مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
احادیث حضرت محمد
لینکستان تبیان زنجان معرف وب سایت شما
لینکستان وب سایت های مفید
امر به معروف و نهی از منکر
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
عکس و عکاسی مقالات
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
ارسال دعوتنامه


آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟



 

دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 3833
     درج شده در 2884 روز و 9 ساعت و 44 دقیقه قبل
    

تفسير سوره حجرات » آيه 9
 «وَإِن طَآئِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُواْ فَأَصْلِحُواْ بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَيهُمَا عَلَى الْأُخْرَى‏ فَقَتِلُواْالَّتِى تَبْغِى حَتَّى‏ تَفِى‏ء إِلَى‏ أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَآءَتْ فَأَصْلِحُواْ بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُواْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ‏» (9)
 و اگر دو طائفه از مؤمنين به نزاع و جنگ پرداختند، پس فورى ميان آنان صلح و آشتى بر قرار كنيد. سپس اگر يكى از دو گروه بر ديگرى تجاوز كرد، پس با آن متجاوز بجنگيد تا به فرمان خداوند روى كند. پس اگر طائفه متجاوز بازگشت (و دست از تجاوز خود برداشت)، ميان آن دو گروه با عدالت صلح برقرار كنيد و عدالت به خرج دهيد. همانا خداوند عدالت‏پيشه‏گان را دوست دارد.
 
 نكته‏ها:
 از آغاز اين سوره انواع برخوردها مطرح شده است:
 الف: برخورد با خدا و رسول، (پيشى نگرفتن... «لاتقدّموا»)
 ب: برخورد با پيامبر اكرم، (ادب داشتن و صدا را بلند نكردن)
 ج: برخورد با فاسق، تحقيق و بررسى گزارشات او.
 د: برخورد و سركوب ياغى.
 ه : برخورد با محبّت، برادرى و... با مؤمن. (آيات بعدى)
 در حديث مى‏خوانيم: برادر دينى خود را خواه ظالم باشد يا مظلوم يارى كن، اگر مظلوم است، درگرفتن حقّ و اگر ظالم است، در جلوگيرى از ظلمش او را يارى كن.(123)
 مسلمانان بايد داراى تشكيلات، حكومت، قدرت، نظام، آموزش، بسيج، تبليغات و تداركات قوى باشند وگرنه امروز عمل كردن به اين آيه يعنى سركوب ياغيان بين‏المللى با آن همه پيشرفت علم و تكنولوژى و ارتباطات امكان ندارد. (آرى، اگر سركوب ياغى واجب است، مقدّمه واجب كه همان تشكيل حكومت اسلامى است نيز واجب است)
 پيام‏ها:
 از اين آيه نيز ده‏ها درس مى‏توان گرفت كه ما به بعضى از آنها اشاره مى‏كنيم:
 1- گرچه ايمان مانع درگير شدن نيست، ولى نزاع ميان مؤمنين يك جرقه است نه يك جريان، موقّت است نه دائمى. زيرا كلمه «اِقتَتلوا» نشان از پديد آمدن نزاع است، نه دوام آن واگر دائمى بود مى‏فرمود: «يَقتَتلون»
 2- ادب به ما مى‏گويد كه مسائل منفى و زشت را مستقيماً به مخاطب خود نسبت ندهيم. (در اين آيه نفرمود: و اگر دو طائفه از شما، بلكه فرمود: از مؤمنان، يعنى شما اينكاره نيستيد) «اِقتتلوا»
 3- طبيعت جنگ پاى همه را به ميان مى‏كشد و تنها به دو گروه درگير قانع نيست. (كلمه «اقتتلوا» جمع آمده وگرنه مى‏فرمود: «اقتتلا»)
 4- مسلمانان در برابر مشاهده و اطلاع از درگيرى ميان خود، متعهّد ومسئولند وبى‏تفاوتى را ممنوع مى‏دانند. «فَاصلِحوا»
 5 - براى آشتى دادن و برقرارى صلح ميان مسلمانان با سرعت و بدون تأخير قيام كنيم. (حرف (فاء) در «فَاصلِحوا» نشانه سرعت است)
 6- اگر يكى از دو گروه درگير ياغى‏گرى كرد، همه اُمّت اسلامى بايد بر ضدّ او سريعاً بسيج شوند. «فَاِن بَغَتْ... فقاتلوا الّتى تَبغى»
 7- براى برقرارى يا حفظ امنيّت و عدالت، حتّى اگر لازم شد بايد مسلمانان ياغى كشته و فدا شوند. آرى، خون ياغى ارزش ندارد. «فَاِن بَغتْ... فقاتلوا...»
 8 - در برابر خشونت بايد خشونت به خرج داد. «فَاِن بَغتْ... فقاتلوا» (در نظام اسلامى نبايد به ياغى مهلت و فرصت داده شود)
 9- در سركوب ياغى، طفره نرويم و مسامحه نكنيم. «فقاتلوا» (حرف (فاء) علامت تسريع است)
 10- در سركوب ياغى، كارى به خانواده، زن و فرزند او نداشته باشيم و فقط به سراغ خودش برويم. «فقاتلوا الّتى تَبغى»
 11- در سركوب ياغى هيچ شرط و ملاحظه‏اى نداشته باشيم؛ خودى باشد يا غريبه. «فقاتلوا الّتى تَبغى»
 12- قيام مسلمين، هدف مقدّس دارد.«حتّى تَفى‏ء الى...»
 13- مدّت مبازره تا رسيدن به هدف است، «حتّى تَفى‏ء الى امر اللَّه» و ساعت، ماه و تاريخ خاصّى ندارد. مثل مدّت مراجعه بيمار به پزشك و مصرف دارو است كه تا زمان سلامتى بايد ادامه يابد.
 14- در سركوب ياغى، هدفهاى شخصى، قومى، حزبى، يا انتقام، خودنمائى و گرفتن زهره چشم از ديگران مطرح نيست، بلكه يك هدف مطرح است و آن برگشتن ياغى به راه خداست. «حتّى تَفى‏ء الى امر اللَّه»
 15- براى آتش بس، آغاز و شروع بازگشت ياغى به راه حق كافى است. همين كه او شروع به برگشت كرد دست از او برداريد، زيرا شرط دست برداشتن از او، بازگشت صد در صد او نيست. «حتّى تَفى‏ء»
 16- در مرحله درگيرى كه متجاوز معلوم نيست، بايد تلاش براى خاموش كردن اصل فتنه و ايجاد صلح باشد، «فَاصلحوا» ولى در مرحله بعد كه متجاوز و ياغى شناخته شد، خاموش كردن فتنه و ايجاد صلح بايد در سمت و سوى دفاع از مظلوم و گرفتن حقّ او از ظالم باشد. «فَاصلحوا بينهما بالعَدل»
 17- وظيفه مسلمانان در شرائط مختلف تفاوت دارد؛ گاهى اصلاح است و گاهى جنگ. (در اين آيه، هم كلمه «اصلحوا» دو بار آمده است و هم كلمه «قاتلوا»)
 18- در اصلاح ميان دو گروه بايد خسارت و غرامت جنگ را از متجاوز گرفت. «بالعَدل»
 حضرت على‏عليه السلام فرمود: اُمّتى كه حقّ ضعيفش از قوى بدون ترديد گرفته نشود، قداست و ارزشى ندارد.(124)
 19- هر كجا طوفان غرائز و غضب و لغزشگاهى بود، سفارشات پى‏درپى لازم است. «بالعَدل، اقسطوا... يحبّ المقسِطين»
 20- اصلاحى ارزش دارد كه حقّ به صاحبش برسد، وگرنه سكوت ذلّت‏بار، مرگ‏آفرين و تحميلى است. «اصلحوا... اقسطوا»
 21- هر كجا مسئله تحمّل مشكلات در كار است، از اهرم محبّت استفاده كنيد. «انّ اللَّه يُحبّ المقسطين»
 22- كسانى محبّت خداوند را دريافت مى‏كنند كه بر اساس عدل و قسط حركتى كنند وگرنه ساكت كردن دو طرف جنگ بدون برقرارى عدالت، محبوب خداوند نيست. «يحبّ المقسِطين»
 
 نمونه‏ها
 آيه‏اى كه براى تلاوتش دو دست قطع شد.
 در ماجراى جنگ جمل همين كه كار رو به سختى مى‏رفت و حضرت على عليه السلام آنان را از شروع به جنگ نهى فرمود، طرفداران عايشه گوش ندادند، حضرت به خداوند شكايت كرد كه مردم نافرمانى مى‏كنند وگوش نمى‏دهند و قرآن را بدست گرفت و پرسيد: كيست كه اين آيه «و ان طائفتان من المؤمنين...» را براى مردم بخواند؟
 شخصى به نام مسلم مجاشعى آمد و گفت: من اين آيه را براى مردم مى‏خوانم. امام فرمود: دست راست و چپ تو را قطع و تو را شهيد مى‏كنند! گفت: «هذا قليلٌ فى ذاتِ اللَّه» يعنى شهادت من در راه خدا چيزى نيست.
 قرآن را گرفت و در برابر لشگر عايشه ايستاد و مردم را به خدا دعوت كرد تا شايد خونى ريخته نشود و جنگى صورت نگيرد، دست راست او را قطع كردند، قرآن را به دست چپ گرفت، دست چپ او را نيز جدا كردند، قرآن را به دندان گرفت، سرانجام طرفداران عايشه اين تلاوت كننده قرآن را به شهادت رساندند. حضرت على عليه السلام بعد از شهادت او دستور حمله دادند.(125)
 آرى، ابتدا بايد با استناد به قرآن تبليغ و اتمام حجّت نمود و سپس شجاعانه تا آخرين نفس در راه هدف تلاش كرد.
 
 عدالت‏
 چون در اين آيه سه بار سخن از عدالت بكار رفته «فاصلِحوا بينهما بالعَدل و اقسِطوا انّ اللَّه يحبّ المقسطين»
 چند جمله‏اى درباره عدالت بيان مى‏كنيم:
 1- آفرينش بر اساس حقّ وعدل است. «بالعَدلِ قامَت السّموات»(126)
 2- بعثت انبيا نيز براى آن است كه مردم قيام عادلانه داشته باشند. «لِيَقومَ النّاس بِالقِسط»(127)
 3- عدالت، زندگى و ظلم، مرگ است. «العَدلُ حياة و الجور ممحات»(128)
 4- يك ساعت رفتار عادلانه، از هفتاد سال عبادتى كه تمام روزهاى آن روزه وشب‏هاى آن بيدارى باشد بهتر است.(129)
 5 - دعاى رهبر عادل، مستجاب است.(130)
 6- اگر ميان مردم به عدالت عمل شود، آسمان رزقش را و زمين بركاتش را با اذن خداوند مى‏فرستد.(131)
 7- امام كاظم عليه السلام فرمود: اگر در مردم عدالت مستقرّ شود همه بى‏نياز مى‏شوند.(132) و فرمود: عدالت از عسل شيرين‏تر است.
 8 - امام كاظم عليه السلام ذيل تفسير آيه «يحيى الارض بعد موتها» كه خداوند زمين مرده را زنده مى‏كند فرمود: خداوند مردانى را مبعوث مى‏كند كه عدل را برقرار نمايند و زمين با برقرارى عدل زنده مى‏شود.(133)
 9- حضرت زهراعليها السلام فرمود: عدالت آرام بخش دلهاست.(134) (آرى مردم با فقر مى‏سازند، ولى نسبت به تبعيض و بى‏عدالتى تحملّى ندارند وعصبانى مى‏شوند)
 
 عدالت در مكتب انبيا
 كلمه عدالت معمولاً همراه با كلمه قانون و بى‏عدالتى معمولاً پشت‏پازدن به قوانين است. در اين صورت اگر اصل قانون براى بشر بى‏ارزش و سست باشد، با چه انگيزه‏اى مى‏توان بدان عمل نمود؟ قانونى كه ساخته دست بشرى همچون خود ماست، قانونى كه هر روز در حال تغيير و تحوّل است،
 قانونى كه در آن منافع افراد و احزاب نهفته شده، قانونى كه برخاسته از افكار ناپخته و اطلاعات محدود و تحت تأثير غرائز، نژادپرستى و ملّت‏گرائى، تهديد، تطميع و هوسهاى خود و ديگران وضع شده است،
 قانونى كه در هر منطقه به شكلى است و در هر زمان وتاريخى تغيير مى‏يابد و هر ابرقدرتى به خود حقّ وتو در آن را مى‏دهد،
 قانونى كه از قانون‏گزارش انواع لغزشها، عيب‏ها و خصلت‏هاى زشت ديده شده است و خود قانون‏گزاران به آن عمل نمى‏كنند،
 آيا اين نوع قوانين مى‏تواند براى انسان قداست و كرامت داشته باشد و براى جامعه عزّت، شرافت و زمينه رشد ايجاد كند؟! آيا تخلّف از اين نوع قوانين ظلم و خلاف عدالت است؟!
 امّا قوانين انبيا كه از طرف خداوندى است كه خالق انسان و برخاسته از علم، حكمت و لطف بى‏نهايت اوست و آورنده آن معصوم و خود اوّلين عامل به آن است، قانونى كه از هيچ ابرقدرت، فرد، گروه، حزب و قبيله‏اى متأثّر نشده است، اين نوع قانون به خاطر قداست و كرامتى كه براى انسان دارد، انگيزه عمل به آن قوى است و تخلّف از آن ظلم و بى‏عدالتى محسوب مى‏شود.
 
 زمينه‏هاى اعتقادى وفطرى عدالت‏
 عدل، در جهان بينى الهى معنا پيدا مى‏كند. زيرا با بينش الهى است كه انسان خدا را عادل، تمام هستى را حساب شده و خود و همه چيز را زير نظر خداوند مى‏داند. با ديد الهى است كه انسان مادّه اوّليه همه بشر را خاك و فرجام همه را دادگاه عدل الهى در قيامت مى‏داند؛ با بينش اديان آسمانى است كه انسان هدف قيام تمام انبيا را برقرارى عدل مى‏داند و در انتظار حضرت مهدى‏عليه السلام است كه برجسته‏ترين هدفش پركردن زمين از عدل و داد است. به قيامتى عقيده دارد كه تمام ريز و درشت كارش را ثبت شده در برابر خود حاضر مى‏يابد، با ديد الهى است كه تمام رهبران الهى خود را عادل و عدل گستر مى‏دانند. آرى، اين عقائد است كه مى‏تواند بهترين زمينه برقرارى عدل را در انسان ايجاد كند.
 امّا كسى كه هستى را بى صاحب و بى حساب مى‏داند، آفرينش را بى‏طرح و بى‏نقشه مى‏پندارد، آينده را نابودى و نيستى خيال مى‏كند و براى كل هستى هدفى قائل نيست، دليلى براى عادل بودن ندارد.
 آرى، ممكن است كه چند روزى به خاطر فشار اجتماعى يا جرائم و كيفرهاى قانونى، يا جلب نظر مردم ويا كسب موقعيّت و محبوبيّت، دست از پا خطا نكند و قيافه و ژست عدالت‏خواهى و عدالت دوستى را به طور عاريه‏اى به خود ببندد، ولى همين شخص به خاطر ديد مادّى كه بر كلّ نظام هستى دارد وآفرينش را با هدف و طرح نمى‏داند، عدالت را قلباً باور ندارد.
 
 گستره عدل‏
 عدالت، يكى از محورهاى اصلى اسلام است به طورى كه در ميان صفات خداوند، بعد از توحيد مطرح شده است. چنانكه در مرجعيّت دينى، امام جمعه و جماعت، قاضى، شاهد و مسئول بيت‏المال عدالت شرط لازم است.
 اگر به عدالت با ديد وسيعى نگاه كنيم، خواهيم ديد كه در تمام برنامه‏هاى اسلامى به مسئله عدالت و تعادل و دورى از افراط و تفريط به نحوى توجّه شده است از جمله:
 1- عدالت در عبادت تا آنجاست كه در كتاب‏هاى روايى با عنوان «باب الاقتصاد فى العباده» يعنى ميانه‏روى در عبادت رواياتى نقل شده است.
 2- عدالت در كار و تفريح.
 3- عدالت در محبّت و غضب.
 4- عدالت براى دوست و دشمن.
 5 - عدالت در توليد و مصرف.
 6- عدالت در تشويق و توبيخ.
 7- عدالت در تقسيم بيت المال و وصيّت اموال شخصى.
 8 - عدالت در ميان همسران، فرزندان، دوستان وهمكاران.
 9- عدالت در قضاوت، حتّى در نگاه به طرفين دعوا.
 10- عدالت در قصاص.
 11- عدالت در جنگ.
 12- عدالت در برخورد با حيوانات تا آنجا كه حضرت على‏عليه السلام به مسئول جمع آورى زكات سفارش مى‏كند كه اگر در مسير راه خواستى بر حيوانى كه به عنوان زكات گرفته شده سوار شوى بايد مراعات عدالت را بكنى.(135) مثلاً اگر چهار شتر به عنوان زكات گرفته شده و شما دو ساعت در راه هستى، هر شترى را نيم ساعت مركب خود قرار دهى.
 در جاى ديگر مى‏خوانيم: اگر يكى از حاجيان بخاطر زود رسيدن به مكه حيوانش را بيش از معمول خسته كرده باشد، گواهى او را در مسائل حقوقى نپذيريد. چون او نسبت به حيوان خود ظلم كرده است.(136)
 به هر حال عدالت در اسلام در همه چيز مى‏باشد، حتّى اگر كودكى در مكانى از مسجد نشسته باشد و او را از جاى خود بلند كرده ودر آن مكان نماز خوانديم نمازمان ايراد دارد.(137)
 
 نمونه‏ها
 * قرآن به كسانى از مردم حجاز كه براى خود امتيازى قائل بودند و مسير خود را از ساير مردم جدا مى‏كردند دستور داد از همان طريقى كه مردم مراسم حج را انجام مى‏دهند انجام دهيد «اَفيضوا من حَيثُ اَفاضَ النّاس»(138) و هرگاه ثروتمندان از انبيا تقاضاى طرد فقرا را داشتند، پاسخ مى‏شنيدند كه هرگز آنان را طرد نمى‏كنم. «ما أنَا بِطارِد الّذين آمنوا»(139)
 * پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در آخرين سفر خود، مردم را جمع كرد و فرمود: مردم از هر نژاد و قبيله‏اى باشند برابرند.(140)
 * بعضى سياستمداران و مصلحت انديشان از حضرت على‏عليه السلام درخواست كردند كه سهم فقرا و بردگان را از سهم افراد برجسته جدا كن و به نخبگان اجتماعى سهم بيشترى بده تا پايه‏هاى حكومتت محكم شود و آنان كارشكنى نكنند و به معاويه ملحق نشوند. حضرت فرمود: آيا مى‏خواهيد كه من باج بدهم؟!! هر كس خواست بماند و هر كه خواست برود.(141) و همين امام عزيز در آغاز حكومتش فرمود: تمام ولخرجى‏هايى كه در زمان قبل از من بوده را پس گرفته و به بيت‏المال واريز مى‏كنم، حتّى اگر براى مهريه همسرانشان يا خريد بردگان صرف شده باشد.(142)
 * حضرت على‏عليه السلام مى‏فرمود: حتّى اگر مال از شخص من باشد به طور مساوى تقسيم مى‏كنم تا چه رسد به اينكه مال خدا (وبيت المال) باشد.(143)
 * رسول خداصلى الله عليه وآله فرمودند: اوّل كسى كه به دوزخ مى‏رود، حاكمى است كه به عدالت رفتار نكند.(144)
 * در حديث ديگرى مى‏خوانيم: اگر كسى سرپرست ده نفر باشد ولى ميان آن افراد به عدالت رفتار نكند، در قيامت دست و پا بسته محشور مى‏شود.(145)
 اينها گوشه‏اى از نكاتى بود كه براى من طلبه از آيه كشف شد، جانم فداى كتابى كه در هر كلمه آن درسهايى است كه زمين و زمان آن را كهنه نمى‏كند.
 براى آنكه بهتر به عظمت اين كتاب پى ببريم از شما مى‏خواهم يك سطر بنويسيد كه در هر كلمه آن نكاتى جاودانه و كارگشا و صحيح و منطقى نهفته باشد!!
 * پروردگارا! تو را به حقّ هر كلمه‏اى از قرآن ما را بعد از آنكه هدايت كردى، دچار لغزشها قرار مده!

123) وسائل الشيعه، ج‏12، ص‏212.
124) كافى، ج‏5، ص‏56.
125) بحار، ج‏32، ص‏175.
126) بحار، ج 33، ص‏493.
127) حديد، 25.
128) آثارالصادقين، ج‏12، ص‏435.
129) جامع السعادات، ج‏2، ص‏223.
130) وسائل‏الشيعه، ج‏7، ص 108.
131) كافى، ج‏3، ص‏569.
132) كافى، ج‏1، ص‏541.
133) كافى، ج‏7، ص‏274.
134) من لا يحضر، ج‏3، ص‏567.
135) نهج‏البلاغه، نامه 25.
136) وسائل الشيعه، كتاب الحج.
137) توضيح‏المسائل.
138) بقره، 199.
139) هود، 29.
140) سفينة البحار، ج‏2، ص‏348.
141) وسائل‏الشيعه، ج‏15، ص‏107.
142) نهج البلاغه، خطبه 15.
143) نهج‏البلاغه، خطبه 126.
144) ميزان الحكمة.
145) ميزان الحكمه.

باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان



توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.