مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
لینکستان وب سایت های مفید
امر به معروف و نهی از منکر
لینکستان تبیان زنجان معرف وب سایت شما
احادیث حضرت محمد
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
عکس و عکاسی مقالات
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
ارسال دعوتنامه


آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟



 

دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 20
     درج شده در 1376 روز و 4 ساعت و 57 دقیقه قبل
    

جزئیات ثبت نام قبول شدگان کنکور۹۴

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

فهرست اسامی پذیرفته‌شدگان نهایی رشته‌های مختلف تحصیلی متمرکز کنکور ۹۴ اعلام شد و قبول شدگان می توانند در روزهای ۲۲ تا ۲۵ شهریورماه در مراکز آموزش عالی که قبول شده اند، ثبت نام کنند.

 

به گزارش راسخون به نقل از مهر ، اسامی پذیرفته‌شدگان نهایی در دوره‌های روزانه،‌ نوبت‌دوم ‌(شبانه)، دانشگاه ‌پیام‌نور، پردیس‌های دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، موسسات غیرانتفاعی و غیردولتی، رشته‌های تحصیلی مجازی و پردیس خودگردان دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی کشور است.

 

همچنین اسامی پذیرفته شدگان مرحله پذیرش صرفاً براساس سوابق تحصیلی برای دانشگاه‌ها، موسسات آموزش عالی غیرانتفاعی و غیردولتی، دانشگاه پیام‌نور و دوره‌های مجازی درسال تحصیلی ۹۵-۱۳۹۴ که ‌گزینش‌ آنها به ‌روش‌متمرکز صورت‌ گرفته ‌است، بر روی ‌سایت ‌سازمان ‌سنجش ‌قرار گرفته است.

 

در صورتی که دانشگاه یا موسسه‌ای برنامه زمانی برای ثبت‌نام در سایت خود درج نکرده باشد، پذیرفته‌شدگان این قبیل موسسات لازم است بر اساس برنامه زمانی ثبت‌نام به محل قبولی مراجعه کنند. 

 

برنامه زمانی ثبت‌نام از پذیرفته‌شدگان برای آن‌دسته از موسسات آموزش عالی که در سایت اینترنتی خود اعلام نکرده اند: 

 

یکشنبه ۲۲ شهریورماه به ترتیب حرف اول نام خانوادگی : الف – ب – پ – ت – ث –ج – چ

دوشنبه ۲۳ شهریورماه به ترتیب حرف اول نام خانوادگی : ح – خ- د –ذ– ر – ز- ژ – س

سه ‌شنبه ۲۴ شهریورماه به ترتیب حرف اول نام خانوادگی : ش – ص- ض – ط – ظ- ع – غ – ف – ق – ک

چهارشنبه ۲۵ شهریورماه به ترتیب حرف اول نام خانوادگی : گ – ل – م – ن – و - هـ - ی

 

آن دسته از پذیرفته‌شدگانی که برای آنان بجای کدرشته قبولی یکی از کدهای ۱۱ و۱۷ (دانشگاه فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی)، ۱۲ (دانشگاه شاهد)، ۱۵ (رشته مدیریت بیمه اکو دانشگاه علامه طباطبایی)، ۱۸ (موسسه غیرانتفاعی رفاه)، ۱۴ (دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری دادگستری) درج شده به منزله آن است که منحصراً در کدرشته مذکور نمره علمی لازم را دارا بوده و در ردیف معرفی‌شدگان چند برابر ظرفیت یکی ازکدرشته‌های موسسه مذکور قرار گرفته‌اند.

 

آن دسته از پذیرفته شدگانی که علاوه بر کدرشته قبولی اعلام شده (۵ رقمی) یکی از کدهای فوق نیز در اعلام نتایج برای آنها مشخص گردیده، توجه داشته ‌باشند که به دلیل داشتن نمره علمی لازم در اولویت قبل از رشته‌ قبولی، در ردیف معرفی‌شدگان چند برابر ظرفیت یکی از کدرشته‌های موسسه مذکور قرار گرفته‌اند.

 

برنامه زمانی مصاحبه این دسته از افراد در اطلاعیه‌ روز دوشنبه ۲۳ شهریورماه از طریق پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان سنجش منتشر خواهد شد. عدم مراجعه برای شرکت در مصاحبه و سایر مراحل گزینش رشته‌های مذکور به منزله انصراف از رشته ذیربط تلقی می شود. 

 

مدارک مورد نیاز برای ثبت نام هر یک از پذیرفته‌شدگان (با اعمال نمره و سوابق تحصیلی و یا منحصراً سوابق تحصیلی) بر حسب مورد متفاوت است و لازم است برای اطلاع دقیق از مدارک به سایت سازمان سنجش مراجعه کرده و پس از تهیه مدارک لازم جهت ثبت‌نام به موسسه آموزش عالی قبولی مراجعه کرده و آن را تحویل دهند. 

 

نحوه و تاریخ انتشار فهرست اسامی معرفی‌شدگان رشته‌های تحصیلی نیمه‌متمرکز آزمون سراسری سال ۱۳۹۴

 

اطلاعیه سازمان سنجش آموزش کشور درباره تاریخ و محل انجام آزمون عملی رشته تحصیلی نیمه‌متمرکز علوم ورزشی و یا انجام مراحل مصاحبه، معاینه و سایر مراحل گزینش سایر رشته‌های تحصیلی نیمه‌متمرکز آزمون سراسری سال ۱۳۹۴ در ۱۳ مهرماه منتشر می شود. 

 

این رشته ها شامل دوره‌های روزانه، شبانه «نوبت دوم» دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی، پردیس‌های دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور است که به همراه ‌فهرست ‌اسامی ‌و ‌شماره‌ داوطلبی‌ معرفی‌شدگان تا چند برابر ظرفیت در همان زمان منتشر خواهد شد.

 

معرفی‌شدگان هر یک از رشته‌های تحصیلی مذکور لازم است با توجه به برنامه‌ زمانی اعلام ‌شده و ضوابط مندرج در اطلاعیه‌ای که به همراه فهرست معرفی‌شدگان این قبیل رشته‌ها منتشر خواهد شد، برای شرکت در مراحل مختلف گزینش رشته یا رشته‌های مربوط اقدام کنند. 

 

زمان انتشار کارنامه کنکور سراسری ۹۴ 

 

برای کلیه پذیرفته‌شدگان و داوطلبانی که فرم انتخاب‌ رشته اینترنتی خود را تکمیل کرده ولی پذیرفته نشده‌اند، کارنامه علمی حاوی رتبه داوطلب در هر یک از کدرشته‌های انتخابی در بین متقاضیان کدرشته مزبور در سهمیه مربوط، با توجه به نمره کل وی در همان کدرشته و رتبه آخرین نفر پذیرفته ‌شده از روز پنجشنبه ۲۶ شهریورماه در سایت سازمان قرار داده می شود. 

 

با توجه به کنترل‌های متعدد و بررسی‌های انجام شده از صحت نتایج اعلام شده اطمینان حاصل شده است با این وجود داوطلبان پس از دریافت کارنامه نتایج نهایی آزمون در صورت هر گونه سئوال می‌توانند حداکثر تا ۱۸ مهر ماه منحصراً از طریق سیستم پاسخگویی اینترنتی در پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان سنجش اقدام کنند.

 


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 87
     درج شده در 1376 روز و 4 ساعت و 58 دقیقه قبل
    

تناسب سنی در موفقیت ازدواج چقدر مؤثر است

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

تفاوت سن بلوغ جنسی دختر و پسر حدود 4 سال است، پس بهتر است که تفاوت سن آن‌ها در ازدواج نیز چنین باشد، مگر اینکه واقعاً شرایط دیگر آن قدر مناسب باشد که بتوان از این مسأله صرف‌نظر کرد و همسری با سن مساوی برگزید.
 
به گزارش راسخون به نقل از فارس، ازدواج و تشکیل خانواده یکی از موضوعات حساس‌، مهم و سرنوشت‌ساز دوران زندگی است؛ چنین تصمیمی نیازمند آگاهی، دقت، هوشیاری و مشورت با افراد با تجربه است؛ چرا که غفلت، بی‌توجهی، بی‌دقتی و اشتباه در این زمینه یک عمر پشیمانی و درد و رنج توانفرسا را به دنبال خواهد داشت.
 
ازدواج نباید بر پایه احساسات، عوامل سطحی و زودگذر، بلکه بر پایه‌ها و معیارهای عقلانی و منطقی بنا و استوار شود.(1) در نظر گرفتن معیارهای صحیح برای انتخاب همسر و ازدواج، ضامن ثبات و استحکام این بنای مقدس است.(2) تحقیقات نشان می‌دهد؛ مشکلات بسیاری از خانواده‌ها و حتی اختلافاتی که منجر به طلاق می‌شود، ریشه در انتخاب نادرست و تصمیم نسنجیده آن‌ها برای ازدواج دارد. با توجه به این مسأله، این سؤال مطرح می‌شود که رعایت تناسب سنی در امر خطیر انتخاب همسر چقدر می‌تواند به سهم خود در استحکام و ماندگاری این بنای مقدس مؤثر واقع شود؟
 
واحد شبهه‌شناسی مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم در یادداشتی اینچنین پاسخ می‌دهد:
 
انتخاب همسر، یکی از مهمترین و سرنوشت ساز‌ترین انتخاب زندگی هر فرد است. برای انتخاب همسر باید دو دسته معیار را مدنظر قرار داد؛ معیارهای اصلی نظیر ایمان و تدین، اخلاق نیک، شرافت و نجابت خانوادگی، سلامت جسمی و روانی. معیارهای فرعی و ترجیحی مانند تناسب در زیبایی، تناسب سنی، تناسب تحصیلی، تناسب جسمی و جنسی، تناسب اقصادی، تناسب فرهنگی- اجتماعی و هماهنگی روان‌شناختی. تناسب سنی نیز یکی از ملاک‌های فرعی و ترجیحی است که رعایت آن موجب تفاهم عاطفی، روحی، فکری، اجتماعی و جنسی بیشتر می‌شود و اختلاف سنی ممکن است باعث عدم درک و تفاهم، بازی کردن نقش والد/کودک، احساس ضعف و حقارت، ناهماهنگی در ارضای نیازهای عاطفی و جنسی و مانند آن شود.
 
*مقدمه
 
ازدواج پیوند بین دو انسان و دو خانواده است که اجزاء اصلی و اساسی آن زن و مرد است و هر قدر بین این اجزاء و عناصر هماهنگی، تناسب و سنخیت بیشتری باشد، آن پیوند استوارتر، مستحکم‌تر، پرثمرتر و لذت بخش‌تر خواهد شد. علم و تجربه گویای آن است که علت اساسی بیشتر ناهنجاری‌ها و ناسازگاری‌های زندگی زناشویی، عدم تناسب و ناهماهنگی بین زن و شوهر است. بنابراین، شناخت اموری که موجب هماهنگی و تناسب بین زوجین است، ضروری و لازم است. یکی از اموری که در آن هماهنگی و تناسب لازم است سن زوجین است.
 
*تناسب سنی در ازدواج
 
در انتخاب همسر دو دسته معیار را باید مد نظر قرار داد:
 
الف) معیارهای اصلی و کلیدی؛ معیارهای اصلی، آن دسته از ملاک‌هایی هستند که وجود شان برای یک زندگی موفق و رسیدن به کمال حتما لازم است و این معیارها عبارتند از: دیندای، اخلاق حسنه، تدین، نجابت و اصالت خانوادگی و سلامت جسمی و روانی.
 
ب) معیارهای و فرعی و ترجیحی: نظیر تناسب سن، تناسب در زیبایی، تناسب تحصیلی، تناسب فرهنگی، تناسب اقتصادی و... .(3)
 
پس تناسب سنی نیز یکی از ملاک‌هایی است که به سهم خود موجب کمال و موفقیت ازدواج می‌شود، تفاوت سن بلوغ جنسی دختر و پسر حدود 4 سال است. پس بهتر است که تفاوت سن آن‌ها در ازدواج نیز چنین باشد. مگر اینکه واقعاً شرایط دیگر آن قدر مناسب باشد که بتوان از این مسأله صرف‌نظر کرد و همسری با سن مساوی برگزید؛ ولی به هر حال تفاوت سنی نکته‌ای حائز اهمیت است.(4)
 
*آثار و پیامدهای مثبت تناسب سنی
 
تناسب سنی بین زن و شوهر موجب تفاهم عاطفی، روحی، فکری، اجتماعی و جنسی بیشتر می‌شود. همدیگر را بهتر درک خواهند کرد و در نتیجه در زندگی زناشویی کمتر دچار اختلاف و مشکل خواهند شد.
 
تناسب سنی موجب تناسب بیشتر در توانایی‌های جسمی خواهد بود و این امر باعث می‌شود که توقع بیش از حد از همدیگر در مورد فعالیت های جسمی نداشته باشند.
 
معمولاً افراد مسن‌تر قابلیت انعطاف‌پذیری کمتری دارند. وقتی که دو نفر جوان با تفاوت سنّی کمتر ازدواج می‌کنند برای دست یافتن به سازگاری تلاش می‌کنند؛ به نظر همدیگر توجه می‌‌کنند و خود را طوری تطبیق می‌دهند که مورد پسند دیگری واقع شوند و بدین ترتیب رضایت طرف مقابل را جلب کنند، حال آنکه با افزایش سن، انعطاف‌پذیری انسان کاهش می‌یابد و همین امر ممکن است باعث اختلاف و ناسازگاری در زندگی مشترک شود.
 
تناسب سنی باعث شود از همدیگر رو در بایستی نداشته باشند و مشکلات و خواسته‌های خود را راحت‌تر به همدیگر منتقل کنند، اگر فاصله سنّی زیاد باشد شخص بزرگتر باید برای جذب فرد کوچکتر امتیازات زیادی بدهد و این برای شخص بزرگتر همیشه میسّر نیست و ممکن است باعث اختلاف شود، ولی اگر فاصله کم باشد دیگر لزومی ندارد شخص بزرگتر امتیاز دهد.(5)
 
*آثار و پیامدهای منفی ناهمگونی سنی
 
-عدم درک مطلوب یکدیگر
 
فردی با داشتن حدود 10 سال سن بیشتر، به طور طبیعی از تجارب بیشتری برخوردار است و یا لااقل چنین احساسی دارد که من چون ده سال بزرگ‌ترم پس تجربیات بیشتری در اختیار دارم؛ لذا این احتمال وجود دارد که برخی اوقات تحمل خامی‌ها، بی‌تجربگی‌ها و کندی همسرش را در باره مسایل زندگی نداشته باشد. در واقع ممکن است شاهد باشد که همسرش با مسایلی دست به گریبان است، که او مدت‌ها پیش آن‌ها را پشت سر گذاشته است، و از این وضعیت خسته شود. ممکن است این واقعیت یا احساس زمینه‌ای فراهم کند که این شخص ارزش لازم را به مسائل و نظریات فرد کوچک‌تر ندهد و همین مسأله زمینه عدم تفاهم و در نهایت بروز اختلافات خانوادگی را فراهم ‌آورد.
 
-بازی کردن نقش والد
 
فرد بزرگتر چون تجارب بیشتری نسبت به فرد کوچک‌تر دارد، ممکن است برای همسر خود نقش والد را بازی کرده و او را امر و نهی و پند و اندرز دهد و با او مانند کودک رفتار کند. این گونه ارتباط به مرور زمان باعث خشم و انزجار طرف مقابل و در نتیجه باعث اختلاف می‌شود.(6)
 
-بازی کردن نقش کودک
 
فرد کوچک‌تر ممکن است برای همسر خود نقش کودک را بازی کند، به نصیحت‌های او گوش دهد و از همسرش بخواهد که به او بگوید چه بکند و چه نکند و در نتیجه مانع رشد و خلاقیت و شکوفایی‌اش شود.
 
-احساس ضعف و حقارت
 
فرد کوچک‌تر ممکن است به همسر خود به عنوان یک الگو و آموزگار نگاه کرده و در مقابل او احساس ضعف و حقارت کند.(7)
 
-ناهماهنگی در ارضای نیازها
 
یکی از اهداف ازدواج ارضای نیازهای عاطفی و جنسی است. عواطف و احساسات و نحوه ارضای آنها در سنین مختلف متفاوت است. اگر هماهنگی عاطفی بین زن و شوهر وجود نداشته باشد، آن‌ها نمی‌توانند همدیگر را از نظر عاطفی ارضا کنند. اگر زن حدود 10 سال از مرد بزرگ‌تر باشد، به طور طبیعی امیال جنسی او نسبت به مرد 24 ساله کمتر است و احتمال اختلاف نظر و عدم ارضای جنسی مرد و بی‌میلی زن وجود دارد و یا شاید نتواند نیازهای عاطفی یک مرد 24 ساله را آن‌ چنان که نیاز دارد، برطرف کند.
 
-عدم تناسب در توانایی‌های جسمی
 
به مرور زمان و بالا رفتن سن توانایی‌های انسان تحلیل می‌رود و یک زن 28 ساله با توجه به مشکلات زنان مثل زایمان و... به لحاظ جسمی متناسب با یک جوان 24 ساله با نشاط و طراوت نیست و با گذشت چند سال از زندگی آثار پیری در زن ظاهر می‌شود و ممکن است موجبات نارضایتی مرد را فراهم ‌کند؛ همچنین سن بارداری به تعویق افتاده و فرد به زودی توان بارداری مطلوب را از دست می‌دهد.
 
-احساس پشیمانی
 
پس از وقوع ازدواج و بروز مشکلات یکی پس از دیگری و علاوه بر آن طعنه‌های اطرافیان که تو پیر دختر گرفته‌ای، زن شما بزرگتر از خودتان است و... ممکن است موجب پشیمانی شده و همیشه انسان را در یک حالت نامطلوب نگه دارد. و اگر فرد از نظر معنوی هم ضعیف باشد، ممکن است دچار اضطراب و افسردگی شود.(8)  
 
*پی‌نوشت‌ها :
 
1.علی قائمی، نظام حیات خانواده در اسلام، چ هشتم، قم، انجمن اولیاء و مربیان، 1382، ص 74.
 
2.محمد علی صفری، زن و شوهر، چ دوم، نشر هاشمی‌نژاد، 1373، ص 11.
 
3.علی اکبر مظاهری، جوانان و انتخاب همسر، قم، انتشارات پارسایان، 1380، ص 106 و 134.
 
4.مروری بر مشکلات ناشی از تفاوت سنی زیاد زوجین، واحد مشاوره و راهنمایی، ناشر مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم.
 
5.مظاهری، علی‌اکبر، پیشین، ص 106 تا 148.
 
6.مهدی میرمحمد صادقی، ازدواج، چ اول، تهران، سازمان بهزیستی کشور، 1384، ص113-114.
 
7.همان، ص114.
 
8.مروری بر مشکلات ناشی از تفاوت سنی زیاد زوجین، واحد مشاوره و راهنمایی،قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
/2759/


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 7
     درج شده در 1376 روز و 14 ساعت و 51 دقیقه قبل
    
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
در چند دهه‌ی گذشته استفاده از خوراکی‌های بدون ارزش غذایی و هله هوله‌ها به یک پدیده‌ی رایج تبدیل شده است. افراد زیادی هم با عواقب آن در قالب اضافه وزن، بیماری‌های متعدد و سبک زندگی ناسالم روبرو شده‌اند.

اگرچه این افراد تمایل دارند تا بدنی سالم و خوش اندام داشته باشند اما دوری از مصرف چنین خوراکی‌هایی برایشان کاری سخت و دشوار است. ما در این نوشته شما را با ۷ راه ساده برای کاهش مصرف و دوری از خوراکی های بدون ارزش غذایی و هله هوله‌ها آشنا می‌کنیم.

۱. از پیش برنامه‌ریزی کنید

عزم و اراده‌ی شما مهم‌ترین گام شما به سوی یک زندگی سالم است. فست فودها، تنقلات و هله هوله‌ها، بسیار وسوسه انگیزند، از اینرو کاهش مصرف آن‌ها به آن سادگی‌ها هم که فکر می‌کنید نیست. این کار زمان زیادی لازم دارد، مثلاً برای اینکه آنرا کاملاً از زندگی خود خط بزنید، احتیاج دارید تا ماه‌ها یا سال‌ها به خود فرصت دهید. پس خیلی اهمیت دارد تا اراده ای قوی داشته باشید و پیش از شروع به کاهش مصرف چنین خوراکی‌هایی برنامه‌ ریزی کنید تا با شکست مواجه نشوید.

۲. اهداف کوچک داشته باشید

برنامه‌ریزی در برابر خوراکی‌های بی‌ارزش به این معنی نیست که باید یک رژیم غذایی خیلی سخت را دنبال کنید و خودتان را برنجانید. در عوض پیشنهاد می‌کنیم اهداف کوتاه مدت چند روزه یا چند هفته‌ای داشته باشید. بعنوان مثال اگر عادت دارید تا هر یک ساعت یکبار یک پاکت چیپس مصرف کنید، برنامه‌ریزی کنید تا آنرا به ۲ ساعت یکبار کاهش دهید. با این روش، مصرف خوراکی‌های بی‌ارزش را به آرامی کاهش داده و از شکست برنامه‌تان جلوگیری خواهید کرد. به آرامی و با پیوستگی برای هفته‌ها و سپس ماه‌هایتان برنامه‌ریزی کنید.

۳. آشپزخانه‌تان را پاکسازی کنید

این مورد خیلی مهم است. برای اینکه به هیچ عنوان وسوسه نشوید، اول باید همه‌ی خوراکی‌های بدون ارزش غذایی را که داخل کابینت‌های آشپزخانه‌تان پنهان کرده‌اید دور بریزید! هر جایی در خانه یا محل کارتان که هله هوله‌هایتان را نگهداری می‌کردید، بررسی کرده و پاکسازی کنید.

۴. مواد غذایی بی‌ارزش خود را هدیه کنید

اگر تمایل ندارید که خوردنی‌هایتان را که بابتشان پول داده‌اید، ضایع کنید یا اینکه آن‌ها را در سطل آشغال بریزید، می‌توانید آن‌ها را به یک مغازه یا مؤسسات نگهداری از کودکان بی سرپرست هدیه کنید، جایی که کودکان از مصرف آن‌ها لذت ببرند. این نوع هدیه دادن، محرکی برای شما خواهد بود تا مصرف مواد غذایی بی‌ارزش را کاهش دهید و به خوردن مواد سالم روی بیاورید.

۵. مواد غذایی سالم بخرید

هر وقت که به فروشگاه‌های مواد غذایی سر می‌زنید، حواستان را جمع کنید تا فقط مواد غذایی سالم بخرید. فهرستی از چیزهایی که تصمیم دارید بخرید تهیه کنید، بنابراین وسوسه نخواهید شد و از خرید خوراکی‌های بد دوری خواهید کرد. توجه کنید که حبوبات، سبزیجات و هر چیز دیگری که به شما کمک خواهد کرد تا بدنی متناسب داشته باشید را انتخاب نمایید.

۶. جایگزین کنید

برای هله هوله‌هایتان، جایگزین‌های خوشمزه و سالم پیدا کنید. بعنوان مثال، اگر عادت دارید تا هنگام ساعت دهی یا عصرانه‌ی خود، شیرینی یا چیپس میل کنید، می‌توانید آنرا با انواع ساندویچ یا آبمیوه تعویض نمایید. حتی خوردن مقدار بیشتری از چنین غذاهایی به سلامتی شما لطمه‌ای وارد نخواهند کرد. در عوض به سلامتی و تناسب اندام شما کمک خواهد شد.

۷. به خودتان پاداش دهید

پس از هر هفته کاهش مصرف هله هوله و خوراکی‌های بی‌ارزش، به خودتان جایزه دهید! مثلاً برای خودتان یک کیک شکلاتی درست کنید و همه‌اش را خودتان بخورید! حتی می‌توانید تمام پول‌هایی که خرج هله هوله می‌کردید را نگهداری کرده و پس از مدتی یک لباس زیبا برای خودتان بعنوان پاداش بخرید.

بسیار خب، اگر تصمیم گرفته‌اید تا روش‌های بالا را اجرا کنید، همواره به یاد داشته باشید که کاهش تدریجی مصرف خوراکی‌های بی‌ارزش و جایگزین کردن آن‌ها با مواد غذایی سالم می‌تواند این مسیر را برای شما هموار کند. برایتان آرزو می‌کنیم که در اینباره خوش شانس باشید و به اهدافتان برسید.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 9
     درج شده در 1376 روز و 14 ساعت و 52 دقیقه قبل
    
تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir
چه برای یک مسابقه‌ی ورزشی تمرین می‌کنید، چه فقط می‌خواهید اندام بهتری داشته باشید، بدن شما برای سوخت و ساز به سه ماده‌ی مغذی اصلی متکی است. از آنجا که بدن شما می‌تواند کربوهیدارت‌ها، عضله، و چربی را برای تولید انرژی تجزیه کند،

به گزارش همدان ورزش؛ آگاهی از ترتیب تجزیه‌ی مواد مغذی می‌تواند به شما کمک کند توده‌ی عضلانی را بسازید یا حفظ کنید و چربی سوزی را افزایش دهید.

اول کربوهیدرات‌ها

اولین سوختی که بدن شما برای تولید انرژی تجزیه می‌کند، کربوهیدرات‌ها هستند. بعد از یک وعده‌ی غذایی، بدن شما در حالت «تغذیه شده» قرار می‌گیرد، و ترجیحا کربوهیدرات‌ها را تجزیه می‌کند، زیرا آنها براحتی در دسترس هستند و به انرژی تبدیل می‌شوند.

بعد از اینکه بدن شما از کربوهیدرات‌های یک وعده‌ی غذایی یا میان وعده استفاده کرد، سلول‌های شما شروع می‌کنند به تجزیه‌ی گلوکز (قند) ذخیره شده در عضلات و کبدتان، که گلیکوژن نامیده می‌شود. ذخایر گلیکوژن در هر فرد متفاوت است، اما معمولا در عرض ۲۴ ساعت تمام می‌شود، این یعنی بدن شما برای تولید انرژی باید شروع به تجزیه‌ی ترکیبات دیگر کند.

متابولیز چربی

هنگامیکه قند و گلیکوژن در دسترس نباشند، بدن شما ترجیحا ترکیبات چربی معروف به تری گلیسرول که در بافت چربی (پیه) وجود دارند را تجزیه می‌کند. از آنجا که چربی، یک منبع انرژی بالا با ۹ کالری در هر گرم است، می‌تواند یک منبع سوخت موثر فراهم کند.

علاوه بر این، بدن شما از نظر متابولیکی ترجیح می‌دهد توده‌ی خالص بدنی را حفظ کرده و تا جایی که ممکن است برای تولید سوخت، ذخایر چربی را تجزیه کند. تنها هنگامیکه ذخایر چربی شما بسیار کم باشند یا کاملا ته کشیده باشند، بدن شما مجبور است که پروتئین یا همان عضلاتتان را تجزیه کند.

تجزیه‌ی عضله

هنگامیکه گلوکز و ذخایر چربی ته کشیدند، بدن شما به ناچار به سراغ عضله می‌رود، و آن را برای تولید انرژی به اسیدهای آمینه‌ی منحصر بفردی تجزیه می‌کند. بر خلاف کربوهیدرات‌ها و چربی‌ها، بدن شما اسیدهای آمینه را ذخیره نمی‌کند، به همین دلیل است که تجزیه‌ی عضله، تنها راه آزاد کردن اسیدهای آمینه برای سوخت است. در شرایط معمولی که شما بطور منظم غذا می‌خورید، بدنتان برای تولید انرژی از عضله استفاده نمی‌کند.

معمولا از پروتئین عضلات، تنها در حالت قحطی (گرسنگی شدید، یا استرس‌های سنگین) استفاده می‌شود. از آنجا که شما برای زنده ماندن و حرکت کردن به بافت‌های عضلانی نیاز دارید، سوخت و ساز بدن شما بطور طبیعی تمایل دارد که ازعضله چشم پوشی کرده و اول کربوهیدرات‌ها و چربی را تجزیه کند.

سایر ملاحظات

در حالیکه بدن شما از تجزیه‌ی بافت عضلانی اجتناب می‌کند، اما یک رژیم غذایی غلط می‌تواند جلوی افزایش عضله را بگیرد. با اینکه ممکن است شما ورزش کنید و سعی کنید توده‌ی عضلانی‌تان را افزایش دهید، اما اگر از یک رژیم غذایی که پروتئین و کالری کافی ندارد پیروی می‌کنید، بدن شما سلول‌های عضلانی نخواهد ساخت و حتی ممکن است متوجه شوید که عضلاتتان کاهش یافته‌اند.

اگر پروتئین کافی مصرف نکنید، آسیب‌های ورزشی که در طول ورزش اتفاق می‌افتند نمی‌توانند ترمیم شوند، و اندازه یا قدرت عضله ممکن است کاهش یابد. بدون بارگیری مجدد و کافی، شاید فکر کنید که عضلات شما می‌سوزند، اما در واقع چون سوخت کافی تامین نشده، سلول‌های شما فاقد مواد مغذی مورد نیاز برای ترمیم و بازسازی عضلات هستند.

اگر سعی دارید که توده‌ی عضلانی‌تان را افزایش دهید یا قدرت کلی‌تان را بیشتر کنید، برای تهیه‌ی یک رژیم غذایی سالم و متعادل که به شما در رسیدن به اهدافتان کمک کند، با یک متخصص تغذیه یا مربی متخصص مشورت کنید.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 17
     درج شده در 1376 روز و 15 ساعت و 6 دقیقه قبل
    
زنجان- مدیرکل بنیاد مسکن استان زنجان گفت: استان زنجان در سال جاری و در بحث احداث مسکن توسط خیرین رتبه دوم کشوری را به خود اختصاص داده است.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

به گزارش خبرنگار مهر، احمد حاجی‌زاده شامگاه چهارشنبه در مراسم افتتاح پروژه‌های مسکن روستایی استان زنجان افزود: انجمن خیرین مسکن ساز استان زنجان در سال ۸۳ در راستای فرمایشات امام خمینی (ره) در راستای تأمین و تهیه مسکن برای نیازمندان تأسیس شد.

وی اظهار داشت: در حال حاضر در شهرستان‌های ابهر، زنجان، ایجرود، خرمدره، خدابنده و ماهنشان انجمن خیرین مسکن‌ساز تأسیس شده است.

مدیرکل بنیاد مسکن استان زنجان گفت: استان  زنجان در سال ۸۶ فعالیت خود را با احداث ۶ واحد شروع کرد و در حال حاضر هزار و ۱۹۷ واحد رسیده است و در سال جاری هم‌ رتبه دوم کشوری را به خود اختصاص داده است.

حاجی‌زاده تعداد واحدهای در حال اجرا توسط خیرین مسکن‌ساز در استان زنجان را ۴۰۸ واحد عنوان کرد و گفت: این واحدها در شهرهای زنجان، ایجرود، ابهر، خدابنده، در دست اجرا است.

وی تصریح کرد: درمجموع ۲۶۹ واحد مسکن خیرین ساز در استان زنجان به واجدین شرایط واگذارشده است.

 


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 45
     درج شده در 1376 روز و 15 ساعت و 39 دقیقه قبل
    

خواص درمانی خیار از نگاه امام رضا (ع)

مطابق روایات خیار از آن دسته میوه های بهشتی است که پیامبر گرامی اسلام(ص) هم به آن علاقه ی فراوان داشته اند و خوردن آن را با کمی نمک توصیه می فرمودند
خواص درمانی خیار از نگاه امام رضا (ع)

در قرآن کریم همچنین نام خیار آمده است آنجا که می فرماید:

« و آن زمان را که گفتید: ای موسی، ما بر یک نوع طعام نتوانیم ساخت از پروردگارت بخواه تا برای ما از آنچه از زمین می روید چون سبزی و خیار و سیر و عدس و پیاز برویاند.»

امام رضا (علیه السلام) برای معالجه جوانی که به مرض یرقان مبتلا شده بود خیار را توصیه فرمودند. حماد بن مهران بلخی می‌گوید: در خراسان روزی جوانی از شیعیان از زردی، خدمت آن حضرت شکایت کرد.حضرت فرمودند: خیار را پوست بکن و بعد پوستش را با آب بپز و بعد از پختن به مدت سه روز مقداری از آن را در حال ناشتا بخور.

در این زمینه امام رضا (علیه السلام) می فرماید: برای جلوگیری از گرما زدگی در روزهای تابستان، ضمن پرهیز از آفتاب، روزی یک عدد خیار فایده فراوانی دارد.

و همچنین در حدیث دیگری استفاده از سبزی های خنک مانند کاسنی وخرفه و میوه های سبز مثل خیار و خیارچنبر و … را توصیه فرموده اند.

خیار علاوه بر آثار خوبی که برای پوست دارد، برای تقویت و رشد مو مفید بوده و به هضم غذا کمک می کند و نیز درمانی خوبی برای زکام در تابستان است.

خواص درمانی خیار:

خوردن، بوبیدن و مالیدن خیار بر پیشانی جهت رفع سردرد مفید است. قطره قطره ریختن آب خیار در بینی و بوییدن آن جهت رفع گرفتگی، بی حوصلگی و کم خوابی مفید است. آشامیدن آب خیار جهت رفع اکثر تب های شدید، تسکین حرارت صفرا و خون، التهاب معده، رفع تشنگی، پاک کردن کبد، زیاد شدن ادرار، دفع سنگ کلیه و مثانه و بهبود یرقان سودمند است.

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

جوشانده پوست خیار، درمان خوبی برای یرقان است.

یک لیوان آب خیار با نیم سیر نبات، مسهل خوب و گوارایی است و صفرا و سودا را از معده به خوبی خارج می نماید که برای این کار آب خیار رسیده که کمی ترش مزه می باشد، بهتر است. اگر مقداری میخک را در آب خیار خیسانده و پس از ۲۴ ساعت آن را صاف کرده و با عسل نوش جان نمایید، رنگ رخسارتان باز می شود؛ در حقیقت به کبد شما جلا می دهد و روح را شاداب می نماید.

سایر خواص درمانی خیار شامل موارد زیر است :

۱) حل کننده اورات و اسید اوریک است، بنابراین بیماری نقرس را درمان می کند.

۲) ادرار آور است و برای رفع سوزش ادرار مفید است.

۳) خون را تصفیه می کند.

۴) خیار برای درمان مبتلایان به سوزش و بند آمدن ادرار مفید است.

۵) عصاره برگ های له شده خیار ایجاد تهوع می کند، بنابراین در مسمومیت ها و اختلالات دستگاه گوارش مصرف می شود.

۶) خیار عطش را تسکین می دهد.

۷) خیار ملین است. خیار کبد را جلا می دهد و صفرا را از معده به خوبی خارج می کند.

۸) اگر خیار را حلقه حلقه کرده و روی پوست صورت بگذارید، چین و چروک های صورت را از بین می برد و صورت را جوان می کند.

۹) اگر پوست شما چرب است خیار را با آب مقطر بپزید و با این آب صورت خود را شست و شو دهید.

۱۰) اگر مبتلا به مرض قند هستید تا می توانید از خیار و تخم خیار استفاده کنید.

۱۱) برای درمان اگزما، ترکیدن پوست و رفع خارش آن مفید است.

مضرات :

اشخاصی که ناراحتی معده دارند، نباید در مصرف خیار زیاده روی کنند زیرا ممکن است باعث اختلال در دستگاه گوارش گردد.

خیار نفاخ است، چون سریعا در معده فاسد می شود. برای رفع نفخ و دل درد ناشی از خوردن خیار می توانید مقداری عرق نعنا یا کمی آبجوش و نبات بخورید.

نکته: همیشه باید خیار را قبل از غذا خورد که به هضم غذا کمک کند. کسانی که نمی توانند خیار را خوب هضم کنند، باید آن را با نمک بخورند.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 54
     درج شده در 1923 روز و 23 ساعت و 27 دقیقه قبل
    

تقویم تاریخ - 21 اسفند

524پیش ازمیلاد:مصريان يوناني تبار و مورخان يهود عهد باستان روايات حبشي ها را درباره گفت و شنود نخستين سفير ايران با امپراتور حبشه كه در سال 524 پیش از میلاد و نزديك به نوروز ايرانيان (طبق محاسبات تقويمي تازه، مارس 524 پيش از ميلاد) صورت گرفته بود اين چنين نقل کرده اند كه بعدا در برخی کتابهای روميان آمده است:

امپراتور حبشه كه برگزيده بزرگان اين كشور بود از سفير كامبيز (كامبوزيا، كمبوجيه، کبوجیه Cabudjia *) كه از مصر به حبشه (اتيوپي) فرستاده شده بود مي پرسد كه ايرانيان در چه سني مي ميرند، غذاي اصلي آنان چيست و آدابشان كدام است؟.

سفير پاسخ مي دهد كه عمدتا تا هشتاد سالگي عمر مي كنند و غذاي اصلي ايشان عبارتست از: نان گندم، گوشت و ميوه. آب، زمين و آتش را هم آلوده نمي سازند. اهورامزدا را كه خداي دانا، توانا و يگانه است پرستش مي كنند؛ دروغ نمي گويند، كار بد نمي كنند و نيّت بد داشتن را گناه مي دانند و با پوشش كامل و پاپوش (كفش) از خانه خارج مي شوند، اسپ را دوست دارند و مانند ملل ديگر در مزرعه و باركشي مورد استفاده قرار نمي دهند و نسبت به سالخوردگان خود نهايت احترام را رعايت مي كنند و از آنان به خاطر خدماتشان سپاسگزارند و هنگام ديدار، با بوسيدن دستشان اداي احترام مي كنند.

امپراتور حبشه كه هداياي كامبيز پسر كوروش بزرگ را مقابل خود گذارده بود تا حاضران در مجلس مشاهده كنند سپس از سفير ايران علت تصرف مصر را مي پرسد كه سفير پاسخ مي دهد:

به اين علت كه فراعنه به غير مصري ها (به نوشته مورخان يهود ، نسبت به يهوديان ساكن مصر) ظلم مي كردند.

امپراتور سئوال مي كند كه چرا بايد در كشور شما (ايران) سلطنت موروثي باشد، اگر پسر شاه ديوانه و يا افليج باشد بازهم بايد جانشين پدر شود؟، آيا اين كار خطرناك نيست؟.

سفير پاسخ مي دهد كه بزرگان پارس حق دارند كه بيشتر وظايف چنين شاهي را به دست گيرند.


* «كبوجيه Cabudjia» نامي است كه در كتيبه داريوش ذكر شده است. يونانيان «كامبوزيا» و روميان و به نقل از آنان اروپاييان امروز «كامبيز» مي خوانند. وي پس از تصرف مصر به عنوان سرسلسله بيست و هفتم اين كشور شناخته شده است.

 

342پیش ازمیلاد:آن دسته از «كشور ــ شهر» هاي يوناني كه از سوي فيليپ دوم پادشاه مقدونيه تهديد مي شدند در مارس 342 پيش از ميلاد براي رفع خطر از خود به اردشير سوم شاه ايران ار دودمان هخامنشي متوسل شدند و اردشير در اين زمينه به پادشاه مقدونيه اخطار داد و ضمن آن تهديد كرد كه اگر به اين شهرهاي كوچك كه خطري براي او ندارند و حاكميت و استقلال دارند حمله نظامي برد، در اين جنگ نابرابر، ايران به دفاع از اين شهرها كه حق دارند راه خود را بروند خواهد پرداخت. اين تهديد موثر واقع شد و فيليپ دوم تا اردشير سوم در قيد حيات بود از تصرف بقيه اين «كشور ــ شهرها» خودداري كرد. فيليپ دوم (پدر اسكندر) قبل از مارس 342 پيش از ميلاد چند شهر يوناني را متصرف شده بود.

 

604م:گريگوري يكم كه در «تاريخ عمومي» عنوان پاپ بزرگ دارد 12 مارس سال 604 ميلادي درگذشت. وي كه از سوم سپتامبر سال 590 و در پنجاه سالگي به سمت پاپ انتخاب شده بود به دليل پژوهش هايش و بحث با پيروان اديان ديگر به «ديالوگوسDialogus» هم معروف است.

گريگوري يكم ـ متولد ايتاليا ـ برپايه تعاليم مسيح و نقل قولهاي حواريون، هفت عمل را گناه بزرگ (كاردينال وايس Cardinal Vices = گناه كبيره) اعلام داشت و به كليساها ابلاغ كرد تا ارتكاب آنها را نهي كنند. اين هفت گناه عبارتند از: تكّبر ـ بخل و حسد ـ شكم پرستي ـ لاسيدن (لاستLust ـ نظر شهواني داشتن) ـ خشم ـ آزمندي و طمع به مال ديگران ـ تنبلي و مفتخوري.

واتيكان 12 مارس 2008 به مناسبت سالگشت فوت گريگوري قدّيس (پاپ كبير)، برپايه مطالعات وي و تفسير آنها و تطبيق با دنياي معاصر (قرن 21) هفت گناه تازه بر آن «كاردينال وايس» ها اضافه كرد و عنوان آنها را «گناهان اجتماعي = Social Sins) گذارد كه مي توان «مصرف مواد مخدر و اشتغال به آنها» را در صدر اين گناهان تازه قرار داد. اين نخستين بار است كه كليساي كاتوليك مواد مخدر را رسما گناه اعلام مي دارد و جريان را به كليساهاي سراسر جهان بخشنامه مي كند تا روي آن موعظه كنند.

گناه تازه ديگر كه از اين پس كاتوليكها نبايد وارد آن شوند «جمع مال بيش از نياز» و حرص زدن براي مال دنيويExcessive Wealth

است. مي دانيم كه همانند اسلام، مذهب كاتوليك «كاپيتاليسم» را هيچگاه تاييد نكرده است. كاپيتاليسم در غرب با پروتستانيسم به وجود آمد و با آن همزاد است.

آلوده ساختن محيط زيست نيز از جمله گناهان تازه است كه كاتوليكها نه تنها از ارتكاب آن نهي شده اند بلكه بايد ديگران را هم تشويق به محافظت از محيط زيست كنند.

گناه تازه ديگر؛ دست زدن به اقدامي است كه فاصله (شكاف) انسانها از لحاظ ثروت را افزايش دهد و فاصله دارا از نادار را بيشتر كند Contributing to widening divide between rich and poor كه خلاف خواست خدا است.

همچنين، طبق اعلاميه جديد واتيكان كه اخلاقا براي هر كاتوليك لازم الرعايه است، يك كاتوليك اعم از اينكه تبعه معمولي باشد و يا رئيس دولت نبايد در محيط خود و ميان ملل ديگر دست بكاري زند كه فقر عمومي به وجود آورد و يا آن را افزايش دهدCreating poverty.

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir


2004م: 12مارس 2004 «فين كارلينگ» داستان نگار بلند آوازه نروژي در 78 سالگي درگذشت. وي كار داستان نگاري را در سال 1949 با انتشار ناول «پل» و نمايشنامه «توپ كريستال» آغاز كرده بود و آخرين ناول او كه چند ماه پيش از درگذشتش منتشر شد «مدد رسانان كوچك» عنوان دارد.

معروفترين داستانهاي كارلينگ « ... و ما هنوز انسان هستيم» است كه به چندين زبان ترجمه شده است. اين داستان نگار سالها به نوعي بيماري صرع دچار بود و وضعيت خود را در اتوبيوگرافي اش به بهترين وجهي منعكس كرده است.


1209م:نظامي گنجوي (ابو محمد الياس) كه در مارس 1209 ميلادي (به نوشته بسياري از موخان 12 مارس برابر 21 اسفند) ديده ازجهان فروبست شاعري داستانسرا و متخصص مثنوي داستاني بود. ليلي و مجنون، خسرو و شيرين، هفت پيكر و اسكندرنامه از جمله آثار این شاعر نامدار ايرانی هستند . وي که شهرت از شهر گنجه قفقاز برده مردي گوشه گير بود كه اميران زمان خود را مدح نگفت. نظامي مدح شاهان، اميران و مقامات وقت را گفتن دروغ و چاپلوسي و نوعي گناه مي دانست. وی در اين زمينه گفته است:

چو نتوان راستي را درج كردن ـــــــــــ دروغي را چه (چرا) بايد خرج كردن

این شعر گنجوی که به انگلیسی و زبانهای اروپایی دیگر ترجمه شده در مقدمه کتابهای درسی «خبرنویسی» درج شده و با استناد به آن به کسانی که بعدا «خبرنویس» می شوند گوشزد می شود که اگر نتوانند حقیقت یک رویداد را بنویسند بهتر است که از آن بگذرند تا مطلب نادرست و ناقص بنویسند و بخورد مخاطب دهند. مخاطب خریدار خبر است و نباید به او کم فروشی و بنجل فروشی کرد.

نظامي از زادگاه خود شهر گنجه، جز يك سفر به تبريز خارج نشد. داستانهاي دوران ساسانيان زمینه ساز نظامي در تنظیم خسرو و شيرين و هفت پيكر (بهرام نامه) بوده اند. براي اين كه بعدا به نظامی ايراد گرفته نشود كه چرا درباره اسكندر كه ميهنش را اشغال نظامي كرد سخن گفته است، وی او را در كتاب خود به عنوان يك حكيم و مردي دانا توصيف كرده، نه يك فاتح نظامی.

 

1304ش:ايرج ميرزا شاعر خوش ذوق و طنزسرا در اين روز بسال 1304 (12 مارس 1926) در تهران در 54 سالگي درگذشت و مرگ او سكته اعلام شد. وي در عين حال يك شاهزاده قاجار بود.

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

 

1702م:بانو الیزابت مالتElizabett Mallet روزنامه خود «The Daily Courant» را در مارس 1702 به توزیع داد. نخستین شماره آن تاریخ 11 مارس را دارد. صفحه اول این روزنامه یک ورقی، دو ستون داشت و اخبار و مقالات آن عمدتا درباره رویدادهای بین الملل بود. بانو مالت در روزنامه اش می نوشت که مسئول هرمقاله فردی است که آن را نوشته و نامش در بالا و يا پايين مقاله ذکر شده است و او فقط مسئول نوشته های بدون ذکر نام نویسنده (اخبار) است. این روزنامه منظما به مدت 33 سال منتشر و در سال 1735 با «سپکتیتورThe Spectator» ادغام شد. دفتر انتشار «دیلی کورنت» در خیابان فلیت استریت لندن (Fleet Street) واقع بود که بعدا و تا اوايل دهه يکم قرن 21 رسم و عادت شده بود که مقرّ روزنامه نگاری انگلستان (دفاتر جراید و خبرگزاری) در اين خيابان باشد. برخی از مورخان «نویچ پستThe Nowich Post»را نخستین روزنامه انگلیسی معرفي کرده اند که در سال 1701 منتشر شده بود، ولی انتشار این روزنامه منظم نبود و چند شماره بیشتر منتشر نکرد و جریده نامنظم ـ در عرف ژورنالیسم، روزنامه محسوب نمی شود.

تاریخچه روزنامه نگاری به قرن یکم پیش از میلاد بازمی گردد که ژولیوس سزار امپراتور روم «Acta Diuma» را در شهر رم منتشر می کرد و آن را که مطالبش بر پوست و تخته چوب نوشته می شد در میدانهای شهر آویزان می کردند تا مردم باسواد بخوانند. اردشیر پاپکان در نیمه اول قرن سوم میلادی (طبق برخی نوشته ها؛ از سال 233 میلادی) کارهای دولت ایران را در «کارنامک» می نوشت تا بزرگان، مدیران و موبدان کشور آگاه شوند. دولت چین (دودمان «هان») در همان قرن و پنجاه سال پس از اردشیر، کار انتشار منظم «Tipao» حاوی کارهای روزمره دولت را آغاز کرد که چاپ بلوکی (مهر زنی با مرکب بر کاغذ) بود. می دانیم که چین مبتکر ساخت مرکب، کاغذ و چاپ بلوکی درجهان است. نخستین روزنامه عمومی جهان (جامع، بی طرف و حاوی انواع مطالب) از سال 1556 در جمهوری ونیز (بندری در ایتالیا) منتشر شد و چون به یک گازتا (سکه وقت جمهوری ونیز) بفروش می رفت به «Gazzetta» معروف شد و این واژه بتدریج وارد سایر زبانها و لغتنامه ها شده و مفهوم «روزنامه» پیداکرده است. پس از «ونیز»، یک آلمانی به نام یوهان کارولوسY. Carolus در سال 1605 در استراسبورگ به انتشار روزنامه دست زد. یک آلمانی دیگر در سال1609 روزنامه Avias را منتشر ساخت. هلندی ها در سال 1618 روزنامه Folio (با مطالب مجله ای) را چاپ کردند. فرانسه در سال 1631 لاگازتا را به توزیع داد و بعدا و تا سال 1645 پرتغال، اسپانیا و سوئد هم دارای روزنامه شدند. روزنامه سوئدی منتشره در سال 1645 هنوز بکار انتشار ادامه می دهد و اخیرا آنلاین شده است. انگلستان از سال 1701 و در حقیقت 1702 وارد عالم روزنامه نگاری شد و آمریکا از سال 1704 و در شهر بوستون.

با پیدایش رادیو از سومین دهه قرن بیستم، وضعیت روزنامه ها بهتر شد زیرا مردمی که اخباررا به صورت کوتاه از رادیو شنیده بودند برای کسب جزئیات به خرید روزنامه می پرداختند ولی با پیدایش تلویزیون (رسانه سمعی و بصری) قضیه برعکس شد و روزنامه ها برای ادامه بقاء به مقاله نویسی (نظر)، نگارش فیچر (گزارش توام با سابقه مطلب، جزئيات و ...) و مصاحبه های خیابانی (کسب نظر مردم پیرامون اقدامات، تصمیمات و حوادث روز) پرداختند، ولی بنظر می رسد که تلاش آنها از دهه یکم قرن 21 در رقابت با آنلاین ها و وبلاگ ها بی نتیجه بوده و تا ماه نهم سال 2009 سیزده درصد روزنامه ها تعطیل و یا آنلاینی شده اند. علت اصلی، طبق گزارش موسسه بررسی قضیه، عمدتا این بوده است که روزنامه نگاران ماهرتر وبلاگ نویس و یا جلب تلویزیونها شده اند و پیرامون رویدادها اظهار نظر می کنند و خبرنویسی روزنامه ها به دست هرکس که جویای کار بوده (صرف نظر از نوع تحصیلات و تجربه) افتاده و از قاعده و اصول خارج شده که بازگشتی است به مطوّل نویسی قرن نوزدهم که از حوصله مخاطب قرن 21 خارج است. بیشتر مخاطبان روزنامه ها از قرن نوزدهم از طبقه متوسط هرجامعه بوده اند.

 

1950م:«آخرين جنايت در كرملين» كتابي است 402 صفحه اي كه در پنجاهمين سال درگذشت استالين انتشاریافته است كه «تاريخدان روس ولاديمير نائوموف» و «جاناتان برنت» پژوهشگر دانشگاه ييل آمريكا آن را برپايه يافته هاي خود از مطالعه اسناد دهه 1950 شوروي كه پس از فروپاشی این جماهیریه از طبقه بندي خارج شده اند برنگاشته اند. اسناد ارائه شده در اين كتاب كه در مارس 2003 به توزيع داده شد فرضيه قتل استالين را تقويت كرده است. استالين پنجم مارس 1953 به سبب خونريزي مغزي و پس ازچهار روز اغماء درگذشت.

اسناد ارائه شده در اين كتاب حكايت از اين دارد كه استالين با «وارفارين» كه ماده اي بي رنگ و بي طعم و بي بو است مسموم شده بود. مولفان مدعي شده اند كه در ضيافت شام یکم مارس 1953 در كرملين، اين ماده را به خورد استالين داده بودند كه نتيجه اش خونريزي مغزي او بود كه چهار روز بعد درگذشت. وارفارين كه در عين حال يك نوع مرگ موش است خون را سريعا و شديدا رقيق مي كند. در آن ضيافت «بريا» رئيس سازمانهای امنيت شوروي، مالنكوف، خروشچف و بولگانين اعضاي دفتر سياسي حزب كمونيست شوروي حضور داشتند. پس از مرگ استالين؛ مالنكوف، بولگانين و خروشچف يكي پس از ديگري برجاي او نشستند و خروشچف نخستين مقامي بود كه به انتقاد علني از استالين دست زد، او را تقبيح كرد و جنازه اش را كه در محفظه شيشه اي در آرامگاه لنين بود از اینجا خارج ساخت و در كنار ديوار كرملين به خاك سپرد. مولفان نوشته اند كه اگر همان دم [پس از وقوع سکته] استالين را كه به خونريزي مغزي دچار شده بود به بيمارستان رسانيده بودند نجات يافته بود، ولي كسي اين كار را نكرد!.

به حدس مولفان، از ميان اين چهار تن [که در بالا، ذکر نام آنان رفت] احتمال قتل استالین به دست «بريا» بیشتر است زيرا كه او از طرح محرمانه استالين مبني حمله اتمي غافلگيرانه به انگلستان و آمريكا اطلاع داشت و نگران نتايج آن بود؛ براي اين كه در حمله اتمي متقابل آمريكا بيش از نيمي از نفوس شوروي نابود مي شدند. هيچ كس جز «بريا» نمي دانست كه حمله اتمي غافلگیرانه نزديك است و استالین منتظر رسیدن شمار بمب های اتمی شوروی به حد لازم است تا دستور انجام حمله را صادر کند. «بريا» مي دانست كه خيال متلاشي شدن شوروي به دست آمريكا لحظه اي استالين را آرام نمي گذارد. استالين بارها گفته بود كه تا كاپيتاليسم آمريكا باقي باشد سوسياليسم پيشرفت واقعي نخواهد داشت و مردم جهان در بدبختي ابدي غوطه ور خواهند بود. به نظراستالين، سران كاپيتاليسم آمريكا كمر به انشعاب و تضعيف و سپس فروپاشانیدن شوروي بسته بودند زيرا كه تا شوروي وجود مي داشت كاپيتاليسم نمي توانست یکه تاز جهان شود و استثمار ادامه یابد.

مولفان اين كتاب مدعي شده اند كه «بريا» بعدا نزد مولوتوف اعتراف ضمنی به قتل استالين كرده بود و گفته بود كه اگر استالین برای مدتی بیشتر زنده می ماند و در صدر دولت بود، زود و يا دير همه اطرافيانش را نيست و نابود مي ساخت. مولوتوف از طرح استالین درمورد حمله اتمی احتمالی به آمریکا آگاه بود.

اين كتاب حاوي 20 صفحه گزارش پزشگي فوت استالين است. مولفان ابراز تعجب كرده اند كه چرا گزارش پزشكان در طول چهار روزي كه استالين در اغماء بود سه ماه بعد (در ژوئن 1953) تنظيم و به بايگاني داده شد و چرا وي پس از خونريزي مغزي دچار خونريزي معده هم شده بود كه این دو عارضه ارتباطي باهم ندارند.

مطالعه اين كتاب ماجراي قتل نادرشاه پادشاه قرن هجدهم ایران زمین را در ذهن تداعي مي كند. زيرا كه تني چند از ژنرالهاي او از ترس جان خود شبانه به خوابگاهش ريختند و اورا كشتند.

بايد دانست كه نسبت به مرگ پي در پي دو رهبر ديگر شوروي در دهه 1980 ـ آندروپوف و چرننكو ـ که پس از برژنف و پیش از گورباچف، یکی پس از دیگری قدرت را به دست گرفته بودند نيز ترديد هايي وارد آمده است. اشتباهات و یا تعمد گورباچف به فروپاشی بلوک شرق و اتحاد

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

 

1930م:گاندي مبارزه منفي خودرا (اصطلاحا: نافرماني مدني ـ بي اعتنايي آرام و بدون خشونت نسبت به تصميم مقامات) برضد ماليات نمك كه از سوي حكومت انگليسي هند [در آن زمان 'هندوستان' زيرا که شبه قاره تجزيه نشده بود و پاکستان وجود نداشت] وضع شده بود از اين روز در مارس 1930 آغاز کرد زيرا که آن را عادلانه نمي دانست، بعلاوه بدون حضور نمايندگان مردم هند تدوين شده بود. گاندي پيشاپيش هزاران تن از هنديان از منطقه احمد آباد پياده عازم ساحل دريا در «دندي» شد تا دست به جمع آوري نمك از دريا بزنند و مردم آنرا با ماليات خريداري نكنند. اين پياده روي 480 كيلو متري 25 روز طول كشيد و اين جمعيت از ششم آوريل سرگرم جمع آوري نمك طعام از دريا شد كه پليس انگليسي هند بسياري از معترضين از جمله «رام داس» پسر گاندي را دستگير كرد و به زندان افكند.

حكومت انگليسي هند بر هر 40 كيلو گرم نمك طعام يك روپيه ماليات وضع كرده بود كه وضع ماليات بر اين كالا در هند سابقه نداشت و گاندي مبارزه منفي خود را بر ضد آن به آزمايش گذارد. اين راهپيمايي نسبتا طولاني كه در سر راه، مردم به آن مي پيوستند در عين حال كمك بزرگي به بيدار شدن ناسيوناليسم هندي از خواب طولاني خود بود.

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

 

1947م:در چنين روزي در سال 1947 هري ترومن رئيس جمهور وقت آمريكا با یک پيشنهاد غیر منتظره به دستگاه قانونگزاری اين كشور، سياست خارجي آمريكا را در جهت تازه اي قرار داد كه در «تاريخ» به «دكترين ترومن» معروف شده است. او هنگام طرح پیشنهاد خود درجلسه كنگره ـ بدون ذكر نام شوروي ـ گفت كه اين وظيفه دولت آمريكا بايد بشود كه به كمك مللي كه از خارج و يا توسط اقليت مسلح داخلي در معرض سلطه كمونيسم قراردارند بشتابد.

ترومن سپس وارد جزئیات شد و گفت كه دولت يونان در زير حملات كمونيستهاي مسلح اين كشور كه از خارج كمك مي شوند قرار دارد و افزود: تا پايان ماه قرار است نظامیان انگليسي يونان را ترك گويند و اگر ما به كمك دولت اين كشور نشتابيم، يونان به دست كمونيستها خواهد افتاد، و به همين گونه هم تركيه، و چنانچه اين دو كشور به دست كمونيستها افتند همه منطقه مديترانه و نیز خاورميانه با منابع خود به میدان فعالیت عوامل مسکو تبدیل خواهند شد. ما از راههای مختلف کمک کردیم تا روسها ایران را تخلیه کنند و توطئه تجزیه این کشور باستانی خنثی شود ولی عوامل کمونیست [حزب توده] هنوز در آنجا فعالند. ایران نه تنها دروازه آسیای غربی بلکه کلید ورودی آسیای جنوبی است. این ملت از مرزهای شرقی هند تا ساحل شرقی مدیترانه نفوذ فرهنگی دارد. ترومن سپس درخواست تصويب يك كمك 400 ميليون دلاري براي يونان وتركيه كرد.

سخنرانی ترومن در جلسه کنگره طولانی بود و انعكاس وسیع سخنان او چنان ترسي در دل امريكاييان ايجاد كرد كه تا 40 سال و اندی مخالفتي با مبارزات پرهزينه اين دولت با شوروي و كمونيسم نکردند که به «جنگ سرد» معروف است. این مبارزه، رسانه های آمریکارا در راستای سیاست های دولت قرارداد که ادامه این وضعیت، آنهارا در جایگاه سیاسی تازه ای قرارداده است [میدیاکراسی].

اعلام دكترين ترومن در 12 مارس 1947 فصل تازه ای را در تاریخ عمومی (جهان) بازکرد که ادامه دارد؛ پنج دهه اول آن مبارزه با كمونيسم بود و دوران ايجاد اتحاديه هاي نظامي برگرد شوروی و چین و رقابتهای این دو بلوک بایکدیگر. با فروپاشی داوطلبانه بلوک شوروی و دگرگونی سیاست های چین، دکترین ترومن تغییر چهره داده و در دو دهه گذشته، مبارزه با تروريسم (!) و گسترش سلاحهاي كشتارجمعي و ... را عملا جانشين آن کرده اند و با استناد به آنها و بهانه های مربوط، تنها اتحادیه نظامی باقیمانده جهان [ناتو] را گسترش داده حوزه فعالیت آن را جهانی ساخته، فرماندهی نظامی خاورمیانه (به مرکزیت بحرین) بوجودآورده، با استقرار در عراق ناظر بر آسیای غربی شده، با ورود به افغانستان منطقه فرارود و پاکستان اتمی را زیر دندان قرارداده، نفوذ چین و هند به سوی غرب آسیا را کنترل کرده، به نام استقرار دمکراسی انقلاب نارنجی به راه انداخته و .... با اینکه «ناتو» سه جمهوری شوروی سابق [جمهوری های بالتیک] را به عضویت درآورده و آمریکا در قفقاز و قرقیزستان سابق شوروی نفوذ و حضور یافته از واکنش مسکو خبری نیست!.

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir


2003م:پس از يك دهه وقفه، دولت آمريكا دهم مارس 2003 رسما پيشنهاد لغو محدوديت ساخت سلاحهاي كوچك اتمي را اعلام داشت كه مفسران، آن را يک عامل احتمالي ديگر براي از سرگيري مسابقات تسليحاتي بيان کردند. طبق گزارش آن روز رسانه ها، دولت جورج دبليو بوش تصميم گرفته بود كه از سال ميلادي 2004 دست به توليد مجدد «ميني نيوك» بزند و اين نام به آن دسته از سلاحهاي هسته اي اطلاق مي شود كه قدرت انفجاري آنها زير 5 هزار تن «تي ان تي» است. بمبي كه در اوت 1945 بر هيروشيماي ژاپن فروافكنده شد نزديك به 20 هزار تن« تي ان تي» قدرت انفجار داشت.


2008م:به گزارش دهم مارس 2008 رسانه هاي آمريكا، «اليوت اسپيتسرEliot Spitzer» حقوقدان و فرماندار انتخابي ايالت 19 ميليوني و 141 هزار كيلومتر مربعي نيويورك سيزدهمين دولتمرد و سياستمدار آن كشور بود که بر فهرست «جنجال سكس» اضافه شده بود. رسانه هاي آمريكا دهم و يازدهم مارس 2008 اين گزارش را در صدر اخبار خود قرارداده و طبق روال، تا مدتي به اين كار و پرداختن به گزارش هاي مربوط ادامه داده بودند. به نظر جامعه شناسان، تعقيب ژورناليستيك اين قبيل گزارش ها؛ اگر براي مقامات ديگر عبرت آموز واقع شود مفيد خواهد بود. مرور زمان نشان داد که جنجال سکس پیرامون دولتمردان و سیاستمداران آمریکایی بعدا هم ادامه داشته است.

به گفته يك صاحبنظر كه اظهاراتش درباره «جنجال سكس»، دهم مارس 2008 منعكس شده بود، اين وضعيت مي رود تا فصلي از تاريخ ايالات متحده را تشكيل دهد. همه اين مقامات آمريكايي كه اخيرا نامشان در ارتباط با سكس برده شده است؛ از سناتور، نماينده مجلس، فرماندار ايالت، شهردار تا يك مقام ارشد وزارت امور خارجه ـ اتفاقا از جمله كساني بوده اند كه بيش از ديگران دم از تقبيح فعاليت هاي جنسي خارج از چارچوب خانواده را زده بودند و اين قبيل اعمال را بكرّات محكوم كرده بودند و بيشترشان نيز جمهوريخواه (محافظه كار) و حامي تحكيم بنياد خانواده بشمار مي رفتند.

اليوت اسپيتسر (متولد دهم ژوئن 1959) كه خانواده اش از يهوديان اتريش بوده كه به آمريكا مهاجرت كردند سالها دادستان نيويورك و از مبارزان با فحشاء بود. وي كه از هاروارد دكتراي حقوق گرفته است دهم مارس 2008 پس از انتشار ماجرا در رسانه ها، در كنار زنش «سيلدا» در برابر ميكروفن قرار گرفت و بدون ردّ اتهام، از عمل خود ابراز تاسف كرد و گفت كه تاسف او بيشتر از اين بابت است كه خودش ناقض ارزشهايي بوده است كه آنها را آموزش و ترويج مي داد.

كشف اين ماجرا نيز جالب و شنيدني است. در آمريكا، سازمان ماليات بردرآمد از راههاي مختلف و در صورت لزوم كنترل حسابهاي بانكي، درآمد و هزينه افراد را زير نظر مي گيرد تا تقلبي روي نداده باشد. اين اداره در بهار 2008 متوجه جا به جايي و برداشت هاي متعدد نقدي از حساب اسپيتسر مي شود ـ (درآمريكا پرداختها، حتي اگر خيلي كوچك باشند با چك و يا كرديت كارت انجام مي شود و حمل مبلغ قابل ملاحظه اسكناس به ندرت ديده شده است، و اسكناس معمولا توسط توريست ها كه حساب بانكي در آمريكا ندارند و يا در معاملات غيرقانوني از قبيل خريد و فروش مواد مخدّر بكار مي رود). سازمان ماليات بردرآمد (آي. آر. اس= IRS) سوء ظن خود درباره برداشت هاي نقدي بزرگ از حسابهاي اليوت اسپيتسر را با پليس امنيت داخلي (اف.بي.آي) در ميان مي گذارد و پليس حقيقت را كشف و متوجه مي شود كه فرماندار نيويورك و مبارز شمار يك با فحشاء كه به «آقاي تميز و پاكيزه = Mr. Clean» هم شهرت داشته با داشتن همسر و سه دختر، مشتري يك مركز تامين و معرفي زن براي خوشگذراني بوده و براي اين كار حتي رنج سفر مكرر به شهر واشنگتن را برخود هموار مي کرد. اين مركز در زير نام «كلوب ...» كار «كال ـ گرل» انجام مي داد. اليوت در اين کلوب به «مشتري شماره 9» شهرت داشت و مكالمه تلفني دختري از اعضاي اين مركز به نام «كريستن (اشلي)» دست كم يك بار ضبط شده كه نگران بوده «اليوت» مايل به استفاده از وسيله جلوگيري از انتقال بيماري مقاربتي، هنگام انجام سكس نيست. پليس مربوط جزئيات كار و حتي مبالغ خرج شده را به دست مي آورد و ... كه رقم آن بيش از هشتاد هزار دلار بود! (درآمد اليوت در سال 2006 يك ميليون و نهصد هزار دلار گزارش شده، زيرا كه علاوه بر مواجب دولتي، داراي درآمد مستغلات است).

 

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir


1925: دكتر سون يات سن بنياد گذار نظام جمهوري در چين در 58 سالگي در گذشت.

1938: شوشنيگ از صدر اعظمي اتريش كناره گيري كرد تا مانعي بر سر راه وحدت دو سرزمين آلماني نژاد (آلمان و اتريش) باقي نباشد.

1941: قانون عاريه و كرايه (Lend - Lease) اسلحه از جانب آمريكا به كشورهايي كه با آلمان و ايتاليا در جنگ بودند به تصويب كنگره اين كشور رسيد. هنوز آمريكا وارد جنگ جهاني دوم نشده بود.

1942: ژنرال مك آرتور بر اثر فشار نيروهاي ژاپني، فيليپين را ترك و به استراليا رفت.

1957: اعلام شد كه 22 لشكر شوروي در آلمان شرقي مستقر هستند.

منبع:iranianshistoryonthisday.com


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 1
     درج شده در 1923 روز و 23 ساعت و 28 دقیقه قبل
    

فروردین:

امروز هیجانات شما را کنترل می کنند. امروز حساسیت باعث می شود که آرام تر و ساکت باشید. احتمال این هست که در تمام روز به مرور خاطرات گذشته بپردازید. شاید احساس کنید انکار روی یک چهارراه ایستاده اید.

اردیبهشت:

امروز علایقتان روی کارهای خانه و روتین روزانه متمرکز نیست. در ارتباطات مستقل غرق شده اید و وقت زیادی را غرق دررویاها صرف می کنید. نیمه دوم روز برای روابط اجتماعی، برخوردهای رمانتیک و درگیر امید و رویا بودن خیلی خوب است.

خرداد:

امروز برای تفکر و حرف زدن غذای خوبی در اختیار دارید. البته به یاد داشته باشید که امروز روزی است که ممکن است هم ذهن و هم جسارتتان ناامیدتان کنند. احساسات و همچنین آرزوهایتان، افکار و قصدهایتان امروز ثابت نخواهند بود. بهترین راهنمای شما تجربه شخصی خودتان خواهد بود.

تیر:

ساعات عصر به شما کمک می کنند بهترین جنبه های خود را نشان دهید. سرنوشت خیلی سخاوتمندانه هرچیزی که به ان نیاز دارید را به شما می دهد. البته ممکن است بااین وجود بازهم بیشتر بخواهید. احتمال این وجود دارد که به شد در جنبه های معنوی زندگی و تجلیات بیرونی آن غرق شوید (مثلا مراسم مذهبی).

مرداد:

امروز خیلی اجتماعی و پر انرژی نیستید. در تمام مدت روز به نظر عجیب و دور می آیید. شاید کاملا در رویاها و خاطرات، بویژه در هنگام عصر، گم شوید. اگر هیجانات منفی به شما روی آرودند، خط محکمی روی عزا گرفتن و عزاب دادن خود بکشید.

شهریور:

امروز روی یک چهارراه قرار گرفته اید. کارهای بسیاری برای انجام دادن دارید و درون آنها شک و تردیدهای بسیاری نهفته است. فشار سنگین گذشته باید از بین برود، وی اصلا قضاوت عجولانه نداشته باشید و هیچ اتمام حجتی نداشته باشید. نیمه دوم روز هم احتمالا یک دیالوگ احساسی داشته باشید.!

مهر:

امروز نباید از سلامتیتان غافل باشید. شاید نشانه های مبهمی از بیماری نشان دهید و تشخیص دقیق کمی برایتان دشوار شود. شاید بیماری یک دوره نهفته داشته باشد و شما را گول بزند. هنگام رواب اجتماعی بینش زیاد به دردتان می خورد.

آبان:

امروز اتفاقات روز گدشته را پیش نکشید. در عوض، سعی کنید که از شر خاطرات ناخوشایند خلاص شوید. امروز خیلی ابتکار از خود نشان ندهید. تلاش برای حرکت در یک مسیر جدید ممکن است که منجر به رسیدن به بدترین بن بست ها شود.

آذر:

امروز از همیشه حساس تر می شوید. شاید آخر شب پر از تردید و غرق درخاطرات شوید. روز خوبی برای گشتن میان آلبوم ها و فیلم های خانوادگی است. برای حل کردن هرگونه سوء تفاهمی با اهل منزل، اصلا مغرور نباشید- فقط باید از خود مهربانی نشان دهید.

دی:

امروز برای شما سخت است که بی تفاوت باقی بمانید. توانایی طبیعیتان برای کنترل احساسات با این ضرورت که باید هیجانات را بیرون بریزید در جنگ خواهد بود. یک مکالمه احساسی و عمیق می تواند کمک کند که روحتان را آرامش دهید و به چیزهایی که دیگر اهمیت ندارند خداحافظی بگویید.

بهمن:

امروز برای شما وقت ان نیست که معقول بودن، مهارت های تحلیلی و طعنه هایتان را به کار بگیرید. با خودتان و اطرافیان مهربان تر باشید. انشان گرایی شما خود را بیش از همه و اول در تواناییتان برای مهربان و پرترحم بودن نشان می دهد.

اسفند:

سرنوشت با شما سخاوتمند است، ولی شما بیشترمی خواهید. یاد بگیرید که جاه طلبی را با واقعیت هوشیارانه را بدست بیاورید- شما قطعا از پس آن برمی ایید. امروز توانایی ها و موقعیت هایتان بی نهایت خواهند بود. اگر آرزویی داشته باشید و آنرا دوست داشته باشید، می توانید بسیار عالی هر بخشی را بازی کنید و بازهم با خودتان روراست باشید.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 22
     درج شده در 1923 روز و 23 ساعت و 32 دقیقه قبل
    

گزیده سرمقاله‌های روزنامه‌های صبح سه شنبه

دم خروس یا حسن نیت اشتون!

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «زوایای سفر اشتون به تهران»،«اجاره برای یک مأموریت»،«نقد مواضع رئیس‌جمهور»،«دم خروس یا حسن نیت اشتون!»،«نبرد شترها در خلیج‌فارس»،«سفر حقوق بشری اشتون در راستای تقسیم کار با امریکا»،«رسوایی اتحادیه عرب»،«چالش‌های ماموریت سوم اشتون»،«مردم متضرر گرانی‌های قانونی و غیرقانونی»،«ویژگی‌های ظریف»،«تمرین دولت برای شفافیت»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.

خراسان:زوایای سفر اشتون به تهران

«زوایای سفر اشتون به تهران»عنوان یادداشت روز وزنامه خراسان به قلم دکتر مهدی مطهرنیا است که در آن می خوانید؛اگرچه کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز گذشته پس از سفری 3 روزه و دیدار با مقام های کشورمان و بازدید از شهر تاریخی اصفهان ایران را ترک کرد اما از چند جنبه می توان زوایای مختلف این سفر را بررسی کرد.نخست آن که این سفر در جغرافیای مکانی و زمانی ویژه ای انجام شد اولین سفر اشتون به تهران اهمیت جغرافیای مکانی آن را نشان می دهد جغرافیای زمانی آن نیز بیانگر گذر از مرحله نخست حل و فصل دیپلماتیک مسائل هسته ای است به علاوه این سفر نشان می دهد هم اکنون اروپا به این آگاهی رسیده است که جمهوری اسلامی ایران نظام حاکم بر یک کشور موثر در جغرافیای خاورمیانه و به تبع آن بر نظم بین المللی است.

دوم از منظر موضوعی این سفر از اهمیت زیادی برخوردار است چرا که براساس قوانین مربوط به ظروف مرتبط و تاثیر متقابل موضوع های سیاسی بر یکدیگر ،خواه ناخواه مسائل عمده دیگر در کنار مسائل هسته ای مطرح و باید زمینه های حل و فصل مسالمت آمیز و عقلایی آن برای ایران آماده شود بنابراین بخواهیم یا نخواهیم با توجه به سیگنال های موجود ورود جمهوری اسلامی ایران به حوزه مسائل عمده دیگر هم چون ادعا در چارچوب حمایت از تروریسم، ادعاهای حقوق بشری و امثال آن وارد ادبیات سیاسی با تعریف عملیاتی خواهد شد. بنابراین سفر اشتون اهمیت می یابد. سوم شخص و شخصیت اشتون است .

اشتون به عنوان نماینده ۱+۵ و مسئول هماهنگی مذاکرات در کنار شخصیت اشتون به عنوان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از اهمیت زیادی برخوردار است. باتوجه به مقوله های بیان شده باید بپذیریم که سفر اشتون به تهران فقط یک سفر نمادین نیست بلکه می تواند زوایای جدیدی در فضای موجود میان ایران و اروپا تعریف و در ارتباط با مسائل موجود ایجاد کند. اتحادیه اروپا به عنوان یک قدرت تعریف شده در نظام بین المللی باید خود را برای نظم آینده جهانی آماده کند.

اتحادیه اروپا متحد آمریکا در قالب غرب است ولی در عین حال باید پذیرفت که واژه Alliance در انگلیسی به معنی «اتحاد» در دانش واژگان روابط بین الملل نشان دهنده همکاری و رقابت توامان است از یک سو اتحادیه اروپا در قالب کشورهای غربی با کشورهای شرقی و چین در رقابت است و این رقابت در ساحت های گوناگون انجام می شود و در همان حال اروپای متحد در اردوگاه غرب در کنار آمریکا یک وجه رقابتی را نیز با این قدرت دنبال می کند.

نزدیکی به ایران به عنوان یک کشور مهم منطقه ای در مهم ترین منطقه جغرافیایی جهان در عصر حاضر در آینده برای اروپا از اهمیت جدی برخوردار است فراموش نکنیم اگر ترکیه در یک فرآیند زمانی در آینده به اتحادیه اروپا متصل شود تنها گام باقی مانده برای اروپا متصل شدن به آب های آزاد از سوی ایران است.اروپا به این آگاهی رسیده است که جمهوری اسلامی ایران نظام حاکم بر یک کشور موثر در جغرافیای خاورمیانه و به تبع آن بر نظم بین المللی است.

بر این باور هستم که در آینده یکی از جغرافیاهای رقابت برانگیز میان اروپا و آمریکا در قالب جغرافیای ایران شکل خواهد گرفت. هرچند انرژی می تواند در این مقطع این پیوند را تا حدی میان ایران و اروپا ایجاد کند اما پیش بینی می شود در آینده نیاز آمریکا و اروپا به انرژی خاورمیانه حدود ۶۰درصد کم خواهد شد .بنابراین در اینجا مسئله اصلی نه نگاه به نفت به عنوان یک کالای استراتژیک بلکه نیاز به ایران به عنوان جغرافیایی استراتژیک است. نباید فراموش کرد که کاهش نیاز به نفت به عنوان کالای استراتژیک در دستور کار کل غرب قرار دارد.

از منظری دیگر در خصوص روابط ایران و اروپا آنچه که مسلم است، اتهام حمایت ایران از تروریسم، ادعاهای حقوق بشری و مسئله اعراب و اسرائیل همواره به عنوان مسائل اصلی در ارتباط با ایران و غرب که اروپا نیز بخشی از آن است مطرح بوده و خواهد بود.این نکته که برخی از گرایش های سیاسی تاکید دارند که حل و فصل مسئله هسته ای با آمریکا پایان کار نیست و باعث خواهد شد که غرب در ارتباط با مسائلی چون حقوق بشر فشار خود به ایران را افزایش دهند یک تئوری قابل پذیرش است اما این نکته را نمی توانیم فراموش کنیم که در برخورد با هرکدام از این مقوله ها باید راه ها و خط مشی های اجرایی را برگزید که کمترین هزینه را برای مصالح کشور و منافع ملی داشته باشد و البته یکی از مصادیق آن حل و فصل مسائل هسته ای است.قرائن نشان می دهد که در آینده با بازشدن پرونده حقوق بشر علیه ایران از سوی غرب مواجه خواهیم بود به همین دلیل باید به بهترین نحو و در نظر گرفتن بهترین تدابیر زمینه حل و فصل آن را فراهم آوریم.

کیهان:اجاره برای یک مأموریت

«اجاره برای یک مأموریت»عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم محمد ایمانی است که در آن می خوانید؛افراطیون نشاندار ابایی ندارند که بگویند دولت مسمّا به اعتدال و تدبیر و امید را رحم اجاره ای می دانند.
آقای ابراهیم اصغرزاده از اعضای شورای شهر اول تهران است؛شورایی که دو طیف اصلاح طلب آن بی سابقه ترین ناکارآمدی ها و دهن کجی ها را به مردم نشان دادند تا آن جا که دولت اصلاحات مجبور شد با انحلال آن، مانع از آبروریزی بیشتر شود. در بحبوحه همان کشمکش ها وقتی آقای عطریانفر گفت نمایندگان مجلس (ششم) به گزارش هیئت تحقیق و تفحص از شورا خندیدند، داد آقای کروبی رئیس مجلس درآمد که من یادم نمی آید نمایندگان به گزارش خندیده باشند اما شما در شورا به رئیس 7-8 میلیونی مردم تهران خندیدید و اصلاح طلبان را سرافکنده کردید.

اکنون آقای اصغرزاده از اعضای همان شورا با یک روزنامه مدعی حمایت از دولت- قانون- مصاحبه می کند و با تایید اینکه حذف آقای عارف از سوی اصلاح طلبان به خاطر احتمال رای نیاوردنش بود هرچند که سیاست روحانی را نمی پسندیدند، می گوید «چند وقت پیش به دوستانی به شوخی گفتم این [دولت] رحم اجاره ای برای پرورش یک نطفه است... البته قرار بود آدم های قوی تر از آقای خاتمی را به انتخابات بیاوریم اما آن قدر عقب نشینی کردیم که آقای خاتمی شد هاشمی، هاشمی شد روحانی. آقای روحانی متعلق به جناح محافظه کار است... حامیان روحانی اسب چموشی هستند که اگر کنترل نشوند به یک نیروی مخرب تبدیل می شوند.» سخنان اصغرزاده را باید با اظهارات محمدعلی نجفی در مصاحبه با هفته نامه آسمان (23 تیر 92) تکمیل کرد آنجا که به عنوان سخنگوی کمیته 7 نفره اصلاح طلبان می گوید «پس از ناامیدی از آمدن خاتمی یا هاشمی، پیشنهاد شد از 4 کاندیدای بالقوه که نهایتا می توانند نامزد اصلاح طلبان باشند بخواهیم ثبت نام کنند و نهایتا یکی را انتخاب کنیم. آقای روحانی در آن مرحله نبود. آقای مهرعلیزاده بود و آقای جهانگیری، محمد شریعتمداری، آقای عارف هم که عنوان کرده بود ثبت نام خواهد کرد. (اینکه چرا درباره نامزدی روحانی صحبت نشد) جمعی از اصلاح طلبان اعتقاد داشتند اگر ما فردی را که مواضع روشن تری در رابطه با گفتمان اصلاح طلبی داشته باشد انتخاب کنیم، بهتر است. در آن مرحله توافقی روی ایشان وجود نداشت... در آخرین نظرسنجی اصلاح طلبان [در روزهای قبل از انتخابات] روحانی 12/8 درصد و عارف 8 درصد رای داشت.»

تا اینجا روشن است که آقای روحانی نامزد افراطیون مدعی اصلاحات نبود و آنها در آخرین روزها با برآورد وضعیت پایگاه رای خود، به ناچار ریل عوض کردند تا به قول آقای اصغرزاده بتوانند از دولت جدید به عنوان رحم اجاره ای استفاده کنند. اکنون سوال این است که از نگاه افراطیون قرار است چه جنینی در دل دولت گذار رشد کند و اگر این جنین دچار عوارض خطرناک باشد آیا می تواند بر حیات و ممات دولت یازدهم اثر بگذارد یا خیر؟ این طیف عقیم- و افتاده از چشم مردم- کارنامه روشنی از رادیکالیسم، ساختارشکنی، پیوند با گروه های معارض اسلام و انقلاب، سیاسی کاری و سلب توانایی خدمتگزاری از دولت و مجلس، دشمنی با ارزش های اسلامی و ملی، آشوب افکنی و انواع زد و بندهای اقتصادی دارند و کمترین نشانه ای از اینکه از راه طی شده پشیمان باشند، بروز نمی دهند. بنابراین دور از خرد و قانون طبیعت است که از این شجره آفت خورده و بیمار، میوه ای شیرین به عمل آید. آنها که احترام ولی نعمت انتخاباتی هم طیف خود- خاتمی- را نگاه نداشتند و او را اردک لنگ، شاه سلطان حسین بی عرضه، روحانی ای که گروه خونی اش به اصلاح طلبان نمی خورد و باید از قطار اصلاحات پیاده اش کرد خواندند، به طریق اولی چرا باید به روحانی به دیده احترام بنگرند؟ زیست طفیلی این طیف، مستلزم ضعف و فلجی تدریجی میزبان است.

واقعیت این است که دولت با چالش های مهمی در حوزه های اقتصادی و سیاست خارجی دست و پنجه نرم می کند. متاسفانه از گفتار و رفتار برخی مسئولان دولتی نیز این گونه برمی آید که تدبیر و برنامه چندانی برای پس از انتخابات در میان نبوده است. در این میان دو راه بیشتر وجود ندارد. یا باید برای مشکلات موجود تدبیر و برنامه ریزی کرد و از دیگر اجزای حاکمیت و ظرفیت های نظام کمک گرفت و بار سنگین خدمتگزاری را با آبرو و عزت پیش برد. یا اینکه به تجویز تندروها، از روش مخالف خوانی و اپوزیسیون بازی دولت اصلاحات تقلید کرد و به فرافکنی مسئولیت های اقتصادی و فرهنگی و سیاسی پرداخت. به جای خدمتگزاری، از نبود آزادی سخن گفت و حریم های ممنوعه شرعی و قانونی را مخدوش کرد و به نوعی تولید سرگرمی و هیجان نمود!

اکنون هرچند روز یک بار خبر تجلیل از یک نویسنده یا شاعر یا هنرمند ضد انقلاب و ترویج آثار آنان در فضای رسانه ای- ظاهرا تعمدا - منتشر می شود یا هر چند وقت یک بار، یک نشریه متظاهر به حمایت از دولت، به صریح ترین مقدسات مردم ایران اهانت می کند. و بدتر اینکه برخی مسئولان در این چرخه به بازی گرفته می شوند. اصرار به حرمت شکنی و ایجاد تقابل در درون کشور و نظام، اکنون از احتمال تصادف و خطا عبور کرده و به تدریج به اعتبار تکرار و تعدد آن، شکل خط ماموریتی به خود می گیرد. از قرائن چنین برمی آید که بناست با ایجاد ظرفیت تشنج و مجادله، مسائل اصلی کشور در مواجهه با جبهه استکبار و پیشرفت عمومی کشور در حاشیه بماند. این، ماموریت خط خارجی است و گویا به رغم میل برخی دولتمردان خدوم، برخی همکاران آنان نیز بدشان نمی آید که به جای عمل به وعده ها در زمینه گشایش اقتصادی و رونق تولید و مهار تورم، به این تشنج کمک کنند. بدین ترتیب می شود به جای پاسخگویی در قبال مسئولیت، مظلوم نمایی کرد و تا مدت ها در حاشیه مصونیت از پاسخگویی بود.

جای شگفتی است که به نام دولت محترم از یک روزنامه به خاطر پرونده فساد در قرارداد فروش گاز به شرکت کرسنت شکایت شود حال آن که آقای روحانی آذر سال 81- از جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی- به رئیس جمهور وقت نامه نوشته و از واسطه بازی و عملکرد غیرقانونی در همین قرارداد انتقاد کرده است. وی درباره این قرارداد (14 برابر زیر قیمت برای 20 سال) می نویسد «عقد قرارداد طولانی گاز با شرکتی غیرمعتبر که بنا بر گزارشات دریافتی از وزارت نفت طی سال های گذشته عملکردی ضعیف و توأم با نادیده گرفتن حقوق ایران در ارتباط با میدان نفتی مبارک داشته، تکرار تجربه تلخی است که سالیان دراز گرفتار آن خواهیم بود... قیمت و شرایط قرارداد مذاکره در مقایسه با منطقه بسیار پایین و غیرمطلوب است.» چرا باید آبروی دولت محترم خرج متهمان این زد و بند هنگفت در سطح وزارت نفت شود؟ آیا این معنای اعلام حمایت مشاور رئیس جمهور از رسانه های افشاگر است؟!

اما به یک معنا، مهم تر از حوزه اقتصاد، حوزه استراتژیک فرهنگ و هنر و رسانه و مطبوعات است. رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر اعضای مجلس خبرگان برای دومین بار طی 3 ماه گذشته هشدار دادند «مسئله فرهنگ، مسئله مهمی است. اساس این ایستادگی، این حرکت و در نهایت ان شاءالله پیروزی، بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی است و تقویت جناح فرهنگی مومن... دولت محترم هم باید توجه کند، دیگران هم توجه کنند. بنده هم در این نگرانی با شما سهیم هستم و امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند که چه می کنند. با مسائل فرهنگی شوخی نمی شود کرد، بی ملاحظگی نمی شود. اگر چنانچه یک رخنه فرهنگی به وجود آمد، مثل رخنه های اقتصادی نیست که بشود جمع کرد، پول جمع کرد یا سبد کالا یا یارانه نقدی داد؛ این جوری نیست. به این آسانی دیگر قابل ترمیم نخواهد بود.»
این دغدغه و نگرانی 3 ماه پس از دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی با رهبر معظم انقلاب مطرح می شود.

ایشان در آن دیدار نیز با بیانی که راه هرگونه عذر را می بندد، فرمودند؛ «همان طور که آقای رئیس جمهور اشاره کردند، دولت و مسئولان موظفند که توجه کنند به جریان عمومی فرهنگ جامعه؛ ببینند کجا داریم می رویم، چه دارد اتفاق می افتد، چه چیزی در انتظار ماست. اگر چنانچه مزاحماتی وجود دارد، آنها را برطرف کنند؛ جلوی موانع را، عناصر مخرب را، عناصر مفسد را بگیرند. ما اگر چنانچه به یک باغبان و بوستان بان ماهر و زبده می گوییم که علف هرزه های این باغ را جمع کن، معنای آن این نیست که از رشد گل های این باغ می خواهیم جلوگیری کنیم... اگر این علف هرزه ها بود، مانع رشد آنها می شود. اینکه ما گاهی با بعضی از پدیده های فرهنگی به جدّ مخالفت می کنیم و انتظار می بریم از مسئولان کشور- چه فرهنگی چه غیرفرهنگی- و از این شورا که جلوی آن را بگیرند، به خاطر این است. یعنی معارضه با مزاحمات فرهنگی هیچ منافاتی ندارد با رشد دادن و آزاد گذاشتن و پرورش دادن مطلوبات فرهنگی... ما مسئولیت شرعی داریم، مسئولیت قانونی داریم در قبال فرهنگ عمومی کشور.»

متاسفانه آنچه از عملکرد برخی مسئولان فرهنگی در وزارت ارشاد و وزارت علوم برمی آید- که اعتراض شماری از علما و مراجع محترم را نیز برانگیخته- نگران کننده است. تذکرات مکرر برخی از مراجع عظام به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و امتناع از دیدار با وزیر علوم به اندازه کافی هشداردهنده است. روشن است پرچمداران انقلابی که به قیمت خون صدها هزار شهید پابرجا مانده، خوره ها و موریانه های ضد فرهنگ را تاب نمی آورند و امید اینکه دولت، خط اصلی مبارزه با این آفت ها باشد نه اینکه خدای نکرده برخی اجزای آن به بخشی از پازل ماموریت ناتوی فرهنگی دشمن تبدیل شوند. آنچه در این میان سلامت دولت را تضمین می کند، حُسن ظن دولتمردان نسبت به منتقدان ناصح و دلسوزی است که فراتر از بازی های جناحی و انتخاباتی، کژی ها و کاستی ها را گوشزد می کنند. این نیاز همه مسئولان است و دولتمردان باید مشتاق این گونه نقدها باشند. در غیر این صورت، خودکامگی راه به تباهی می برد. «مَن اِستبَدَّ بِرَأیه هلک.»

جمهوری اسلامی:درباره رقابت بانکها بر سر جذب نقدینگی

«درباره رقابت بانکها بر سر جذب نقدینگی»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی به قلم سروش صاحب فصول است که در آن می خوانید؛نرخ سود تسهیلات و سپرده های بانکی در هفته های پایانی سال باز هم در کانون توجه رسانه ها و افکار عمومی قرار گرفته است. بهانه این توجه نیز این بار انتشار برخی گزارش های میدانی بود که از بالا رفتن نرخ سود سپرده ها و تسهیلات در شبکه بانکی خبر می داد.

فارغ از این گزارش ها برای مشاهده این رفتار از سوی بانکهای دولتی و خصوصی، کافی است تنها چند دقیقه ای در یکی از خیابان های شهر قدم بزنید یا صفحات روزنامه ها را تورق کنید و به آگهی های بانکها با دقت بیشتری نگاه نمائید. واقعیتی که از این گشت و گذارها رخ می نماید، در گرفتن رقابتی سخت و داغ میان بانکها برای ارائه پیشنهادهای جذاب تر به دارندگان نقدینگی است تا تشویق شوند پولهایشان را در یکی از بانکها سپرده گذاری کنند.

تا اینجای کار نه تنها اصلاً بد نیست بلکه بسیار هم خوب است چرا که برنده این رقابت در نهایت مردم یا به عبارت دقیق تر، سپرده گذاران هستند. یادمان نرفته که تا چندی پیش و به علت سیاست نادرست دولت های نهم و دهم و تبعیت محض بانک مرکزی از آن رویکرد اشتباه، بانکها اجازه پرداخت نرخ سودی بالاتر از آنچه شورای پول و اعتبار تعیین کرده بود را نداشتند و سپرده گذاران نیز ناگزیر بودند در ازای سپرده هایشان، سودی دریافت کنند بسیار کمتر از نرخ تورم و به این ترتیب متضرر می شدند. در چنان شرایطی هم هر کس امکان و قدرت حداقل ریسکی داشت، پولش را از بانک خارج می کرد تا صرف خرید و فروش دلار و سکه و... کند. اما اکنون حداقل شرایط و نرخهای پیشنهادی از سوی بانکها به گونه ای است که فاصله میان نرخ سود پرداختی و تورم آنقدر کاهش پیدا کرده که عده زیادی از دارندگان نقدینگی را نسبت به سپرده گذاری مجدد در بانکها متقاعد کند.

با این حال دو پرسش همچنان مطرح است و لازم است پاسخ روشنی به آن ها داده شود؛
پرسش اول اینست که اصل این رقابت بین بانکها چرا شکل گرفته است؟ به عبارت دیگر چرا خلاف رویه مرسوم در بانکهای دنیا که تمام تبلیغات و تلاششان متمرکز بر تشویق متقاضیان تسهیلات به دریافت وام از آن ها است بانکهای ایرانی تمام هم و غمشان جذب سپرده بیشتر است؟

برای یافتن پاسخ این پرسش باید رفتار شبکه بانکی را در مختصات زمانی و مکانی اقتصاد کشور بررسی کرد. واقعیت این است که طی هشت سال دولت های نهم و دهم، سیاست های نادرست دولت های وقت در حوزه پولی و بانکی، مشکلات زیادی برای بانکها بوجود آورده بود.

کاهش دستوری نرخ سود تسهیلات بانکی، طی این سال ها و افزایش شدید تسهیلات تکلیفی برای بانکها در قالب های مختلفی مانند تسهیلات بنگاه های کوچک و زودبازده، مسکن مهر و... از یک سو بانکها را با خروج سپرده ها و از سوی دیگر با بالا رفتن میزان تسهیلات پرداختی مواجه کرده است؛ تسهیلاتی که بخش زیادی از آنها هم بازپرداخت نشده و به مطالبات معوق تبدیل گردیده است.

این روند آنچنان سرعت گرفته بود که در مقطعی نسبت به تسهیلات پرداختی به منابع جذب شده توسط بانکها به 107 رسید یعنی بانکها نه تنها از حد استاندارد بلکه بیشتر از کل منابعشان، تسهیلات پرداخت کرده بودند. در چنین شرایطی کاملاً طبیعی است که بانکهای کشور به شدت تشنه جذب منابع از جامعه باشند خصوصاً اینکه در همین مدت مقدار نقدینگی موجود در جامعه نیز به شدت افزایش یافته بود و ایجاد اندک جذابیتی از سوی شبکه بانکی، کافی بود تا بخش عمده ای از این نقدینگی را به بانکها باز گرداند.

تصمیم شورای پول و اعتبار در اسفند سال 91 به بانکها این اجازه را داد چرا که براساس آن تصمیم، تعیین نرخ سود سپرده ها به خود بانکها واگذار شد. با چنین تصمیمی، بانکهای کشور وارد رقابتی شدید برای جذب منابع از جامعه شدند.

پرسش دوم به تأثیر افزایش نرخ سود سپرده ها بر نرخ سود تسهیلات و رابطه آن با افزایش قیمت کالاها و خدمات باز می گردد.

موضوع از این قرار است که برخی از منتقدان معتقدند با افزایش مبلغی که بانکها باید برای سپرده ها پرداخت کنند طبعاً نرخ سودی هم که از تسهیلات دریافت می کنند، بالاتر می رود، کما اینکه درحال حاضر شاهد افزایش متوسط نرخ سود تسهیلات بانکی به حدود 25درصد هستیم که در قالب عقود مشارکتی دریافت می شود.تا اینجای استدلال این منتقدان درست است اما اختلاف نظر از آنجایی آغاز می شود که این افراد که عمدتاً نیز فعالان صنعتی هستند، ادعا می کنند سهم افزایش هزینه های تأمین مالی که نرخ سود تسهیلات بانکی جزو آن است، در قیمت تمام شده کالاها و خدمات به 20درصد هم می رسد، درحالی که بررسی های مقایسه ای در صورت حساب سود و زیان و ترازنامه بیش از 300 شرکت بررسی نشان می دهد که سهم این هزینه در قیمت تمام شده این شرکت ها کمتر از 6درصد است. به این ترتیب قسمت دوم این استدلال که افزایش نرخ سود تسهیلات به تورم شدیدمنجر می شود، چندان از وجاهت برخوردار نیست.

نکته مهم این است که به دلیل شرایط بسیار بد بانکها از نظر منابع، طی سال های قبل که نرخ سود تسهیلات به صورت دستوری پایین نگاه داشته شده بود، عملاً امکان پرداخت تسهیلات به متقاضیان وجود نداشت و معمولاً این متقاضیان ناگزیر از مراجعه به بازار غیرمتشکل و غیررسمی و تأمین نقدینگی با نرخ هایی بسیار بالاتر از شرایط امروز بودند.

در جمع بندی باید گفت به نظر می رسد در شرایط فعلی بانک مرکزی سعی دارد با باز گذاشتن دست بانکها در پرداخت سود به سپرده ها با نرخهای بالا، نقدینگی را از جامعه جمع کند. به این ترتیب بانکها امکان پرداخت تسهیلات را به بخش های مولد پیدا می کنند. متقاضیان نیز ترجیح می دهند بین عدم دریافت تسهیلات و دریافت تسهیلات با نرخ بالاتر، خیالشان از دسترسی به تسهیلات آسوده باشد تا بتوانند برای تولید برنامه ریزی کنند. به این شکل اگرچه قیمت تمام شده محصولات به علت افزایش نرخ سود تسهیلات بالا می رود ولی از یک سو با جمع شدن نقدینگی زائد از جامعه، زمینه تورم پولی تا حدودی از بین می رود و از جانب دیگر با دسترسی تولید کنندگان به منابع مالی، تولید و عرضه افزایش می یابد که نتیجه آن هم کاهش تورم است. در چنین وضعیتی در میان مدت و با کاهش تورم، قطعاً نرخ سود انتظاری برای سپرده ها هم کاهش می یابد و بانکها می توانند سود کمتری به سپرده ها پرداخت و در ازای آن سود کمتری هم از تسهیلات دریافت کنند.

رسالت:نقد مواضع رئیس جمهور

«نقد مواضع رئیس جمهور»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدکاظم انبارلویی است که د آن می خوانید؛مواضع آقای روحانی رئیس جمهور محترم در مراسم اختتامیه جشنواره مطبوعات واکنش هایی را در میان نخبگان و اهل رسانه در همان جلسه به همراه داشت.اگر با نگاه انصاف و عدالت بخواهیم به این مواضع نگاه کنیم باید از تاکید رئیس جمهور بر حفظ اصول و ارزش ها و رعایت حریم مقدسات و مردم قدردانی کنیم و از تاکید ایشان به مبارزه با فساد و نقش مطبوعات در این باره هم سپاسگزار باشیم. اما نکاتی در این نشست از سوی رئیس جمهور مطرح شد که در شأن ایشان نبود و مراسم اختتامیه جشنواره را در حد یک میتینگ سیاسی فرو کاهید.

به چند جمله از بیانات ایشان در زیر توجه کنید؛

- فشار و شیوه پلیسی مسئله فرهنگی را حل نمی کند

- بگذارید همراهان دولت هم از آزادی و امنیت برخوردار باشند

- اگر دهان ها بسته و قلم ها شکسته شود، اعتماد عمومی از بین می رود چشم و گوش ها به سمت امکانات ارتباطی بیگانگان می رود.

نمی دانم مخاطب رئیس جمهور در بیان این مواضع کیست؟

رئیس جمهور رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس شورای امنیت ملی است. کجا و چه وقت در زمان کدام دولت مسائل فرهنگی را با فشار و شیوه پلیسی خواستند حل کنند. این یک تهمت به نظام و مردم و انقلاب است.

تنها وقتی می شود این داوری را درست بدانیم که اهانت به خدا و مقدسات مردم، نشر اکاذیب و... را 'مسئله فرهنگی' و تبلیغ و ترویج فرهنگ منحط غرب و دفاع از سلطه فرهنگی آمریکا در ایران را 'فعالیت فرهنگی' قابل دفاع بدانیم. عناوین مجرمانه یاد شده در قوانین کشور حساب و کتاب دارد.رئیس جمهور محترم می گوید بگذارید همراهان دولت هم از آزادی و امنیت برخوردار باشند. چه کسانی نمی گذارند همراهان دولت از آزادی و امنیت برخوردار باشند. آیا کسی که در روزنامه بهار روز عید غدیر، فلسفه غدیر را زیر سئوال می برد و روایت غدیر را تحریف می کند و کسی که در روزنامه آسمان به خداوند متعال اهانت می کند و حکم قصاص را غیر انسانی می نامد از همراهان دولت هستند؟ آیا آنها آزادند این اهانت ها را بکنند و باید از امنیت برخوردار باشند؟

رئیس جمهور محترم می گوید؛ اگر دهان ها بسته و قلم ها شکسته شود و... چه کسی در کشور می خواهد دهانی را ببندد یا قلمی را بشکند. امروز به برکت مجوزهای بی شماری که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داده است هیچ دهانی بسته و هیچ قلمی شکسته نیست. البته دشمنان نظام و مردم هم از هیچ اهانتی دریغ ندارند. سخن این است دفاع تلویحی و گاهی تصریحی دولت از این اهانت ها چه معنی می دهد؟

طبیعی است این مواضع نه مصداقی در داخل دارد و نه می شود زیادروی آن تکیه کرد. اما سئوال این است که چرا گفته می شود و به درد چه کسانی می خورد. چرا باید اتاق تولید فکر دولت در بخش رسانه و ارتباطات چنین مواضعی را طراحی کند و به طرح آن توسط رئیس جمهور در مراسم یاد شده رضایت دهد.

خانم اشتون مسئول سیاست خارجی اروپا در دومین روز سفر خود با یکی از عناصر فتنه ملاقات کرد. این ملاقات به بهانه نقض حقوق بشر در ایران بوده است. چندی پیش هم هیئتی از پارلمان اروپا به تهران آمدند و با دو تن از مجرمان فتنه 88 ملاقات کردند و یک جایزه نفیس 200 میلیون تومانی به آنها دادند.

مواضع یاد شده فقط به درد خانم اشتون می خورد که با تکیه بر آن، ادعاهای واهی خود در مورد نقض حقوق بشر در ایران را تکرار کند. در این مورد چند نکته قابل اهمیت است.

اولا: در حالی که اجازه نقد چند و چون توافق ژنو رادر داخل نمی دهند. باید به افکار عمومی پاسخ دهند که آیا ملاقات مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با محکومین فتنه و حمایت از آنها هم جزء توافقات ژنو است؟

ثانیا: حمایت اجانب از کسانی که در کارنامه سیاسی آنها مبارزه مسلحانه با نظام وجود دارد چه معنی دارد؟ پس حقوق بشر بخوانید (حقوق مردم ایران) این وسط چه می شود؟ این فردی که خانم اشتون با او ملاقات کرده در سابقه سیاسی خود و شوهرش که اکنون در فرانسه پناهنده است، پرونده محاربه و مبارزه مسلحانه با نظام دارد.

آقای رئیس جمهور باید دقت کنند هر وقت قرار است در عرصه دیپلماسی خارجی فعالیتی صورت گیرد طراحان نطق رئیس جمهور مطالبی را به ایشان می گویند که با منافع و مصالح ملی خیلی سازگار نیست.

اگر یادشان باشد یک روز قبل از مذاکرات ژنو و توافقات، مسئله خزانه خالی را مطرح کردند که یک مطلب خلاف واقع بود و فقط مصرف خارجی داشت و به درد آن طرف میز مذاکره می خورد.

اکنون نیز این حرف ها فقط به درد بهانه جویی های خانم اشتون و اتحادیه اروپا برای متهم کردن ایران به نقض حقوق بشر می خورد.

ثالثا: خانم اشتون در بیانیه ای رسمی در پایان سفر خود اعلام کرده است بخش عمده ای از مذاکرات وی و مقامات ایرانی روی مسئله حقوق بشر متمرکز بوده است. اگر موضوع نقض حقوق بشر در توافقات وجود دارد لطفا رئیس جمهور بفرمایند آیا ما هم در ادعاهای واقعی خود مبنی بر نقض حقوق بشر در آمریکا و اروپا مطالبی مطرح کرده ایم؟! اکنون آمریکا در اروپا زندان های سّری دارد که از سراسر جهان کسانی را به آنجا می برند و جز خودشان هیچ دولت اروپایی از محل آن خبر ندارد هزاران انسان آزاده را از 5 قاره می گیرند و می برند اروپا شکنجه می کنند و احدی هم اجازه بازدید از این زندان ها و ملاقات با آنها را ندارد.

زندان گوانتانامو که رسواترین ویترین نقض حقوق بشر در جهان است مربوط به آمریکا و حامیان اروپایی آن است.

کشتار بیرحمانه مردم مظلوم افغانستان، پاکستان و عراق بزرگترین سند نقض حقوق بشر آمریکایی است.

حمایت از رژیم جعلی صهیونیستی و غصب سرزمین یک ملت مصداق روشنی از نقض حقوق بشر است.

همین دخالت در اوکراین و راه اندازی یک کودتای خونین برای سرنگونی یک دولت قانونی.... تازه ترین قلم از اقلام فهرست نقض حقوق بشر است آمریکایی ها و اروپایی ها با این گذشته ننگین چگونه به خود اجازه می دهند از نقض حقوق بشر در ایران سخن بگویند. دولت ما چگونه به آنها اجازه داده در این باره ورود کنند. اگر خانم اشتون دلش برای نقض حقوق بشر در ایران سوخته چرا با خانواده 17 هزار نفر شهدای ترور و خانواده شهدای هسته ای ملاقات نمی کند. اینها سئوالاتی است که متاسفانه پاسخی برای آن نیست.

سیاست روز:دم خروس یا حسن نیت اشتون!

«دم خروس یا حسن نیت اشتون!»عنوان یادداشت سردبیر روزنامه سیاست روز به قلم محمد صفری است که در آن می خوانید؛حسن نیت ۲۸ کشور اروپایی با سفر کاترین اشتون به تهران بر همگان نمایان شد و دم خروس از لباس اشتون برون زد.

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که به دعوت محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه به تهران آمده بود، آیین میهمان را نگه داشت و اقداماتی انجام داد و سخنانی را مطرح کرد تا ماهیت واقعی این سفر روشن شود.

گرچه در چارچوب رسمی و برنامه ریزی شده سفر اشتون به ایران دیدار و گفت وگو با مقامات جمهوری اسلامی ایران گنجانده شده بود و البته سفری تفریحی به اصفهان هم در نظر گرفته شد، اما همچون سفر چند ماه پیش هیات پارلمانی اروپا به تهران، خارج از برنامه های رسمی، اشتون به دیدار بانوانی رفت که در میان آنها چهره هایی دیده می شد که علیه نظام اسلامی اقدام کرده و در ایجاد فتنه و آشوب نقش داشتند.

دستگاه دیپلماسی شاید معتقد باشد این سفر یک موفقیت دیپلماتیک برای جمهوری اسلامی ایران محسوب شود. اما این موفقیت به چه بهایی؟

به صرف یک سفر مقام اروپایی به ایران نمی توان آن را موفقیت پنداشت، باید منتظر ماند و دید که نتایج این سفر در آینده چگونه ظهور و بروز خواهد کرد.

آیا یک روز سازنده برای اشتون در سفر به ایران، به اندازه دیدار با برخی فعالان زن حقوق بشر که در میان آنها یک محکوم حضور داشته است، سازنده بوده است؟

حسن نیت خانم اشتون آنجا آشکارتر می شود که مایکل مان سخنگوی وی در گفت وگو با رادیو فردا که صدای سازمان سیا علیه ایران است می گوید؛ «میزان همکاری ایران و اتحادیه اروپا به پیشرفت مذاکرات هسته ای ایران بستگی دارد، اتحادیه اروپا نگرانی هایی درباره وضعیت حقوق بشر در ایران دارد.»

آن تعدادی که در دیدار اشتون حضور داشتند، آیا واقعا فعالان حقوق زنان و نمایندگان جامعه مدنی بودند؟ سخنگوی اشتون گفته است، اشتون در این دیدار تحت تاثیر برخی داستان هایی که از آنها شنیده قرار گرفت.»
میان آنها چه داستان های دروغی گفته شده است که اشتون تحت تاثیر قرار گرفته است؟!

طبق توافقی که میان ایران و ۱+۵ انجام شده، دو طرف تنها بر سر موضوع هسته ای گفت وگو خواهند کرد و لاغیر. اما هنوز توافق هسته ای نهایی نشده است، غرب پا را فراتر نهاده و در خانه ما سخن از نگرانی از وضعیت حقوق بشر در ایران می زند.

این رفتار به مانند میهمانی است که به خانه تان آمده چند روز خورده و خوابیده است و به همه جای خانه هم سرک کشیده و دخالت های نابجا کرده است. اینگونه میهمان ، میزبانی کردن دارد؟!

چهره ای که از کشورهای غربی برای ما شناخته شده است، ماهیتی مداخله گر، زیاده خواه، تحقیرکننده و متکبر است.
خانم اشتون باید متوجه باشد که اگر قرار است، مناسبات ایران و اتحادیه اروپا ارتقاء یابد مسائل داخلی جمهوری اسلامی ایران هیچ ارتباطی به شخص او و اتحادیه اروپا ندارد. اگر قرار بر شرط گذاری باشد، ما نیز به عنوان مدعی واقعی و حقیقی حامی حقوق بشر توقعات و شروطی داریم که شما به عنوان ناقضان حقوق بشر باید رعایت کنید و به آن پاسخ دهید.

اشتون به این پرسش ها پاسخ دهد که؛
۱ـ حمایت اروپا از رژیم جنایتکار و اشغالگر صهیونیستی برای چیست؟

۲ـ اتحادیه اروپا چرا از منافقین که دستشان به خون هزاران ایرانی بی گناه آغشته است، حمایت می کند؟

۳ـ اتحادیه اروپا چرا نسبت به ترور دانشمندان هسته ای ایران واکنش درخور توجهی از خود نشان نداد؟

۴ـ هم اکنون چند سرباز بی گناه کشورمان از سوی گروه های تروریستی ربوده شده اند که حامی آن کشورهای غربی است، چرا خانم اشتون نسبت به این افراد ابراز نگرانی نمی کند؟

۵ـ تروریست های تکفیری و سلفی که از سوی کشورهای اروپایی حمایت می شوند، جنایاتی را در سوریه مرتکب شده اند که روی چنگیز و هیتلر را سفید کرده اند، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا دلش به حال مردم سوریه نمی سوزد؟

۶ـ کشورهای اروپایی به ویژه آن ۲۸ کشور، به طور کامل و دقیق حقوق بشر را در میان شهروندان خود رعایت می کنند؟

۷-چرا حزب الله لبنان که در مقابل تجاوز و جنایات رچیم صهیونیستی ایستادگی می کند در لیست گروه های تروریستی قرار می گیرد؟
و...
نوشته را با این سخن رهبر معظم انقلاب برای یادآوری خود و برخی مسئولان دستگاه دیپلماسی و دیگر مسئولان کشور به پایان می برم که فرمودند؛ «کاری که وزارت خارجه و مسئولان دولتی در خصوص مذاکرات هسته ای آغاز کرده اند ادامه پیدا خواهد کرد و ایران نقض کننده کاری که شروع کرده است، نخواهد بود، اما همه بدانند که دشمنی آمریکا با اصل انقلاب اسلامی و اسلام است و این دشمنی با مذاکرات پایان نخواهد یافت. تنها راه علاج این دشمنی تکیه بر اقتدار ملی و توان داخلی و مستحکم تر کردن ساخت درونی کشور است.»

تهران امروز:نبرد شترها در خلیج فارس

«نبرد شترها در خلیج فارس»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسن هانی زاده است که در آن می خوانید؛تشدید تنش میان عربستان و قطر این احتمال را افزایش می دهد که دو کشور به سمت یک نبرد حقیقی وتقابل نظامی حرکت کنند.این تقابل به بلوک بندی جدیدی در حوزه شورای همکاری خلیج فارس منجر شده زیرا عربستان، بحرین وامارات متحده در یک سمت و کویت،قطر و پادشاهی عمان در سمتی دیگر قرار گرفته اند. اساسا شورای همکاری خلیج فارس که در 25 ماه می 1981 با شرکت عربستان، کویت،امارات، بحرین،قطروپادشاهی عمان شکل گرفت دو هدف عمده را مورد توجه قرار داد. نخستین هدف مقابله جمعی با تاثیرات انسانی انقلاب اسلامی و جلوگیری از نفوذ ارزش های انقلاب اسلامی بر ملت های حوزه خلیج فارس وهدف دوم هماهنگی سیاست های 6 کشور عرب خلیج فارس برای کمک مالی ولجستیکی به رژیم سابق بعث عراق بود.

برخی از این کشورها در طول 8 سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران جمعا حدود 180 میلیارد دلار کمک مالی ونظامی در اختیار رژیم صدام قرار دادند که همین کمک ها به طولانی شدن جنگ منجر شد.متاسفانه دولت های پس از جنگ در ایران به جای تنبیه این کشورها وباز تعریف سیاست های خارجی خود برای آسیب رساندن به کشورهای کمک کننده به رژیم بعث عراق،تلاش کردند تا با این کشورها رابطه بر قرار کنند.این 6 کشور به رغم وجود اختلافات سیاسی،فرهنگی واجتماعی انصافا در مقابله با جمهوری اسلامی وکمک به رژیم بعث عراق به صورتی هماهنگ و حساب شده عمل کردند.

با بروز رخدادهای اخیر در منطقه از جمله در سوریه،مصر وعراق 6 کشور دچار گسست سیاسی شدند وعربستان وقطر که هر یک داعیه رهبری شورای همکاری خلیج فارس را دارند دچار اختلاف جدی شدند. عربستان وقطر که در طول 3 سال درگیری های داخلی سوریه بنا به خواست آمریکا وغرب به طور تاکتیکی در کنار یکدیگر علیه نظام سوریه وارد عمل شدند در طول این مدت 36 میلیارد دلار کمک مالی و نظامی در اختیار تروریست های سوریه قرار دادند. اما اوضاع مصر و تغییراتی که در عرصه های سیاسی این کشور به وجود آمد اتحاد تاکتیکی عربستان وقطر را دچار گسست کرد.قطر که از اخوان المسلمین مصر به شدت پشتیبانی می کند با عربستان که به طور سنتی وعقیدتی با جنبش اخوان المسلمین اختلاف دارد،در موضوع سرنگونی اخوان المسلمین مصراز قدرت، رودرروی عربستان قرار گرفت.

عربستان برای سرنگونی اخوان المسلمین وتثبیت حاکمیت نظامیان مصر مبلغ 14میلیارد دلار کمک مالی در اختیار مصر قرار داد که این امر خشم قطر را بر انگیخت. دو کشور با افزایش تنش ها درصدد یارگیری جدیدی بر آمدند و عربستان به سمت بحرین و امارات متمایل شد وتوانست یک جبهه جدیدی را علیه قطر سازماندهی کند.قطر نیز تلاش کرد تا در سیاست های خود در سوریه و منطقه بازنگری کند زیرا دیدار اخیر خالد العطیه وزیر خارجه قطر از تهران وگفت وگوی وی با وزیران خارجه جمهوری اسلامی وعراق در این چارچوب قابل تجزیه وتحلیل است.

هر دو کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس یعنی قطر وعربستان «توپخانه های رسانه ای» خود را به کار انداختند و دو شبکه الجزیره قطر و العربیه عربستان جریان سازی هایی را علیه حاکمان یکدیگر آغاز کردند.اکنون عربستان، بحرین وامارات متحده سفرای خود را ازدوحه فرا خواندند و عربستان تهدید کرده که مرزهای هوایی و زمینی خود را روی قطر خواهد بست که این موضوع به افزایش تنش میان قطر وعربستان منجر خواهد شد.آیا تقابل میان قطر وعربستان به یک نقطه بدون بازگشتی رسیده و این احتمال وجود دارد که دو کشور به سمت درگیری جدی نظامی حرکت خواهند کرد؟ دو نظریه کاملا متفاوت وجود دارد که بر رسی تحلیلی این دو نظریه این واقعیت را نشان می دهد که به تعبیر رسانه های غربی نبرد شترها عملا آغاز شده است.

نظریه اول می گوید که آمریکا و غرب که در شکل دهی شورای همکاری خلیج فارس نقش دارند اکنون در صدد فروپاشی این شورا و ایجاد تنش سیاسی میان این 6 کشور برآمده اند.دلیل این امر این است که آمریکا و غرب هرگز نمی توانند تحمل کنند که درآمد سرانه قطر که به 100 هزار دلار رسیده همچنان بالاتر از در آمد سرانه کشورهای غربی و آمریکا باقی بماند.بنابراین غربی ها نخواهند گذاشت که به اصطلاح آب خوش از گلوی قطری ها رد شود وباید هزینه هایی را براین کشورتحمیل کنند.در عین حال عربستان نیز بیش از حجم سیاسی خود وفراتر از خط قرمزهای تعریف شده آمریکا در رخدادهای منطقه ایفای نقش کرده وباید هزینه هایی نیز پرداخت کند. لذا بر اساس این استدلال ممکن است تقابل میان عربستان وقطر جدی شود زیرا اکنون جنگ رسانه ای عملا میان دو کشور آغاز شده است.

نظریه دیگر قائل بر این است که این 6 کشور به دلیل آسیب پذیری بالا تلاش خواهند کرد که اختلافات خود را دردرون ساختار شورای همکاری خلیج فارس حل کنند و تلاش اخیر شیخ صباح الجابر الصباح امیر کویت برای میانجیگری میان قطر و عربستان در این چارچوب قرار دارد.اما اگر دو کشور قطر وعربستان به یک تقابل جدی برسند از چه ابزارهایی استفاده خواهند کرد؟ قطعا قطر تلاش خواهد کرد مشکلات خود را با سوریه،لبنان،عراق، جمهوری اسلامی وحتی حوثی های یمن حل کند و به سمت یارگیری جدید در منطقه بر بیاید.عربستان نیز با کمک بحرین وامارات تلاش خواهد کرد تا یک سلسله تنبیهات سیاسی واقتصادی از جمله منع ورود اتباع خود به دوحه و منع ورود اتباع قطری به سایر کشورهای حوزه خلیج فارس و بستن مرزهای هوایی خود روی هواپیماهای قطری،اعمال کند.

جوان:سفر حقوق بشری اشتون در راستای تقسیم کار با امریکا

«سفر حقوق بشری اشتون در راستای تقسیم کار با امریکا»عنوان سرمقاله روزنامه جوان به قلم عبدالله گنجی است که در آن می خوانید؛ذهنیت عامه ایرانیان نسبت به خانم اشتون با پرونده هسته ای عجین شده است. هر موقع وی را در تلویزیون یا در حال خوش و بش و مذاکره با مسئولین ایرانی می بینند بلافاصله پرونده هسته ای و مذاکرات هسته ای به ذهنشان می رسد. اما حقیقت این است که خانم اشتون بعد از توافق اولیه ژنو به مسئولین وزارت خانه گفته بود شما مذاکرات محرمانه و دو جانبه با امریکا را ادامه دهید تا نتایج بهتری بگیرید. در سفر اخیر که مسئولین دولتی هیچ هدفی را برای آن به افکار عمومی اعلام نکردند، مسئله حقوق بشر در دستور کار خانم اشتون قرار گرفت. ماجرا چیست؟

در خصوص گام میانی توافقنامه ژنو آمده است که پس از اقدامات اعتمادساز گام اول، در گام دوم قطعنامه های شورای امنیت مورد بررسی قرار می گیرد. از آنجا که محتوای قطعنامه ها، حوزه های موشکی، حقوق بشر و تروریسم را نیز در بر می گیرد، غرب با یک تقسیم کار مشخص به این حوزه ورود کرده است. طبق اعلام رسمی رئیس دولت خزانه هم خالی است لاجرم طرف مقابل نیز فرصت را برای فشار بیشتر غنیمت شمرده است. هدف سفر اشتون نشان داد که اروپا و امریکا در حوزه موشکی و حقوق بشر تقسیم کار نموده اند، بدین صورت که بحث حقوق بشر به اتحادیه اروپا سپرده شده است و حوزه موشکی را امریکا بر عهده دارد. از کجا می توان این مسئله را درک کرد؟ در نشست اخیر وین، خانم شرمن بحث موشکی را بسیار پررنگ کرد، به صورتی که مسئولین کشور بارها ورود به مذاکرات موشکی را تکذیب کردند. ورود به حوزه موشکی ایران در مذاکرات هسته ای بارها توسط امریکایی ها طرح شده است، چرا که می دانند با خاموش کردن فعالیت های هسته ای ایران، باز امنیت صهیونیست ها تضمین شده نیست، چون موشک های ایران قابلیت ورود به سرزمین های اشغالی را دارند و امنیت اسرائیل دغدغه اصلی امریکا است. از سوی دیگر خانم اشتون و دیگر مقامات اروپایی تاکنون در حوزه موشکی وارد نشده اند. تیم پارلمانی اتحادیه اروپا که چندی پیش به ایران آمد صرفاً به خاطر مسئله حقوق بشر آمده بود و دیدار آنان با پناهی و ستوده نیز در همین راستا بود.

یکی از اعضای تیم که از مجلس هلند بود، 72 ساعت قبل از ورود به ایران، با صراحت به تلویزیون بی بی سی می گوید «اگر ایرانی ها اجازه ملاقات با ستوده را ندهند هرگز به این سفر نخواهیم رفت.» بنابراین با اقتدار اجازه را اخذ کردند و آنچه می خواستند انجام دادند. در درون خانه خودمان به اپوزیسیون جایزه دادند و مسئولان کشور منفعل و ساکت از کنار آن گذشتند. سفر خانم اشتون نیز خاص حقوق بشر بود. البته ملاقات با مسئولان کشور را نیز به عنوان زنگ تفریح در دستور کار داشته و بازدید از اصفهان را نیز در راستای تعامل عاطفی در برنامه گنجاندند. سفر اشتون در هشتم مارس پیام مهمی برای مسئولان کشور داشت اما مسئولین مربوط سر خود را زیر برف کردند تا موضوع را نفهمیده جلوه دهند.

مایکل مان، سخنگوی اشتون درباره سفر وی به ایران می گوید: «نگرانی های مستندی در زمینه حقوق بشر در ایران وجود دارد. ترجیح می دهیم جزئیات مذاکرات حقوق بشری با مقامات ایران را فاش نکنیم.» همانگونه که ظریف می گوید اگر استیضاح هم شود محتوای مذاکرات هسته ای را فاش نمی کنم، اشتون نیز مقید به حفظ قول هایی است که در این سفر گرفته است. چراکه دیدن آنچه در ایران می گذرد بسان راز نیست که نباید فاش شود. آنچه نباید فاش شود قول و قرار و فرامینی است که صادر شده یا قول مساعدی است که ما دادیم.

اشتون با صراحت درباره سفرش می گوید «تمرکز ویژه ای روی حقوق بشر داشتیم.» دیدار با نرگس محمدی و مادر ستار بهشتی بخشی از این سفر بود. بنابراین رسانه ها و دولت راست گویان باید با صراحت و صداقت به مردم بگوید این سفر ارتباطی با توافقنامه هسته ای نداشت. احمدی نژاد با توپ و تشر غربی ها را به لجاجت می انداخت که قطعنامه صادر نمایند، اما دولت روحانی نیاز به تنش نمی بیند اما به خاطر اینکه به غربی ها ثابت نماید ما آدم های خوبی هستیم، اهل تمدن و فرهنگ و حقوق بشر هستیم، به جای اجرای قطعنامه، زمینه توافق و رضایت غرب را به صورت داوطلبانه فراهم می کند، به صورتی که خروجی امروزش جز خدشه به استقلال سیاسی و تحقیر ملی نیست. متأسفانه دولت ما پذیرفته است که خط کش و شاقول برای حقوق بشر همان است که غرب می گوید و تلاش می نماید با همان شاخص ها رضایت غرب را فراهم و خود را تبرئه نماید. نکته جالب دو سفر اخیر اروپایی ها به ایران این است که هر دو سفر حقوق بشری بوده است اما هیچ کس مسئولیت اهداف سفر و دید و بازدیدها را نمی پذیرد. لذا معلوم نیست اگر کار انجام شده بی عیب و نقص است، چرا شهامت دفاع از آن دیده نمی شود؟

چه کسی در ایران بازدید شونده ها را برای ملاقات کاندیدا می کند؟ خانم اشتون چگونه به این نتیجه می رسد که با فلان شخص ملاقات کند؟ اینها سؤالاتی است که دولت راستگویان به مردم نمی گوید. بنابراین توقع از دولتمردان این است که با صراحت اعلام کنند که در طول مذاکرات هسته ای به مذاکرات حقوق بشری هم وارد شده ایم، منتها در جلسات مربوط به مذاکرات هسته ای به این موضوع نمی پردازیم تا افکار عمومی این دو را یک کاسه نبیند.

از آقای روحانی توقع است که هیئتی را از مجلس و قوه قضائیه و وزارت خارجه جهت بازدید از وضعیت حقوق بشر به ایرلند و منطقه باسک اسپانیا بفرستند تا آن موقع ضریب حساسیت غربی ها به دخالت در امور داخلی شان را درک نمایند. شاید آن موقع از خوشبینی و مصلحت اندیشی های کودکانه به در آییم و عزت را فدای شکم نکنیم. اعلام سخنگوی وزارت خارجه مبنی بر «هماهنگ نشده بود» را باید اوج انفعال یا خدایی ناکرده دروغگویی به حساب آورد. گیریم هماهنگ نشده بود، واقعاً سیستم های اطلاعاتی نظام از چنین دیداری خبر نداشتند؟ و اطلاع آن به مسئولین داده نشده بود.

این همه تظاهر مسئولین اطلاعاتی بر «اشراف» با این بی اطلاعی قابل جمع شدن است؟ حقیقت این است که اشتون ریز سفر خود به تهران را با مسئولین دولتی بسته بود. تردید در این فرض را باید به حساب کم هوشی مفرط گذاشت.

وطن امروز:بازهم دیگ پلوی سفارت!

«بازهم دیگ پلوی سفارت!»عنوانه سرمقاله روزنامه وطن امروز به قلم حسین قدیانی است که در آن می خوانید؛ تا جایی که یادم هست دولت قرار بود ارزش «پول ملی» را افزایش دهد نه اینکه چوب حراج بزند بر سر «استقلال ملی»! ما تا به حال گمان می کردیم «اعتدال» کاریکاتور «عدالت» است، نگو با استقلال ملت هم سر جنگ دارد. به راستی اینجا چه خبر است؟! کاترین اشتون انگلیسی در ایران چکار می کند؟! دولت دارد کجا می رود؟! این روزها سالگرد «عملیات بدر» است و سررسید، سرشار از عطر «بچه های خیبر». ما آن همه شهید دادیم که استقلال ملی حفظ شود یا به حراج گذاشته شود؟! ما شاه را از کشور بیرون کردیم تا اجنبی در امور داخلی ما دخالت نکند. اما از قرار معلوم دل بعضی ها برای دیگ پلوی سفارت تنگ شده! ما تا الان فکر می کردیم بعضی ها خود را قیم دستگاه قضا می دانند، نگو بدتر، ادعای دروغین حقوق بشر اجنبی را قیم قوه قضائیه می دانند و با کمال وقاحت برای این ادعای دروغین سفره پهن می کنند! ما اما اجازه نمی دهیم باز هم سر شیخ فضل الله بالای دار رود. ما اجازه نمی دهیم استقلال ملی را تیرباران کنند.

آقای ظریف و خانم اشتون می نشینند تقویم گردی می کنند و برای دیدار، «مناسبت» تعیین می کنند، لیکن برای ما «روز زن» فقط و فقط سالروز میلاد صدیقه کبری(س) است. انقلاب اسلامی «وابستگی» را از در بیرون کرد، عده ای می خواهند آن را از پنجره بازگردانند. خجالت از روی شهدای وطن نمی کشند؟! دیدار اشتون با فتنه گران، چه ربطی به مذاکرات هسته ای داشت؟! و دولت با چه حقی و به کدام مجوز اجازه می دهد این زنیکه انگلیسی در ایران حرف مفت بزند؟! نکند بعضی ها انگلیس بدسابقه را صاحب حق درباره حقوق بشر می دانند؟! و او را برای دخالت در امور داخلی ما محق می دانند؟! اگر اینگونه است ما افتخار می کنیم که از ما شکایت می کنند! و افتخار می کنیم که با اینان، زاویه داریم!

از عمر این دولت، 6 ماه بیشتر نمی گذرد اما مع الاسف در تضعیف استقلال ملی پرونده ای بس قطور دارد. تضعیف استقلال ملی یعنی خدشه بر امنیت، غرور، اقتدار و شرف ملی. اینجاست که دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی باید ورود کند! گیر از «قدم دولت» است، نه «قلم ملت». ما تا به امروز در «وطن امروز» می نوشتیم که توافق ژنو، قابل قیاس با قرارداد ننگین ترکمنچای نیست اما خوب است بعضی ها ما را از رواداری مان پشیمان نکنند. اینک برای همگان باید معلوم شده باشد که در آن «لوگوی سیاه هولوکاست هسته ای» حق با ما بوده است. ما آن روز البته فقط ناظر بر متن ظریف توافق بسیار بد ژنو بود که لوگوی خود را سیاه کردیم، اینک معطوف بر تضعیف ضمخت استقلال ملی، گمان بر این است که باید نهیب تندتر بزنیم، بلکه از این پس، درباره جزایر سه گانه، کار به چانه زنی با شیخ نشین زپرتی امارات نکشد! تعارف را کنار بگذاریم. لیاقت چنین دولتی، حمایت همان روزنامه ای است که لوگوی خود را با شال و کلاه اجنبی ست می کند. چوب حراج زدن بر استقلال ملی، شاخ و دم ندارد؛ دقیقا به رفتار و گفتار همین چند وقت اخیر دولت اعتدال می گویند. عاقبت، اتفاق هایی دارد می افتد که با شعائر انقلاب اسلامی همخوانی ندارد و اخباری داریم می بینیم و می شنویم که اساسا با آن بیگانه ایم. روحانیت همواره پاسدار و حافظ استقلال ملی بوده. فرض است بر بعضی ها که اتکا بر این دژ پولادین داشته باشند.

امان از روزگار! من که دلم هرگز این همه برای شهدا تنگ نشده بود. دیروز آقای روحانی در جلسه ای گفت: «شب های عملیات و لحظه خداحافظی را از یاد نمی برم.» جمله جالبی بود! اساسا حتی آنهایی که سرهنگ هم نیستند، به «بچه های جنگ» پز می دهند اما آیا انتظار همان بچه های جنگ از دولتمردان محترم این بود؟! اینکه اجنبی بیاید و عوض «مذاکره هسته ای» از «حقوق بشر» سخن بگوید، با فتنه گران دیدار کند، در امور داخلی ما دخالت کند، دست آخر هم ببریمش «تور اصفهان گردی»؟!

راستی که دلم هرگز این همه برای شهدا تنگ نشده بود. کجایی سردار شهید حاج حسین خرازی؟! از همان گلزار شهدای اصفهان شاهد باش که بعضی ها بیشتر با اشتون حال می کنند تا وصیتنامه تو...
آری! جنگ تو شهید، مایه افتخار همه است، درست عکس توافق بعضی ها.

حمایت:رسوایی اتحادیه عرب

«رسوایی اتحادیه عرب»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت به قلم علی تتماج است که در آن می خوانید؛وزرای امور خارجه اتحادیه عرب در جدیدترین نشست خود به بررسی تحولات منطقه پرداختند؛ از جمله محورهای اصلی مواضع آنان را حمایت از تشکیلات خودگردان در روند سازش نیز تکرار ادعای زمینه سازی برای واگذاری کرسی سوریه به معارضان تشکیل می داد. هر چند که حاضران در نشست تلاش کردند تا خود را حامی فلسطین معرفی کنند اما ابعاد رفتاری اتحادیه عرب بیانگر حقیقتی دیگر است. نخست آنکه نشست مذکور اشاره ای به محاصره غزه و لزوم پایان آن نداشته است. 5/1 میلیون فلسطینی در سال های اخیر از سوی مصر و رژیم صهیونیستی تحت محاصره قرار گرفته اند اما همچنان اتحادیه عرب از پرداختن به این موضوع خودداری می کند.

آنها در حالی از روند سازش حمایت می کنند که عملا اقدامی برای حمایت از مردم فلسطین صورت نمی دهند و اقدامات آنها نه تنها کمکی به مردم فلسطین نیست بلکه خیانت به آرمان فلسطین است زیرا روند سازش نشان داده است که صرفا یک هدف را دنبال می کند و آن تامین اهداف و مطالبات صهیونیست هاست.

دوم آنکه نشست اتحادیه عرب به مرکزی برای تکرار خصومت ورزی این اتحادیه با سوریه مبدل شد. جهانیان اذعان دارند که سوریه محور اصلی حمایت از فلسطین است و بحران سه سال اخیر این کشور نیز تاوان این حمایت هاست.سوریه مولفه ای است که همواره حتی در اوضاع دشوار کنونی در کنار فلسطین بوده و در این راه نیز از هیچ اقدامی فروگذار نکرده است.

رویکرد اتحادیه عرب به خصومت با سوریه در اصل خصومت با فلسطین و حمایت از صهیونیست هاست زیرا تضعیف سوریه صرفا یک برنده خواهد داشت و آن صهیونیست ها هستند که برای نابودسازی حامیان فلسطین به هر جنایتی تن می دهند. سوم آنکه اتحادیه عرب در نشست خود خواستار توجه سازمان ملل یا شورای امنیت به موضوع فلسطین شده است. کارنامه این سازمان ها نشان می دهد که در طول چند دهه گذشته هیچ اقدامی در حمایت از فلسطین نکرده اند و فقط در جهت خواسته های آمریکا و به نفع صهیونیست ها گام برداشته اند.

با این شرایط واگذاری پرونده فلسطین به سازمان ملل فقط یک فریب و نشان دهنده فقدان مسئولیت پذیری اتحادیه عرب در قبال موضوع فلسطین است. با توجه به آنچه ذکر شد می توان گفت که نشست اتحادیه عرب بر خلاف ادعاهای حاضران در آن نه تنها در جهت منافع ملت فلسطین نبوده بلکه در نهایت خیانت های جدید سران عرب به فلسطین را آشکار ساخت. نشستی که مهمترین دستاورد آن برای فلسطین تایید دوباره این اصل است که دل بستن به اتحادیه عرب نمی تواند کمکی به ملت فلسطین کند و فلسطینی ها صرفا یک گزینه در پیش روی دارند و آن تکیه بر وحدت ملی و مقاومت است؛ مقاومتی که تاکنون دستاوردهای بسیاری برای فلسطین به همراه داشته که نمود آن را در جنگ 22 روزه و 8 روزه غزه می توان مشاهده کرد.

آفرینش:مردم متضرر گرانی های قانونی و غیرقانونی

«مردم متضرر گرانی های قانونی و غیرقانونی»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم حمیدرضا عسگری است که در آن می خوانید؛هیاهو و جنب وجوش آخر سال و هجوم مردم به بازار برای تهیه کالا، سرپوشی بر گران شدن انواع و اقسام خدمات از سوی دولت گردیده است. روندی که با آغاز سال جدید تاثیر آن برزندگی مردم قابل مشاهده می شود و موجی از گرانی های فزاینده را به همراه خواهد داشت.

درحال حاضر به یمن حقوق و پاداش آخر سال، نقدینگی مردم بالاست و متوجه این گرانی ها نخواهند شد.

بدون هیچ ممانعت و دلیل پیش از آغاز سال نو قیمت حامل های انرژی افزایش یافته و مسولان دلیل این افزایش قیمت را بیان نکردند و یا صرفا با اظهاراتی تبلیغاتی همچون 'مصرف بی رویه مشترکان'، اقدام خود را توجیه نموده اند. افزایش 20 تا 25 درصدی قیمت حامل های انرژی نیازمند توجیه و بیان دلایل مورد وثوق می باشد تا مردم بداند برچه اساسی باید فشار این گرانی ها را تحمل کنند.

درسال های پیش دولت برای جبران کسری هزینه های خود ویا تامین بودجه یارانه های نقدی به عنوان اصلی ترین دغدغه خویش با اقداماتی غیر قانونی و غیر اصولی همچون برداشت از بانک مرکزی، فروش ارز به نرخ آزاد، برداشت از حساب بانک ها، برداشت ازذخیره های ارزی، استفاده غیراصولی از درآمدهای نفتی، فشار به تولیدکنندگان و... اقدام می کرد، تا با رضایت مقطعی مردم سرپوشی براقدامات غیرکارشناسی خود بگذارد. نتیجه آن شد که تورم و نقدینگی افسار گسیخت، واردات بی رویه ریشه تولید را خشکاند و به دنبال آن گرانی و بیکاری را بر زندگی تمام اقشار جامعه تحمیل کرد.

اما اکنون دولت تدبیر، با تعهد به رعایت قانون و حرکت در چارچوب اصول اقتصاد قصد به کارگیری روشهای غلط در دوره گذشته را ندارد، اما با همان چالش های دولت قبل روبه روست و به عبارتی وارث خزانه ای خالی گشته است.

لذا برای جبران کسری های موجود اقدام به افزایش قیمت در بحث انرژی و مالیات نموده است، که دامن به رانت خواری و فساد مالی آلوده نکند. اما بازهم بارمشکلات وفشارهای اقتصادی بردوش مردم گذاشته شده، با این تفاوت که گرانی ها خود را در چارچوبی به اصطلاح قانونی نمایان ساخته اند.

ملت درک و فهم دارند و متوجه این قبیل اقدامات هستند و آوردن بهانه های واهی و متهم کردن مردم به مصرف بی رویه و مقایسه با مصرف کل اروپا امری پذیرفته نیست! درصورت صحت این ادعا باید گفت که انرژی مصرفی مردم دراروپا گاز نیست و حتی برخی کارخانجات تولیدی نیز از نیروی مولد برق استفاده می کنند، و گاز صرفا به نیروگاه ها و بخش صنعتی تحویل داده می شود!

اما درکشور ما به عنوان بزرگترین دارنده انرژی نفت وگاز درجهان، هرساله درفصل سرما شاهد افت فشار وقطع گاز هستیم و سالانه(البته اکنون هرچند ماه یک بار) قیمت آن برای مصرف کننده داخلی افزایش می یابد!. آیا شرایط برای ما واروپا یکسان است که چنین قیاسی انجام می دهیم؟

ازسوی دیگر مطرح کردن این ادعا که تمام هزینه های جاری در اروپا از طریق دریافت مالیات تامین می شود، بهانه مناسبی برای افزایش یکباره مالیات ارزش افزوده از 3 درصد به 8 درصد نمی باشد. چون درآمدها دراروپا از مردم گرفته تا دولت کاملا شفاف و مستند است، نه اینکه در کشورما تنها یک فرد به اندازه بودجه یک سال مملکت سرمایه ای را به دست می آورد که منبع و منشأ آن معلوم نیست و شاهد انواع پرونده های فساد مالی هستیم که رقم آنها برای مردم قابل تصور نیست!. درایران چه میزان درآمدها و سرمایه های پنهان وجود دارد که مشمول فرار مالیاتی می شوند؟ آیا حساب و کتابی دراین زمینه هست؟

اما دیواری کوتاه تر از مردم نمی توان یافت، امروز آب و برق و گازشان را گران کردیم، مالیاتشان را افزایش دادیم، فردا هم قرار است بنزین را گران کنیم و درآخر هم بگوییم مصرف ما چند برابر چین و 4برابر اروپا و...است.

ما و مردم ازحجم مشکلات ومعضلات اقتصای کشور مطلعیم، اما باید قبول کرد گران کردن کالاها وخدمات تنها راه جبران کسری های مالی نیست و تغییر الگوی مصرف و تامین هزینه های تولید انرژی نیز باید مورد کارشناسی و تدبیر اصولی قرار گیرد.

آرمان:چالش های ماموریت سوم اشتون

«چالش های ماموریت سوم اشتون» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم حشمت ا.. فلاحت پیشه است که در آن می خوانید؛در دستور کار سفر اشتون به ایران دو ماموریت نوشته و یک ماموریت نانوشته در دستور کار قرار دارد که تجربه زمان ریاست جمهوری خاتمی نشان داده که ماموریت سوم، دو ماموریت اول را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد.

ماموریت اشتون به ایران ماموریتی دشواری بود اما اشتباه استراتژیک را ایران نباید تکرار کند که شرایط برای عملی شدن ماموریت سوم را در اختیار هیات های خارجی و به خصوص کشورهای اروپایی قرار دهد. ماموریت اول اشتون درمورد مذاکرات با گروه 1+5 است به این دلیل که ایران و 1+5 وارد مذاکرات نهایی می شوند و اشتون قصد دارد که از نظر مقامات عالیرتبه ایران در این مورد آگاه شود و تلاش کند که شاخص هایی برای شکل گیری توافق نهایی صورت بگیرد. ماموریت دوم وی در راستای سیاست های اتحادیه اروپاست. با توجه به اینکه اشتون مورد اقبال جدی از ناحیه فعالان اقتصادی، تجاری و برخی سیاستمداران اروپایی به ویژه سیاستمداران جنوبی اروپا قرار گرفته است و حالا که زمینه ای برای ترمیم رابطه با ایران و بهبود روابط به ویژه درزمینه روابط اقتصادی و تجاری شکل گرفته وی قصد دارد که یکدستی اتحادیه اروپا در قبال ایران حفظ شود و اگر رابطه ای قرار است شکل بگیرد با اجازه مسئولان سیاست خارجه اروپا و به نمایندگی از 28کشور باشد.

اما ماموریت سومی هم وجود دارد که باید نسبت به آن حساس بود. زیرا در زمان ریاست جمهوری خاتمی در دهه 1990 بعضی اشتباهات متقابل در ایران و اروپا باعث شد که ماموریت سوم یا ماموریت نانوشته سیاستمداران اروپایی عملا فرصت های موجود برای رابطه ایران و اروپا را از بین ببرد و به جای اینکه از فرصت های جدیدی که شکل گرفته استفاده ببرند یکسری مسائل مربوط به اوضاع داخلی ایران از جانب اروپایی ها مطرح شد که در شأن ملت ایران نبود و خلاف قانون اساسی و قوانین داخلی ایران بود. برای این کار ایران باید سازوکارهای درونی پرداختن به مسائلی مانند حقوق بشر داشته و اجازه دخالت خارجی در این زمینه ندهند.

متاسفانه این نگاه باعث شده که سفر اشتون به ایران که سفری در قالب دو ماموریت اولش تعریف می شده تحت تاثیر ماموریت نوشته نشده، قرار بگیرد. دو هدف اولی که سفر به آن دلایل صورت گرفته منجربه تقویت شاخص های دیپلماتیک ایران می شد ولی با وجود ماموریت نانوشته، دخالت هایی که صورت می گیرد دو ماموریت اول را تحت الشعاع خود قرار می دهد. مسائل حقوق بشری به شدت مهم است اما باید سازو کارهای داخلی برای آن درنظر گرفته شود تا دستاویزی برای دیگران ایجاد نکند.

شرق:ویژگی های ظریف

«ویژگی های ظریف»عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم تقی آزادارمکی است که در آن می خوانید؛در سالی که گذشت ایران با مسایل و مشکلات و حوادث و حضور و غیبت بسیاری از افراد و گروه های اجتماعی روبه رو بود. بعضی از اصلی ترین مسایل و مشکلات که می توانست به حوادثی مهم تبدیل شود با تدبیر دولت یازدهم بسامان شد و جامعه به آرامشی جدید دست یافت. اما مهم ترین اتفاق، شفاف شدن مذاکرات هسته ای است. شفافیت این فضا در وحدت نظر مسوولان سطوح کلان ریشه داشت؛ اما نمی توان از نقش و مدیریت ظریف، وزیر خارجه کشورمان، در پیشبرد آن غافل شد.

به همین دلیل، مرور همه جانبه آنچه پس از حضور ظریف در وزارت خارجه رخ داده، ضروری است. ظریف عضوی از کابینه دولت «اعتدال» است که سعی داشت و دارد تا با بهره گیری از روش های کارشناسی سیاست های تعریف شده، ضمن کاهش بحران های منطقه ای و جهانی، اهداف دولت و نظام را به پیش ببرد. کارنامه مثبت ظریف، مرهون چندین ویژگی اوست. اول اینکه ظریف، وزیری است که «دولتمردی» را از «میانه راه» کسب نکرده و از زمان انتصاب، از پیش شرط ها و دانش لازم برای تصدی این مسوولیت برخوردار بوده است. این اولین شرط انتخاب هر فرد برای واگذاری کارهای بزرگ و پیگیری اهداف مهم است. دوم آنکه، ظریف، تمام مراحل کسب مهارت و تخصص فنی و اداری را از پایین ترین سطح (کارشناسی) تا مشاوره و سفیر، در طی زمان طی کرده تا در نهایت بر سکوی وزارت قرار گرفته است.

تجربه اندوزی وی در مراحل گوناگون، مهارت های فنی و تکنیکی ظریف را افزایش داده است و همین پشتوانه در این میدان به مدد او آمد. او به جای مبنا قراردادن شعار و فرافکنی، بهره گیری از تکنیک ها و شیوه های سیاسی و کارشناسی را اصل قرار داد. گذراندن سلسله مراتب کاری به او شایستگی تشخیص درست روش ها و تکنیک های کار را داد و شاهد بودیم، تاکنون، به خوبی وظیفه محوله را انجام داده است. تخصص و تبحر و آگاهی از محیط پیرامونی، فرصت شناخت دقیق از جهان سیاست و ترفندهای آن را به ظریف داد و او را از دام عکس العمل به صداهای افراد و گروه های طرفدار و مخالف، رهانید. سومین عنصر که نمی توان از آن گذر کرد شخصیت سلیم و مهربان، مسلمان و بی ادعایش است. او را همه می شناسیم. فردی مسلمان و اهل فرهنگ است.

اخلاق او را هم زمانی که سر جنازه دوست قدیمی اش دکتر صدیق در دانشگاه حاضر شد، دیدیم. همه کسانی که با او در انجمن اسلامی آمریکا و کانادا همراه بودند نیز گواه منش پسندیده او هستند؛ منشی که به او چهره ای فرهنگی و اخلاقی و دینی داده است. او تصویر روشن تری از وزیر مسلمان به جامعه جهانی ارایه داده است؛ چهره ای خندان و متوکل به خدا.

این تصویری است که او با خنده ها و متانتش، در اذهان ایجاد کرده است. ظریف، به جای توجه به «ظاهر»، به باطن و اصل ماجرای رابطه ما با غرب - که تفاوت فرهنگ و ادب و اخلاق است- تاکید دارد و به همین دلیل، جهانیان، صدایش را بلندتر و بهتر از بقیه شنیده اند. چهارمین دلیل با اهمیت کارآمدی ظریف، وفاقی است که پیرامون او و سلامت اش در سطح مسوولان و نزد نخبگان و مردم شکل گرفته است. این وضعیت امکان مناسبی برای وزیر خارجه دولت یازدهم فراهم کرده است تا با حوصله و توان و صلابت بیشتری کار را به پیش ببرد. پشتوانه اعتماد عمومی به ظریف باعث شده او ناچار نشود تا یک گام به جلو بردارد و دوباره چندین گام به عقب نشیند.

پنجمین و مهم ترین ویژگی ظریف- که کمتر موردتوجه قرار گرفته- به میدان آوردن «اعتبار» و«آبروی» خویش، برای تامین منافع ملی، مردم و نظام است. البته خداوند هم به او آبرو و اعتبار بیشتری بخشید. این مزیت ظریف، برخلاف رویه برخی مسوولان است که پس از کسب جایگاه و موقعیت، در پی کسب اعتبار و آبرو برمی آیند و حتی گاهی می کوشند تا با کاستن از اعتبار و آبروی دیگران، توشه و سبد داشته های خود را سنگین تر کنند.

بعضی مدیران هم بوده اند که در رویای جایگاه و مقام بالاتر، راهکار «بی تصمیمی» را برگزیده اند تا مبادا انتقاد و اتهامی متوجه آنان شود. این گروه - به گمان خویش- احتیاط را لازمه کسب و افزایش اعتبار می دانند و امیدوارند از این مسیر به مقامات والاتری دست یابند اما ظریف، تمامی داشته های کارشناسی و تخصصی و فرهنگی و نیز اعتبار و آبروی اندوخته اش را در دوره ای که بوی بحران می داد، بدون هراس از واکنش ها و انتقادهای شتابزده و غیرمنطقی، به میدان آورد و به یاری همکارانش، پشت میز مذاکره هسته ای به گونه ای عمل کرد که موفقیت چشمگیری برای ایران رقم خورد و کلاف هسته ای، گشوده شود. خداوند به ظریف و امثال او عزت و سربلندی دهد.

مردم سالاری:آخرین خاکریز دولت کجاست؟

«آخرین خاکریز دولت کجاست؟»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم اشکان بنکدار جهرمی است که در آن می خوانید؛ رئیس جمهور در مراسم پایانی جشنواره مطبوعات و خبرگزاری ها ازخطر شکسته شدن قلم ها و بسته شدن دهان ها سخن گفت و این که در چنین فضایی؛ اعتماد عمومی هرگز وجود نخواهد داشت. حسن روحانی گفت: «هرکشوری که در آن آزادی اندیشه، بیان، قلم و گردش آزاد اطلاعات بیشتر باشد، زمینه پیشرفت و تعالی در آن کشور مهیاتر خواهد بود. بی تردید اگر در جامعه ای دهان ها بسته گردد و قلم ها شکسته شود؛ اعتماد عمومی در آن جامعه از بین خواهد رفت و چشم ها و گوش ها به سمت امکانات ارتباطی بیگانگان قرار خواهد گرفت. بنابراین بگذاریم میدان قلم و بیان میدان بازی باشد تا حقایق برای مردم و جامعه آشکار شود.»

پیشتر از این هم از روحانی چنین سخنانی را البته با هیجان بیشتر در آستانه انتخابات شنیده بودیم زمانی که سرشار از امید به تغییر برای چنین حرف هایی هورا می کشیدیم و دلمان پس از 8 سال پر از شوق و ذوقی دوباره می گشت. گرچه به همکاران رسانه ای حق می دهم که در برهوت بی اقتداری دولت از چنین سخنانی که کور سویی از امید را نشان می دهد خوشحال باشند ولی کفّه سنگین تر بخش هایی دیگر از قدرت در کنار فریادهای جماعت تریبون دارِ مخالفِ دولت چیز دیگری را القا می کند. دولت نه تنها پس از هفت ماه هنوز نتوانسته آخرین مرز حریم خود را مشخص کند که تعدی به آن را پاسخی شایسته دهد بلکه در مقابل دستش که به سوی بعضی مخالفان دراز می شود جز ناسزا تحویل نمی گیرد. البته این تمام ماجرا نیست. از ابتدا طیفی در مجلس در انتخاب وزرا و زیر مجموعه دولت، رئیس جمهور را وادار به عقب نشینی کرد. گرچه آن زمان اولین عقب نشینی دولت تعبیر به سیاست ورزی دولت شد که در یک گام به عقب، خیزشی بلند را به دنبال خواهد داشت ولی وقایع کنونی از تعبیر خِیر این رؤیا خبر نمی دهد.

روحانی چندی پیش در میان هنرمندان سخنانی اظهار داشت که اقدامی شایسته تلقی شد و سرمایه اجتماعی دولت و شخص رئیس جمهور را در بین اهالی فرهنگ و هنر افزایش داد، اما بخشی از همان سرمایه در عقب نشینی مسؤولین فرهنگی دولت در جشنواره فیلم فجر تباه شد و از دست رفت. سؤال اساسی این است که عقب نشینی های دولت تا کجا پیش خواهد رفت و آخرین خاکریز کجاست؟ کابوس این عقب نشینی های سریالی که تا کلیدی ترین تصمیمات و اختیارات دولت پیش می رود تا که هیچ اثری از هویت اولیه و شعارهای دولت باقی نگذارد و هر روزه حامیان دولت را وحشتزده می کند کی به اتمام خواهد رسید؟

روحانی با تجربه دولت اصلاحات خوب می دانست که بعد از پیروزی در انتخابات، تازه مصائبش شروع می شود. او می دانست که طیفی ازمجلس همچون سدی سترگ در مقابل تغییرات به دست او خواهد ایستاد. وی از قبل متوجه بود که رسانه به اصطلاح ملی، ذره بین به دست می گیرد تا کوچکترین اشتباهات دولت را بزرگتر از بزرگ جلوه دهد. او را به جماعت تریبون داران، امیدی نبود و می دانست جز معدودی روزنامه و تعدادی سایت خبری، حمایت کننده ای در حیطه رسانه ندارد. روحانی اشراف کامل داشت که جز برسرمایه اجتماعی رأی دهندگانش نمی تواند حساب کند. واضح است که روحانی در اولویت بندی برنامه هایش، رفع موانع دیپلماتیک بر سر ارتقای سطح اقتصاد کشور و بهبود وضع معیشتی مردم را سرلوحه امور قرار داده و اصلاحات فرهنگی و سیاسی را به عنوان گام های بعدی لحاظ کرده است.

اما وقایع هفت ماه گذشته نشان داده که علیرغم قدم های بزرگ مثبتی که در زمینه روابط خارجی برداشته شده و اقتصاد کشور نیز به طور نسبی بهبود یافته، جریان افراط نه تنها از در آشتی و حتی تعامل وارد نشده بلکه پرچم عزا بر افراشته و کلیدی ترین وزرا را در مجلس، مورد بازخواست های غیر متعارف و عجیب قرار می دهد. جریان افراط پروژه سقوط دولت را از همان روز بعد از انتخابات کلید زده است. رهبر معنوی گروه موسوم به پایداری که هسته مرکزی ضد دولت را تشکیل می دهد در بُغضی آشکار از شکست در انتخابات، منتخب مردم را قسی القلب، دست پرورده انگلیس و بدتر از بنی صدر خطاب می کند و مطمئناً مقایسه بنی صدر و روحانی دقیقاً به معنای کلید زدن پروژه براندازی دولت یا کشاندن آن به ورطه استیضاح است.

عین همین کار با دولت اصلاحات نیز صورت گرفت اما خاتمی با عقب نشینی های تاکتیکی و حتی راهبردی جلوی سقوط دولت خود را پیش از پایان دوره گرفت. اکنون باید دید دولت روحانی با کدام عقب نشینی ها با این نوع حملات مقابله خواهد کرد. دولت روحانی از ابتدا خیزهای بلندی برنداشته است تا با عقب نشینی از آنها مخالفان خود را آرام کند. بدیهی است وقتی که افراطیون، دولت را در راه رسیدن به اولویت های ابتدائیش دچار مصائبی چنین عظیم می کند پس امید به انجام مطالبات سیاسی و فرهنگی بسی بیهوده به نظر می رسد. قدم برداشتن در راهی که افراطیون پیش پای رئیس جمهور اعتدال قرار داده اند نتیجه ای نخواهد داشت جز ریزش مستمر از بدنه پایگاه اجتماعی او.

تصور این که جایی فشارها و سنگ اندازی های جریان تمامیت خواه در مسیر برنامه های دولت به پایان برسد، کاملاً اشتباه است. این جماعت جز باسقوط کامل دولت اعتدال یا استحاله به نفع افراطی ها ساکت نخواهد نشست. این گروه اقلیت که خود را قیم مردم معرفی می کند به مدد بخشی از قدرت و تریبونهایی پولادین دژِ خود، جیغ و فریادش را آنچنان بلندتر از اکثریت هوار می زند که یا سقوط کامل روحانی را رقم بزند یا در پایان سریال عقب نشینی های دولت، از روحانی یک تدارکاتچی برای خود بسازد! ظاهراً قرار است این بار رقیب، در بازی معکوس، وزیر ما را حتی اگر زده نشود در خانه آخرین شطرنج سیاسی تبدیل به سرباز کند!

روحانی باید از ابتدا خود را برای خطر پذیریها آماده می نمود. اکنون مشخص است که مخالفان آزادی و حقوق ملت دست دولت را خوانده اند؛ آنها می دانند اگر در رفع موانع دیپلماتیک و بهبود اقتصاد کشور برای دولت ایجاد مانع نکنند باید به دنبال آن شاهد اصلاحات فرهنگی و سیاسی باشند و این است که آنها را تا حد مرگ وحشتزده کرده است. در مقابل اما سیاست ورزی دولت نیز باید سویه های مقتدرانه ای را از خود نشان دهد. روحانی باید ثابت کند که از جایی به بعد حاضر به عقب نشینی نیست. مرزی که وسعتی به عظمت پایگاه اجتماعی دولت اعتدال داشته باشد نه این که به تنگی نظر مخالفان «جمهوریت»، «آزادی» و «حقوق شهروندی» قرار بگیرد.

ابتکار:این نصف جهان و آن نیمه دیگر جهان

«این نصف جهان و آن نیمه دیگر جهان»عنوان سرمقاله روزنامه ابتکار به قلم سید علی محقق است که در آن می خوانید؛در واپسین روزهای سال 92شمسی و آخرین ماههای حضور«کاترین اشتون» در کمیته سیاست خارجی اتحادیه اروپا، پای این خانم دیپلمات به ایران باز شد. از شش سال پیش تاکنون همواره نام این بارونس انگلیسی در ایران بر سر زبان ها بوده است. اشتهار اشتون در ایران بیش از هر چیز ریشه در مذاکرات پر کش و قوس اما بی نتیجه با سعید جلیلی در طول 4-5 سال گذشته دارد. مردم ایران در طول همه سال های سخت گذشته، قسمت های متعدد سریال گفت وگوهای دو طرف را از ژنو و استانبول تا بغداد و مسکو و آلماتی با دقت دنبال می کردند. این سریال پرماجرا مانند همه سناریوهای دراماتیک، دو شخصیت اصلی و فرازها و فرودهای بسیار و تعلیق های متعدد داشت، اما در واپسین روزهای سال 91 با پایانی باز و در بن بست به انتها رسید.

در سری دوم این سریال، با جایگزین شدن محمدجواد ظریف به جای سعید جلیلی و تغییرات دیگر در پشت صحنه، تغییراتی کلی در فضای دیالوگ ها و رویکردها اعمال گردید. پس از این تغییرات سرانجام در لوکیشن ژنو توافق اولیه حاصل شد و در ادامه با حضور بارونس انگلیسی در لوکیشن های تالار آئینه سعدآباد و لب زاینده رود و صحن نقش جهان اصفهان و چند نمای نزدیک از خنده های ظریف و اشتون، سریال در حال و هوایی «Happy end» به یک قدمی پایان رسیده است.

اشتون دو روز در ایران بود و از این دو روز یک روز را به سیاست و روز دیگر را به سیاحت اختصاص داد. او طی یک یکشنبه پرکار و شلوغ با روحانی، ظریف، لاریجانی، ولایتی، شمخانی، جلیلی و جمعی از زنان فعال حقوق بشردر پایتخت دیدار و سپس تهران را به مقصد اصفهان ترک کرد، تا فارغ از هیاهوی سیاست و مذاکرات هسته ای با گشتی در نصف جهان و آسمان و زمین ایران آن روی فرهنگ و تاریخ جامعه ایرانی را هم ببیند. خانم دیپلمات که به عنوان سکاندارعرصه سیاست خارجی اتحادیه اروپا با تاخیری شش ساله به تهران آمد، روز یکشنبه در دیدارش با رئیس جمهور خود را نماینده و وزیرخارجه 28 کشور اروپایی معرفی کرد و خطاب به دکتر روحانی گفت: «بنده با پیام حسن نیت 28 کشور اروپایی که نماینده آنها هستم خدمت رسیده ام تا در خصوص مسئله ای غیر از موضوع هسته ای با مقامات ایران گفت و گو می کنم و این آغازی برای توسعه همکاری ها میان ایران و اتحادیه اروپایی است. در دیدارهای جناب عالی با رئیس اتحادیه و رئیس کمیسیون اروپایی در نیویورک و داووس مطالب مهمی عنوان شد و آنها دیدارهای خود با جناب عالی را بسیار مثبت ارزیابی نموده اند. لذا یکی از وظایف من پیگیری مطالبی است که بین جناب عالی و آنها مطرح شده است.»

پر واضح است که ماموریت رسمی و اصلی اشتون در تهران همین گفت وگو و رایزنی به نمایندگی از سران 28 کشور اروپایی برای بهبود روابط تهران و قاره سبز بود و این سفر را باید در ادامه و تکمله سفرهای متعدد سیاسیون و فعالان اقتصادی این کشورها به ایران تعریف کرد. اما کیست که نداند همه آن رفت و آمدها و این سفر سیاستی- سیاحتی، نتیجه و محصول سری دوم از سریال پر کش و قوس مذاکرات هسته ای ایران و 3+3 (1+5) و توافق ژنو بوده است.

اتحادیه اروپایی در پشت میز این مذاکرات 3نماینده پرقدرت یعنی انگلیس، فرانسه و آلمان و یک رئیس موثر یعنی کاترین اشتون را دارد و آن سه عضو دیگرهم چین و روسیه از شرق و آمریکا ازغرب دورهستند. ایرانی ها و همه دنبال کنندگان داستان هسته ای هم اشتون را بیش از این که وزیرخارجه و سکاندار دیپلماسی اروپا بدانند او را رئیس اصلی گروه 1+5 در جریان مذاکرات هسته ای می دانند؛ رئیسی که گاهی هم نقش عوض می کند و در میانه مجادله و گفت وگو در قامت میانجی دو طرف میز ظاهر می شود.

بر این اساس خانم اشتون در جریان حضور24ساعته اش در تهران به واقع در مقام وزیرخارجه 3+28 کشور جهان به گفت وگو با مقامات سیاسی کشورمان پرداخت و روز بعد به نمایندگی از نصفه دیگر جهان، نصف آرام جهان را و آن روی سکه فرهنگ و پیشینه ایران و این جامعه 75 میلیونی را دید. رویی واقعی ازایران که مدعیان به بهانه پرونده هسته ای و جنجال سازی های جنگ طلبان دور و نزدیک، هیچگاه حاضر نشده اند ببینند، یا اجازه دهند که دیده شود...

دنیای اقتصاد:تمرین دولت برای شفافیت

«تمرین دولت برای شفافیت»عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم سعید اسلامی بیدگلی است که در آن می خوانید؛هفته پیش، نامه 128 اقتصاددان و جامعه شناس و هنرمند شاخص کشور به رئیس جمهور منتشر شد که در آن ضمن طرح پاره ای از مشکلات مدارس مناطق محروم کشور از دولت خواسته شده بود که سازوکاری فراهم کند تا مردم بتوانند در صورت تمایل از دریافت بخشی یا تمام یارانه نقدی خود انصراف دهند؛ به شرطی که وجوه این یارانه در اموری چون ایمن سازی، زیباسازی و تجهیز امکانات آموزشی و تفریحی و ورزشی مدارس محروم کشور صرف شود و دولت نیز به طور منظم گزارش های مالی شفافی را در این زمینه ارائه دهد.

واقعیت این است که نگارندگان و امضاکنندگان این نامه چندین هدف را دنبال می کردند. اولین هدف این بود که افراد جامعه ما تمرینی برای مسوولیت پذیری اجتماعی داشته باشند. سرمایه اجتماعی مناسبی که به صورت بالقوه از اجرای مفاد مدنظر نگارندگان حاصل می شود، پشتوانه ای خواهد بود برای اقدامات اجتماعی بعدی که اتفاقا منشأ «غیردولتی» دارد؛ اما «دولت» را به همراهی می طلبد.

اکثریت امضاکنندگان این نامه یارانه دریافت نمی کنند، بنابراین آنها قصد نداشته اند که خودشان از دریافت یارانه انصراف دهند، بلکه این نامه دعوتی است از مردم که در یک فعالیت مشترک اجتماعی به نفع کودکان محروم سرزمین مان مشارکت کنند. هدف مهم تر این نامه این بود که دولت تمرینی بکند برای همراهی با حرکات اجتماعی که دولت محور نیست و همچنین تمرینی داشته باشد برای گزارش دهی شفاف تر فعالیت های خود. همان طور که از متن نامه پیدا است، مخاطب این نامه دولت جمهوری اسلامی و به خصوص شخص رئیس جمهور است.

نگارندگان نامه از دولت خواسته اند که سازوکاری فراهم کند تا مردم بتوانند پس از چشم پوشی داوطلبانه از دریافت یارانه نقدی، محل مصرف یارانه خود را تعیین کنند و البته دولت خود را موظف بداند که مقدار کل یارانه انصرافی و هزینه کرد آن را گزارش کند. امضاکنندگان نامه فوق این قصد را نداشته اند که دست دولت را در هزینه کرد منابع حاصل از این یارانه انصرافی باز بگذارند تا امور دیگر خود را رتق و فتق کند. در مراحل اجرایی شاید بشود به این گزینه فکر کرد که سازوکاری متشکل از چهره های شاخص و موجه غیردولتی به گزارش مالی درآمدها و هزینه های حاصل از این فعالیت اجتماعی نظارت کند.

این تمرینی بزرگ برای دولت به عنوان بخشی از حاکمیتی است که حتی بسیاری از بخش های آن تعهدی به حسابرسی و اعلام بودجه ندارند و چندین بنیاد و سازمان بزرگ دولتی و حاکمیتی که منابع خود را از اموال عمومی دریافت می کنند، هیچ گزارش شفافی از عملکرد و هزینه کرد خود ارائه نمی کنند. خلاصه آنکه دولت تدبیر و امید که بارها تقویت نهادهای اجتماعی را به عنوان شعار مهم خود مطرح کرده است، اکنون در آزمونی بزرگ قرار دارد تا زیرساخت های فنی و مالی حرکتی را فراهم کند که توسط اقتصاددانان، جامعه شناسان و هنرمندان شاخص کشور مفید شناخته شده است. تقویت نهاد اجتماعی متشکل از این نامه، هم امیدواری مردم این سرزمین و هم امیدواری کودکان مدارس مناطق محروم را به شفافیت و کارآیی دیگر برنامه های این دولت، دوچندان خواهد کرد.


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط rohisamadi با 120827 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 35
     درج شده در 1923 روز و 23 ساعت و 32 دقیقه قبل
    

تبیان زنجان www.tebyan-zn.ir

گزیده عناوین روزنامه‌های صبح سه شنبه

اجرای بی‌سروصدای فاز دوم یارانه‌ها ؟

روزنامه های صبح امروز در مهمترین عناوین خود مطالبی همچون؛«تهیه مواد محترقه با روش «کوزه جنی»»،«نبرد شترها در خلیج‌فارس»،«رئیس جمهور: نمایندگان منتقد موفقیت‌های دولت را هم ببینند»،«مذاکره با روسیه برای ساخت نیروگاه جدی اتمی»،«-45 سالگی پایان مادر شدن نیست» و «اجرای بی‌سروصدای فاز دوم یارانه‌ها ؟» را منتشر کردند.

تهران امروز:اجرای بی سروصدای فاز دوم یارانه ها ؟

دولت تاکنون به گرانی آب، برق و افزایش کارمزد جایگاه های سوخت اقدام کرده و برخی افزایش قیمت ها هم درباره گاز منتشر شده است. با این حال گرانی بنزین و تجدیدنظر در پرداخت یارانه به شهروندان دو جزء مهم دیگر این قانون است که به سال بعد موکول شده است

اگر چه مقامات دولت اعلام کرده اند که اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانه ها از اواخر فروردین یا اردیبهشت ماه 93 رسما کلید خواهد خورد اما نگاهی به تصمیمات اقتصادی دولت در این روزها نشان می دهد که دست کم نیمی از فاز دوم هدفمندی جنبه اجرایی گرفته است و اجرای نیمی دیگر که بیشتر منوط به نحوه پرداخت یارانه نقدی است در سال بعد اجرایی می شود. در این راستا دولت تاکنون به گرانی آب، برق و افزایش کارمزد جایگاه های سوخت اقدام کرده و برخی افزایش قیمت ها هم درباره گاز منتشر شده است که دولت هنوز رسما آن را تایید نکرده است. با این حال گرانی بنزین و تجدیدنظر در پرداخت یارانه به شهروندان دو جزء مهم دیگر این قانون است که به سال بعد موکول شده است. البته برای گرانی سوخت در سومین جلسه شورای اقتصاد که شامگاه یک شنبه همین هفته به ریاست حسن روحانی و با حضور اعضا برگزار شد، دستمزد توزیع فرآورده های نفتی در تهران و کلانشهرها به منظور ساخت جایگاه های جدید نیز تعیین شد. براساس مصوبه شورای اقتصاد دستمزد عرضه فرآورده های نفتی در تهران 100ریال و در دیگر کلانشهرها 40ریال است که افزایش دو برابری را نشان می دهد. این مصوبه از ابتدای سال 1393 اجرایی خواهد شد. در همین راستا ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت هم از بروز نشانه های اجرای فاز دوم قانون هدفمندی خبر داده و طی گزارشی تحلیلی نوشته است: همزمان با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال و درخواست مجلس شورای اسلامی از دولت برای اجرای فاز دوم هدفمندی و اقدامات صورت گرفته در بخش های مختلف، نشانه های اجرای این فاز در اقتصاد کشور روز به روز نمایان تر می شود. بر اساس گزارش خبرگزاری دولت، معاون اول رئیس جمهور در ششم اسفندماه سال جاری مصوبه افزایش 20درصدی نرخ تعرفه های آب شهری و روستایی و خدمات دفع فاضلاب و اعمال آن از اول بهمن ماه امسال را برای اجرا به وزارت نیرو و معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری ابلاغ کرده است. ایرنا تصریح می کند: برهمین اساس با روندی که دولت در افزایش قیمت های آب و برق در پیش گرفته، به نظر می آید دولت از هم اکنون آغاز اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانه ها را آغاز کرده، اما به دلیل آنکه قیمت بنزین و دیگر انرژی ها تاثیر زیادی از نظر روانی و اقتصادی در جامعه دارند، گویا مبنای اولویت دار برای اجرای فاز دوم قرار گرفته و همچنان تاکید بر آن است که فاز دوم قانون هدفمندی یارانه ها در سال 93 اجرایی شود. علاوه بر این براساس اعلام عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی، از اردیبهشت ماه سال 93 آزادسازی قیمت بلیت هواپیما کلید خواهد خورد. البته ایرنا این گزارش را در شرایطی منتشر کرده که پیش تر گرانی 24 درصدی قیمت برق هم اعلام شده بود و طبق گفته های وزیر نیرو، برق از اول اسفند گران شده است و فیش های برق که فروردین ماه به دست مشترکان خواهد رسید، با گرانی 24 درصدی نسبت به فیش های قبلی محاسبه خواهد شد.
چرایی اجرای بی سروصدای فاز دوم

البته بررسی سیر سخنان مقامات دولت از رئیس جمهور گرفته تا تیم اقتصادی کابینه نشان می دهد آنان قائل به اجرای شوک آور و یکباره قانون هدفمندی نیستند و برای جلوگیری از بروز پیامدهای روانی اجرای ناگهانی فاز دوم، تصمیم گرفته اند آن را به صورت تدریجی اجرا کنند. حسن روحانی رئیس جمهور، اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهوری و محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت و سایر مقامات اقتصادی دولت هر کدام به نوبت تاکید کرده اند که فاز دوم تدریجی اجرا می شود تا از آثار روانی آن بر قیمت کالا و خدمات جلوگیری به عمل آید. در همین زمینه ایرنا به نقل از مسعود نیلی، مشاور اقتصادی رئیس جمهور گزارش داده است: مسعود نیلی مشاور اقتصادی رئیس جمهور با بیان اینکه فاز دوم هدفمندی یارانه ها با شیب کند اجرا می شود، اعلام کرده است: قرار نیست قیمت حامل های انرژی به صورت یکجا و همزمان افزایش یابد. این اظهارات نیلی نشان می دهد قیمت حامل های انرژی نوبت به نوبت در حال افزایش است. به عبارت دیگر در ابتدا برق 24درصد گران شد، حالا قیمت آب 20 درصد افزایش یافته و بعد قرار است بنزین یا دیگر حامل های انرژی گران شود. ایرنا می نویسد: در واقع اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه ها با افزایش نوبت به نوبت قیمت حامل های انرژی کلید خورده است.

قانون چه می گوید؟

مهم ترین مباحث مربوط به اجرای قانون هدفمندی در قانون بودجه سال 93 آمده است که مجلس دولت را ملزم به اجرای فاز دوم قانون یارانه ها با یک بودجه 48 هزار میلیارد تومانی کرده است. طبق این قانون که برای اجرا به دولت ابلاغ شده است، دولت این اختیار را دارد که قانون هدفمندی را از اول فروردین 93 اجرا کند. لیکن در قانون بودجه 92 هم برخی مجوزها برای گرانی حامل های انرژی مانند آب و برق و... وجود داشته که دولت ترجیح داده است پیش از آغاز سال و در شرایطی که مردم سرگرم امورات مربوط به پایان سال هستند، مجوز گرانی بخشی از حامل های انرژی را که کمتر مورد توجه هستند، صادر کند تا برای ابتدای سال آینده دردسر کمتری داشته باشد. در همین رابطه، محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت با بیان اینکه دولت خود را برای اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها آماده کرده و هیچ زمانی را برای بهره گیری از منابع از دست نخواهد داد، گفت: جلسات مربوطه به طور مرتب در راستای اجرای مطلوب فاز دوم هدفمندی برگزار می شود و آیین نامه اجرایی ذیل تبصره 21 نیز در حال تهیه و تنظیم است تا بتوانیم آن را در کوتاه ترین زمان ممکن اجرا نماییم.به گفته نوبخت دولت هیچ زمانی را به صورت رسمی برای اجرای فاز دوم هدفمندی اعلام نکرده و این در حالی است که این قانون از نخستین روز فروردین سال 93 لازم الاجراست و در هر فرصتی که برای دولت مهیا باشد، بلافاصله آن را اجرا خواهد کرد.

تهران امروز

-اجرای بی سروصدای فاز دوم یارانه ها ؟
-تهیه مواد محترقه با روش «کوزه جنی»
-نبرد شترها در خلیج فارس
-با قیمت خودرو چه کنیم؟

خراسان

-رئیس جمهور: نمایندگان منتقد موفقیت های دولت را هم ببینند
-گام اول برای اسکان ارزان قیمت صدها هزار زائر حرم مطهر رضوی در مشهد
-بانک دیون بلامحل وزارتخانه ها و سازمان ها تشکیل می شود
-دستور دولت برای جمع آوری سوابق سوآپ نفت

کیهان

-درخواست وزیر نیرو از مردم صرفه جویی آب را جدی بگیرید
-ایران به سفارش ونزوئلا نفتکش غول پیکر ساخت
-مذاکره یا مداخله اشتون در ایران دنبال چیست؟
-اجاره برای یک ماموریت

جمهوری اسلامی

-گام رو به جلو ایران و اتحادیه اروپا در پی مذاکرات اشتون در تهران
-لغو ممنوعیت صادرات و قیمت گذاری کالاها در سال 93
-مذاکره با روسیه برای ساخت نیروگاه جدی اتمی
-ایران با وجود شهدا نیازی به اسطوره های تخیلی ندارد

آرمان

-عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس:150 نماینده مجلس یارانه می گیرند!
-مرتضی بانک:درباره سفرهای خارجی سخت گیری نمی کنیم
-پس لرزه های حضور اشتون در تهران؛ وقتی حاشیه پررنگ تر از متن می شود
-ظریف:امکان توافق نهایی هسته ای پیش از تابستان

آفرینش

-کلید اولیه آزمون جامع علوم پایه و پیش کارورزی منتشر شد
-رییس مجلس:سیاست اقتصاد مقاومتی آزمونی جدید برای قوا است
- درخواست آمریکا از ایران در مورد مامور سیا
-مالکی: از ایران سلاحی نخریده ایم

ایران

-نهادهای غیرمسئول در امور بانکی دخالت نکنند
-توصیه های رییس اورژانس در آستانه چهارشنبه سوری
-دیدار گرم فراکسیون اکثریت مجلس باروحانی
-40 ساعت بی خبری از هواپیمای مالزی

جام جم

-انتقاد شدید ظریف از رفتارهای دوگانه غرب
-وزیر صنعت :خودرو سال آینده گران نمی شود
-45 سالگی پایان مادر شدن نیست
-مین گذاری زیرپای فرهنگ و هنر

حمایت

-روحانی:برای غلبه بر مشکلات نیازمند روحیه دوران دفاع مقدس هستیم
-مقامات قضایی:با متجاوزان به منابع طبیعی برخورد قاطع خواهد شد
-نرخ جریمه ها افزایش می یابد
-چگونه مالکیت خود را ثابت کنیم ؟

قانون

-تشکیل سپرسبز محافظتی در شمال تهران
-هیات مدیره کانون جای سیاسی کاری نیست
-زنجانی 17 میلیارد دلار پول جابجا کرد
-امام بزرگترین مشوق جمهوریت

نسل فردا

-آخرین وضعیت سربازان ربوده شده ایرانی
-جزییات جدید از استخدام های دولتی
-15 ساعت جدال با مرگ در اصفهان

وطن امروز

-سیب زمینی مردم را سرخ کرد
-رانت برنجی با ارز مرجع
-شیعیان مالزی در بند
-برند سینمای بدنه

سیاست روز

-نقش عربستان و امارات در همراهی صدام
-تقدیر از اسد برای آزادی مردم از چنگ تروریست ها
-وقتی بیمارستان ها به کمای نوروزی می روند
-دم خروس یا حسن نیت اشتون!

دنیای اقتصاد

-بورس در انتظار معجزه حقوقی ها
-روحانی:نمایندگان موفقیت ها را هم ببینند
-پنج ضلعی مدیریت ملی پول
-تخلیه انرژی ساخت و ساز


باز منتشر شده توسط rohisamadi در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


      [ 1 ] 2 3 4 5 6 7 8 9 10  مشاهده صفحه بعدی  مشاهده صفحه آخر

توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.