرمیدهند رفتن من را
از پدر رفته ام خبر که بیاید

نوبت ناز من است صبرندارم
ناز مرا میخرد پدرکه بیاید

گریه ی من مال عمه است،وگرنه
زود مرا میبرند ،سر ،که بیاید

حرف”کنیز”ی زدن چه فایده دارد
گریه فقط میکنم اگر که بیاید

طفل، بساطی برای ناز ندارد
مقنعه و گوشواره در که بیاید


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.