مسابقه دین و اندیشه خانه قرآن باشگاه کاربران جامعه ورزشی خانواده خوشبخت دنیای کودکان آشپزی و تغذیه موبایل دانش و تکنولوژی مجله سلامت سیاست گردشگری
دنیای عکس و عکاسی اقتصاد زنان ادبیات هــنر سینما و تلویزیون بزرگان و مشاهیر مهدویت سرگرمی دانلود نرم افزار مرکز کتاب پایگاه ها جستجو روابط عمومی مقالات
     
صفحه اصلی وب سایت فید مطالب وب سایت عضویت رایگان در وب سایت جستجو در وب سایت سوالات رایج نقشه وب سایت درباره ما تماس با ما  

حتما ببینید
بیانات حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
لینکستان تبیان زنجان معرف وب سایت شما
امر به معروف و نهی از منکر
احادیث حضرت محمد
عکس و عکاسی مقالات
لینکستان وب سایت های مفید
طبقه بندی موضوعی مطالب
فعال ترین اعضا این ماه
فعالان ارسال دعوتنامه این ماه
ارسال دعوتنامه


آیا مایلید دوستان خود را نیز دعوت به مشاهده محتوای بروز این وب سایت کنید ؟
آیا میدانید با ارسال هر دعوت نامه 5 امتیاز( به همراه 15 امتیاز رزرو) به مجموع امتیازات شما افزوده میشود ؟



 

دریافت رایگان مطالب
آیا میدانید میتوانید مقالات وب سایت را با استفاده از قدرت گوگل و بصورت روزانه در ایمیل خود دریافت و مطالعه کنید ؟؟
بیش از صد ها عنوان مطلب خواندنی را روزانه به همین راحتی و هر زمان که مایلید مطالعه کنید !
عضویت رایگان دریافت مقالات در ایمیل

برای مشاهده توضیحات بیشتر اشاره گر ماوس خود را روی هر عنوان نگه دارید . بخش مطالب روزانه اعضاء سرویس دیگری از خدمات وب سایت به اعضا میباشد که شما را قادر می سازد  مطالب و علاقه مندی های خود را در وب سایت درج نمایید .

این امکان زمینه حضور جدی شما را در دنیای مجازی اینترنت فراهم آورده و ضمن انتشار محتوای شما بنام خودتان ,  با کمک سرویس معرفی به موتور های جستجو , آنرا در  صدر جستجو ها و معرض دید هزاران کاربر روزانه  اینترنت و وب سایت قرار  دهد و کمک می کند  براحتی در جمع کاربران فعال خانواده ما قرار بگیرید .

توجه : نوشته  و مطالب این بخش دارای هویت شخصی از سوی کاربران ( ساختار وب لاگ) بوده و مسئولیت آن به عهده کاربر می باشد .
قوانین ارسال مطلب را ببینید تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.

 
نوشته شده توسط fardsaeid با 144683 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 98
     درج شده در 1617 روز و 48 دقیقه قبل
    

ابعاد فرهنگي امتياز نامه تنباكو (1)






انحصار تنباكو و مقاومت مردمى

نهضت عظيم مردم ايران به رهبرى روحانيت آگاه در واقعه تنباكو از درخشانترين صفحات تاريخ سياسى معاصر اين كشور به شمار مى‏رود و بيشتر مشروطه نويسان، آن را مبدا و پيش درآمد انقلاب مشروطيت‏شمرده‏اند زيرا با تزلزلى كه در اركان قدرت استبدادى ناصرالدين شاه قاجار پديد آمد و شكستى كه استعمار از اين حركت متحمل شد، راه مبارزه و جنبش براى آزاديخواهان و مشروطه طلبان هموار شد و افكار قانون خواهى و مشروطه طلبى براى طرح در عرصه جامعه، بسترى پيدا كرد.
در راس اين جنبش بزرگ مذهبى كه عليه ظلم و فساد حاكم و استعمار در حال استيلا بر كشور ايران پايه گذارى شد، ميرزا محمدحسن شيرازى معروف به ميرزاى بزرگ قرار داشت كه نام پر افتخار او در تاريخ سياسى ايران با جنبش تحريم تنباكو قرين گشته است.
انحصار تنباكو، يكى از امتيازاتى بود كه در اواخر قرن نوزدهم ميلادى (اوايل قرن چهاردهم هجرى قمرى) به يك كشور بيگانه اعطا شد. مذاكرات مقدماتى در اثناى سومين سفر ناصرالدين شاه به اروپا در سال 1889 م . / 1306 ه در لندن انجام شد و در بهار سال 1891، نمايندگان كمپانى انگليسى گيرنده انحصار به ايران آمدند.
مقدمات امتياز تنباكو را 'امين السلطان' صدر اعظم ناصرالدين شاه فراهم كرد كه در اين سفر به همراهى اعتمادالسلطنه و عده‏اى ديگر در التزام شاه بودند. انگليسى‏ها نيز ماموريت اين كار به عهده «ماژور جرالد تالبوت‏» از مشاوران و نزديكان لرد ساليسبورى، نخست وزير انگليس گذاشتند.
طبق اين امتياز، كليه حقوق فروش و توزيع تنباكو در ايران و صدور تنباكوى محصول ايران به شركت‏سلطنتى تنباكو واگذار شد به اين شرط كه سالانه پانزده هزار ليره به حكومت ايران بپردازد. مدت قرار داد اين امتياز 50 سال و داراى 15 ماده (1) بود كه در تامين حقوق صاحبان امتياز نامه و اعطاى تسهيلات لازم براى انجام فعاليتهاى كمپانى رژى تنظيم شده بود.
با انتشار خبر انعقاد امتياز نامه تنباكو، انتقاد و اعتراض از داخل و خارج از سوى چندين تن از شخصيتها و نيز برخى جرايد شروع شد. سپس با ورود نمايندگان كمپانى رژى به ايران و آغاز فعاليت آنها در شهرها، نارضايتى عمومى در كشور آغاز گشت. زيرا اين امتياز بر منافع و مصالح بخش وسيعى از جامعه ايران، اعم از توليد كنندگان تنباكو و تجار و بازرگانان و حتى مصرف كنندگان تاثير مى‏گذاشت. از اين رو، واكنش عمومى نسبت‏به انحصار، سريع و گسترده بود و حركتى هم كه متعاقب آن در جامعه پديد آمد، نتيجه بخش و مؤثر مى‏نمود.
يكى از گروههايى كه در مخالفت‏با قرار داد رژى، نقش فعال و ارزنده‏اى داشت، روحانيان و علماى مذهبى بودند كه در راس حركت مردم قرار گرفتند و در شهرهاى مختلف: شيراز، اصفهان، مشهد، تبريز، تهران و ديگر جاها، امر رهبرى نهضت و بسيج مردم را بر عهده داشتند. نقش علما در اين جنبش به منزله مدافعان ملت كاملا آشكار گشت و آنها براى مقابله با خطر نفوذ بيگانگان و از بين رفتن استقلال كشور و همچنين براى درهم شكستن استبداد داخلى و ظلم و ستم ناشى از آن، وارد ميدان مبارزه و نهضت‏شدند.
اولين واكنش مردمى در برابر ورود عمال شركت رژى به شهرها، از فارس - مهمترين مركز تنباكوخيز ايران - شروع شد و بعد استانهاى ديگر را نيز فرا گرفت. ورود نمايندگان اين شركت‏به شيراز با سفارشنامه مخصوص دولت‏به حاكم فارس (اويس ميرزا معتمدالدوله) همراه بود. مردم، پيش از ورود اين هيات از قضيه امتياز نامه با خبر شده بودند و لذا به علماى شيراز متوسل شدند. با اعتراض تعداد زيادى از تجار فارس و برخى از علما، حكومت‏شيراز تا چند روز نتوانست از نمايندگان شركت پذيرايى كند.
يكى از علمايى كه در شيراز بيش از ديگر روحانيون در اعتراض عليه شركت رژى فعاليت داشت، سيد على اكبر فال اسيرى بود. در اثر فعاليتهاى وى، مردم شهر اعتصاب كرده، دكانها را بستند، و اعتراض گسترده‏اى آغاز شد. حكومت مركزى چون از اين وقايع آگاه گشت، ميرزا رضا خان ملقب به قوام الملك را به حكومت فارس گماشت تا به اعتراض مردم پايان دهد. در اثر اقدام وى، سيد على اكبر فال اسيرى دستگير و به بوشهر اعزام شد تا از آن جا به عراق عرب تبعيد شود.
با تبعيد اين عالم مذهبى، مردم شيراز به حركت در آمدند و تظاهراتى را در مسجد جامع و حضرت شاهچراغ بر پا ساختند. بازار وكيل بسته شد و شعارهايى در محكوميت‏شركت رژى و تبعيد 'فال اسيرى' در سطح شهر پخش گرديد. نيروهاى قوام الملك با حمله به مردم معترض، تظاهرات آنها را به خاك و خون كشيدند; تعدادى از مردم را كشته و تعدادى را نيز زخمى كردند. در پرتو اين اقدام سركوبگرانه، هيات رژى توانست‏به شهر وارد شود. با اين حال، علما همچنان در اعتراض بودند و از مردم خواستند تا از رفتن به مساجد خوددارى كنند. ميرزا محمدعلى مجتهد تكليف كرد كه اگر نماينده شركت از شهر خارج نشود، شهر را آشوب فرا خواهد گرفت. (2)
ورود كاركنان شركت‏به شيراز، مردم را در جريان يكى ديگر از اقدامات استعمارى انگليس يعنى عملكرد بانك شاهنشاهى در شيراز قرار داد. مردم از معامله با اين بانك خوددارى كردند و در صدد ايجاد يك بانك ايرانى بر آمدند كه خود، هشدارى ديگر به عمال استعمار بود. (3)
با ادامه مقاومت مردم شيراز، ساير شهرها نيز به اين اعتراض پيوستند. در شهرهاى تهران، اصفهان، تبريز، مشهد و ساير شهرهاى كشور، اعتراضات مردمى عليه امتياز تنباكو شدت گرفت. شبنامه‏ها و اطلاعيه‏هاى تهديد آميز در مخالفت‏با دولت و جان اتباع بيگانه صادر شد. در اين شهرها نيز علماى برجسته‏اى كانون مقاومت مردم و محرك هيجان عمومى بودند. تلاش ناصرالدين شاه و عمال دولت‏براى فرونشاندن اعتراضات و شورش مردم - چه با توسل به شيوه‏هاى تفرقه آميز و چه با تهديد و ارعاب و قوه قهريه - به جايى نرسيد و روز به روز بر گستردگى دامنه جنبش افزوده گشت.
علماى مذهبى علاوه بر اين كه در سطح شهرها به تحريك و بسيج مردم در مقابله با امتيازنامه تنباكو و ورود نمايندگان شركت پرداختند، نامه‏ها و تلگرامهايى را هم براى ميرزاى شيرازى - مرجع بزرگ شيعه در آن زمان - به سامرا ارسال كردند و حتى نمايندگانى را نيز به حضور ايشان فرستادند و در انعكاس اخبار و وقايع داخلى ايران به وى، كوشش فروان كردند.
يكى از اين چهره‏هاى برجسته، سيد جمال‏الدين اسدآبادى - بيدارگر مشرق‏زمين - است كه مقارن اين احوال، در اثر استبداد ناصرى از ايران تبعيد شده بود. وى در بصره با سيدعلى اكبر فال اسيرى ديدار كرد و نامه مفصلى (4) توسط او براى ميرزاى شيرازى فرستاد كه در آن گوشه هايى از فجايع و ظلم و ستم ناصرالدين شاه قاجار و عمال دولت را در داخل و نيز تسلط اجانب بر كشور و امتيازهاى ويرانگرى را كه از شاه كسب كرده بودند به اطلاع وى رسانيد.
حضور فال اسيرى در سامرا نزد ميرزاى شيرازى، كه بيانگر شيوه برخورد دولت‏با مردم و علماى دينى بود، ميرزا را بر آن داشت تا در مساله‏اى كه به امور مسلمانان ايران و حيثيت مذهبى و ملى جامعه آنها مربوط است، فعالانه برخورد كند. لذا در اولين نامه‏هاى نصيحت‏آميز خود (5) به شاه و صدراعظم، تن دادن به خواسته مردم و بازگشت مجتهد تبعيدى شيراز - فال اسيرى - را درخواست كرد. ليكن هيات حاكمه ايران كه نمى‏خواست رسوايى شكست در برابر اراده ملت و قدرت مرجعيت‏شيعه را بپذيرد، به اين نامه‏ها پاسخ نداد و درخواستهاى ميرزا رامسكوت گذاشت.
با گسترش قيام مردم و پديد آمدن التهاب و هيجان سراسرى و تلاشها و اقداماتى كه روحانيان و علماى مذهبى در رهبرى نهضت انجام دادند، مرجع بزرگ شيعه مصمم شد تا در پشتيبانى از ملت مسلمان و به منظور شكستن قاومت‏شاه مستبد و نمايندگان شركت رژى و در واقع به زانو درآوردن استعمار، اقدامى مؤثر و چاره ساز انجام دهد. لذا در روز پنجشنبه، اول جمادى الاول 1309 ه حكم تاريخى خود را از سامرا بدين صورت صادر كرد:
«بسم الله الرحمن الرحيم. اليوم، استعمال تنباكو و توتون باى نحو كان در حكم محاربه با امام زمان(عج) است.» (6)
با انتشار متن اين حكم در ميان مردم، سراسر كشور به هيجان آمد و قيام ملت گسترده‏تر شد. ناصرالدين شاه كه قدرت مقابله با اين حركت را نداشت، سرانجام در برابر خواسته علما و مردم تسليم شد و طى دستخطى به وزير اعظم، لغو كامل انحصار نامه دخانيات، شامل انحصار داخلى و خارجى را صادر كرد:
«جناب امين السلطان، امتياز دخانيات داخله كه چند روز قبل موقوف شده بود، اين روزها امتياز خارجه را هم موقوف فرموديم. كليتا اين عمل به طور سابق شد. به تمام علما و حكام و مردم اطلاع دهيد كه مطمئن باشند و به رعايا حالى نمايند.» (7)
بدين ترتيب، امتياز رژى با قدرت مرجعيت‏شيعى و همكارى علما و مردم و بازرگانان ايران لغو شد و حركت مردم در برابر استبداد داخلى و استعمار خارجى به پيروزى رسيد.

- مضرات فرهنگى امتياز تنباكو :

اصولا كشورهاى استعمارگر در قالب امتيازات، معاهدات و قرار دادها، اهداف چندگانه‏اى را دنبال مى‏كردند:

1 - اهداف سياسى نظامى به منظور :

الف) مستعمره ساختن كشور ضعيف با اجراى استراتژى سلطه
ب) رقابت‏با ديگر كشورهاى استعمارگر رقيب براى حفظ منافع و مستعمرات خود.

2 - اهداف اقتصادى :

الف) تامين مواد اوليه ارزان با چپاول و غارت منابع مادى و امكانات اقتصادى كشورهاى زير سلطه.
ب) ايجاد بازار مصرف براى عرضه كالاهاى توليدى خود و وابسته كردن حيات اقتصادى كشورهاى مستعمره يا زير سلطه با سياست تك محصولى ساختن اقتصاد آن كشورها و اختلال در شيوه معمول اقتصادشان.
استعمارگران در وراى اين اهداف، به دنبال كسب تفوق و برترى سياسى و نظامى در صحنه بين‏المللى بودند (و هستند) تا منافع ملى خود را تامين كنند.
در كنار اهداف سياسى و اقتصادى، هدف مهم ديگرى را كه متوليان فكرى استعمارگرى مدنظر داشتند و استعمار جديد (نئوكلنياليسم) بر آن پايه شكل گرفت، «استعمار فرهنگى‏» بود. آنها با برنامه‏هاى طراحى شده و مزورانه (گاهى نيز به ظاهر بشر دوستانه!)، فرآيند انقطاع فرهنگى و تخريب فرهنگهاى بومى (ملى و مذهبى) جوامع عقب مانده و زير سلطه و جايگزينى فرهنگ استعمارگر (غرب) را در اين كشورها در راستاى همان استراتژى تهاجم و سلطه تعقيب مى‏كردند.
در امتيازنامه تنباكو نيز مساله‏اى كه جاى تامل و بررسى دارد، تهاجم فرهنگى پنهان و آشكار استعمار به كشور ما (ايران) است كه در پوشش يك امتياز اقتصادى صورت مى‏گرفت.
در اين امتياز، علاوه بر ضرر اقتصادى و به يغما رفتن بنيه مالى ايران و واگذارى امور اقتصادى ملت‏به بيگانگان، خطر ديگرى كه جامعه ايران و كيان اسلام را تهديد مى‏كرد، حضور فرهنگ استعمارى و گسترش فسادى بود كه به تبع حضور عينى اجانب و ورود تعداد زيادى از بيگانگان غير مسلمان در كشور پديدار شد.
برخى از اهداف فرهنگى استعمار را در امتياز تنباكو (علاوه بر اهداف سياسى و اقتصادى) مى‏توان چنين برشمرد:
1 - تبليغ ديانت مسيح در جامعه اسلامى
2 - ترويج فساد و بى بندو بارى و تخريب بنيادهاى اخلاقى جامعه (با داير ساختن اماكن فساد و مراكز عياشى).
3 - تضعيف عقايد و باورهاى اسلامى مردم ايران به ويژه جوانان و جذب آنان به آيين مسيحيت (از طريق برنامه‏هاى تبشيرى ميسيونرهاى مذهبى و ترويج آلودگيها و انحرافات جنسى).
4 - تحقير شخصيت انسانى ايرانيان مسلمان و مرعوب ساختن آنها در برابر انسان غربى.
5 - ترويج‏بى حجابى با استفاده از زنان و دختران فرنگى بدون پوشش در معابر، مغازه‏ها و بازار مسلمانان.
6 - گسترش دادن و حاكميت‏بخشيدن فرهنگ غربى در تار و پود جامعه و زدودن ارزشهاى اسلامى در قالب استراتژى تهاجم و سلطه.
در پى انعقاد قرارداد تنباكو، فرنگيان بسيارى به ايران هجوم آوردند كه آمار و ارقام معاصران واقعه، تعداد آنها را تا 200 هزار نفر ذكر كرده است. ورود اين تعداد بيگانه به كشور، از يك سو، شكل ظاهرى شهر و بازار و جماعت مسلمان را تغيير داد و از سويى ديگر، استضعاف مالى و فرهنگى بسيارى از مردم، آنان را به اجيرى و خدمتگزارى اجانب كشانيد كه توهين و تحقير شخصيت مرد و زن ايرانى را به دنبال داشت.
در چنين موقعيتى، اشاعه فساد اخلاقى و اجتماعى و از بين رفتن قبح مفاسد و از طرفى بد رفتارى و سلطه كارگزاران استعمار براى كشور زيان آور بود.
عباس ميرزا ملك‏آرا - برادر ناصر الدين شاه - مى‏نويسد: «انگليسيان هم به ايران آمده مانند دولتى كه ايران را فتح كرده باشند، به تمام بلاد، مامورين فرستادند و در هر بلدى سوار گرفتند كه اجراى احكام آنها را بنمايند و سوارها با مواجب كافى و اسبان اعلى و اسلحه جديد مسلح نمودند... چون ميدان را به اين شدت خالى و بى‏مانع ديدند با رعايا در كمال سختى معامله نمودند و در هيچ محل، اعتنايى به حكومت نكردند و از طرف امناى دولت كه همه از كمپانى رشوه خورده بودند، هر روز به حكام ولايات اوامر صادر مى‏شد كه البته در پيشرفت كار امور مامورين كمپانى، منتهاى سعى را به جا آورند...» (9)
يكى از معاصران واقعه تنباكو، شرح جامعى از گسترش فساد و نفوذ بيگانگان در بازارها و استفاده از دختران فرنگى براى ازدياد خريد و فروش و همچنين رسميت‏يافتن فحشاو ترويج مسيحيت و ايجاد شبكه نوكران از افراد سست عنصر بيان داشته، مى‏نويسد: «بالجمله آن درجه از انحطاط و ضعفى كه اسلام و اسلاميان را در اين قرن روى داده و آن طرحى كه خارجيان براى استثمار ايران پيش خود ريخته و بدين وضع پيش آمده بود، هر گاه به لطف خداوندى تدارك نفرموده بود و چندى بدين وضع تيره بر ايران گذشته بود، هر آينه عن قريب اسمى از ايران و اسلام به جانمانده و بالمره محو مى‏شد.» (10)
كمپانى پس از كسب امتياز، نمايندگان خود را وارد ايران كرد و آنها را به تمام شهرها حتى قصبات و روستاهاى كشور اعزام داشت و با تاسيس ادارات دخانيات كه مستقيما به وسيله خودشان اداره مى‏گشت، از هر جهت، زمينه را بر مردم تنگ گرفت تا جايى كه خطر مستعمره شدن ايران همانند هندوستان احساس مى‏شد.
با ورود كارمندان انگليسى كمپانى به شهرهاى مختلف ايران، فساد اروپايى نيز با آنها وارد شد. به همراه اينان، دختران فرنگى براى فريفتن عقل و دين جوانان مسلمان وارد شدند و در هر شهرى به ويژه تهران، كافه‏هاى قمار و رقص و مشروب و تئاتر و اماكن فساد و فحشا رواج يافت و از اين طريق، هر روزه جمعى از مسلمانان را به دام فساد مى‏كشيدند. همراه با عمله طرب، مبلغان مسيحى و ميسيونرهاى مذهبى نيز به تبليغ ديانت مسيح در كشور پرداختند.
«از طرف فرنگيان، عده زيادى مبلغ كه در حدود صد هزار زن و مرد بودند به ايران آمده و مركز تبليغ خود را در تهران قرار دادند. طولى نكشيد كه اين عده بين شهرستانها پخش شده و در هر نقطه مشغول تبليغ مردم به ديانت مسيح شدند. كليساها ساخته شد و براى پيشرفت‏خود، مريضخانه‏هايى بنا كردند و دختران مسلمان را براى پرستارى استخدام كرده و آنان را بى حجاب به امور پرستارى واداشتند. مردم كه آن روز تا اندازه‏اى پايبند به امور شرعى بودند و اين كارها را مخالف شرع مى‏ديدند، در صدد مخالفت‏برآمدند.» (11)
معاصران انحصار تنباكو، وضعيت آشفته شهرها را كه پيامد ورود جماعت فرنگى به كشور بوده، در نوشته‏هاى خود منعكس كرده‏اند; چنان كه يكى از اينان مى‏نويسد: «شرح اين اوضاع فرنگى بازار جديد ايران... در تقرير و توصيف نگنجد... به طور خلاصه هر ملت و آيين را در ايران قوت يك به صد افزوده شد، مگر ملت اسلام را كه قوت بى اندازه بكاهيد... در راسته بازار طهران... مردان فرنگى به تازگى چندين حجره گشودند، همه دختران فرنگى نورس و زيبا كه به وضع دلكش و دلربا خود را ساخته و پرداخته، اجناس عالى و فاخر خود را به وصفى هر چه دلخواه‏تر به موقع نظر و حسرت تماشاچيان گذاشته، مسلمانان دلداده را به اسم و عنوان دادوستد از هر سو در پى تاراج عقل و دين بودند.» (12) اين فرنگيان از زنان ايرانى به عنوان خدمتكار و دايگى اطفال خود استفاده مى‏كردند و با وعده پرداخت مواجب، آنها را به خانه‏هاى خود مى‏بردند. «چنانچه در تهران از هر گوشه و راهگذرى مى‏گذشتى، زن مسلمان بود كه يكى و دو اطفال فرنگى را در بغل، بسا مى‏شد كه يك و دو طفل از دنبالش به زبان فارسى ننه جان گويان مى‏دويدند.» (13) اين وضعيت ناهنجار و نگران كننده در كشور، موجب ناراحتى علماى مذهبى و مردم مسلمان ايران گشت. بسيارى از علما و اقشار مذهبى، خطر يك تهاجم گسترده فرهنگى راء;ج‏ظظ از جانب دولت استعمارى انگلستان در امتياز تنباكو دريافتند و به شدت از تضعيف دين و گسسته شدن بنيادهاى اخلاقى و مذهبى جامعه اسلامى نگران شدند. خطر مستعمره شدن كشور با ورود خيل عظيم نيروهاى بيگانه به مملكت، متعاقب انعقاد اين قرارداد، احساسات مذهبى و ملى علما و مردم را تحريك كرد و آنها را در برابر تسلط اجانب به قيام واداشت.
با ورود اين خيل فرنگى به ايران، تقابل فرهنگى پديدار شد. نقشه‏هاى استعمار از روى طرح و حساب بود و استراتژى سياسى - اقتصادى آنها با جريان فرهنگى آميخته بود. به منظور فريب مردم و تاراج عقل و دين آنها و هموار ساختن زمينه تبيلغ براى ميسيونرهاى مذهبى و ترويج مسيحيت در جامعه اسلامى، بازيگر خانه‏ها (تئاتر)، مهمانخانه‏ها، ميخانه‏ها و دعوتخانه‏هاى ويژه (اماكن فساد) بر پا داشتند (14) و مسلمانان را به اين اماكن مى‏كشانيدند.
فرنگيها از نظر برخورد و رفتار با مردم ايران از همان ابتدا رفتارشان را بر مبناى ارباب و رعيتى استوار ساختند. ايرانى را رعيت‏خود، پنداشته و از هتك و هرزه‏گويى به او ابا نكردند. تخم دنياگرايى را پاشيدند و افكار فرنگى را پراكندند. در اين ميانه، افرادى از ايرانيان نيز به خوش رقصى پرداختند. دلالى معتبر در حضور مردم با دستمال دستش، گرد و گل از كفش فرنگى پاك كرد; عده‏اى نيز از راه تشبث و خودبزرگ بينى، خود را به جماعت فرنگى چسباندند. (15)
اين رفتارها با ايرانيها به منظور تحقير شخصيت و خودباختگى و تسليم آنها در برابر غربيها صورت مى‏گرفت تا قدرت ايستادگى و جرات قيام را از آنان سلب كنند.
«شيخ حسن كربلايى‏» از معاصران واقعه تنباكو در اين‏باره مى‏نويسد: «... بالجمله درجه ذلت و ضعف مسلمانان و پايه اقتدار فرنگيان در ايران جز كه بالعيان مشهود شود و گرنه گفتار و بيان در شرحش وافى نتواند بود. در اين پايتخت‏بزرگ اسلام در موقع ايستگاه «شاهزاده عبدالعظيم‏» در محضر جمعى از مسلمانان يك نفر فرنگى از عمله‏هاى ماشين، يكى از مسلمانان را كه سمت چاكرى دولت را هم داشت چنان سيلى سختى بر او زد كه كلاه از سر مسلمان به چندين قدم آن سو افتاد و در ميان گل و لاى كوچه فروشد. «فرنگى ماشينى‏» از آن غرور كه در سرداشت‏بدين قناعت نكرده، در حضور اين همه خلق، زبان به هرزه‏گويى باز كرد: «حالا برو زن فلان پدر فلان به هر كه مى‏خواهى شكايت كن!» مسلمان بى چاره كه مى‏دانست‏با كدام حريف در افتاده، خورده دم نكشيد. اينها هم به كنار، اين همه خلق فرنگستان كه در ايران گرد آمده بودند، به روى هم رفته هر يكى براى خدمت و كار، چندين نفر زن و مرد مسلمان را عمله و خدمتكار گرفته، خاصه زنان را كه براى خدمت‏خانه و دايگى اطفال به تطميع شهريه و مواجبهاى گران و گزافى به خانه برده بودند.» (16)
بنابراين، امتياز رژى، تنها يك قضيه سياسى - اقتصادى نبود، بلكه تبعات فرهنگى مضر و مخربى داشت كه در قالب يك قرارداد اقتصادى، استراتژى تهاجم فرهنگى به اجرا گذاشته مى‏شد و همين سياست، واكنش شديد مردم و علماى مذهبى را در پى داشت. از اين رو، در حساسترين لحظات تاريخ، حكم ميرزاى شيرازى، در واقع از جهتى مقابله قاطع عليه تهاجم فرهنگى دشمنان اسلام در آن زمان بود و توانست اين تهاجم را به شكست‏بكشاند.
به نوشته لمبتون: «بعضى از اعضاى جامعه مذهبى به اين دليل در اين نهضت‏شركت كردند تا بر ضد هر اقدامى كه دروازه اين كشور را به روى كشورهاى خارجى باز كند، مخالفت كرده باشند. برخى ديگر مى‏ترسيدند كه ايران نظير مصر و هند به دست كفار افتد و شركت تنباكوى رژى و حضور كاركنان اروپايى آن در ايران، منجر به تضعيف اسلام در ايران گردد.
علما در اعتراضشان عليه شركت رژى، و مسلمانان خارج از كشور و مخصوصا جمال‏الدين اسدآبادى اشاره زيادى به تضعيف اسلام مى‏كردند و احتمالا همين دعوت براى وحدت به نفع اسلام بوده كه باعث‏شده مردم از اين جنبش حمايت كنند.» (17)
بدين ترتيب با افزايش نارضايتى داخلى، و مخالفت آشكار مردم، اعتراض عمومى در كشور عليه شركت رژى پديد آمد كه توسط طبقات مذهبى و تجار رهبرى مى‏شد و به سرعت تبديل به نهضتى بر ضد فساد و سوء حكومت قاجار از يك سو و نفوذ و سلطه خارجى از سوى ديگر شد.

پی نوشت ها :

1- جهت اطلاع از مفاد كامل اين قرارداد رك: شيخ حسن كربلايى، رساله دخانيه خطى. همان نويسنده، قرارداد رژى 1890 م; تهران: انتشارات مبارزان، 1361 ش، صص 22 - 19; ناظم الاسلام كرمانى، تاريخ بيدارى ايرانيان، به كوشش على اكبر سعيدى سيرجانى، ج 1، تهران: انتشارات آگاه، 1361 ش، صص 53 - 51; ابراهيم تيمورى، تحريم تنباكو، اولين مقاومت منفى در ايران، چاپ سوم، تهران: شركت‏سهامى كتابهاى جيبى، 1361، صص 32 - 29.
2- درباره شورش مردم فارس و اقدامات فال اسيرى عليه امتياز تنباكو رك: شيخ حسن كربلايى، همان ماخذ، ص 30 به بعد. تيمورى، تحريم تنباكو، ص 68 به بعد; وقايع اتفاقيه، به كوشش سعيدى سيرجانى، تهران: انتشارات نوين، ص 376 به بعد. فريدون آدميت، شورش بر امتيازنامه رژى، تهران: انتشارات پيام، 1360، ص 15 به بعد. نوشته‏اند كه فال اسيرى در شيراز به منبر بر آمده، از زير عبا شمشيرى برآورده كشيده و گفت: امروز جهاد واجب است - رك: شرح حال عباس ميرزا ملك آرا، به اهتمام عبدالحسين نوايى، تهران: انتشارات بابك، 1361، ص 183.
3- آدميت، همان ماخذ، ص 24; وقايع اتفاقيه، ص 376; يعقوب آژند، قيام تنباكو، تهران: كتابهاى شكوفه، 1367، ص 93.
4- درباره متن كامل نامه سيد جمال الدين اسدآبادى به ميرزاى شيرازى و آشنايى با محتواى آن رك: محمدمحيط طباطبايى، نقش سيدجمال الدين اسدآبادى در بيدارى مشرق زمين، تهران، بى‏تا، صص 203 - 197. ابراهيم تيمورى، همان ماخذ، صص 58 - 52. على دوانى، نهضت روحانيون ايران، ج 1، تهران: انتشارات مؤسسه فرهنگى امام رضاعليه السلام، تاريخ مقدمه 1360، صص 87-80; سيد جعفر شهيدى، دو نامه از بزرگترين فيلسوف شرق سيد جمال‏الدين اسدآبادى، تهران: كتابفروشى حافظ. «نامه‏ها و اسناد سياسى سيد جمال الدين اسدآبادى، تحقيق و جمع آورى سيد هادى خسروشاهى. درباره كيفيت تبعيد سيدجمال رك: شرح حال عباس ميرزا ملك آرا، صص 181 - 180.
5- جهت اطلاع از متن نامه‏هاى ميرزاى شيرازى، رك: تيمورى، تحريم تنباكو، صص 88 - 87.
6- كربلايى، همان ماخذ، ص 69. همين اثر توسط انتشارات فراهانى (تهران) به نام شخصى با مشخصات محمد رضا زنجانى و با عنوان تحريم تنباكو، بدون تاريخ چاپ شده است. متن فتواى تحريم در اين كتاب در صفحه 100، آمده است. نيز رك: تحريم تنباكو، ص 103. شرح حال عباس ميرزا ملك آرا، ص 182. اعتماد السلطنه، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، به كوشش ايرج افشار، تهران: انتشارات اميركبير، 1356، ص‏780.
7- كربلايى; قرارداد رژى، ص 122; تحريم تنباكو، ص 173; آژند، قيام تنباكو، ص 139.
8- اين رقم را شيخ حسن كربلايى در كتاب خود (قرارداد رژى) ص 23 آورده است. در مورد ورود عده زيادى زن و مرد اروپايى به عنوان كاركنان و ماموران كمپانى و پراكنده شدن آنها در شهرها و نقاط مختلف كشور، فوريه مى‏نويسد: «لقمه چرب و نرمى پيدا شده بود و رسيدن به آن به رنج و خرج سفر مى‏ارزيد.» رك: سه سال در دربار ايران، ترجمه عباس اقبال، تهران: دنياى كتاب، 1362. نيز: تحريم تنباكو تيمورى، ص 42.
9- شرح حال عباس ميرزا ملك‏آرا، ص 182. سخن عباس ميرزا تيمورى نيز در تحريم تنباكو، ص 43 نقل كرده است.
Lambton, 'The Tobacco Regie:Prelude To Revolution', Studia Islamica, Paris, XXII (1965), PP, 119 - 157, XXIII (1965), PP. 71 - 90 .
10- زنجانى، تحريم تنباكو، ص 61; كربلايى، قرارداد رژى، ص 24; نيز: على اكبر ولايتى، مقدمه فكرى نهضت مشروطيت، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1365، ص 109. درباره كشف اسلحه و مهماتى كه كمپانى رژى به ايران حمل مى‏كرد با استفاده از معافيت گمركى و بازتاب بد اين كار در اذهان كه خطر تصرف و مستعمره ساختن كشور را احساس مى‏كردند، رك: تحريم تنباكو، ص 240.
11- ذبيح الله محلاتى، مآثر الكبراء فى تاريخ سامرا. نقل از تيمورى، همان ماخذ، ص 42. كربلايى، همان ماخذ، صص 23 - 22.
12- همان، ص 24. ولايتى، همان ماخذ، ص 109.
13- قرارداد رژى، ص 26; مقدمه فكرى نهضت مشروطيت، ص 110.
14- درباره نقشه‏هاى فرهنگى فرنگيان رك: قرارداد رژى. 1890 م; ص 22 و بعد. زنجانى، همان ماخذ.
15- كربلايى، همان ماخذ، ص 54. آژند، قيام تنباكو، ص 65. نيز رك: نامه يكى از معروفين اصفهان، نقل شده در تحريم تنباكو تيمورى، ص 47. در اين نامه آمده است: «جمع كثيرى قريب يكهزار و پانصد نفر از مسلمانان را كه تاكنون به تطميع اجرت زياد چاكر و عمله و دلال گرفته و مخصوصا براى دوره گردى اطراف دهات مبادا به خفيه و پنهانى كسى تنباكو بخرد و ببرد، غلام معين كرده و اسب و اسلحه و لوازم داده و به اشد مايكون از آنان حمايت دارد... اين مردم... چنان قلبا خاطر خواه فرنگى گرديده و خوش رقصى‏ها براى او دارند كه به خاطر يك خوش آمد فرنگى از ضررهاى فاحش و خسارتهاى خيلى بزرگ مسلمانان از هيچ روباكى ندارند... هر گاه بر اين وضع يك چندى بگذرد، بيشتر مردم به هر وسيله باشد خواهند خود را به فرنگى بست... يكسره از اسم و عنوان مسلمانى بدر روند.
16- قرارداد رژى، 189 م، ص 26
17- آن. ك. س. لمبتون، سيرى در تاريخ ايران بعد از اسلام، ترجمه يعقوب آژند، تهران: انتشارات اميركبير، 1363، صص 210 - 209. اصل نوشته لمبتون با مشخصات زير در مجله مطالعات اسلامى منتشر شده است:

ادامه دارد ......


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 144683 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 580
     درج شده در 1617 روز و 49 دقیقه قبل
    

قیام تنباکو

نويسنده:شعيب بهمن



در ایران نخستین جنبش عمومی و گسترده ناشی از اتحاد عمومی با علما بود. ناصرالدین شاه با عقد یک قرار داد در ماه رجب سال ۱۳۰۷ امتیاز تنباکو را به مدت پنجاه سال به یکی از اتباع انگلیسی به نام تالبوت سپرد.
اعطای این امتیاز به تالبوت کشت کاران تنباکو خریداران و فروشندگان آن را مواجه با نگرانی و آسیب می‌کرد. با این اقدام در حقیقت انبوه اصناف بازاریان تنباکو به یک شرکت بیگانه فروخته شدند و این عده ناگهان متوجه شدند که در واقع از کسب و کار مستقل خود منع و تبدیل به فروشندگانی شده‌اند که در مقابل کار برای یک شرکت انگلیسی دستمزد دریافت می‌دارند.
ولف (سیاستمدار متنفذ انگلیسی که با دادن رشوه انحصار تنباکو را به تالبوت واگذار کرد) و دوستان بازرگانش بدلیل عدم شناخت از بافت اجتماعی ایران نتوانستند موضع اصناف و قدرت بازاریان ایرانی را درک کنند. از سوی دیگر اصناف و بازارایان شهر نشین بر خلاف روستائیان از پشتوانه کافی برخوردار بودند. آنها اقتدار مالی و ارتباط تنگاتنگی با علمای دینی داشتند بطوریکه اگر علما و اصناف دست بدست هم می‌دادند می‌توانستند مردم را در سراسر کشور به قیام دعوت کنند.
این همبستگی سبب شد تا فریاد اعتراض بر ضد امتیاز انحصاری تنباکو در بازار شهرهای عمده مانند تهران تبریز، اصفهان، شیراز، مشهد آغاز شد. در شیراز سید علی اکبر فال اسیری داماد و مشاور میرزای شیرازی خروشید و در مشهد تعداد زیادی از تجار و افراد معتبر با مراجعه به مجتهدان شهر اظهار داشتند که امتیاز تنباکو موجب شکست آنها خواهد شد و به این ترتیب پیشتیبانی مجتهدان را خواستار شدند. همان شب عده زیادی در مسجد گوهر شاد گرد هم آمدند و دست به تحصن زدند وجمعیت فریاد اعتراض و مخالفت با انگلیس و امتیاز انحصاری را سر می‌دادند. دیری نگذشت که آتش خشم مردم تمام شهر را فرا گرفت و بازارها تعطیل و خیابانها پر از جمعیت شد. اقدام صاحب دیوان که کشویده بود با توسل به زور قوای نظیمه دکانها را باز کند آتش خشم آنان را تیزتر ساخت. در اصفهان یکی از تجار معتبر ترجیح داد که کلیه موجودی توتون و تنباکوی خود را بسوزاند و اینگونه از تسلیم آن به شرکت انگلیسی خودداری کند. این اقدام در ظاهر تأثیر بسزایی در مردم بر جای نهاد.
تعطیل بازار، جلوگیری از ورود کارگزاران، امتیاز انحصاری به مزارع تنباکو، پاره کردن آگهیهای شرکت انگلیسی، سوزاندن تنباکو، نوشتن عریضه، فرستادن نمایندگان متعدد نزد شاه و تحصن در آستان حضرت عبدالعظیم از اقدامات اعتراض آمیز اصناف و بازاریان در شهرهای مختلف بود. صدور فتوای آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی، مرجع تقلید وقت مبنی بر تحریم تنباکو از مهم‌ترین اقدامات یاد شده بود که لغو امتیاز انحصار تنباکو را در جمادی الاول ۱۳۰۹ در پی داشت. اما لغو امتیاز تنباکو هیچ تأثیر آنی در مردم نداشت. جدی‌ترین خشم مردم در تهران یک هفته پس از الغای امتیاز نامه پدید آمد. مردم دکانها و بازارها را بستند و به سوی کاخ سلطنتی شتافتند. نگهبانان شخضی نائب السلطنه کامران میرزا، پسر شاه بنای تیر اندازی به مردم را گذاشتند و چند تن کشته شدند.
این وقایع پایان قطعی امتیاز تنباکو را مشخص ساخت و مدیر محلی شرکت انگلیسی ناگزیر شد با الغای امتیاز و متوقف ساختن عملیات آن شرکت موافقت کند.

جنبش تنباكو؛ سرآغاز مشروطه‌خواهي

سلسله‌ي قاجار در طول حيات خود داراي مشكلات عديده‌اي بود كه از ميان آنها، مشكل استبداد و انحطاط اقتصادي از همه شاخص‌تر بود. قجرها كه از يك سو با نفوذ استعمار انگليس و از سوي ديگر با شكست‌هاي ايرانيان از روسيه رو به رو شده بودند، پيوسته تحت تأثير بيگانگان قرار داشتند. در اين بين رقابت سنتي انگليس و روسيه براي به دست آوردن امتيازات گوناگون در ايران به ويژه در دوران ناصرالدين‌شاه، به اوج خود رسيد. مسافرت‌هاي شاه به خارج از كشور كه اغلب به دليل آشنايي وي با تجدد و شيوه‌هاي نوين حكومت‌داري صورت مي‌گرفت، به دليل فراهم نمودن هزينه‌هاي سفر، معمولاً با اعطاي امتيازات بزرگي نيز به روس و انگليس همراه بود.
اعطاي امتياز انحصار محصول توتون و تنباكوي ايران از مرحله‌ي كشت تا فروش در داخل و خارج كشور به مدت پنجاه سال به يك شركت انگليسي از سوي ناصرالدين‌شاه، تبعات و پيامدهاي زيادي را در ايران به همراه داشت و با مخالفت‌هاي شديد علما، بازرگانان و برخي از دولتمردان مواجه شد. در اين بين حكم تحريم استعمال توتون و تنباكو از سوي مرجع بزرگ شيعيان ميرزا حسن شيرازي، اعتراض عمومي بي‌نظيري عليه حكومت بوجود آورد كه پيامدهاي ناگوار واگذاري امتياز دخانيات ايران به بيگانگان را از ميان برد.
از اين رو مي‌توان تحريم تنباكو را كه در سال 1275 خورشيدي (1309 ه‍. ق) در پي حكم آيت‌الله ميرزاي شيرازي شكل گرفت، به عنوان سرسلسله جنبش‌هاي آزادي خواهانه در تاريخ معاصر ايران به شمار آورد. چرا كه مخالفت با واگذاري امتياز تجارت تنباكو به بيگانگان، بسترهاي همراهي تجدد‌خواهان و روحانيون را در كنار مردم بوجود آورد و آنها را به قيام عليه استبداد داخلي و استعمار خارجي ترغيب نمود. بنابراين در نوشتار حاضر ضمن مرور اجمالي اوضاع اقتصادي ايران در زمان قاجار، به شرح چگونگي اعطاي امتياز انحصار توتون و تنباكو به تالبوت خواهيم پرداخت و مخالفت علما و اوج‌گيري مخالفت‌هاي مردمي و نقش ميرزاي شيرازي را به عنوان مرجع عالي‌قدر جهان تشيع در جنبش تنباكو مرور خواهيم نمود. در ادامه به چگونگي لغو امتياز تنباكو و پايداري روحانيون و مردم در اين حركت بزرگ خواهيم پرداخت و ضمن بررسي پيامدها و تبعات جنبش تنباكو، در نهايت با نتيجه‌گيري، بحث حاضر را خاتمه خواهيم بخشيد.

اوضاع اقتصادي ايران در زمان قاجار

كشور ايران در عصر قاجار از لحاظ اقتصادي اوضاع آشفته‌اي داشت كه بخشي از آن به نظام استبدادي باز مي‌گشت كه نظام اقتصادي را نيز به صورت خانخاني، تيولداري و اقطاع‌داري اداره مي‌كرد. بر اين اساس كشور به بخش‌هاي نيمه مستقلي تقسيم شده بود كه در آن خان‌ها مي‌توانستند راه‌هاي تجاري را ببندند، از كاروان‌ها باج بگيرند و بدين ترتيب موانع رشد و پيشرفت تجاري را فراهم سازند. در اين سيستم كه تضعيف حكومت مركزي، مساوي با استقلال بيشتر بخش‌هاي نيمه مستقل بود، ايران به صورت كشوري عقب‌مانده و مبتني بر محصولات كشاورزي درآمده بود كه بيش از 80 درصد جمعيت آن در روستاها و ايلات براساس نظام ارباب ـ رعيتي به سر مي‌بردند.
بر اساس اين نظام كه زمين‌داران بزرگ بهره ناچيزي از سهم توليدات كشاورزي خود را به رعيت مي‌دادند، راه‌هاي توليدات فراوان اقتصادي و پيشرفت نيز سد مي‌گشت؛ چرا كه گردش آزاد سرمايه وجود نداشت و اقتصاد كاملاً جنبه معيشتي يافته بود. اين وضع نابسامان در كشاورزي، وقتي با ماليات‌هاي مضاعف و ظلم و ستم‌هاي فراوان همراه مي‌شد، شكل بسيار اسفباري را در روستاها ايجاد مي‌كرد.1
در واقع بي‌ عدالتي‌هاي اقتصادي، فاصله طبقاتي، كاهش دستمزد كارگران و تنزل ارزش پول كه در نارضايتي اقتصادي مردم مؤثر بودند، به همراه زوال اكثر صنايع دستي، تبديل بافندگان فرش به كارگراني كه براي دستمزد ناچيزي كار مي‌كردند، تنزل بهاي صادرات ايران در مقابل بهاي واردات از اروپا و افت وحشتناك قيمت نقره كه پول رايج ايران بود، نارضايتي عمومي را در ميان مردم افزايش داده بود. بنابراين از يك سو جا به جايي‌هاي اقتصادي و سياسي كه در اثر تماس با غرب در ايران به وجود آمده بود، به نارضايتي روز افزون اقتصادي مردم دامن مي‌زد2 و از سوي ديگر ضعف و ناتواني دولت باعث حضور و نفوذ گسترده‌ي ممالك قدرتمند اروپايي در ايران شده بود. به طوري كه نفوذ انگلستان وروسيه در ايران به انحاء مختلف به چپاول اموال و دارايي‌هاي ملي ايرانيان انجاميده بود.
امتياز بانك شاهنشاهي، بانك استقراضي، تلگراف هند و اروپا، كشتيراني در كارون، تأسيس قزاق‌خانه، شيلات خزر، انحصار دخانيات و ... كه عمدتاً به روس و انگليس اعطا شده بود، كشور را تا مرز مستعمره شدن پيش بردند. در اين بين انگلستان كه در دهه‌ي 1850 به عنوان بزرگ‌ترين طرف تجاري ايران، بيش از 50 درصد صادرات و واردات ايران را در دست داشت، در دوره‌ي پنجاه ساله‌ي مابين 1863 تا 1914 رشته امتيازهايي نيز در مورد بهره‌برداري يا انحصار مواد خام و توسعه‌ي زيربنايي از دولت ايران دريافت نمود.
اين كشور در پايان سفر اول ناصرالدين‌شاه به فرنگ در سال 1872، از طريق يكي از اتباع خود به نام بارون جوليوس رويتر، امتياز احداث راه‌آهن، خطوط تلگراف، كشتيراني در رودخانه‌ها، بهره‌برداري از معادن و جنگل‌هاي دولتي و كارهاي زهكشي و آبياري (احداث قنوات) ايران را به مدت هفتاد سال دريافت نمود. همچنين بريتانيا موفق شد كه رويتر را در آينده براي گرفتن امتياز بانك، احداث جاده‌ها، خيابان‌ها و ايجاد كارخانه‌ها بر سايرين مقدم سازد. اين امتياز كه پس از پرداخت رشوه‌هاي كلان به شاه و صدر‌اعظم وي (مشيرالدوله سپهسالار) واگذار شده بود و تقريباً تمام منابع مهم ايران را به رويتر واگذار مي‌كرد، از سوي لرد كرزون به «اعطاي سند مالكيت ايران و تسليم كامل همه منابع يك دولت به خارجي‌ها» تعبير شد كه مانند آن را كسي هرگز نديده است.
به هر روي امتياز رويتر كه ادامه‌ي روند اعطاي امتيازات به بيگانگان در دوره‌ي قاجار بود، در نهايت با امتياز انحصار تجارت توتون و تنباكو ادامه پيدا كرد. با اين تفاوت كه در جريان اعطاي امتياز انحصار توتون و تنباكو، مردم ايران به رهبري علماء و روحانيون به پا خاستند و از حقوق حقه‌ي خود دفاع كردند.

امتياز تجارت توتون و تنباكو

انديشه‌ي انحصار تجارت توتون و تنباكو را نخستين بار محمد‌حسن خان اعتماد‌السلطنه وزير انطباعات ناصرالدين‌شاه مطرح كرد. وي در جمادي‌ الاخر 1303 پيشنهادي در نه فصل و با عنوان «قانون اداره‌ي انحصاريه تنباكو و توتون و متفرعات آن» به ناصرالدين‌شاه عرضه نمود كه البته با بي‌توجهي شاه مواجه گرديد. يك سال بعد اعتماد‌السلطنه در نامه‌ي ديگري كه در سي فصل تهيه شده بود، مسئله‌ي دريافت ماليات از عايدات دخانيات را براي ازدياد عوايد كشور تنظيم كرد. علي‌رغم آنكه ناصرالدين شاه قانون فوق را مورد تصويب قرار داد، به سبب مخالفت علما و بي‌ميلي امين‌السلطان ـ صدر‌اعظم كه به دستور شاه عهده‌دار اجراي آن بود ـ هرگز تحقق نيافت. 3
سه سال پس از وقايع فوق و در پي سفر سوم ناصرالدين شاه به اروپا در سال 1269 ه‍. ش كه به تشويق وزير مختار انگليس در ايران، سرهنري درومند ولف انجام گرفته بود، دولت انگليس فرصت مناسب را براي كسب امتياز انحصار توتون و تنباكو به دست آورد و زمينه‌سازي آن را به ماژور جرالد تالبوت از نزديكان و مشاوران لرد ساليسبوري (نخست‌وزير و وزير خارجه‌ي انگليس) محول كرد. تالبوت نخستين مذاكره درباره‌ي انحصار تجارت توتون و تنباكو را در شهر برايتون با اعتماد‌السلطنه آغاز كرد و پس از كسب اطلاعات كافي در اين زمينه، امين‌السلطان را با دادن وعده‌هاي فراوان متقاعد كرد كه او نيز موافقت شاه را در ازاي دريافت سالانه 25 هزار ليره جلب نمايد. 4
ناصرالدين شاه كه براي تأمين هزينه‌ سفرها‌ي خود به اروپا با مشكلات مالي مواجه بود، با اعطاي امتياز موافقت كرد و پس از مراجعت به ايران در رجب 1307 ه‍. ق (مارس 1890 ميلادي) قراردادي را با تالبوت ـ كه با كمك دولت و عده‌اي از سرمايه‌داران انگليسي، كمپاني رژي را با سرمايه‌اي 650 هزار ليره تأسيس كرده بود ـ منعقد نمود. 5 بدين ترتيب در 28 رجب 1307 (20 مارس 1890) امتياز تجارت توتون و تنباكو به مدت پنجاه سال به تالبوت اعطا گرديد. اين امتياز كه به امضاي شاه و سرهنري ولف رسيد، داراي پانزده فصل بود كه حكايت از اختيارات تام تالبوت در امور دخانيات ايران و بي‌اعتنايي به منافع ملت ايران داشت. مطابق با اين قرارداد، شركت رژي متعهد مي‌گرديد كه در ازاي انحصار خريد و فروش توتون و تنباكوي ايران به مدت پنجاه سال، سالانه مبلغ 15 هزار پوند استرلينگ به همراه يك چهارم سود خالص خود را به شاه بپردازد.
بنابراين با انعقاد اين قرارداد، توليد‌كنندگان و فروشندگان داخلي نيز استقلال خود را از دست داده و براي فروش توتون و تنباكو بايد از شركت خارجي اجازه مي‌گرفتند.
كمپاني رژي در آغاز به صورت ناشناخته به فعاليت مي‌پرداخت. هنگامي كه به استناد فصل نهم امتيازنامه ـ‌كه صاحب امتياز را مجاز به واگذاري حقوق خود به ديگري مي‌كردـ امتياز خود را به «شركت شاهنشاهي تنباكوي ايران» فروخت،6 با مخالفت‌هاي گسترده‌اي از سوي مردم و روحانيون مواجه شد.
در اين زمان انتشار اعلاميه‌اي رسمي از سوي دولت كه واگذاري امتياز تنباكو را تذكر مي‌داد و در عين حال به زارعين توتون و تنباكو نيز وعده‌ي خريد عادلانه و نقدي محصولات آنها را مي‌داد، موج گسترده‌اي از نارضايتي را دامن زد. 7
در سال1890، روزنامه فارسي زبان اختركه در عثماني منتشر مي‌شد، طي مصاحبه‌اي با تالبوت، تفاوت فاحش امتياز دخانيات ايران را با امتيازي كه كمپاني رژي از عثماني گرفته بود، يادآور شد و ضمن انتقادهاي گسترده از دولت، تبعات و پيامدهاي قرارداد را براي مردم ايران روشن ساخت. 8
با توجه به اين مطلب كه توتون و تنباكو از مهمترين اقلام تجاري و صادراتي ايران بود و حدود دويست‌هزار تن به كشت و خريد و فروش آن اشتغال داشتند،9 بنابراين انحصار خريد و فروش اين محصول به يك شركت انگليسي منافع بسياري از مردم ايران را به خطر مي‌انداخت. به همين سبب نخستين اعتراض‌ها را تاجران دخانيات آغاز كردند كه تجارتشان مستقيماً در معرض تهديد كمپاني رژي بود. در آغاز عده‌اي از بازرگانان به همراه امين‌الدوله نزد شاه رفتند و به انحصار تجارت تنباكو اعتراض كردند. 10
اين اعتراض موجب شد كه دولت به انگيزه‌ي دلجويي از آنان مهلت شش‌ ماهه‌اي براي فروش ذخاير توتون و تنباكوي تاجران قايل شود. 11 با اين حال مهلت فوق نيز نمي‌توانست خسارات ناشي از واگذاري امتياز را جبران سازد.
در اين بين روس‌‌ها نيز كه در منطقه‌ي ساوجبلاغ به كشت تنباكو اشتغال داشتند به امتياز فوق اعتراض كردند و آن را ناقض عهدنامه‌ي تركمان چاي خواندند و خواستار لغو آن يا عقد قرارداد مشابهي شدند. 12
به هر روي علاوه بر دلايل سياسي ـ اقتصادي، عوامل فرهنگي ـ‌ مذهبي نيز در آغاز جنبش تنباكو دخيل بودند. حضور فرهنگ استعماري و گسترش فساد، تهاجمي بود كه به تبع حضور عيني اجانب در ايران صورت مي‌گرفت.
پس از آنكه شركت رژي حدود 200 هزاراز اتباع دولت بريتانيا و مستعمرات آن را به عنوان كاركنان شركت به ايران آورد و به شهرهاي مختلف فرستاد، زنگ هشدار براي ايرانيان به صدا درآمد. چرا كه با حضور آنها در حدود 100 هزار مبلغ مسيحي وارد ايران شدند و ضمن بناي كليسا در مناطق مختلف، دختران ايراني را نيز به امور پرستاري در بيمارستان‌ها و بي‌حجابي واداشتند. در تهران و اكثر شهرها مراكز فساد برپا كردند و كافه‌هايي با انواع وسايل قمار و رقص‌هاي محلي و مشروبات الكي پديد آوردند. علاوه بر اين، ‌انگليسي‌ها هر جا كه مي‌رفتند، سوار، اسب، اسلحه و مزدور اسلحه به دست خود را نيز مي‌بردند و اين همان شيوه‌اي بود كه انگليسيان در تصرف هند و ايجاد كمپاني هند شرقي و سپس حضور نظامي به بهانه حفظ امنيت اين كمپاني و در نهايت مستعمره نمودن هند به كار گرفته بودند. 13
از اين رو اقدامات فوق‌ عالمان ديني را به دليل متزلزل شدن اساس دين و استقلال كشور توسط قدرت بيگانه و مغايرت امتيازات با قرآن مجيد (قاعده‌ي نفي‌ سبيل)، به تحريم تنباكو ترغيب نمود. در واقع دليلي اصلي مخالفت علما با اين امتياز، افزون بر جنبه‌ي تجاري آن و اختلال در نظام بازرگاني كشور، نگراني از نفوذ تدريجي و سلطه‌ي كامل بيگانگان بر ايران بود كه از تجربه‌ي كمپاني هند شرقي ناشي مي‌گرديد. 14 به همين سبب مردم مسلمان ايران با اين انديشه كه انگليسي‌ها قصد دارند، كمپاني رژي را به كمپاني هند شرقي و ايران را همانند هند به مستعمره‌ي خود تبديل كنند، به مخالفت گسترده پرداختند.

مخالفت علما و اوج‌گيري مخالفت‌ها

نهاد مرجعيت شيعه به سبب تقيدي كه به آيه نفي سبيل داشته و دارد، همواره طرح‌هايي را به اجرا گذاشته كه به استقلال كشور كمك كرده است. در طول تاريخ، علماي شيعه كه نمي‌توانستند شاهد فروپاشي اقتصاد ملي و وابستگي مسلمين به بيگانگان باشند، همواره در جهت مقابله با تهديد اقتصاد ملي، قدم‌هاي عملي ويژه‌اي نظير تحريم خريد كالاهاي بيگانه و تحريص مردم به استفاده از امتعه وطني و ملي برداشته‌اند. 15علي‌الخصوص كه شيعيان با ديدگاه ترجيح عدالت بر امنيت، قيام عليه حاكم جائر را روا مي‌دارند و به اين ترتيب روحيه ظلم‌ستيزي مضاعفي را ميان مردم بوجود مي‌آورند. اين روحيه سبب حمايت و طرفداري مردم از علما و روحانيون، به عنوان تنها مأمن و پناهگاه شده است كه نمونه‌هاي بارز آن را مي‌توان در فتاواي جهاد در جنگ ايران و روس و حكم تحريم تنباكو مشاهده نمود.
از سوي ديگر جهل و بي‌سوادي عمومي كه ريشه در استبداد داشت و موجب سكوت مردم در برابر اقدامات حكام قاجار مي‌شد، از اواسط دوره قاجاريه با تأسيس حوزه‌هاي ديني در شهرهاي بزرگ تا حد زيادي مرتفع گشت. در اين هنگام روحانيون به عنوان تنها منبع آگاهي بخش به ملت ايران، زمينه‌هاي ارتباطي منظمي به وجود آوردند كه اين امر در نهايت مؤلفه‌هاي ديني ـ فرهنگي قيام‌هاي گوناگوني را فراهم ساخت. در واقع حضور علماي دين در كنار مردم موجب آگاهي بخشي به آنان مي‌شد، زيرا مردم تنها به تعاليم اسلامي و كلام روحانيون توجه مي‌كردند. به طوري كه مخالفت علما با اعطاي امتياز به كمپاني رژي بر شدت اعتراض‌هاي مردمي تأثير بسزايي گذاشت و در واقع بايد نقطه‌ي آغاز جنبش تنباكو را لحظه‌ي آغاز مبارزه‌طلبي روحانيت بر عليه امتياز به شمار آورد.
از اين رو نخستين اعتراض‌ها به رهبري روحانيت، توسط سيد‌علي‌اكبر فال‌اسيري از علماي برجسته شيراز آغاز شد. اين اعتراض كه هم‌زمان با ورود مأموران انگليسي رژي به شيراز به تعطيلي بازارها و اجتماع مردم در مساجد انجاميد، رژيم را براي مقابله به دستگيري و تبعيد سيدعلي‌اكبر فال‌اسيري و گلوله‌باران مردم واداشت. عليرغم تمام خشونت‌هاي حكام، مقاومت مردمي ادامه يافت و قيام مردم شيراز به تبريز، مشهد، اصفهان، تهران و ديگر نقاط ايران گسترش يافت.
در تبريز، مردم به رهبري آيت‌الله حاج ميرزا جواد آقامجتهد تبريزي به مقابله با قرارداد برخاستند و ضمن كندن و پاره نمودن اعلاميه‌هاي كمپاني از روي ديوارها و معابر عمومي، از پذيرفتن خارجيان نيز خودداري كردند. مردم تبريز كه با خشونت حكومت مواجه شدند، بيگانگان را تهديد به قتل در روز عاشورا كردند. در اين بين رژيم براي خاموش كردن شعله‌هاي قيام، تصميم به ايجاد تفرقه در صفوف روحانيون گرفت كه در نهايت از اين حربه نيز سودي نبرد. كمپاني رژي نيز كه اوضاع تبريز را نامطلوب مي‌ديد،‌ حاضر به پذيرش تمام مأموران و كاركنان خود از ميان ايرانيان و مسلمانان شد كه اين امر هم نتيجه‌اي در پي نداشت.
در اين ميان اصفهان كه تجار و علماي آن همكاري بيشتري داشتند به رهبري سه عالم مجاهد، حاج شيخ محمد‌تقي (آقانجفي)، شيخ محمد‌علي و ملاباقر فشاركي به مخالفت با قرارداد مزبور پرداختند. علماي اصفهان براي اولين بار در منطقه خود استعمار دخانيات و تنباكو را تحريم و كاركنان رژي را نجس اعلام كردند. بدين ترتيب توليد‌كنندگان تنباكو، محصول خود را يا به آتش كشيدند و يا در بين فقرا تقسيم كردند و از معامله با كمپاني رژي خودداري ورزيدند. حاكم اصفهان براي لغو اين حكم با علما مذاكره كرد، اما با مخالفت آنان روبرو شد. فشار روز افزون بر علما بسياري از آنان را وادار به ترك اصفهان كرد كه از آن جمله مي‌توان به مهاجرت آقا منيرا‌الدين بروجردي اصفهاني اشاره نمود كه شبانه به عراق و نزد ميرزاي شيرازي هجرت كرده بود. 16
هم‌زمان با ساير شهرها نارضايتي در تهران نيز آشكار شد. ميرزا حسن آشتياني از علماي بزرگ تهران بارها با شاه و امين‌السلطان ملاقات و مضار امتياز را گوشزد كرد، ولي آنان به اين بهانه كه امضاي شاه معتبر و طرف مقابل نيز دولت انگليس است به اين اعتراض‌ها وقعي ننهادند. 17 در اين ايام سيد‌جمال‌الدين اسد‌آبادي نيز كه به دعوت ناصرالدين ‌شاه در تهران به سر مي‌برد، به مخالفت علني با امتياز پرداخت و در پي صدور اعلاميه‌اي بر در مساجد، كاروانسراها و سفارتخانه‌ها با اين مضمون كه «به چه حقي خريد و فروش تنباكويي كه خريدار و مصرف كننده‌ي آن ايراني است به بيگانه واگذار شده است»، از ايران اخراج شد. 18
علي‌رغم تمام مخالفت‌ها و ناآرامي‌ها، شاه و امين‌السلطان، ملت را نادان و غير مطلع از جريانات خواندند و به اعمال پيشين خود ادامه دادند. از اين رو علما چاره‌‌ي كار را در آ‌ن ديدند كه به ميرزا محمد‌حسن شيرازي، مرجع تقليد وقت كه در سامرا ساكن بود، متوسل شوند.

ميرزاي شيرازي، صاحب فتواي تحريم تنباكو

ميرزا محمد‌حسن بن ميرزا محمود بن محمد اسماعيل حسيني شيرازي از علماي عاليقدر شيعه در پانزدهم جمادي‌ الاول سال 1230 ه‍. ق در شيراز ديده به جهان گشود. وي در دوران طفوليت، پدر خويش را از دست داد و دائي‌اش سيد حسين معروف به مجد‌الاشراف عهده‌دار سرپرستي او گرديد. ميرزا پس از طي مقدمات علوم در حوزه‌هاي علميه شيراز و اصفهان به عراق رفت و در سال 1259 ه‍ . ق وارد كربلا شد. وي در اين ايام در كلاس درس آيت‌الله سيد‌ابراهيم صاحب ضوابط شركت جست و پس از آن عازم نجف شد و در حوزه‌هاي درس علما و اساتيدي چون صاحب جواهر و صاحب انوار‌الفقاهه حاضر شد. پس از فوت صاحب جواهر به سلك شاگردان شيخ انصاري اعلي‌الله مقامه الشريف درآمد. 19
هنگامي كه در سال 1281، شيخ مرتضي انصاري دار فاني را وداع گفت، تمام شاگردان شيخ بر تقدم ميرزاي شيرازي اتفاق كردند و وي را به عنوان مرجع عالي‌قدر جهان تشيع برگزيدند. وي كه حدود بيست و سه سال مرجع شيعيان جهان بود، در سال 1291 ه‍. ق در سامره اقامت گزيد و در آنجا به تدريس و تعليم مشغول گشت و شاگردان بسياري را تربيت كرد كه از ميان آنها مي‌توان به آخوند ملامحمد‌كاظم خراساني، سيد‌محمد كاظم طباطبائي يزدي، حاج‌آقا رضا همداني، حاج‌ميرزا حسين سبزواري، سيد‌محمد فشاركي رضوي، ميرزا محمد‌تقي شيرازي و ... اشاره كرد. وي همچنين آثار گران‌بهايي نيز از خود بر جاي گذاشته است كه از آن جمله مي‌توان به رسالاتي مبسوط در ابواب مختلف فقهي، حاشيه‌اي بر نجاة العباد و تعليقه‌اي بر كتاب معاملات آقا وحيد بهبهاني اشاره كرد.
ميرزاي بزرگ شيرازي كه سرانجام در روز بيست و چهارم شعبان 1312ه‍. ق رحلت كرد، علاوه بر آنكه مرجعيت بلامنازع شيعه و عالم اسلام را بر عهده داشت، يكي از بزرگترين جنبش‌هاي مذهبي عليه ظلم و فساد حاكم و استعمار را در ايران پايه‌گذاري نمود. از اين رو آنچنان نام ميرزاي شيرازي و جنبش تحريم تنباكو با هم و با تاريخ معاصر ايران عجين شده است كه جدا كردن آنها از يكديگر امري ناممكن به نظر مي‌آيد.
ميرزاي شيرزاي از همان ابتدا به واسطه‌ي نامه‌هايي كه از علماي ايران دريافت مي‌كرد و از طريق اخباري كه سيد‌علي اكبر فال اسيري و آقا منيرالدين بروجردي به وي مي‌دادند، از اعطاي امتياز انحصار تجارت تنباكو و پيامدهاي آن مطلع شده بود. از سوي ديگر سيد‌جمال‌الدين اسد‌آبادي نيز كه در بصره در تبعيد به سر مي‌برد، طي نامه‌اي درباره‌ مظالم شاه به ميرزاي شيرازي نوشت و در آن مسئوليت بزرگي را كه علماي دين در دفاع از حقوق مسلمانان دارند، يادآور شد. 20
از اين رو ميرزاي شيرازي، هم زمان با شروع ناآرامي در تبريز در اول ذيحجه سال 1308 ه‍. ق با ارسال تلگراف مفصلي به شاه، ضمن اشاره به مضار و مفاسد اجازه مداخله خارجي‌ها در ايران به اعطاي امتيازات نيز توجه نمود و همه آنها را منافي صريح قرآن، نواميس الهيه و استقلال ايران خواند.
شاه به تلگرام ميرزا پاسخ نداد و براي توجيه اقدامات دولت و ذكر دلايل اعطاي امتياز و مشكلات ناشي از لغو آن، ميرزا محمود خان مشيرالوزاره كارپرداز ايران در بغداد را نزد ميرزاي شيرازي در سامرا فرستاد. مشيرالوزاره ضمن اشاره به ضرورت قرابت با دول بزرگ اروپا براي استخلاص از روسيه تزاري، لزوم تقويت بودجه و قشون و رفع نقائص و كم‌بودن ماليات‌ها، موهن بودن الغاي قرارداد از نظر بي‌اعتبار شمرده شدن امضاي پادشاه و ...، صراحتاً از ناتواني دولت در فسخ امتياز و خسارات هنگفت اين اقدام سخن گفت.
با اين حال ميرزا در پاسخ تمام اين تشبثات، تنها بر اين نكته تأكيد كرد كه فقط بايد به ملت مسلمان تكيه كرد و «دولت اگر از عهده جواب بيرون نتوان آيد ملت از جواب حسابي عاجز نيست»21 و «اگر دولت از عهده بر نمي‌آيد، من به خواست خدا آن را بر هم مي‌زنم.»
به هر روي شاه و دربار، وقعي به گفته‌هاي ميرزا ندادند و تصميم گرفتند كه با سياست دفع‌الوقت، به تدريج مردم و علماء را از توجه به مسأله تنباكو منصرف سازند؛ اما دادخواهي بي‌وقفه مردم و بي‌اعتنايي شاه به تلگرام ميرزاي شيرزاي سبب صدور تلگرامي ديگر به شاه شد كه آن نيز بي‌حاصل بود. سرانجام وقت‌گذراني شاه و اعوان و انصارش در ارائه پاسخي متين و صحيح، ميرزاي شيرازي را به صدور حكم تحريم استعمار توتون و تنباكو واداشت.
در اواخر ربيع‌الثاني 1309 در تهران شايع شد كه حكمي از ميرزاي شيرازي در باب تحريم استعمال دخانيات صادر و به اصفهان مخابره شده است. در اوايل جمادي‌الاولي با رسيدن محموله‌ي پستي به تهران صورتي از حكم درميان مردم منتشر شد با اين توضيح كه نسخه‌ي اصلي آن را فقط ميرزا حسن آشتياني مشاهده كرده است. متن حكم چنين بود: «بسم‌الله الرحمن الرحيم اليوم استعمال تنباكو و توتون باي نحو كان در حكم محاربه با امام زمان عليه‌‌السلام است. حرره الاقل محمد‌حسن الحسيني.» 22

از صدور حكم تا لغو امتياز

بلافاصله پس از صدور فتوا، مأموران حكومت وظيفه يافتند كه از انتشار اين حكم و آگاهي مردم نسبت به آن ممانعت به عمل آورند، با اين حال در همان نيمه‌ي روز اول كه حكم به دست ميرزا آشتياني رسيده بود، در حدود صد هزار نسخه از حكم نوشته ودر سراسر كشور پخش شده بود.
با صدور اين فتوا، مردم از همه‌ي اصناف، مبارزه سياسي عليه قرارداد استعماري امتياز تنباكو را يك وظيفه شرعي و تكليفي الهي دانستند و قليان‌ها را شكسته و توتون و تنباكو را به آتش كشيدند. در اين بين حتي اندرونيان حرم‌سراي شاهنشاهي نيز از استعمال دخانيات پرهيز كردند. به نحوي كه «انيس‌الدوله»، سوگلي ناصرالدين‌شاه دستور جمع‌آوري قليان‌ها را صادر نمود. بدين ترتيب شاه كه حتي در اندروني خويش نيز شاهد شكسته شدن قليان‌ها و تحريم توتون و تنباكو بود، براي آنكه مبادا كسي از دستورش سرپيچي نمايد و به احترامش لطمه‌اي وارد آيد، به هيچ يك از نوكران خود دستور آوردن قليان را نمي‌داد.
اين حركت همگاني و تبعيت آشكار مردم از حكم ميرزاي شيرازي، اولياي دولت را بر آن داشت كه به منظور ايجاد خلل در رفتار معترضانه‌ي مردم، شايعه‌ي جعلي بودن حكم را مطرح سازند. از اين رو با مساعدت وعاظ‌السلاطين و معممين دربار به شايعه جعلي بودن فتوي دامن زدند و حاج‌محمد كاظم ملك‌التجار را منشأ جعل حكم معرفي و او را به قزوين تبعيد كردند. اما اين اقدامات نيز تأثيري در روند قضايا نداشت و شاه و دربار را ناگزير به سمت تفرقه‌افكني ميان علما كشاند. از اين رو شاه و امين‌السلطان به ميرزاي آشتياني روي آوردند و از او خواستند كه چون او نيز همانند ميرزاي شيرازي مجتهد است، حكمي بر اباحه و تجويز استعمال دخانيت صادر كند. در اين بين ميرزاي آشتياني و ديگر علماء،‌ شاه و درباريان را به كلي مأيوس ساختند و قاطعانه گفتند كه حكم ميرزاي بزرگ را جز خود او، شخص ديگري نمي‌تواند تغيير دهد. آنها همچنين اضافه كردند كه «اين كار اصلاح بر نمي‌دارد، بايد متوقف شود... اين امتيازات بايد برگردد و تا برنگردد ميرزا آرام نمي‌گيرد.» 23
در نتيجه آخرين حربه‌ي شاه و دربار، تشكيل جلسه‌اي با حضور دولتيان و علما بود. در اين جلسه كه افرادي نظير ميرزا حسن آشتياني و شيخ‌هادي نجم‌آبادي حضور نداشتند، شاه خواستار حكم حليت استعمال تنباكو شد كه با پاسخ صريح حاضران مواجه گرديد. در اين ميان امين‌السلطان راه ديگري در پيش گرفت و به علما وعده داد كه اقداماتي جهت لغو امتياز خواهد كرد و در برابر از آنان خواست كه صريحاًً استعمال دخانيات را مجاز اعلام كنند. 24 بدين ترتيب ناصرالدين‌شاه كه از يك سو با اوضاع آشفته‌ي داخلي و از سوي ديگر با مخالفت‌هاي جدي مسئولان كمپاني و كارگزاران سفارت انگليس روبه رو بود، در حالي كه تنها دو هفته از صدور حكم تحريم مي‌گذشت به الغاي انحصار داخله توتون و تنباكو پرداخت تا امين‌السلطان در جلسه‌ي ديگري با حضور علما، اين خبر را اعلام نمايد كه از اين پس انحصار داخلي لغو شده و مردم مي‌توانند توتون و تنباكوي خود را آزادانه در داخل كشور خريد و فروش نمايند.
با لغو انحصار داخلي، علما در برابر اصرار امين‌السلطان اظهار داشتند كه چون امتناع مردم از استعمال دخانيات مستند به حكم ميرزاي شيرازي است، تنها چاره‌ي كار مراجعه به وي و كسب اطلاع از نظر اوست. در واقع آنها ضمن رفع تكليف از خود، به اصرار امين‌السلطان تلگرامي حاكي از لغو امتياز داخلي پاسخ ميرزاي شيرازي ارسال كردند. دو هفته پس از اعلام لغو امتياز داخلي، پاسخ ميرزاي شيرازي به تلگرام علما به تهران ارسال شد. او در اين تلگرام ضمن تشكر از شاه به جهت لغو امتياز، اظهار اميدواري كرده بود كه دست‌هاي خارجي به كلي از ايران كوتاه شود. پاسخ مزبور كه به هيچ وجه مقصود اصلي دولتيان را كه خواهان صدور حكم حليت استعمال تنباكو بودند، تأمين نمي‌كرد،25 ادامه‌ي امتناع مردم از مصرف توتون و تنباكو را نيز در پي داشت.
دولت كه ميرزاي آشتياني را عامل ناآرامي مي‌پنداشت از او خواست تا به منبر برود و حلال بودن استعمال تنباكو را اعلام كند. شاه براي پايان دادن به اوضاع نامساعد، شدت عمل بيشتري نشان داد و از يك سو فرمان بازگشايي تمام قهوه‌خانه‌ها را صادر نمود و از سوي ديگر ميرزاي آشتياني را در قليان كشيدن در مجامع عمومي و يا خروج از دارالخلافه (تهران) مختار كرد.
ميرزاي آشتياني نيز بي‌درنگ ترك تهران را بر مخالفت با حكم ميرزاي شيرازي ترجيح داد و آماده‌ي حركت شد. 26
در سوم جمادي‌الاخر 1309، مردم پس از آگاهي از تصميم ميرزاي آشتياني مبني بر خروج از دارالخلافه در منزل وي در محله‌ي سنگلج اجتماع كردند و از آنجا به سمت ميدان ارگ و كاخ گلستان رفتند. زنان پيشاپيش مردان خطاب به شاه فرياد مي‌زدند و نگراني خود را نسبت به بيرون كردن علما از شهر اعلام و تأكيد مي‌كردند كه دولت قصد دارد دين آنها را از بين ببرد تا فرنگيان بر مردم سلطه يابند.
همچنين در اين ايام زمزمه‌هاي جهاد عليه دستگاه نيز بالا گرفته بود و اعلاميه‌هايي بدين مضمون كه «بر حسب حكم جناب حجت‌الاسلام، آقاي شيرازي، اگر تا 48 ساعت ديگر امتياز دخانيات لغو نشود، يوم دوشنبه آتيه، جهاد است، مردم مهيا شويد.» بر در و ديوار شهرها نصب شده بود.
به هر روي پيشروي مردم، دربار را وحشت زده كرد و كوشش كامران ميرزا نايب‌السلطنه براي آرام كردن مردم حاصلي نداشت. به طوري كه وعده‌هاي او به نيابت از شاه كه «فرنگي‌ها را بيرون مي‌كنيم» و يا دستخط شاه خطاب به وي كه اعلام مي‌داشت، «امتياز داخله را كه برداشته بوديم، حال امتياز از خارجه را هم برداشتيم و مردم مجبور در كشيدن قليان نيستند تا حكم از جناب ميرزاي شيرازي برسد»، بي‌حاصل ماند. 27 بي‌نتيجه ماندن وعده‌ها سبب شد كه محمد‌علي خان معين نظام، فرمان تيراندازي صادر كند و در اين تيراندازي‌ها عده‌اي كشته شوند.
در پي اين كشتار، ميرزاي آشتياني از پذيرش هداياي شاه كه براي دلجويي از او فرستاده بود، خودداري ورزيد و مردم را به استقامت عاقلانه و اجتماع در مسجد جامع فراخواند. ميرزاي آشتياني براي پايان گرفتن غائله سه پيشنهاد به مضمون پرداخت خون‌بهاي مقتولين، مصونيت حاضران در تظاهرات و برچيدن بساط كليه امتيازات خارجي را مطرح ساخت.
سرانجام شاه در پنجم جمادي‌الاخر 1309 براي اطمينان بيشتر در دستخطي به امين‌السلطان لغو كامل امتياز را اعلام كرد تا وي به آگاهي علما و مردم برساند. ولي مخالفان آرام نگرفتند و عزل امين‌السلطان ـ كه از نظر انان حامي امتياز بود ـ و لغو تمام قراردادهايي كه با خارجيان منعقد شده بود را خواستار شدند. 28
بدين ترتيب درنتيجه‌ي لغو امتياز تنباكو، حكم تحريم تنباكو نيز پس از 55 روز از سوي علماء لغو شد. البته در اين بين كارگزاران خارجي كه تلاش‌هاي خود را بي‌ثمر مي‌ديدند، به ادعاي خسارت پرداختند و خواستار 60 هزار ليره غرامت از دولت ايران گرديدند كه در نهايت توافق بر سر مبلغ 50 هزار ليره حاصل گرديد. بدين منظور شاه از بانك‌شاهنشاهي كه در دست انگليسي‌ها بود، مبلغ فوق را به عنوان وام دريافت كرد و يك بار ديگر وابستگي ايران را به بيگانگان تشديد نمود.

پيامدهاي جنبش تنباكو

اگر چه در ظاهر لغو اعطاي امتياز تنباكو، موجب پرداخت غرامت و خسارت از سوي دولت ايران به طرف انگليسي شد، با اين حال خسارتي كه ايران پرداخت كرد،‌در برابر خسارات ناشي از اجراي قرارداد، ناچيز به شمار مي‌آمد. به هر روي نهضت تنباكو پيامدهاي مهمي نظير استبداد‌گريزي، مقابله با استيلاي بيگانه، حضور زنان در صحنه‌ي مبارزه، همگاني بودن نهضت، اتحاد گروه‌ها و اصناف مختلف و ... را درپي داشت كه اگر به آنها مقاومت مردمي، ضرورت التزام به احكام دين، رعايت حكم مرجع تقليد و پذيرش فراخوان علما براي مقاومت را نيز اضافه نماييم، نتايج مثبت آن را در عرصه‌‌هاي بعدي تاريخ ايران مشاهده خواهيم نمود.
در واقع جنبش تنباكو اولين مقاومت همگاني مردم ايران در برابر بيگانگان و استبداد شاهي بود كه بر حوادث و رويدادهاي پس از خود تأثير بسيار نهاد. 29 در اين بين فتواي تاريخ‌ساز ميرزاي شيرازي، ضمن جلوگيري از حراج ايران، نخستين جنبش گسترده مردمي عليه سلطه خارجي را شكل داد و تأثيرات به سزايي در تحولات بعدي ايران گذاشت. 30 چرا كه از آن پس ايرانيان دريافتند كه پيروزي بر شاه و بيگانگان امري ممكن است.
نكته‌ي فوق را شهيد مدرس نيز به درستي دريافته و درباره‌ي جنبش چنين اظهار نظر نموده بود: «اين واقعه تاريخي، نظام سلطنت را سست و از اقتدار انداخت... استبداد سلطنتي در ايران بدون توجه به واقعه دخانيه، به مشروطيت نمي‌رسيد... واقعه دخانيه توپي بود كه سحرگاه مردم تيزهوش خفته را بيدار كرد و به طور طبيعي از زلزله شديدي كه متعاقب آن بايستي به وقوع بپيوندد، باخبرشان نمود.» 31
همچنين تحريم تنباكو نمونه ديگري از نگرش جامع‌نگرانه به دين اسلام بود كه از اتحاد و همبستگي مردم با روحانيت نشئت مي‌گرفت. زيرا مردمي كه تا آن زمان هرگز در اوامر سلطان چون و چرا نمي‌كردند و ياراي چنين كاري را نداشتند، در اين جهاد ملي به دستور پيشواي مذهبي خود، ميرزاي شيرازي شركت كردند و نهضت تنباكو را به اعتراضي نسبت به تمام امتيازاتي كه تا آن هنگام به كمپاني‌ها و شركت‌هاي خارجي داده شده بود، مبدل كردند.
امام خميني (ره) كه خود به عنوان مرجعي بزرگ، رهبري حركت عظيم انقلاب اسلامي را بر عهده داشت، مسئله‌ي در هم تنيدن روحانيت و مردم و فتواي تاريخي ميرزاي شيرازي را چنين بيان نموده است: «آن مرحوم كه در سامره تنباكو را تحريم كرد، براي اين كه ايران را تقريباً در اسارت گرفته بودند به واسطه قرارداد تنباكو، ايشان يك سطر نوشتند كه تنباكو حرام است. حتي بستگان خود آن جائر (ناصرالدين‌شاه) و حرامسراي آن جائر ترتيب اثر دادند به آن فتوا و قليانها را شكستند و در بعضي جاها تنباكوهايي كه قيمت آن هم زياد بود در ميدان آوردند و آتش زدند و شكست دادند آن قرارداد را و لغو شد قرارداد و يك چنين چيزي و آنها ديدند كه يك روحاني پيرمرد در كنج دهي از دهات عراق يك كلمه مي‌نويسد و يك ملت قيام مي‌كند و قراردادي كه مابين شاه جائر و انگليسي‌ها بوده است، به هم مي‌زند و يك قدرت اين طوري دارد او.» 32

نتيجه‌گيري

در فضايي كه حكام ايران براي تهيه‌ي مبالغ هنگفت خوش‌گذ‌راني‌ها و سفرهاي اروپايي خود، امتيازات بي‌شماري به بيگانگان مي‌دادند و كشور را دچار نا امني اقتصادي مي‌كردند، روحانيون بزرگي نظير ميرزاي شيرازي با اين شيوه‌ي زمامداري به مقابله پرداخته و با برخورداري از حمايت عمومي، از اعطاي امتيازهاي گوناگون ممانعت به عمل آوردند.
جنبش تنباكو كه نمونه‌اي موفقيت آميز از يك حركت عمومي در تاريخ معاصر ايران است، پيروزي خود را مرهون پيوند ويژه‌ي رهبران مذهبي و مردم بود. در واقع جنبش تنباكو كه در نهايت به انقلاب مشروطه و امضاي فرمان مشروطيت توسط مظفرالدين شاه قاجار در سال 1285 هجري شمسي انجاميد، يك بار ديگر پيوند ديرپاي روحانيت اصيل و مردم را نشان داد. اين پيوند كه از يك سو پايه‌هاي مشروعيت سلطنت را متزلزل ساخته بود، از سوي ديگر اقتدار سياسي روحانيت را نيز افزايش داد و روحانيت را به عنصر اصلي هدايت كننده مقاومت‌هاي مردمي عليه استعمار و استبداد مبدل كرد . به طوري كه پس از فتواي آيت‌الله شيرازي مبني بر تحريم تنباكو، روحانيت در تمام امور اجتماعي و سياسي ايران نقش داشته است؛ كه از آن جمله مي‌توان به حضور روحانيت در نهضت مشروطه، ملي شدن صنعت نفت، مخالفت با لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي، مخالفت با لايحه كاپيتولاسيون، مخالفت با انقلاب سفيد شاه و مردم، واقعه 15 خرداد 42، رهبري انقلاب اسلامي، حوادث پس از انقلاب و ... اشاره نمود.
بر اين اساس نهضت تنباكو از يك سو سند گويايي بر رهبري روحانيت مبارز و مقاومت و همبستگي مردم متعهد اين سرزمين در پاسداري از ارزش‌هاي اسلامي و دفاع از استقلال و آزادگي است؛ و از سوي ديگر با ماهيتي ضد استعماري و همراه با انگيزه‌هاي اسلامي، نقش مهمي در تاريخ معاصر ايران و بيداري مردم اين سرزمين ايفا نموده است.

پى نوشت:

1. رحيم رئيس‌نيا، ‌زمينه اقتصادي و اجتماعي مشروطيت ايران،‌تبريز، ابن سينا،‌1352، صص 8ـ 24.
2. نيكي آر كدي، ريشه‌هاي انقلاب ايران، ترجمه عبدالرحيم گواهي،‌تهران، انشتارات قلم، 1377، ص 105.
3. ابراهيم تيموري، تحريم تنباكو، اولين مقاومت منفي در ايران، كتاب‌هاي جيبي، 1361، صص 11 ـ 22.
4. در قرن 19 ميلادي دولت‌هاي انگليس و روسيه از روش‌هاي مختلفي مانند نفوذ در شخص شاه و صدر اعظم‌هاي وي، بازرگاني، گرفتن امتيازات، اعطاي وام‌ها و تهديد براي اعمال نفوذ و گسترش سلطه خود در ايران بهره مي‌بردند. در عصر ناصرالدين شاه عمده‌ترين امتيازات در ازاي مبلغ ناچيزي به عنوان حق‌الامتياز و با پرداخت رشوه به چند دولتمرد براي سال‌هاي متمادي اخذ مي‌گرديد.
براي مطالعه بيشتر در اين خصوص رجوع كنيد به: حسين بن علي اصفهاني كربلايي، تاريخ دخانيه، تصحيح رسول جعفريان، قم: الهادي، 1377، صص 62ـ 65.
5. پيشين، ابراهيم تيموري، ص 27.
6. فيروز كاظم‌زاده، روس و انگليس در ايران 1864 ـ 1914، پژوهشي درباره‌ي امپرياليسم، ترجمه: منوچهر اميري، تهران، كتاب‌هاي جيبي، 1354، صص 232 ـ 233.
7. پيشين، ابراهيم تيموري، صص 39 ـ 40.
8. پيشين، حسين بن علي اصفهاني كربلايي، صص 68ـ 71.
9. فريدون آدميت، شورش بر امتياز نامه‌ي رژي، تهران، 1360، ص 13.
10. ادوارد گرانوبل براون، انقلاب ايران، ترجمه احمد پژوه، تهران، 1338، ص 48.
11. پيشين، فريدون آدميت، ص 18.
12. هما ناطق، بازرگانان در داد و ستد با بانك شاهي و رژي تنباكو، تهران، 1373، ص 93.
13. جمعي از نويسندگان، انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن،‌قم: دفتر نشر معارف، 1382، ص 31.
14. كمپاني هند شرقي كه زمينه‌هاي سلطه‌ي استعماري انگليس بر شبه قاره‌ي هند را در طول نزديك به يك و نيم قرن (1800ـ 1947) فراهم كرده بود، علما را نسبت به مقامات دولتي كه عامل ورود اروپاييان به ايران و در دست گرفتن اقتصاد كشور بودند، بدبين مي‌ساخت.
همچنين رجوع كنيد به: ناظم‌الاسلام كرماني، تاريخ بيداري ايرانيان، تصحيح علي‌اكبر سعيدي سيرجاني،‌تهران، 1362، ج1، ص 19.
15. غلام‌حسين زرگري‌نژاد، رسائل مشروطيت، تهران: كوير، 1377، ص 76.
16. پيشين، حسين‌بن علي اصفهاني كربلايي، صص 104 ـ 108.
17. پيشين، ابراهيم تيموري، صص 83ـ 84.
18. محمد‌علي بن محمد‌رضا سياح، خاطرات حاج سياح، دوره‌خوف و وحشت، به كوشش حميد سياح و سيف‌الله گلكار، تهران، 1359، ص 329 ـ 331.
19. براي مطالعه بيشتر در مورد زندگي ميرزاي شيرزاي رجوع كنيد به: شرح زندگاني ميرزاي شيرازي، شيخ‌آقا بزرگ‌تهراني، ترجمه حميد تيموري، تهران،‌ ميقات،‌ 1362.
20. محمد‌رضا زنجاني، تحريم تنباكو، تهران، حسين مصدقي،‌1333، صص 58 ـ 66.
21. پيشين، حسين‌بن علي اصفهاني كربلايي،‌صص 90 ـ 93.
22. همان، صص 117 ـ 118.
23. همان، صص 125 ـ 132.
24. پيشين، ‌ناظم‌الاسلام كرماني، ج 1، صص 22ـ 23.
25. پيشين، حسين‌بن علي اصفهاني كربلايي، ص 150.
26. عباس ميرزا قاجار (ملك‌آرا)، شرح حال عباس ميرزا ملك‌آراء: برادر ناصرالدين شاه، تصحيح عبدالحسين نوائي، تهران، ‌1361، صص 185 ـ 186.
27. ژوانس فووريه، سه سال در دربار ايران، ترجمه: عباس اقبال آشتياني، تهران: دنياي كتاب، بي‌تا، 1363، صص 237 ـ 239.
28. پيشين حسين‌بن علي اصفهاني كربلايي، صص 172 ـ 173.
29. نمونه ديگر تأثير آموزه‌هاي مكتب اقتصاد اسلامي بر حركت‌ها و جنبش‌هاي انقلابي، مربوط به ايجاد يك بنگاه بخت‌آزمائي و يا قرعه‌كشي در ايران بود كه در آن هم در جريان سومين مسافرت ناصرالدين‌شاه به اروپا در سال 1889 مطرح شد. اعطاي حق ايجاد يك بنگاه بخت‌آزمايي و يا قرعه‌كشي در ايران، با مخالفت وسيعي رو به رو شد كه بعضاً از طرف افراد متديني صورت گرفت كه قماربازي را به حسب دستورهاي قرآن حرام مي‌دانستند. در نهايت نيز شاه مجبور به لغو امتياز مزبور گرديد.
براي مطالعه بيشتر در اين خصوص رجوع كنيد به نيكي كدي تحريم تنباكو در ايران ترجمه‌ي شاهرخ قائم‌مقامي، تهران، 1356.
30. جان فورن، مقاومت شكننده تاريخ تحولات اجتماعي ايران، ترجمه احمد تدين، تهران، رسا، 1377، ص 250.
31. موسي نجفي و رسول جعفريان، سده تحريم تنباكو، تهران، اميركبير، 1373، صص 134 ـ 139.
32. صحيفه نور، سخنراني امام خميني (ره) در مورخه 28/8/1359.

منبع:دانشنامهٔ آزاد


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 144683 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 82
     درج شده در 1617 روز و 52 دقیقه قبل
    

جنبش تنباكو؛ سرآغاز مشروطه‌خواهي

نويسنده:شعيب بهمن 
مقدمه
سلسله‌ي قاجار در طول حيات خود داراي مشكلات عديده‌اي بود كه از ميان آنها، مشكل استبداد و انحطاط اقتصادي از همه شاخص‌تر بود. قجرها كه از يك سو با نفوذ استعمار انگليس و از سوي ديگر با شكست‌هاي ايرانيان از روسيه رو به رو شده بودند، پيوسته تحت تأثير بيگانگان قرار داشتند. در اين بين رقابت سنتي انگليس و روسيه براي به دست آوردن امتيازات گوناگون در ايران به ويژه در دوران ناصرالدين‌شاه، به اوج خود رسيد. مسافرت‌هاي شاه به خارج از كشور كه اغلب به دليل آشنايي وي با تجدد و شيوه‌هاي نوين حكومت‌داري صورت مي‌گرفت، به دليل فراهم نمودن هزينه‌هاي سفر، معمولاً با اعطاي امتيازات بزرگي نيز به روس و انگليس همراه بود.
اعطاي امتياز انحصار محصول توتون و تنباكوي ايران از مرحله‌ي كشت تا فروش در داخل و خارج كشور به مدت پنجاه سال به يك شركت انگليسي از سوي ناصرالدين‌شاه، تبعات و پيامدهاي زيادي را در ايران به همراه داشت و با مخالفت‌هاي شديد علما، بازرگانان و برخي از دولتمردان مواجه شد. در اين بين حكم تحريم استعمال توتون و تنباكو از سوي مرجع بزرگ شيعيان ميرزا حسن شيرازي، اعتراض عمومي بي‌نظيري عليه حكومت بوجود آورد كه پيامدهاي ناگوار واگذاري امتياز دخانيات ايران به بيگانگان را از ميان برد.
از اين رو مي‌توان تحريم تنباكو را كه در سال 1275 خورشيدي (1309 ه‍. ق) در پي حكم آيت‌الله ميرزاي شيرازي شكل گرفت، به عنوان سرسلسله جنبش‌هاي آزادي خواهانه در تاريخ معاصر ايران به شمار آورد. چرا كه مخالفت با واگذاري امتياز تجارت تنباكو به بيگانگان، بسترهاي همراهي تجدد‌خواهان و روحانيون را در كنار مردم بوجود آورد و آنها را به قيام عليه استبداد داخلي و استعمار خارجي ترغيب نمود. بنابراين در نوشتار حاضر ضمن مرور اجمالي اوضاع اقتصادي ايران در زمان قاجار، به شرح چگونگي اعطاي امتياز انحصار توتون و تنباكو به تالبوت خواهيم پرداخت و مخالفت علما و اوج‌گيري مخالفت‌هاي مردمي و نقش ميرزاي شيرازي را به عنوان مرجع عالي‌قدر جهان تشيع در جنبش تنباكو مرور خواهيم نمود. در ادامه به چگونگي لغو امتياز تنباكو و پايداري روحانيون و مردم در اين حركت بزرگ خواهيم پرداخت و ضمن بررسي پيامدها و تبعات جنبش تنباكو، در نهايت با نتيجه‌گيري، بحث حاضر را خاتمه خواهيم بخشيد.

اوضاع اقتصادي ايران در زمان قاجار

كشور ايران در عصر قاجار از لحاظ اقتصادي اوضاع آشفته‌اي داشت كه بخشي از آن به نظام استبدادي باز مي‌گشت كه نظام اقتصادي را نيز به صورت خانخاني، تيولداري و اقطاع‌داري اداره مي‌كرد. بر اين اساس كشور به بخش‌هاي نيمه مستقلي تقسيم شده بود كه در آن خان‌ها مي‌توانستند راه‌هاي تجاري را ببندند، از كاروان‌ها باج بگيرند و بدين ترتيب موانع رشد و پيشرفت تجاري را فراهم سازند. در اين سيستم كه تضعيف حكومت مركزي، مساوي با استقلال بيشتر بخش‌هاي نيمه مستقل بود، ايران به صورت كشوري عقب‌مانده و مبتني بر محصولات كشاورزي درآمده بود كه بيش از 80 درصد جمعيت آن در روستاها و ايلات براساس نظام ارباب ـ رعيتي به سر مي‌بردند.
بر اساس اين نظام كه زمين‌داران بزرگ بهره ناچيزي از سهم توليدات كشاورزي خود را به رعيت مي‌دادند، راه‌هاي توليدات فراوان اقتصادي و پيشرفت نيز سد مي‌گشت؛ چرا كه گردش آزاد سرمايه وجود نداشت و اقتصاد كاملاً جنبه معيشتي يافته بود. اين وضع نابسامان در كشاورزي، وقتي با ماليات‌هاي مضاعف و ظلم و ستم‌هاي فراوان همراه مي‌شد، شكل بسيار اسفباري را در روستاها ايجاد مي‌كرد.1
در واقع بي‌ عدالتي‌هاي اقتصادي، فاصله طبقاتي، كاهش دستمزد كارگران و تنزل ارزش پول كه در نارضايتي اقتصادي مردم مؤثر بودند، به همراه زوال اكثر صنايع دستي، تبديل بافندگان فرش به كارگراني كه براي دستمزد ناچيزي كار مي‌كردند، تنزل بهاي صادرات ايران در مقابل بهاي واردات از اروپا و افت وحشتناك قيمت نقره كه پول رايج ايران بود، نارضايتي عمومي را در ميان مردم افزايش داده بود. بنابراين از يك سو جا به جايي‌هاي اقتصادي و سياسي كه در اثر تماس با غرب در ايران به وجود آمده بود، به نارضايتي روز افزون اقتصادي مردم دامن مي‌زد2 و از سوي ديگر ضعف و ناتواني دولت باعث حضور و نفوذ گسترده‌ي ممالك قدرتمند اروپايي در ايران شده بود. به طوري كه نفوذ انگلستان وروسيه در ايران به انحاء مختلف به چپاول اموال و دارايي‌هاي ملي ايرانيان انجاميده بود.
امتياز بانك شاهنشاهي، بانك استقراضي، تلگراف هند و اروپا، كشتيراني در كارون، تأسيس قزاق‌خانه، شيلات خزر، انحصار دخانيات و ... كه عمدتاً به روس و انگليس اعطا شده بود، كشور را تا مرز مستعمره شدن پيش بردند. در اين بين انگلستان كه در دهه‌ي 1850 به عنوان بزرگ‌ترين طرف تجاري ايران، بيش از 50 درصد صادرات و واردات ايران را در دست داشت، در دوره‌ي پنجاه ساله‌ي مابين 1863 تا 1914 رشته امتيازهايي نيز در مورد بهره‌برداري يا انحصار مواد خام و توسعه‌ي زيربنايي از دولت ايران دريافت نمود.
اين كشور در پايان سفر اول ناصرالدين‌شاه به فرنگ در سال 1872، از طريق يكي از اتباع خود به نام بارون جوليوس رويتر، امتياز احداث راه‌آهن، خطوط تلگراف، كشتيراني در رودخانه‌ها، بهره‌برداري از معادن و جنگل‌هاي دولتي و كارهاي زهكشي و آبياري (احداث قنوات) ايران را به مدت هفتاد سال دريافت نمود. همچنين بريتانيا موفق شد كه رويتر را در آينده براي گرفتن امتياز بانك، احداث جاده‌ها، خيابان‌ها و ايجاد كارخانه‌ها بر سايرين مقدم سازد. اين امتياز كه پس از پرداخت رشوه‌هاي كلان به شاه و صدر‌اعظم وي (مشيرالدوله سپهسالار) واگذار شده بود و تقريباً تمام منابع مهم ايران را به رويتر واگذار مي‌كرد، از سوي لرد كرزون به «اعطاي سند مالكيت ايران و تسليم كامل همه منابع يك دولت به خارجي‌ها» تعبير شد كه مانند آن را كسي هرگز نديده است.
به هر روي امتياز رويتر كه ادامه‌ي روند اعطاي امتيازات به بيگانگان در دوره‌ي قاجار بود، در نهايت با امتياز انحصار تجارت توتون و تنباكو ادامه پيدا كرد. با اين تفاوت كه در جريان اعطاي امتياز انحصار توتون و تنباكو، مردم ايران به رهبري علماء و روحانيون به پا خاستند و از حقوق حقه‌ي خود دفاع كردند.

امتياز تجارت توتون و تنباكو

انديشه‌ي انحصار تجارت توتون و تنباكو را نخستين بار محمد‌حسن خان اعتماد‌السلطنه وزير انطباعات ناصرالدين‌شاه مطرح كرد. وي در جمادي‌ الاخر 1303 پيشنهادي در نه فصل و با عنوان «قانون اداره‌ي انحصاريه تنباكو و توتون و متفرعات آن» به ناصرالدين‌شاه عرضه نمود كه البته با بي‌توجهي شاه مواجه گرديد. يك سال بعد اعتماد‌السلطنه در نامه‌ي ديگري كه در سي فصل تهيه شده بود، مسئله‌ي دريافت ماليات از عايدات دخانيات را براي ازدياد عوايد كشور تنظيم كرد. علي‌رغم آنكه ناصرالدين شاه قانون فوق را مورد تصويب قرار داد، به سبب مخالفت علما و بي‌ميلي امين‌السلطان ـ صدر‌اعظم كه به دستور شاه عهده‌دار اجراي آن بود ـ هرگز تحقق نيافت. 3
سه سال پس از وقايع فوق و در پي سفر سوم ناصرالدين شاه به اروپا در سال 1269 ه‍. ش كه به تشويق وزير مختار انگليس در ايران، سرهنري درومند ولف انجام گرفته بود، دولت انگليس فرصت مناسب را براي كسب امتياز انحصار توتون و تنباكو به دست آورد و زمينه‌سازي آن را به ماژور جرالد تالبوت از نزديكان و مشاوران لرد ساليسبوري (نخست‌وزير و وزير خارجه‌ي انگليس) محول كرد. تالبوت نخستين مذاكره درباره‌ي انحصار تجارت توتون و تنباكو را در شهر برايتون با اعتماد‌السلطنه آغاز كرد و پس از كسب اطلاعات كافي در اين زمينه، امين‌السلطان را با دادن وعده‌هاي فراوان متقاعد كرد كه او نيز موافقت شاه را در ازاي دريافت سالانه 25 هزار ليره جلب نمايد. 4
ناصرالدين شاه كه براي تأمين هزينه‌ سفرها‌ي خود به اروپا با مشكلات مالي مواجه بود، با اعطاي امتياز موافقت كرد و پس از مراجعت به ايران در رجب 1307 ه‍. ق (مارس 1890 ميلادي) قراردادي را با تالبوت ـ كه با كمك دولت و عده‌اي از سرمايه‌داران انگليسي، كمپاني رژي را با سرمايه‌اي 650 هزار ليره تأسيس كرده بود ـ منعقد نمود. 5 بدين ترتيب در 28 رجب 1307 (20 مارس 1890) امتياز تجارت توتون و تنباكو به مدت پنجاه سال به تالبوت اعطا گرديد. اين امتياز كه به امضاي شاه و سرهنري ولف رسيد، داراي پانزده فصل بود كه حكايت از اختيارات تام تالبوت در امور دخانيات ايران و بي‌اعتنايي به منافع ملت ايران داشت. مطابق با اين قرارداد، شركت رژي متعهد مي‌گرديد كه در ازاي انحصار خريد و فروش توتون و تنباكوي ايران به مدت پنجاه سال، سالانه مبلغ 15 هزار پوند استرلينگ به همراه يك چهارم سود خالص خود را به شاه بپردازد.
بنابراين با انعقاد اين قرارداد، توليد‌كنندگان و فروشندگان داخلي نيز استقلال خود را از دست داده و براي فروش توتون و تنباكو بايد از شركت خارجي اجازه مي‌گرفتند.
كمپاني رژي در آغاز به صورت ناشناخته به فعاليت مي‌پرداخت. هنگامي كه به استناد فصل نهم امتيازنامه ـ‌كه صاحب امتياز را مجاز به واگذاري حقوق خود به ديگري مي‌كردـ امتياز خود را به «شركت شاهنشاهي تنباكوي ايران» فروخت،6 با مخالفت‌هاي گسترده‌اي از سوي مردم و روحانيون مواجه شد.
در اين زمان انتشار اعلاميه‌اي رسمي از سوي دولت كه واگذاري امتياز تنباكو را تذكر مي‌داد و در عين حال به زارعين توتون و تنباكو نيز وعده‌ي خريد عادلانه و نقدي محصولات آنها را مي‌داد، موج گسترده‌اي از نارضايتي را دامن زد. 7
در سال1890، روزنامه فارسي زبان اختركه در عثماني منتشر مي‌شد، طي مصاحبه‌اي با تالبوت، تفاوت فاحش امتياز دخانيات ايران را با امتيازي كه كمپاني رژي از عثماني گرفته بود، يادآور شد و ضمن انتقادهاي گسترده از دولت، تبعات و پيامدهاي قرارداد را براي مردم ايران روشن ساخت. 8
با توجه به اين مطلب كه توتون و تنباكو از مهمترين اقلام تجاري و صادراتي ايران بود و حدود دويست‌هزار تن به كشت و خريد و فروش آن اشتغال داشتند،9 بنابراين انحصار خريد و فروش اين محصول به يك شركت انگليسي منافع بسياري از مردم ايران را به خطر مي‌انداخت. به همين سبب نخستين اعتراض‌ها را تاجران دخانيات آغاز كردند كه تجارتشان مستقيماً در معرض تهديد كمپاني رژي بود. در آغاز عده‌اي از بازرگانان به همراه امين‌الدوله نزد شاه رفتند و به انحصار تجارت تنباكو اعتراض كردند. 10
اين اعتراض موجب شد كه دولت به انگيزه‌ي دلجويي از آنان مهلت شش‌ ماهه‌اي براي فروش ذخاير توتون و تنباكوي تاجران قايل شود. 11 با اين حال مهلت فوق نيز نمي‌توانست خسارات ناشي از واگذاري امتياز را جبران سازد.
در اين بين روس‌‌ها نيز كه در منطقه‌ي ساوجبلاغ به كشت تنباكو اشتغال داشتند به امتياز فوق اعتراض كردند و آن را ناقض عهدنامه‌ي تركمان چاي خواندند و خواستار لغو آن يا عقد قرارداد مشابهي شدند. 12
به هر روي علاوه بر دلايل سياسي ـ اقتصادي، عوامل فرهنگي ـ‌ مذهبي نيز در آغاز جنبش تنباكو دخيل بودند. حضور فرهنگ استعماري و گسترش فساد، تهاجمي بود كه به تبع حضور عيني اجانب در ايران صورت مي‌گرفت.
پس از آنكه شركت رژي حدود 200 هزاراز اتباع دولت بريتانيا و مستعمرات آن را به عنوان كاركنان شركت به ايران آورد و به شهرهاي مختلف فرستاد، زنگ هشدار براي ايرانيان به صدا درآمد. چرا كه با حضور آنها در حدود 100 هزار مبلغ مسيحي وارد ايران شدند و ضمن بناي كليسا در مناطق مختلف، دختران ايراني را نيز به امور پرستاري در بيمارستان‌ها و بي‌حجابي واداشتند. در تهران و اكثر شهرها مراكز فساد برپا كردند و كافه‌هايي با انواع وسايل قمار و رقص‌هاي محلي و مشروبات الكي پديد آوردند. علاوه بر اين، ‌انگليسي‌ها هر جا كه مي‌رفتند، سوار، اسب، اسلحه و مزدور اسلحه به دست خود را نيز مي‌بردند و اين همان شيوه‌اي بود كه انگليسيان در تصرف هند و ايجاد كمپاني هند شرقي و سپس حضور نظامي به بهانه حفظ امنيت اين كمپاني و در نهايت مستعمره نمودن هند به كار گرفته بودند. 13
از اين رو اقدامات فوق‌ عالمان ديني را به دليل متزلزل شدن اساس دين و استقلال كشور توسط قدرت بيگانه و مغايرت امتيازات با قرآن مجيد (قاعده‌ي نفي‌ سبيل)، به تحريم تنباكو ترغيب نمود. در واقع دليلي اصلي مخالفت علما با اين امتياز، افزون بر جنبه‌ي تجاري آن و اختلال در نظام بازرگاني كشور، نگراني از نفوذ تدريجي و سلطه‌ي كامل بيگانگان بر ايران بود كه از تجربه‌ي كمپاني هند شرقي ناشي مي‌گرديد. 14 به همين سبب مردم مسلمان ايران با اين انديشه كه انگليسي‌ها قصد دارند، كمپاني رژي را به كمپاني هند شرقي و ايران را همانند هند به مستعمره‌ي خود تبديل كنند، به مخالفت گسترده پرداختند.

مخالفت علما و اوج‌گيري مخالفت‌ها

نهاد مرجعيت شيعه به سبب تقيدي كه به آيه نفي سبيل داشته و دارد، همواره طرح‌هايي را به اجرا گذاشته كه به استقلال كشور كمك كرده است. در طول تاريخ، علماي شيعه كه نمي‌توانستند شاهد فروپاشي اقتصاد ملي و وابستگي مسلمين به بيگانگان باشند، همواره در جهت مقابله با تهديد اقتصاد ملي، قدم‌هاي عملي ويژه‌اي نظير تحريم خريد كالاهاي بيگانه و تحريص مردم به استفاده از امتعه وطني و ملي برداشته‌اند. 15علي‌الخصوص كه شيعيان با ديدگاه ترجيح عدالت بر امنيت، قيام عليه حاكم جائر را روا مي‌دارند و به اين ترتيب روحيه ظلم‌ستيزي مضاعفي را ميان مردم بوجود مي‌آورند. اين روحيه سبب حمايت و طرفداري مردم از علما و روحانيون، به عنوان تنها مأمن و پناهگاه شده است كه نمونه‌هاي بارز آن را مي‌توان در فتاواي جهاد در جنگ ايران و روس و حكم تحريم تنباكو مشاهده نمود.
از سوي ديگر جهل و بي‌سوادي عمومي كه ريشه در استبداد داشت و موجب سكوت مردم در برابر اقدامات حكام قاجار مي‌شد، از اواسط دوره قاجاريه با تأسيس حوزه‌هاي ديني در شهرهاي بزرگ تا حد زيادي مرتفع گشت. در اين هنگام روحانيون به عنوان تنها منبع آگاهي بخش به ملت ايران، زمينه‌هاي ارتباطي منظمي به وجود آوردند كه اين امر در نهايت مؤلفه‌هاي ديني ـ فرهنگي قيام‌هاي گوناگوني را فراهم ساخت. در واقع حضور علماي دين در كنار مردم موجب آگاهي بخشي به آنان مي‌شد، زيرا مردم تنها به تعاليم اسلامي و كلام روحانيون توجه مي‌كردند. به طوري كه مخالفت علما با اعطاي امتياز به كمپاني رژي بر شدت اعتراض‌هاي مردمي تأثير بسزايي گذاشت و در واقع بايد نقطه‌ي آغاز جنبش تنباكو را لحظه‌ي آغاز مبارزه‌طلبي روحانيت بر عليه امتياز به شمار آورد.
از اين رو نخستين اعتراض‌ها به رهبري روحانيت، توسط سيد‌علي‌اكبر فال‌اسيري از علماي برجسته شيراز آغاز شد. اين اعتراض كه هم‌زمان با ورود مأموران انگليسي رژي به شيراز به تعطيلي بازارها و اجتماع مردم در مساجد انجاميد، رژيم را براي مقابله به دستگيري و تبعيد سيدعلي‌اكبر فال‌اسيري و گلوله‌باران مردم واداشت. عليرغم تمام خشونت‌هاي حكام، مقاومت مردمي ادامه يافت و قيام مردم شيراز به تبريز، مشهد، اصفهان، تهران و ديگر نقاط ايران گسترش يافت.
در تبريز، مردم به رهبري آيت‌الله حاج ميرزا جواد آقامجتهد تبريزي به مقابله با قرارداد برخاستند و ضمن كندن و پاره نمودن اعلاميه‌هاي كمپاني از روي ديوارها و معابر عمومي، از پذيرفتن خارجيان نيز خودداري كردند. مردم تبريز كه با خشونت حكومت مواجه شدند، بيگانگان را تهديد به قتل در روز عاشورا كردند. در اين بين رژيم براي خاموش كردن شعله‌هاي قيام، تصميم به ايجاد تفرقه در صفوف روحانيون گرفت كه در نهايت از اين حربه نيز سودي نبرد. كمپاني رژي نيز كه اوضاع تبريز را نامطلوب مي‌ديد،‌ حاضر به پذيرش تمام مأموران و كاركنان خود از ميان ايرانيان و مسلمانان شد كه اين امر هم نتيجه‌اي در پي نداشت.
در اين ميان اصفهان كه تجار و علماي آن همكاري بيشتري داشتند به رهبري سه عالم مجاهد، حاج شيخ محمد‌تقي (آقانجفي)، شيخ محمد‌علي و ملاباقر فشاركي به مخالفت با قرارداد مزبور پرداختند. علماي اصفهان براي اولين بار در منطقه خود استعمار دخانيات و تنباكو را تحريم و كاركنان رژي را نجس اعلام كردند. بدين ترتيب توليد‌كنندگان تنباكو، محصول خود را يا به آتش كشيدند و يا در بين فقرا تقسيم كردند و از معامله با كمپاني رژي خودداري ورزيدند. حاكم اصفهان براي لغو اين حكم با علما مذاكره كرد، اما با مخالفت آنان روبرو شد. فشار روز افزون بر علما بسياري از آنان را وادار به ترك اصفهان كرد كه از آن جمله مي‌توان به مهاجرت آقا منيرا‌الدين بروجردي اصفهاني اشاره نمود كه شبانه به عراق و نزد ميرزاي شيرازي هجرت كرده بود. 16
هم‌زمان با ساير شهرها نارضايتي در تهران نيز آشكار شد. ميرزا حسن آشتياني از علماي بزرگ تهران بارها با شاه و امين‌السلطان ملاقات و مضار امتياز را گوشزد كرد، ولي آنان به اين بهانه كه امضاي شاه معتبر و طرف مقابل نيز دولت انگليس است به اين اعتراض‌ها وقعي ننهادند. 17 در اين ايام سيد‌جمال‌الدين اسد‌آبادي نيز كه به دعوت ناصرالدين ‌شاه در تهران به سر مي‌برد، به مخالفت علني با امتياز پرداخت و در پي صدور اعلاميه‌اي بر در مساجد، كاروانسراها و سفارتخانه‌ها با اين مضمون كه «به چه حقي خريد و فروش تنباكويي كه خريدار و مصرف كننده‌ي آن ايراني است به بيگانه واگذار شده است»، از ايران اخراج شد. 18
علي‌رغم تمام مخالفت‌ها و ناآرامي‌ها، شاه و امين‌السلطان، ملت را نادان و غير مطلع از جريانات خواندند و به اعمال پيشين خود ادامه دادند. از اين رو علما چاره‌‌ي كار را در آ‌ن ديدند كه به ميرزا محمد‌حسن شيرازي، مرجع تقليد وقت كه در سامرا ساكن بود، متوسل شوند.

ميرزاي شيرازي، صاحب فتواي تحريم تنباكو

ميرزا محمد‌حسن بن ميرزا محمود بن محمد اسماعيل حسيني شيرازي از علماي عاليقدر شيعه در پانزدهم جمادي‌ الاول سال 1230 ه‍. ق در شيراز ديده به جهان گشود. وي در دوران طفوليت، پدر خويش را از دست داد و دائي‌اش سيد حسين معروف به مجد‌الاشراف عهده‌دار سرپرستي او گرديد. ميرزا پس از طي مقدمات علوم در حوزه‌هاي علميه شيراز و اصفهان به عراق رفت و در سال 1259 ه‍ . ق وارد كربلا شد. وي در اين ايام در كلاس درس آيت‌الله سيد‌ابراهيم صاحب ضوابط شركت جست و پس از آن عازم نجف شد و در حوزه‌هاي درس علما و اساتيدي چون صاحب جواهر و صاحب انوار‌الفقاهه حاضر شد. پس از فوت صاحب جواهر به سلك شاگردان شيخ انصاري اعلي‌الله مقامه الشريف درآمد. 19
هنگامي كه در سال 1281، شيخ مرتضي انصاري دار فاني را وداع گفت، تمام شاگردان شيخ بر تقدم ميرزاي شيرازي اتفاق كردند و وي را به عنوان مرجع عالي‌قدر جهان تشيع برگزيدند. وي كه حدود بيست و سه سال مرجع شيعيان جهان بود، در سال 1291 ه‍. ق در سامره اقامت گزيد و در آنجا به تدريس و تعليم مشغول گشت و شاگردان بسياري را تربيت كرد كه از ميان آنها مي‌توان به آخوند ملامحمد‌كاظم خراساني، سيد‌محمد كاظم طباطبائي يزدي، حاج‌آقا رضا همداني، حاج‌ميرزا حسين سبزواري، سيد‌محمد فشاركي رضوي، ميرزا محمد‌تقي شيرازي و ... اشاره كرد. وي همچنين آثار گران‌بهايي نيز از خود بر جاي گذاشته است كه از آن جمله مي‌توان به رسالاتي مبسوط در ابواب مختلف فقهي، حاشيه‌اي بر نجاة العباد و تعليقه‌اي بر كتاب معاملات آقا وحيد بهبهاني اشاره كرد.
ميرزاي بزرگ شيرازي كه سرانجام در روز بيست و چهارم شعبان 1312ه‍. ق رحلت كرد، علاوه بر آنكه مرجعيت بلامنازع شيعه و عالم اسلام را بر عهده داشت، يكي از بزرگترين جنبش‌هاي مذهبي عليه ظلم و فساد حاكم و استعمار را در ايران پايه‌گذاري نمود. از اين رو آنچنان نام ميرزاي شيرازي و جنبش تحريم تنباكو با هم و با تاريخ معاصر ايران عجين شده است كه جدا كردن آنها از يكديگر امري ناممكن به نظر مي‌آيد.
ميرزاي شيرزاي از همان ابتدا به واسطه‌ي نامه‌هايي كه از علماي ايران دريافت مي‌كرد و از طريق اخباري كه سيد‌علي اكبر فال اسيري و آقا منيرالدين بروجردي به وي مي‌دادند، از اعطاي امتياز انحصار تجارت تنباكو و پيامدهاي آن مطلع شده بود. از سوي ديگر سيد‌جمال‌الدين اسد‌آبادي نيز كه در بصره در تبعيد به سر مي‌برد، طي نامه‌اي درباره‌ مظالم شاه به ميرزاي شيرازي نوشت و در آن مسئوليت بزرگي را كه علماي دين در دفاع از حقوق مسلمانان دارند، يادآور شد. 20
از اين رو ميرزاي شيرازي، هم زمان با شروع ناآرامي در تبريز در اول ذيحجه سال 1308 ه‍. ق با ارسال تلگراف مفصلي به شاه، ضمن اشاره به مضار و مفاسد اجازه مداخله خارجي‌ها در ايران به اعطاي امتيازات نيز توجه نمود و همه آنها را منافي صريح قرآن، نواميس الهيه و استقلال ايران خواند.
شاه به تلگرام ميرزا پاسخ نداد و براي توجيه اقدامات دولت و ذكر دلايل اعطاي امتياز و مشكلات ناشي از لغو آن، ميرزا محمود خان مشيرالوزاره كارپرداز ايران در بغداد را نزد ميرزاي شيرازي در سامرا فرستاد. مشيرالوزاره ضمن اشاره به ضرورت قرابت با دول بزرگ اروپا براي استخلاص از روسيه تزاري، لزوم تقويت بودجه و قشون و رفع نقائص و كم‌بودن ماليات‌ها، موهن بودن الغاي قرارداد از نظر بي‌اعتبار شمرده شدن امضاي پادشاه و ...، صراحتاً از ناتواني دولت در فسخ امتياز و خسارات هنگفت اين اقدام سخن گفت.
با اين حال ميرزا در پاسخ تمام اين تشبثات، تنها بر اين نكته تأكيد كرد كه فقط بايد به ملت مسلمان تكيه كرد و «دولت اگر از عهده جواب بيرون نتوان آيد ملت از جواب حسابي عاجز نيست»21 و «اگر دولت از عهده بر نمي‌آيد، من به خواست خدا آن را بر هم مي‌زنم.»
به هر روي شاه و دربار، وقعي به گفته‌هاي ميرزا ندادند و تصميم گرفتند كه با سياست دفع‌الوقت، به تدريج مردم و علماء را از توجه به مسأله تنباكو منصرف سازند؛ اما دادخواهي بي‌وقفه مردم و بي‌اعتنايي شاه به تلگرام ميرزاي شيرزاي سبب صدور تلگرامي ديگر به شاه شد كه آن نيز بي‌حاصل بود. سرانجام وقت‌گذراني شاه و اعوان و انصارش در ارائه پاسخي متين و صحيح، ميرزاي شيرازي را به صدور حكم تحريم استعمار توتون و تنباكو واداشت.
در اواخر ربيع‌الثاني 1309 در تهران شايع شد كه حكمي از ميرزاي شيرازي در باب تحريم استعمال دخانيات صادر و به اصفهان مخابره شده است. در اوايل جمادي‌الاولي با رسيدن محموله‌ي پستي به تهران صورتي از حكم درميان مردم منتشر شد با اين توضيح كه نسخه‌ي اصلي آن را فقط ميرزا حسن آشتياني مشاهده كرده است. متن حكم چنين بود: «بسم‌الله الرحمن الرحيم اليوم استعمال تنباكو و توتون باي نحو كان در حكم محاربه با امام زمان عليه‌‌السلام است. حرره الاقل محمد‌حسن الحسيني.» 22

از صدور حكم تا لغو امتياز

بلافاصله پس از صدور فتوا، مأموران حكومت وظيفه يافتند كه از انتشار اين حكم و آگاهي مردم نسبت به آن ممانعت به عمل آورند، با اين حال در همان نيمه‌ي روز اول كه حكم به دست ميرزا آشتياني رسيده بود، در حدود صد هزار نسخه از حكم نوشته ودر سراسر كشور پخش شده بود.
با صدور اين فتوا، مردم از همه‌ي اصناف، مبارزه سياسي عليه قرارداد استعماري امتياز تنباكو را يك وظيفه شرعي و تكليفي الهي دانستند و قليان‌ها را شكسته و توتون و تنباكو را به آتش كشيدند. در اين بين حتي اندرونيان حرم‌سراي شاهنشاهي نيز از استعمال دخانيات پرهيز كردند. به نحوي كه «انيس‌الدوله»، سوگلي ناصرالدين‌شاه دستور جمع‌آوري قليان‌ها را صادر نمود. بدين ترتيب شاه كه حتي در اندروني خويش نيز شاهد شكسته شدن قليان‌ها و تحريم توتون و تنباكو بود، براي آنكه مبادا كسي از دستورش سرپيچي نمايد و به احترامش لطمه‌اي وارد آيد، به هيچ يك از نوكران خود دستور آوردن قليان را نمي‌داد.
اين حركت همگاني و تبعيت آشكار مردم از حكم ميرزاي شيرازي، اولياي دولت را بر آن داشت كه به منظور ايجاد خلل در رفتار معترضانه‌ي مردم، شايعه‌ي جعلي بودن حكم را مطرح سازند. از اين رو با مساعدت وعاظ‌السلاطين و معممين دربار به شايعه جعلي بودن فتوي دامن زدند و حاج‌محمد كاظم ملك‌التجار را منشأ جعل حكم معرفي و او را به قزوين تبعيد كردند. اما اين اقدامات نيز تأثيري در روند قضايا نداشت و شاه و دربار را ناگزير به سمت تفرقه‌افكني ميان علما كشاند. از اين رو شاه و امين‌السلطان به ميرزاي آشتياني روي آوردند و از او خواستند كه چون او نيز همانند ميرزاي شيرازي مجتهد است، حكمي بر اباحه و تجويز استعمال دخانيت صادر كند. در اين بين ميرزاي آشتياني و ديگر علماء،‌ شاه و درباريان را به كلي مأيوس ساختند و قاطعانه گفتند كه حكم ميرزاي بزرگ را جز خود او، شخص ديگري نمي‌تواند تغيير دهد. آنها همچنين اضافه كردند كه «اين كار اصلاح بر نمي‌دارد، بايد متوقف شود... اين امتيازات بايد برگردد و تا برنگردد ميرزا آرام نمي‌گيرد.» 23
در نتيجه آخرين حربه‌ي شاه و دربار، تشكيل جلسه‌اي با حضور دولتيان و علما بود. در اين جلسه كه افرادي نظير ميرزا حسن آشتياني و شيخ‌هادي نجم‌آبادي حضور نداشتند، شاه خواستار حكم حليت استعمال تنباكو شد كه با پاسخ صريح حاضران مواجه گرديد. در اين ميان امين‌السلطان راه ديگري در پيش گرفت و به علما وعده داد كه اقداماتي جهت لغو امتياز خواهد كرد و در برابر از آنان خواست كه صريحاًً استعمال دخانيات را مجاز اعلام كنند. 24 بدين ترتيب ناصرالدين‌شاه كه از يك سو با اوضاع آشفته‌ي داخلي و از سوي ديگر با مخالفت‌هاي جدي مسئولان كمپاني و كارگزاران سفارت انگليس روبه رو بود، در حالي كه تنها دو هفته از صدور حكم تحريم مي‌گذشت به الغاي انحصار داخله توتون و تنباكو پرداخت تا امين‌السلطان در جلسه‌ي ديگري با حضور علما، اين خبر را اعلام نمايد كه از اين پس انحصار داخلي لغو شده و مردم مي‌توانند توتون و تنباكوي خود را آزادانه در داخل كشور خريد و فروش نمايند.
با لغو انحصار داخلي، علما در برابر اصرار امين‌السلطان اظهار داشتند كه چون امتناع مردم از استعمال دخانيات مستند به حكم ميرزاي شيرازي است، تنها چاره‌ي كار مراجعه به وي و كسب اطلاع از نظر اوست. در واقع آنها ضمن رفع تكليف از خود، به اصرار امين‌السلطان تلگرامي حاكي از لغو امتياز داخلي پاسخ ميرزاي شيرازي ارسال كردند. دو هفته پس از اعلام لغو امتياز داخلي، پاسخ ميرزاي شيرازي به تلگرام علما به تهران ارسال شد. او در اين تلگرام ضمن تشكر از شاه به جهت لغو امتياز، اظهار اميدواري كرده بود كه دست‌هاي خارجي به كلي از ايران كوتاه شود. پاسخ مزبور كه به هيچ وجه مقصود اصلي دولتيان را كه خواهان صدور حكم حليت استعمال تنباكو بودند، تأمين نمي‌كرد،25 ادامه‌ي امتناع مردم از مصرف توتون و تنباكو را نيز در پي داشت.
دولت كه ميرزاي آشتياني را عامل ناآرامي مي‌پنداشت از او خواست تا به منبر برود و حلال بودن استعمال تنباكو را اعلام كند. شاه براي پايان دادن به اوضاع نامساعد، شدت عمل بيشتري نشان داد و از يك سو فرمان بازگشايي تمام قهوه‌خانه‌ها را صادر نمود و از سوي ديگر ميرزاي آشتياني را در قليان كشيدن در مجامع عمومي و يا خروج از دارالخلافه (تهران) مختار كرد.
ميرزاي آشتياني نيز بي‌درنگ ترك تهران را بر مخالفت با حكم ميرزاي شيرازي ترجيح داد و آماده‌ي حركت شد. 26
در سوم جمادي‌الاخر 1309، مردم پس از آگاهي از تصميم ميرزاي آشتياني مبني بر خروج از دارالخلافه در منزل وي در محله‌ي سنگلج اجتماع كردند و از آنجا به سمت ميدان ارگ و كاخ گلستان رفتند. زنان پيشاپيش مردان خطاب به شاه فرياد مي‌زدند و نگراني خود را نسبت به بيرون كردن علما از شهر اعلام و تأكيد مي‌كردند كه دولت قصد دارد دين آنها را از بين ببرد تا فرنگيان بر مردم سلطه يابند.
همچنين در اين ايام زمزمه‌هاي جهاد عليه دستگاه نيز بالا گرفته بود و اعلاميه‌هايي بدين مضمون كه «بر حسب حكم جناب حجت‌الاسلام، آقاي شيرازي، اگر تا 48 ساعت ديگر امتياز دخانيات لغو نشود، يوم دوشنبه آتيه، جهاد است، مردم مهيا شويد.» بر در و ديوار شهرها نصب شده بود.
به هر روي پيشروي مردم، دربار را وحشت زده كرد و كوشش كامران ميرزا نايب‌السلطنه براي آرام كردن مردم حاصلي نداشت. به طوري كه وعده‌هاي او به نيابت از شاه كه «فرنگي‌ها را بيرون مي‌كنيم» و يا دستخط شاه خطاب به وي كه اعلام مي‌داشت، «امتياز داخله را كه برداشته بوديم، حال امتياز از خارجه را هم برداشتيم و مردم مجبور در كشيدن قليان نيستند تا حكم از جناب ميرزاي شيرازي برسد»، بي‌حاصل ماند. 27 بي‌نتيجه ماندن وعده‌ها سبب شد كه محمد‌علي خان معين نظام، فرمان تيراندازي صادر كند و در اين تيراندازي‌ها عده‌اي كشته شوند.
در پي اين كشتار، ميرزاي آشتياني از پذيرش هداياي شاه كه براي دلجويي از او فرستاده بود، خودداري ورزيد و مردم را به استقامت عاقلانه و اجتماع در مسجد جامع فراخواند. ميرزاي آشتياني براي پايان گرفتن غائله سه پيشنهاد به مضمون پرداخت خون‌بهاي مقتولين، مصونيت حاضران در تظاهرات و برچيدن بساط كليه امتيازات خارجي را مطرح ساخت.
سرانجام شاه در پنجم جمادي‌الاخر 1309 براي اطمينان بيشتر در دستخطي به امين‌السلطان لغو كامل امتياز را اعلام كرد تا وي به آگاهي علما و مردم برساند. ولي مخالفان آرام نگرفتند و عزل امين‌السلطان ـ كه از نظر انان حامي امتياز بود ـ و لغو تمام قراردادهايي كه با خارجيان منعقد شده بود را خواستار شدند. 28
بدين ترتيب درنتيجه‌ي لغو امتياز تنباكو، حكم تحريم تنباكو نيز پس از 55 روز از سوي علماء لغو شد. البته در اين بين كارگزاران خارجي كه تلاش‌هاي خود را بي‌ثمر مي‌ديدند، به ادعاي خسارت پرداختند و خواستار 60 هزار ليره غرامت از دولت ايران گرديدند كه در نهايت توافق بر سر مبلغ 50 هزار ليره حاصل گرديد. بدين منظور شاه از بانك‌شاهنشاهي كه در دست انگليسي‌ها بود، مبلغ فوق را به عنوان وام دريافت كرد و يك بار ديگر وابستگي ايران را به بيگانگان تشديد نمود.

پيامدهاي جنبش تنباكو

اگر چه در ظاهر لغو اعطاي امتياز تنباكو، موجب پرداخت غرامت و خسارت از سوي دولت ايران به طرف انگليسي شد، با اين حال خسارتي كه ايران پرداخت كرد،‌در برابر خسارات ناشي از اجراي قرارداد، ناچيز به شمار مي‌آمد. به هر روي نهضت تنباكو پيامدهاي مهمي نظير استبداد‌گريزي، مقابله با استيلاي بيگانه، حضور زنان در صحنه‌ي مبارزه، همگاني بودن نهضت، اتحاد گروه‌ها و اصناف مختلف و ... را درپي داشت كه اگر به آنها مقاومت مردمي، ضرورت التزام به احكام دين، رعايت حكم مرجع تقليد و پذيرش فراخوان علما براي مقاومت را نيز اضافه نماييم، نتايج مثبت آن را در عرصه‌‌هاي بعدي تاريخ ايران مشاهده خواهيم نمود.
در واقع جنبش تنباكو اولين مقاومت همگاني مردم ايران در برابر بيگانگان و استبداد شاهي بود كه بر حوادث و رويدادهاي پس از خود تأثير بسيار نهاد. 29 در اين بين فتواي تاريخ‌ساز ميرزاي شيرازي، ضمن جلوگيري از حراج ايران، نخستين جنبش گسترده مردمي عليه سلطه خارجي را شكل داد و تأثيرات به سزايي در تحولات بعدي ايران گذاشت. 30 چرا كه از آن پس ايرانيان دريافتند كه پيروزي بر شاه و بيگانگان امري ممكن است.
نكته‌ي فوق را شهيد مدرس نيز به درستي دريافته و درباره‌ي جنبش چنين اظهار نظر نموده بود: «اين واقعه تاريخي، نظام سلطنت را سست و از اقتدار انداخت... استبداد سلطنتي در ايران بدون توجه به واقعه دخانيه، به مشروطيت نمي‌رسيد... واقعه دخانيه توپي بود كه سحرگاه مردم تيزهوش خفته را بيدار كرد و به طور طبيعي از زلزله شديدي كه متعاقب آن بايستي به وقوع بپيوندد، باخبرشان نمود.» 31
همچنين تحريم تنباكو نمونه ديگري از نگرش جامع‌نگرانه به دين اسلام بود كه از اتحاد و همبستگي مردم با روحانيت نشئت مي‌گرفت. زيرا مردمي كه تا آن زمان هرگز در اوامر سلطان چون و چرا نمي‌كردند و ياراي چنين كاري را نداشتند، در اين جهاد ملي به دستور پيشواي مذهبي خود، ميرزاي شيرازي شركت كردند و نهضت تنباكو را به اعتراضي نسبت به تمام امتيازاتي كه تا آن هنگام به كمپاني‌ها و شركت‌هاي خارجي داده شده بود، مبدل كردند.
امام خميني (ره) كه خود به عنوان مرجعي بزرگ، رهبري حركت عظيم انقلاب اسلامي را بر عهده داشت، مسئله‌ي در هم تنيدن روحانيت و مردم و فتواي تاريخي ميرزاي شيرازي را چنين بيان نموده است: «آن مرحوم كه در سامره تنباكو را تحريم كرد، براي اين كه ايران را تقريباً در اسارت گرفته بودند به واسطه قرارداد تنباكو، ايشان يك سطر نوشتند كه تنباكو حرام است. حتي بستگان خود آن جائر (ناصرالدين‌شاه) و حرامسراي آن جائر ترتيب اثر دادند به آن فتوا و قليانها را شكستند و در بعضي جاها تنباكوهايي كه قيمت آن هم زياد بود در ميدان آوردند و آتش زدند و شكست دادند آن قرارداد را و لغو شد قرارداد و يك چنين چيزي و آنها ديدند كه يك روحاني پيرمرد در كنج دهي از دهات عراق يك كلمه مي‌نويسد و يك ملت قيام مي‌كند و قراردادي كه مابين شاه جائر و انگليسي‌ها بوده است، به هم مي‌زند و يك قدرت اين طوري دارد او.» 32
نتيجه‌گيري
در فضايي كه حكام ايران براي تهيه‌ي مبالغ هنگفت خوش‌گذ‌راني‌ها و سفرهاي اروپايي خود، امتيازات بي‌شماري به بيگانگان مي‌دادند و كشور را دچار نا امني اقتصادي مي‌كردند، روحانيون بزرگي نظير ميرزاي شيرازي با اين شيوه‌ي زمامداري به مقابله پرداخته و با برخورداري از حمايت عمومي، از اعطاي امتيازهاي گوناگون ممانعت به عمل آوردند.
جنبش تنباكو كه نمونه‌اي موفقيت آميز از يك حركت عمومي در تاريخ معاصر ايران است، پيروزي خود را مرهون پيوند ويژه‌ي رهبران مذهبي و مردم بود. در واقع جنبش تنباكو كه در نهايت به انقلاب مشروطه و امضاي فرمان مشروطيت توسط مظفرالدين شاه قاجار در سال 1285 هجري شمسي انجاميد، يك بار ديگر پيوند ديرپاي روحانيت اصيل و مردم را نشان داد. اين پيوند كه از يك سو پايه‌هاي مشروعيت سلطنت را متزلزل ساخته بود، از سوي ديگر اقتدار سياسي روحانيت را نيز افزايش داد و روحانيت را به عنصر اصلي هدايت كننده مقاومت‌هاي مردمي عليه استعمار و استبداد مبدل كرد . به طوري كه پس از فتواي آيت‌الله شيرازي مبني بر تحريم تنباكو، روحانيت در تمام امور اجتماعي و سياسي ايران نقش داشته است؛ كه از آن جمله مي‌توان به حضور روحانيت در نهضت مشروطه، ملي شدن صنعت نفت، مخالفت با لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي، مخالفت با لايحه كاپيتولاسيون، مخالفت با انقلاب سفيد شاه و مردم، واقعه 15 خرداد 42، رهبري انقلاب اسلامي، حوادث پس از انقلاب و ... اشاره نمود.
بر اين اساس نهضت تنباكو از يك سو سند گويايي بر رهبري روحانيت مبارز و مقاومت و همبستگي مردم متعهد اين سرزمين در پاسداري از ارزش‌هاي اسلامي و دفاع از استقلال و آزادگي است؛ و از سوي ديگر با ماهيتي ضد استعماري و همراه با انگيزه‌هاي اسلامي، نقش مهمي در تاريخ معاصر ايران و بيداري مردم اين سرزمين ايفا نموده است.

پي‌نوشت‌ها:


1. رحيم رئيس‌نيا، ‌زمينه اقتصادي و اجتماعي مشروطيت ايران،‌تبريز، ابن سينا،‌1352، صص 8ـ 24.
2. نيكي آر كدي، ريشه‌هاي انقلاب ايران، ترجمه عبدالرحيم گواهي،‌تهران، انشتارات قلم، 1377، ص 105.
3. ابراهيم تيموري، تحريم تنباكو، اولين مقاومت منفي در ايران، كتاب‌هاي جيبي، 1361، صص 11 ـ 22.
4. در قرن 19 ميلادي دولت‌هاي انگليس و روسيه از روش‌هاي مختلفي مانند نفوذ در شخص شاه و صدر اعظم‌هاي وي، بازرگاني، گرفتن امتيازات، اعطاي وام‌ها و تهديد براي اعمال نفوذ و گسترش سلطه خود در ايران بهره مي‌بردند. در عصر ناصرالدين شاه عمده‌ترين امتيازات در ازاي مبلغ ناچيزي به عنوان حق‌الامتياز و با پرداخت رشوه به چند دولتمرد براي سال‌هاي متمادي اخذ مي‌گرديد.
براي مطالعه بيشتر در اين خصوص رجوع كنيد به: حسين بن علي اصفهاني كربلايي، تاريخ دخانيه، تصحيح رسول جعفريان، قم: الهادي، 1377، صص 62ـ 65.
5. پيشين، ابراهيم تيموري، ص 27.
6. فيروز كاظم‌زاده، روس و انگليس در ايران 1864 ـ 1914، پژوهشي درباره‌ي امپرياليسم، ترجمه: منوچهر اميري، تهران، كتاب‌هاي جيبي، 1354، صص 232 ـ 233.
7. پيشين، ابراهيم تيموري، صص 39 ـ 40.
8. پيشين، حسين بن علي اصفهاني كربلايي، صص 68ـ 71.
9. فريدون آدميت، شورش بر امتياز نامه‌ي رژي، تهران، 1360، ص 13.
10. ادوارد گرانوبل براون، انقلاب ايران، ترجمه احمد پژوه، تهران، 1338، ص 48.
11. پيشين، فريدون آدميت، ص 18.
12. هما ناطق، بازرگانان در داد و ستد با بانك شاهي و رژي تنباكو، تهران، 1373، ص 93.
13. جمعي از نويسندگان، انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن،‌قم: دفتر نشر معارف، 1382، ص 31.
14. كمپاني هند شرقي كه زمينه‌هاي سلطه‌ي استعماري انگليس بر شبه قاره‌ي هند را در طول نزديك به يك و نيم قرن (1800ـ 1947) فراهم كرده بود، علما را نسبت به مقامات دولتي كه عامل ورود اروپاييان به ايران و در دست گرفتن اقتصاد كشور بودند، بدبين مي‌ساخت.
همچنين رجوع كنيد به: ناظم‌الاسلام كرماني، تاريخ بيداري ايرانيان، تصحيح علي‌اكبر سعيدي سيرجاني،‌تهران، 1362، ج1، ص 19.
15. غلام‌حسين زرگري‌نژاد، رسائل مشروطيت، تهران: كوير، 1377، ص 76.
16. پيشين، حسين‌بن علي اصفهاني كربلايي، صص 104 ـ 108.
17. پيشين، ابراهيم تيموري، صص 83ـ 84.
18. محمد‌علي بن محمد‌رضا سياح، خاطرات حاج سياح، دوره‌خوف و وحشت، به كوشش حميد سياح و سيف‌الله گلكار، تهران، 1359، ص 329 ـ 331.
19. براي مطالعه بيشتر در مورد زندگي ميرزاي شيرزاي رجوع كنيد به: شرح زندگاني ميرزاي شيرازي، شيخ‌آقا بزرگ‌تهراني، ترجمه حميد تيموري، تهران،‌ ميقات،‌ 1362.
20. محمد‌رضا زنجاني، تحريم تنباكو، تهران، حسين مصدقي،‌1333، صص 58 ـ 66.
21. پيشين، حسين‌بن علي اصفهاني كربلايي،‌صص 90 ـ 93.
22. همان، صص 117 ـ 118.
23. همان، صص 125 ـ 132.
24. پيشين، ‌ناظم‌الاسلام كرماني، ج 1، صص 22ـ 23.
25. پيشين، حسين‌بن علي اصفهاني كربلايي، ص 150.
26. عباس ميرزا قاجار (ملك‌آرا)، شرح حال عباس ميرزا ملك‌آراء: برادر ناصرالدين شاه، تصحيح عبدالحسين نوائي، تهران، ‌1361، صص 185 ـ 186.
27. ژوانس فووريه، سه سال در دربار ايران، ترجمه: عباس اقبال آشتياني، تهران: دنياي كتاب، بي‌تا، 1363، صص 237 ـ 239.
28. پيشين حسين‌بن علي اصفهاني كربلايي، صص 172 ـ 173.
29. نمونه ديگر تأثير آموزه‌هاي مكتب اقتصاد اسلامي بر حركت‌ها و جنبش‌هاي انقلابي، مربوط به ايجاد يك بنگاه بخت‌آزمائي و يا قرعه‌كشي در ايران بود كه در آن هم در جريان سومين مسافرت ناصرالدين‌شاه به اروپا در سال 1889 مطرح شد. اعطاي حق ايجاد يك بنگاه بخت‌آزمايي و يا قرعه‌كشي در ايران، با مخالفت وسيعي رو به رو شد كه بعضاً از طرف افراد متديني صورت گرفت كه قماربازي را به حسب دستورهاي قرآن حرام مي‌دانستند. در نهايت نيز شاه مجبور به لغو امتياز مزبور گرديد.
براي مطالعه بيشتر در اين خصوص رجوع كنيد به نيكي كدي تحريم تنباكو در ايران ترجمه‌ي شاهرخ قائم‌مقامي، تهران، 1356.
30. جان فورن، مقاومت شكننده تاريخ تحولات اجتماعي ايران، ترجمه احمد تدين، تهران، رسا، 1377، ص 250.
31. موسي نجفي و رسول جعفريان، سده تحريم تنباكو، تهران، اميركبير، 1373، صص 134 ـ 139.
32. صحيفه نور، سخنراني امام خميني (ره) در مورخه 28/8/1359.


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 144683 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 93
     درج شده در 1617 روز و 58 دقیقه قبل
    

نهضت تنباکو

در نیمه دوم قرن نوزدهم حوادث و اتفاقاتی در ایران رخ داد که چهره ی آینده کشورمان راتاحدودی متحول ودگرگون کرد.هریک اراین حوادث برگهای زرینی در صفحات تاریخ این مرز و بوم بوده درخشندگی خاص خود را دارند اما نهضت تنباکو در میان اینها ازجایگاه ویژه ای برخوردار است،زیرا این قیام از یک سو اولین تجربه ی مبارزه با استعمار با ماهیت اسلامی بوده و از سوی دیگر،در اوج استبداد داخلی پادشاهان قاجاریه- ناصرالدین شاه- به وقوع پیوست و پرده ی ظلمانی ترس و وحشت را از دل ملتی که شاهد چپاول و غارت ثروتهای مادی و معنوی خود،بود بیرون انداخت.قیام امت اسلامی به رهبری مرجع بزرگ آیت الله میرزا حسن شیرازی علیه توطئه مشترک داخلی و خارجی ضربه محکمی بر پیکر استبداد داخلی و استعمار خارجی وارد کرد تا امتیاز ننگین و شرم آور تنباکو که بیش از نفوذ کفار را در کشور اسلامی ایران توسعه می داد،لغو کنند.حمایت بی دریغ و همه جانبه ی مردم ایران از حکم عالی بزرگ،ثابت کرد که اسلام و روحانیت نفوذ عمیقی در دلهای مردم مسلمان ایران داشته و قادر به مقاومت در برابر هر توطئه ای می باشند.قیام اسلامی تنباکو را می توان اولین نهضت بیداری مردم ایران برای به دست آوردن حقوق خود از بیگانگان و استبداد پادشاهان ایران دانست که خود طلیعه ی نهضت مشروطیت شد؛نهضتی که باعث تحولات سیاسی و اجتماعی چشمگیری در تاریخ ایران گردید.

زمینه ی واگذاری امتیاز تنباکو

استعمال توتون و تنباکو از زمان صفویه،بویژه از زمان شاه عباس کبیر،در ایران رواج پیدا کرد . وی هرچند می خواست استفاده ازآن را منع کند اما موفق به این کار نشد.از آن زمان کم کم تعداد معتادان به توتون و تنباکو افزایش پیدا کرد تا این که در زمان ناصر الدین شاه به چند میلیون نفر رسید.به همین دلیل یکی از وزیران (1) ناصرالدین شاه به فکر انحصار آن افتاد تا برای افزایش مالیات،آن را در اختیار و کنترل دولت قرار دهد.وی قانون پیشنهادی خود را به نام (قانون اداره انحصاریه توتون و تنباکو) ارایه داد که مورد تصویب ناصرالدین شاه قرار نگرفت.سرانجام وی در سال بعد بعد مقررات دیگری را تهیه کرد و به تصویب ناصرالدین شاه رساند و شاه دستور اجرای آن را به (میرزا علی اصغر خان امین السلطان) صدر اعظم داد،اما به علت مخالفت علما که این عمل را غیر شرعی و بدعت در دین می دانستند اجرا نشد.(2)
ناصرالدین شاه در سال 1268 ه.ش/1889 میلادی برای سومین بار تصمیم گرفت،به بهانه بازدید از پیشرفت کشورهای اروپایی،از طریق خاک روسیه عازم اروپا شود.روسها ابتدا اجازه ی چنین سفری را از خاک خود نمی دانند،اما با گرفتن امتیازاتی اجازه عبور به هیأت ایرانی داده شد.(3)انگلیسیها اصرار داشتند که این سفر انجام شود.هدف آنها،گرفتن امتیازات بیشتر از شاه ایران بود و به همین علت از شاه و همراهانش بویژه امین السلطان،وزیر اعظم،بگرمی استقبال و پذیرایی کردند و بزرگترین نشانه های رسمی دولت انگلستان را به آنها اهدا کردند.در این سفر انگلیسیها پیشنهادهای زیادی به شاه ایران دادند که از جمله آنها امتیاز توتون و تنباکوی ایران بود.(4)دولت انگلستان مانند سایر امتیازات برای مصونیت از خطرهای احتمالی،خود بطور مستقیم دخالت نکرد،بلکه یکی از افراد تبعه ی خودش به نام (ماژور تالبوت) را به عنوان طرف معامله به ایران معرفی کرد.تالبوت با پیشنهاد رشوه به شاه و صدر اعظم موافقت آنها را جلب کرده،ناصرالدین شاه قبول کرد که پس از برگشت،وی را به ایران دعوت کند.(5)

اقدامات عملی برای تحقق قرارداد

الف:دعوت تالبوت به ایران و واگذاری امتیاز

همان طور که ناصرالدین شاه در سفر به لندن قول داده بود پس از بازگشت،به ایران از تالبوت دعوت کرد تا به ایران بیاید.وی پس از ورود به تهران با کمک سفارت انگلیس و اعضای آن،متن امتیازنامه را تهیه کرده نزد (امین السلطان) فرستاد.صدر اعظم با تغییرات جزیی در متن قرارداد،آن را جهت امضا نزد ناصرالدین شاه برد و پس از تعریف و تمجید فراوان از قراداد و شرح مزایای چنین امتیازی آن را به امضای شاه رساند و از او تقدیرنامه ای نیز دریافت کرد.(6)به موجب این امتیاز خرید و فروش کل توتون و تنباکوی ایران در داخل و خارج به مدت پنجاه سال از تاریخ 1269ه.ش/1890م- به (ماژور تالبوت) انگلیسی واگذار شد و در مقابل صاحب امتیاز متعهد گردید که هر سال مبلغ پانزده هزار لیره انگلیسی و یک چهارم از سود شرکت پس از کسر مخارج و کسر پنج درصد،به دولت ایران بپردازد.(7)
اعطای چنین امتیازی به یک فرد بیگانه خسارتهای جبران ناپذیری به دولت و ملت ایران وارد می کرد،زیرا به موجب این امتیاز هیچ کس حق خرید و فروش توتون و تنباکو و سیگار در ایران را نداشت،مگر با اجازه ی صاحب شرکت.ورود لوازم و وسایل شرکت از عوارض گمرکی و مالیات معاف بود و هیچ کس حق وارد کردن توتون و تنباکو به ایران را نداشت.فصل هشتم این امتیاز خاطیان از این فرمان را تهدید به کیفر می کرد و طبق فصل دهم کشاورزان ایران متعهد بودند که مقدار محصول خودشان را به نزدیکترین عامل شرکت اطلاع دهند.(8)

ب:تشکیل شرکت و آغاز فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی

پس از بازگشت ناصرالدین شاه از انگلستان،تالبوت به اتفاق چند نفر و با کمک دولت انگلیس،شرکتی را با نام (رژی) با سرمایه ی اولیه ی 650000 لیره در لندن تشکیل داد.وی پس از کسب امتیاز در صدد برآمد که شرکت را درشهرهای کشورمان گسترش دهد.در این راستا ابتدا باغی را در یکی از بهترین مکانهای تهران در آن زمان (خیابان فردوسی فعلی) خریده،ساختمان بزرگی برای اداره مرکزی شرکت در وسط آن بنا کرد.شرکت دیوار محکم و بلندی در اطراف باغ کشید و آن را به شکل قلعه ی جنگی و نظامی در آورد.(9)شرکت پس از تأسیس اداره ی مرکزی در تهران تصمیم گرفت،شعبه های آن را در سایر شهرهای ایران،بویژه شهرهایی که در آنها محصولات توتون و تنباکو بیشتر کشت و تولید می شد راه اندازی کند.در این راستا تصمیم گرفته شد نمایندگانی به تبریز،مشهد،شیراز و اصفهان اعزام کند تا در آنجا به تشکیل شرکت مبادرت کرده فعالیتهای خود را آغاز کنند.(10)
پس از احداث ساختمان مرکزی شرکت در تهران و آغاز فعالیت آن در ایران،چند هزار نفر از مردان و زنان و دختران فرنگی در مدت کوتاهی به عنوان کارکنان شرکت وارد ایران شدند بطوری که در هر شهری تعداد زیادی از افراد بیگانه اقامت داشتند.این افراد که تحت پوشش شرکت رژی وارد ایران شده بودند،شروع به فعالیتهای فرهنگی کرده،فرهنگ مسیحیت و غرب را در ایران رواج می دادند. نفوذ در بازار مسلمانان استفاده از دختران برای افزایش فروش،اشاعد فساد از طریق ایجاد رقاص خانه و قمارخانه،فروش و مصرف مشروبات الکلی،استفاده از مسلمانان به عنوان نوکر و توهین و هتک حرمت مسلمانان از جمله موارد اشاعه فرهنگ غربی در ایران به وسیله کارکنان شرکت رژی بود که زمینه های نهضت را کم کم آماده می کرد.(11)

مقاومت مردم در شهرها و آغاز قیام

به علت گسترش شرکت و زرع و استعمال توتون و تنباکو حدود یک پنجم از جمعیت ایران (12) از این طریق زندگی خود را می- گذراندند،از این رو نمی توانستند در مقابل تسلط بیگانگان بر امرار معاش خود ساکت باشند.روستاییان،کشاورزان،بازرگانان و تاجران خرده پا و حتی کارگران روز مزد شروع به اعتراز علیه شرکت رژی کردند.به علت رابطه ی نزدیک و تنگاتنگی که بین طبقات مردم و علما وجود داشت،مردم به روحانیون متوسل شدند تا با رهبری آنها وارد مبارزه و قیام عمومی شوند.(13)

شهرهایی که در این مبارزه سهم بسزایی داشتند به شرح زیر بود:

فارس:اولین نقطه ای که زودتر از جاهای دیگر مورد توجه شرکت قرار گرفت،فارس بود،زیرا قسمت عمده و بهترین محصول دخانیات ایران از فارس تهیه می شد.مردم شیراز که از توجه شرکت به فارس مطلع شده بودند،کسب و کار خود را تعطیل کرده،در مسجد وکیل شیراز جمع شدند. حاج سید علی اکبر فال اسیری شیرازی که در میان علمای آنجا از همه معروفتر و از بیان ویژه ای نیز برخوردار بود،بالای منبر رفت و علیه دولت و شرکت رژی صحبت کرد و در پایان سخنرانی،شمشیری را به دست گرفته،اعلام جهاد کرد و گفت: هر بیگانه ای که برای انحصار دخانیات به شیراز بیاید،من شکم او را پاره خواهم کرد.(14)
نهضت مردم فارس به دنبال سخنان این روحانی مبارز آغاز شد.نمایندگان شرکت که از وضع آنجا آگاه شدند،در بیرون از شهر متوقف شده،جرأت ورود به شهر را نداشتند،اما پس از سرکوب مردم عمال شرکت با تشریفات خاص وارد شهر شدند.مردم فارس هم چنان به مبارزه خود ادامه دادند.دولت سید علی اکبر فال اسیری را دستگیر و به عراق تبعید کرد.خبر دستگیری و تبعید این روحانی شجاع به گوش مردم رسید.مردم دوباره با تعطیل کسب و کار با شعارهایی علیه شرکت و دولت ایران در امامزاده احمد بن موسی تجمع کردند،ولی یکبار دیگر قیام مردم توسط (قوام الملک) حالم فارس سرکوب،و سران آنها دستگیر شدند.تبعید این عالم بزرگ به عراق و ملاقات او با سید جمال الدین اسد آبادی در بصره و هم چنین دیدار او در سامرا با آیت الله (میرزا محمدحسن شیرازی) باعث تسریح نهضت در داخل و خارج ایران شد.(15)
تبریز:مردم و روحانیون تبریز پس از اطلاع از امضای قرارداد،مخالفت شدید خود را از طریق تلگراف به ناصرالدین شاه اعلام کردند و پس از اطلاع از نامه ی (میرزای شیرازی) به شاه مبنی بر خلاف شرع بودن آن و حرکت نمایندگان شرکت رژی به آنجا،مردم به رهبری (میرزا جدا آقا مجتهد تبریزی) مسلح شده،از ورود کارکنان شرکت به تبریز جلوگیری کردند.شاه و درباریان ابتدا با تهدید به قصد سرکوب و ساکت کردن مردم غیور آنجا را داشتند،اما چون این حربه مناسب مواقع نشد،به نیرنگ متوسل شده و نقشه تفرقه و جدایی بین روحانیون و مردم را ریختند ولی مردم از توطئه شوم دولت مطلع شده و آن را نقش بر آب کردند.(16)پس از شکست توطئه شاه و دربار،آنها به فکر تطمیع مردم تبریز افتادند و به آنها قول آزادیهای فراوان دادند،لیکن هیچ یک از ترفندهای آنها موثر واقع نشد و سرانجام مسوولین دولت ایران و شرکت رژی تصمیم گرفتند که از تبریز چشم پوشی کرده و از اعزام کارکنان شرکت به آنجا خودداری کنند.این امر در پیروزی نهضت تنباکو نقش بسزایی را داشت.(17)
اصفهان:در این زمان اصفهان از چند جهت اهمیت داشت:یکی از مهمترین شهرهای تجاری ایران بود و به خلیج فارس جهت تجارت خارجی نزدیک بود و ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه در آنجا حکومت می کرد.مردم اصفهان تلاشهای زیادی برای مبارزه با اهداف استعماری شرکت رژی انجام دادند. علمای اصفهان در آن زمان بیشتر از سایرین در بین مردم نفوذ داشتند و در بین آنها (حاج شیخ محمد تقی) معروف به اقا نجفی از همه معروفتر و مشهورتر بود از این رو،وی پرچم مبارزه را علیه بیگانگان به دست گرفت و برای اولین بار فتوای منع خرید و فروش و استعمال دخانیات را به کمک سایر روحانیون صادر کرد.هرچند در آن زمان خارج از اصفهان کسی از دستور آنها اطاعت نکرد اما بیشتر مردم اصفهان از دستور علما اطاعت کردند و فشارها و سختگیریهای ظل السلطان،حاکم وقت اصفهان هم چاره ساز نشد.بعلاوه یکی از علمای اصفهان جهت دادن گزارش نزد میرزای شیرازی به سامرا رفت.(18)یکی از حوادث و اتفاقات مهم در روند نهضت تنباکو،بویژه در اصفهان،به آتش کشیدن تنباکوهای یک تاجر است.این تاجر اصفهانی که به خاطر منع خرید و فروش و استعمال دخانیات از طرف علمای اصفهان حاضر نبود آنها را به بیگانه بفروشد،دوازده ساعت از آنها وقت گرفته و شب هنگام،آنها را دریک جا جمع کرده و همه ی آنها را به آتش کشید.(19)
تهران:مردم تهران نیز به دنبال شهرهای شیراز،تبریز،اصفهان و... علیه شرکت رژی و عوامل داخلی و خارجی آنها دست به شورش و قیام زدند و با تعطیلی کسب و کار خود و اجتماع در مساجد و سایر نقاط شهر،اعتراض خود را بر ضد شرکت مذکور اعلام کردند.در پایتخت نیز مانند سایر شهرها رهبری اعتراض و اجتماع مردم به عهده ی علما و روحانیون از جمله عالم بزرگ (میرزا حسن آشتیانی) بود.وی که بارها با شاه و امین السلطان برای لغو امتیاز تماس گرفته،ولی نتیجه ای نگرفته بود،سرانجام نامه ای از طرف علمای تهران به میرزای شیرازی،مرجع بزرگ شیعیان در سامرا،نوشت و از وی تقاضا کرد که در این باره اقدامی انجام دهد.(20)
مشهد:حاکم خراسان در این زمان فتحعلیخان صاحب دیوان بود.وی همه ی مردم و دستندرکاران تنباکو در مشهد را مجبور کرد تا تمام کالای خود را به شرکت رژی بفروشند،اما مردم آنجا مانند سایر شهرهای ایران دست به اعتراض زده،در مسجد گوهرشاد جمع شدند که با کمک بعضی از علما و بعد از پنج روز تظاهرات و راهپیمایی بطور مسالمت آمیز پراکنده شدند.(21)
سایر شهرها:علاوه بر اینها در سایر شهرهای ایران مثل کرمان،قزوین،کاشان،یزد و... مردم علیه شرکت رژی دست به تظاهرات و شورشهایی زدند و با بستن مغازه ها و محل کارخود در مساجد و مراکز دیگر تجمع کرده،به همراه روحانیون انزجار و نفرت خود را از واگذاری چنین امتیازی اعلام کردند.(22)

صدور فتوای تحریم تنباکو

مردم و علمای شهرهای ایران که از اقدامات خود نتیجه ی قطعی نگرفته بودند،دست کمک به سوی مرحوم(میرزا محمد حسن شیرازی- مرجع تقلید شیعیان جهان- که در آن زمان در سامرا بود دراز کردند).وی از طریق روحانیون و زایران ،هم چنین نامه ها و تلگرافهایی که از ایران به ایشان می رسید و بخصوص نامه ی سید جمال الدین اسدآبادی،به زیانها و خسارتهای دولت و ملت ایران آشنا شد،ابتدا از طریق مسالمت آمیز و ارسال چند نامه،لغو این امتیاز را از ناصرالدین شاه تقاضا کرد،اما وقتی که از این کار نتیجه ای حاصل نشد،سرانجام فتوای مشهور خود را در سال 1267 ه.ش/1891م در رابطه با منع استعمال دخانیات به شرح زیر اعلام کرد:
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیمِ اَلیُوم اِستِعمال تنباکو و توتون بِاَیِّ نحوٍ کانَ در (حکم مُحاربه با امام زمان است عجل الله فرجه) (23)
حرره الاحقر محمد حسن الحسینی

پیروزی نهضت و لغو امتیاز

امت مسلمان ایران که هر لحظه منتظر چنین حکمی بودند؛پس از دریافت آن با هر وسیله ای که در اختیار داشتند در پخش آن اقدام کردند،زیرا چنین کاری را وظیفه ی شرعی خود می دانستند. استقبال از چنین حکمی بی نظیر بود.مردم ایران از پیر و جوان،زن و مرد،کشاورز و کارگر،تاجر و کاسب،همه بدون چون و چرا از آن اطاعت کردند،قلیانها و چپق ها را شکستند و توتونها،تنباکوها و سیگارها را به آتش کشیدند و حاضر نشدند حکم عالم و مرجع خود که استعمال تنباکو را در حکم جنگ با امام زمان (عج) می- دانست،نقض کنند.نفوذ این حکم آنقدر گسترده و وسیع بود که حتی دبار و حرمسرای ناصر الدین شاه را نیز فرا گرفت.(24)
ناصرالدین شاه و دربار او که به عمق و گستردگی نفوذ این حکم پی برده بودند،قصد داشتند با جعلی خواندن و تفرقه و فشار به مردم و روحانیون،بویژه میرزا حسن آشتیانی،اثر آن را خنثی کنند،اما وقتی به بی اثر بودن توطئه های خود پی بردند تصمیم گرفتند که با لغو امتیاز داخلی آنها را تسلیم کنند،ولی هوشیاری و تداوم نهضت و حضور مردم در صحنه و اعلام جهاد از سوی میرزای شیرازی توطئه- هایشان را نقش بر آب کرد.(25)سرانجام به دلیل فشار نهضت اسلامی- مردمی ایران به رهبری میرزای شیرازی که اساس سلطنت استبدادی ناصرالدین شاه را به مخاطره انداخته بود،وی تصمیم گرفت که امتیاز را لغو کند و با اعلام رسمی لغو امتیاز از سوی دولت ایران و شرکت رژی،مبارزه ی پیروزمند تنباکو پس از 55 روز خاتمه یافت و حکم تحریم لغو شد.((26)
شرکت رژی که مبالغ هنگفتی به شاه و صدراعظم و درباریانش رشده داده بود خواستار غرامت از ایران شد.که پس از مذاکراتی پانصد هزار لیره به شرکت پرداخت شد.این مبلغ از بانک شاهنشاهی ایران که سهام آن متعلق به انگلیس بود به صورت وام با بهره ی شش درصد در مقابل گرو گذاشتن گمرکات بنادر خلیج فارس،بوشهر،بندر عباس،بندر لنگه و شیراز تأمین شد.بدین ترتیب این گمرکات تحت نظارت و کنترل انگلیس درآمد.

ویژگیهای نهضت تنباکو

الف:اسلامی بودن

مهمترین عامل پیروزی نهضت تنباکو ماهیت اسلامی آن بود،زیرا تنها عامل و انگیزه ای که می توانست توده های مردم ایران را با آن وسعت به حرکت در آورد و آنها را به ایثار و فداکاری و از جان گذشتگی وادارد اعتقادات اسلامی و مذهبی بود.

ب:اطاعت از روحانیت

انگیزه ی این عمل نیزناشی ازاعتقادات اسلامی درقلوب مردم ایران بویژه مذهب تشیع بود.روحانیت به عنوان ادامه دهندگان راه ائمه ی معصومین علیهم السلام مورد پذیرش و احترام توده ی مردم بودند و به همین دلیل ارتباطات گسترده آنان در سراسر ایارن با مردم باعث گسترش قیام شد.(27)

ج:عمومی بودن نهضت

حضور در صحنه و ادامه ی نهضت تنباکو متعلق به گروه خاصی از مردم نبود،بلکه همه ی طبقات و اقشار مردم در آن نقش داشتند.زنان ایرانی برای اولین بار با نمایش قهرمانه و شور انگیز،حضور خود را در تاریخ مبارزات ایران به نمایش گذاشتند و حتی رهبری و تظاهرات خیابانی را در چند نقطه به عهده گرفتند.(28)

د:استقامت و فداکاری مردم و رهبران

استقامت رهبری و مردم در تمام مراحل نهضت به چشم می خورد وقتی فتوای تحریم صادر شد،همه مردم از آن اطاعت کردند و شایعه ی جعلی بودن و لغو امتیاز داخلی نتوانست مردم را راضی کند و تا لغو کامل آن و اعلام رسمی دولت و شرکت رژی پایداری کردند.آنها در این راه از جان و مال خود مایه گذاشتند،از معامله با شرکت رژی خودداری کردند و گاه اموال و دارایی خود را به آتش کشیدند و وسایل استعمال دخانیات را شکستند تا سرانجام به پیروزی رسیدند.البته همه ی اینها ریشه ی عمیق در اعتقادات مذهبی مردم ایران داشت.

1. این فرد محمدحسن خان اعتماد السلطنه وزیر انطباعات و دارالترجمه ناصرالدین شاه بود.
2. تحریم تنباکو،اولین مقاومت منفی در ایران،ابراهیم تیموری،ص9-22،شرکت سهامی کتابهای جیبی،تهران،1361.
3. نهضت تنباکو،اداره سیاسی-ایدئولوژیک ارتش،ص16،بی جا،بی تا.
4. تحریم تنباکو اولین مقاومت منفی در ایران،تیموری،ص23-24.
5. همان مدرک،ص24.
6. تحریم تنباکو اولین مقاومت منفی در ایران،تیموری،ص27.
7. بررسی تاریخی تنباکو،جمال الدین حسینی،ص31،بی جا،بی تا،بی نا.
8. پیکار پیروز تنباکو،محمد نهاوندیان،ص17،بی نا،بی جا،بی تا.
9. تحریم تنباکو اولین مقاومت منفی در ایران،تیموری،ص42.
10. قیام تنباکو،یعقوب آژند،ص64-68،انتشارات امیرکبیر،تهران،1367.
11. تحریم تنباکو،محمدرضا زنجانی،ص55-63،بی جا،بی تا،بی نا.
12. جمعیت ایران در آن روز حدود هشت میلیون نفر بود.
13. تحریم تنباکو، اولین مقاومت منفی در ایران،تیموری،ص49.
14. تحریم تنباکو، اولین مقاومت منفی در ایران،تیموری،ص68-69.
15. همان مدرک،ص71-73.
16. قیام تنباکو،آژند،ص98-102.
17. همان مدرک،ص103-107.
18. تحریم تنباکو،تیموری،ص78-79.
19. همان مدرک،ص79.
20. بررسی تاریخی تنباکو،حسینی،ص48.
21. قیام تنباکو،آژند،ص107.
22. تحریم تنباکو اولین مقاومت منفی در ایران،تیموری،ص80.
23. تاریخ بیداری ایرانیان،ناظم الاسلام کرمانی،بخش اول،ج1،ص19،بی جا،بی تا.
24. تحریم تنباکو،محمدرضا زنجانی،ص101-105.
25. تحریم تنباکو اولین مقاومت منفی در ایران،تیموری،ص133-135.
26. همان مدرک،ص210-213.
27. نهضت تنباکو،اداره سیاسی- ایدئولوژیک ارتش،ص90.
28. تحریم تنباکو،زنجانی،ص184-191.

منبع:

کتاب،تاریخ سیاسی معاصر ایران،پژوهشکده تحقیقات اسلامی،صص45 تا 54


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


نوشته شده توسط fardsaeid با 144683 نوشته تا این لحظه
تعداد بازدید تا این لحظه : 96
     درج شده در 1617 روز و 59 دقیقه قبل
    

تنباکو و پیامدهای آن فتوای تحریم (1)


در یکی از مراحل بحرانی تاریخ اسلام که استعمارانگلیس با کسب امتیاز تنباکو می رفت تا کشوراسلامی ایران را در ردیف مستعمرات خود در آورد عالمی متعهد مرزبانی آگاه و بیدار مرجع عالیقدر جهان تشیع میرزای شیرازی بزرگ عمق توطئه را دریافت و با صدور فتوای تحریم تنباکو بزرگترین ضربه را بر پیکر دولت استعمارگرانگلیس نواخت واو را دراهداف شوم و شیطانی خود ناکام کرد.
این فتوای قاطع و کوبنده استبداد را رسوا ساخت . قوت و قدرت اسلام و رهبران مذهبی را به نمایش گذاشت . برای نخستین بار توانایی مبارزه منفی را در رویارویی با قوی ترین قدرت زمان به اثبات رساند. الهام بخش همه حرکتهای ضداستعماری و ضداستبدای کشورهای اسلامی گردید و...
ازاین رو شایسته است که محققان درباره این فتوا و نقش تاریخ ساز آن به بحث و بررسی بنشینند و این مقطع از تاریخ ایران را که در حقیقت سرفصل مبارزات ضداستعماری امت اسلامی ایران است به دور از جعل و تحریف به همه انسانهای به تنگ آمده از قدرتهای استعماری و استبدادی بشناسانند.
گر چه درباره نهضت تنباکو کتابها ، رساله ها و مقالات بسیاری نگاشته شده که برخی نیز شایان تقدیر و تشکر است ولی از این حقیقت نمی توان چشم پوشید که حرکتهای ضد استعماری و ضد استبدادی همواره در طول تاریخ از دست تحریف قلم به مردان و تاریخ نگاران درباری و استعماری مصون نمانده اند. هر چه حرکت کوبنده تر عظیم تر و شکننده تر بوده تلاش دشمنان نیز در جعل و تحریف قوی تر و پیچیده تر. تاریخ مبارزات صد ساله ملت مسلمان ایران گواه این مدعاست و نهضت تنباکو بهترین شاهد .
برای تبیین اهمیت قیام امت اسلامی در این بخش از تاریخ معاصر و برای روکردن دست تاریخ نگاران استعماری و درباری در تحریف و وارونه جلوه دادن نهضت تنباکو به مسائل ذیل می پردازیم :
1. بستر صدور فتوا.
2. عکس العمل مردم و علم در برابر قرارداد رژی .
3. برخورد عالمان دین وامت مسلمان با فتوای تحریم تنباکو.
4. عکس العمل حکومت و کمپانی رژی در برابر مردم و فتوای تحریم .
5. پیامدهای فتوا.
6. تحریف تاریخ .

بستر صدور فتوا

برای درک و شناخت اهمیت فتو پیش از هر چیز لازم است بستر صدور فتوا را بشناسیم . برای این منظور نگاهی داریم به عناوین زیر:
استعمارگران درایران عصر ناصری .

واگذاری امتیازات و ماهیت آنها.

اهداف استعمارگران ازاخذ امتیازات .
امتیاز تنباکو و اهدافی که استعمارگران از گرفتن این امتیاز داشتند.

پیامدهای زیانبار آن .

حکومت ناصری واستعمارگران
رقابت شدید روس وانگلیس بر سر دستیابی به امتیازات بیشتر و چپاول سرمایه های مردم محروم این مملکت دراواخر دوره ناصری به اوج خود رسید. هرگاه یکی از دو کشور رقیب موفق به تحصیل امتیازی در ایران می شد طرف مقابل یا درالغای آن می کوشید و یا حداقل امتیازی در حد آن درخواست می کرد.
لرد کور وزن ایران آن روز را چنین تصویر می کند:
[صحنه ایران مانند صفحه شطرنجی شده بود که حرکت یک طرف با حرکت و اقدام طرف دیگر مواجه می گشت] 1 .
در سال 1280 هجری قمری امتیاز تلگراف خانه به انگلیس واگذار شد. روسها در مقابل از سال 1298 به بعد طی چند پیمان امتیاز استفاده از خطوط تلگراف را در شمال و شمال شرقی کشور تحصیل نمودند.
امتیاز راه آهن در سال 1289 به[ رویتر] و در حقیقت به انگلیس واگذار شد که با اعتراض علماء دینی و دلخوری روس این امتیاز پا نگرفت . ولی پس از چند سال سال 1306 امتیاز تاسیس بانک شاهنشاهی ایران و حق نشر اسکناس و... به رویتر داده شد.
چند ماه بعد یعنی در سال 1307 هجری قمری امتیاز تاسیس بانک استقراضی روس به یک تبعه روس داده شد و پس از چند ماه دولت روسیه این امتیاز را به خود منتقل ساخت . در همان سال امتیاز انحصاری ساخت راه تهران به اهواز به انضمام راه بروجرد و اصفهان با واسطه ای به انگلیس واگذار شد. در مقابل همان سال امتیاز بهره برداری از درختهای زیتون ایالت گیلان که متعلق به مردم بود به یک کمپانی روسی بخشیده شد و در سال 1308 امتیاز انحصاری بریدن چوب شمشاد از جنگلهای آستارا تا استرآباد و حمل آنها به خارج به همان کمپانی واگذار شد.
امتیاز کشتیرانی در رود کارون و امتیاز رژی به انگلیس داده شد و پیش از آن به عنوان جواز عبور از خاک روسیه برای سومین سفر شاه و درباریان به اروپا امتیاز کشتیرانی در شمال و چند امتیاز دیگر به روسها داده شد. 2
از طرف دیگر در آن زمان ناصرالدین شاه و دربار به خاطر نداشتن پایگاه مردمی به دو دولت روس و انگلیس متکی بودند. آنان نقش تعیین کننده ای را در دربار شاه داشتند. محور عمده حل و فصل مشکلات سیاهی اجتماعی اقتصادی رژیم حاکم را سیاست موازنه مثبت و جلب رضایت دو ابرقدرت از طریق واگذاری امتیازات و منافع مختلف به آنها تشکیل می داد. تا جائی که این عمل به عنوان شیوه ای سهل الوصول در برابر تکاثر طلبی استعمارگران به کار گرفته می شد.

ماهیت امتیازات

این امتیازات هر چند در پوشش خدمات و گاه خرید و فروش و معاملات بازرگانی بین یک فرد یا شرکت خارجی با دولت ایران انجام می گرفت 3 ولی ماهیتی کاملا استعماری و خائنانه داشت و اهداف شوم و شیطانی خاصی را دنبال می کرد. به عنوان نمونه :
امتیاز تلگرافخانه که درسال 1280 هجری قمری به انگلیسیها داده شد به ظاهر کار خدماتی بود ولی انگلیسیها پس ازاخذاین امتیاز در تمام مسیر سیم ماموران نظامی و سیاسی خود را پخش نموده و بنای تحریکات را گذاشتند. علاوه بر آن محل تلگرافخانه ها را به صورت پناهگاه و بست در آوردند و با حمایت از بست نشینان و بسط نفوذ خوداز این طریق دولتی مافوق دولت به وجود آوردند. ژنرال گلد اسمیت 4 که به تجزیه دو قسمت از خاک ایران حکم داد به عنوان سرپرست همین سیم کشیه مامور بلوچستان بود و وظیفه شوراندن بلوچها را علیه دولت ایران به عهده داشت .
کنت دوگوبینو در گزارش خود به وزیر امور خارجه فرانسه می نویسد:
[ انگلیسیها اصرار دارند که امتیاز کشیدن سیم تلگراف از بغداد به تهران و بوشهر هندوستان را از شاه بگیرند...این واقعه مساوی با اشغال و تملک تدریجی امپراتوری ایران خواهد بود] 5 .
همچنین امتیاز راه آهن و قرارداد رویتر چنانکه از اسمش پیداست به ظاهر یک کار خدماتی است اما در حقیقت و با توجه به متن آن با واگذاری این امتیاز جمیع منابع مملکت و کلیه حقوق ملت و دولت دربست دراختیار یک تبعه انگلیسی قرار گرفت و در حقیقت به دولت بریتانیای کبیر بخشیده شد. با توجه به مفاداین عهدنامه اگر این امتیاز پا می گرفت دولت ایران به درجه عامل نظم و مامور حفظ اموال کمپانی تنزل کرده و حکومت واقعی را به عمال کمپانی تفویض کرده بود.
لرد کوروزن می نویسد:
[یک چنین امتیاز عظیم و بی سابقه ای در حقیقت یک بخشش نامه از طرف دولت ایران است . و باید اعتراف نمود که اگر بریتانیا می توانست این بازی را به آخر برساند هم شاه ایران مات می شد و هم تزار روس در جای خود میخ کوب می گردید] 6 .
و قس علیها فعلل و تفعلل . بقیه امتیازات از جمله امتیاز رژی هر چند در پوشش خرید و فروش توتون و تنباکو انجام گرفت ولی ماهیتی کاملا استعماری شبیه امتیاز تلگراف خانه با وسعت بیشتر داشت .

انگیزه دربار از واگذاری امتیازات

شاه و درباریان که پایگاهی در میان مردم نداشتند در جلب رضایت و نزدیکی به خارجیان چه انگلیسی و چه روسی از یکدیگر پیش می گرفتند. بدین سبب دراین کشور هرج و مرج استعماری خاصی به وجود آمده بود که به مراتب شوم تراز رژیم استعماری انگلیس در هند یا سیستم استعماری روسیه در شهرهای گشوده آذربایجان ایران بود. مردانی که به نام رجال سیاسی کشور عهده دار امور مملکت داری بودند غیرت ملیت و اسلام خواهی را از دست داده بودند و جز راه خانه سفرای خارجی راه دیگری را نمی شناختند و جز ارباب خویش گاه انگلیس و گاه روسیه کس دیگر را به اربابی قبول نداشتند. تنها این سیاست را مایه حفظ تاج و تخت عیش و نوش و منافع شخصی دربار و قدر قدرتی شاه می دانستند لذا درباریان نه تنها مردمان بیگانه در حقیقت دول بیگانه را تشویق به اخذ امتیازات می کردند که در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه محض اطمینان دولت علیه از حسن جریان امور! مقرراتی تحت عنوان : دستورالعمل مجلس ترفیقات امتیازات تهیه شد و اداره ای با ریاست هوتم شیندلر تبعه انگلیس و از اعضای تلگراف خانه تشکیل گردید تا هر کس از دولت ایران درخواست امتیازی دارد به این اداره مراجعه کند. 7
لرد کوروزن می نویسد:
[ سرمایه داران خارجی برای اخذ امتیاز مانند مور و ملخ به ایران هجوم آوردند... و شاه نیز حاضراست موافقت کند چون که کلی به حساب شخص شاه داده می شود] 8 .
نه تنها مبلغی به عنوان رشوه به تناسب امتیاز به شاه داده می شد که درباریان را نیز از این حراج و فروش مملکت سهمی در خور بود. کمتر امتیازی است که بدون رشوه پا گرفته باشد. درآمدی که از این طریق به جیب شاه و درباریان ریخته می شد صرف عیش و نوش و مسافرت های بیهوده می شد. طور کلی هر وقت شاه هوس فرنگ می کرد به فروش کشور و منابع آن دست می زد 9 .
از دیگر انگیزه های واگذاری این امتیازات غربزدگی است . برخی بر این باور بودند که برای تنویر افکار ملت ایران و ایجاد تحرک اقتصادی باید متصدیان و سرمایه گذاران خارجی را به ایران بکشند.
میرزا حسین خان سپهسالار و استادش ملکم به ظاهر از طرفداران این طرز تفکر بودند. قرارداد رویتر نیز براین اساس پا گرفت .
البته ما براین باوریم که آنان دراین ادعا نیز صداقت نداشتند. هدف آنان از واگذاری این امتیازات منافع شخصی، خدمت به اربابان خویش و هر چه بیشتر وابسته کردن ایران اسلامی بود و بس .
برای تبیین انگیزه های شاه و دربار از واگذاری امتیازات لازم است نگاهی داشته باشیم به برخی از امتیازاتی که در عصر میرزا حسین خان سپهسالار و میرزا علی اصغرخان امین السطان قهرمانان نامی این سیاست ( امتیازدهی ) به بیگانگان داده شد:
میرزا حسین خان سپهسالار که در 29 شعبان 1288 به زور انگلیسیها بر سرکار آمد از ایدئولوژی انحراف آمیز و استعمار مابانه استاد خود میرزا ملکم خان ناظم الدوله که شعار:[ تمدن غرب بدون دخالت ایرانی] را علم کرده بود پیروی می کرد.
[ از خلال مواد عهد نامه رویتر نیز چنین مفهوم می شود که : هنگام تهیه این مواد آن شعار کاملا ملحوظ ذهن صدراعظم بوده و چنین در نظر داشته اند که تنها راه آباد کردن ایران مداخله تام و تمام خارجی در جمیع امور این مملکت است . برمبنای این اندیشه سراپا غلط بود که سپهسالار در ضمن قرارداد رویترامور راه آهنها و ترامواها و راه های شوسه وارتباطات تلگرافی و جمیع منابع مولد ثروت را اعم از معدنی و صنعتی و فلاحتی و آبیاری و سنگ فرش کوچه ها و گاز و احتیاجات عمومی شهرها و روستاها و بهره برداری از جنگل ها را در ید قدرت انگلیس قرار داد... شاید سپهسالار همانند استاد ایدئولوژیک خود میرزا ملکم خان دیده و دانسته به مملکت خیانت می کرده و در زیر این شعارهای ظاهر فریب و استعمار انگلیس خدمت می نموده است . در واقع اگر قضیه رشوه خواری سپهسالار را در ضمن انعقاد قرارداد رویتر که دکتر فووریه از قول محمد حسن خان اعتماد السلطنه در کتاب خود نوشته باور کنیم باید بگوئیم که سپهسالار هم مثل جمیع وزرای عهد قاجاریه به جز امیرکبیر در خدمت استعمار قرار داشته است] 10 .
به هر حال آنچه واقع شد این بود که : سپهسالار در دوران اولیه نخست وزیری اش به خاطر روحیه غربزدگی و منافع شخصی خویش خیانت را به اوج رساند و تمام مقاصد ارضی و سیاسی انگلیسها را به مرحله عمل در آورد. علاوه بر آن به انتزاع نیمی از بلوچستان رضایت داد و سند بخشش مملکت را به صورت قرارداد رویتر به امضاء رسانید و به انگلیسی ها تقدیم نمود. 11
هنگامی که متن قرارداد تنظیم شد شاه دستور داد که هیاتی از رجال دولت آن را بررسی و نظر خود رااعلام کنند. این هیات که مبلغ دویست هزار لیره 12از رویتر رشوه دریافت داشته بود در گزارشی به شاه نوشت :
[ به جهت ساختن راه آهن درایران اقل پنجاه کرور پول نقد لازم داریم ...الان یک کمپانی پیدا شده که می خواهد این پنجاه کرور را برای ما خرج بکند. آیا در برابر این پنجاه کرور چه باید بدهیم ... آنچه به عقل فدویان می رسید... همه را مشخص کرده ایم ... آنچه داده ایم منحصرا عبارت از مواد عاطله است که تاکنون هیچ نفعی برای دولت نداشته اند] 13 ...
پر واضح است هیاتی که از زالوهای دربار تشکیل شده باشد از دریچه منافع شخصی و آنی خود به ملت و مملکت نگاه می کند. علاوه برای اقناع شده نیز منابع ثروت کشور را به عنوان [ مواد عاطله ای که تاکنون هیچ نفعی برای دولت نداشته اند] جلوه گر سازد. شاه هم با چرخاندن قلم خویش تمام منابع ایران را دراختیار رویتر گذاشت و 200 لیره رشوه رویتر را برایشان حلال نمود!
در زمان صدارت میرزا علی اصغرخان امین السطان نیز امتیازاتی واگذار شد که دقت در آنها به خوبی ماهیت و انگیزه واگذاری را می نمایاند. در سومین سفر شاه که امین السلطان وی را همراهی می کرد میرزا ملکم خان وزیر مختار ایران در لندن یکی از مفتضح ترین امتیازها را به نام:[ لاتاری] به نام منشی خود با رشوه ای به مبلغ یک هزار لیره انگلیسی به عنوان پیش کش گرفت . پس از آن به دو شرکت انگلیسی به چهل هزار لیره فروخت ! ولی چون سهم امین السلطان طبق قراری که در پشت پرده این قضیه با هم گذاشته بودند پرداخت نشد شاه به تحریک امین السلطان امتیاز را لغو کرد و خسارت دو کمپانی انگلیسی را پرداخت . 14
شاه در همین سفر قرار و مدار تفویض امتیاز انحصاری دخانیات را با تالبوت گذاشت .

امتیاز رژی

از آنچه تاکنون آوردیم روشن شد که : دوره ناصری دوره امتیازات و این امتیازات دارای ماهیتی کاملا استعماری بوده است . حفظ تاج و تخت، منافع شخصی و غربزدگی از انگیزه های واگذاری این امتیازات بوده است .
از جمله این امتیازات با همان ماهیت و همان انگیزه امتیاز رژی است که در این مقاله به ابعاد گوناگون آن خواهیم پرداخت . در سومین سفر ناصرالدین شاه به فرنگ و توقف او در انگلستان (شعبان 1306 ه.ق ) پیشنهاد اعطای امتیاز توتون و تنباکوی ایران به انگلستان مطرح می شود و قرار آن نیز گذاشته می شود. دولت انگلیس به شیوه مرسوم خود فردی به نام تالبوت را به عنوان طرف قرارداد معرفی می کند. پس از بازگشت شاه تالبوت نیز در راس یک سندیکای ساختگی و خلق الساعه وارد تهران می شود و در سفارت انگلیس اقامت می گزیند و از آن جا مذاکرات مربوط به امتیاز را پی می گیرد. سرانجام در تاریخ 28 رجب 1308 امتیاز انحصاری توتون و تنباکوی ایران در 15 ماده تنظیم و به امضای ناصرالدین شاه می رسد 15 .

ماهیت امتیاز رژی

قرارداد ماهیتا استعماری و به زیان ملت و دولت ایران بود. گواه براین مطلب متن قرارداد رژی است :
براساس این قرارداد:
1. هر زارع ایرانی ملزم بود که محصول خود را با قیمتی بسیار ارزان به کمپانی رژی بفروشد و با قیمتی گزاف توتون و تنباکوی مورد نیاز خویش را بخرد !؟
2.انگلیسی ها تسهیلات و امکانات فراوانی کسب کردند از جمله : در اختیار داشتن زارعین و حتی حکام ولایات برای کسب هر نوع خبر. در حقیقت جاسوسی به شیوه انگلیس برای آگاهی از چند و چون کشاورزی ایران و در نهایت رسیدن به مقاصد استثمارگرانه و گسترش هر چه بیشتر سلطه خویش .
3. سلب هر نوع حقوق از تاجر کاسب و زارع و مصرف کننده ایرانی در زمینه حمل و نقل و خرید و فروش توتون و تنباکو... مگر با اجازه کتبی صاحبان امتیازنامه .
4. معافیت کمپانی از هرگونه رسوم گمرکی و پرداخت مالیات در مورد ورود جمیع اسباب و آلات لازمه .
با این شرائط مرزهای ایران بدون قید و شرط به روی انگلیسیان باز می شد و به آنان اجازه می داد که هر چه می خواهند به ایران وارد کنند حتی اسلحه و مهمات جنگی چنانکه بعدا معلوم شد بسته هایی به عنوان اسباب و آلات شرکت رژی از انگلستان حمل می شده اما حاوی اسلحه و مهمات جنگی بوده است .
کربلایی دراین زمینه می نویسد:
چندین صندوق به نام و نشان رئیس دخانیه وارد گمرک خانه شد. وکیل صاحب امتیاز به وضع سابق خواست بگذارند (یعنی بدون بازرسی ) گمرکیان سخت گرفتند که اکنون وضع سابق به هم خورده باید مراسم گمرک را اجراء داریم ... از مرکز دستور رسید که صندوقها گشوده و تحقیق و بررسی شود. گمرکیان خواهی نخواهی صندوقها را گشوده کلا اسلحه و آلات جنگ مانند: نارنجک و تفنگ و باورتهای بی رنگ بود 16 .
دولت ایران با واگذاری این امتیاز متعهد شد که :
1. در طول مدت قرارداد (50 سال ) بر رسوم گمرک و سایر عوارض آن به هیچ وجه نیفزاید.
2. کسانی را که بدون اجازه کمپانی به خرید و فروش دخانیات اقدام کنند به کیفر سخت برساند.
3. در صورت اختلاف بین کمپانی انگلیسی و دولت ایران یک نفر از سفرای اتازونی (آمریکا) آلمان اتریش به عنوان حکم داوری نمایند.
و چندین شرط دیگر که همگی حاکی از استعماری و استثماری بودن امتیاز است .

انگیزه واگذاری امتیاز رژی

اگر در واگذاری امتیازات دیگر هدفی غیر از منافع شخصی از قبیل : پیشرفت کشور و احیاء اقتصادی آن را بپذیریم چنانچه برخی گفته اند، دراین امتیاز به هیچ وجه نمی توان آن توجیه ها را پذیرفت . تنها انگیزه ای که می توان برای این امتیاز ذکر کرد تامین مخارج گزاف سفرهای اروپا و منافع شخصی شاه و درباریان است .
ناظم الاسلام کرمانی می نوسد:
[در سنه 1309 کمپانی رژی امتیاز دخانیات را از ناصرالدین شاه گرفت] 17 ... و در عوض چند کرور به شاه و درباریان داد... بزرگان ایران از علماء و غیرهم بر معایب و وخامت این عمل واقف شدند که امروز دخانیات محدود شد فردا نمک و روز دیگر هیزم و ذغال و آب و غیره و به ازای آن مبالغی گرفته خواهد شد و صرف آبادی مملکت نخواهد شد. یا تفاوت مواجب فلان شاهزاده است یا مدد معاش فلان آقازاده یا خرج مسافرت فرنگ یا نیاز خانم قشنگ، ملت متضرر شده و نفع را خارجه برده و بر مملکت هم تسلط و نفوذ تامی حاصل خواهند کرد 18 .
برخی از مورخین از جمله : شیخ حسن کربلائی محمدرضا زنجانی و... از سومین سفر شاه به فرنگ و انگیزه واگذاری امتیاز تنباکو سخن گفته اند. ما برای روشن تر شدن انگیزه واگذاری این امتیاز شمه ای از نوشته های این مورخین را ذکر می کنیم :
انگلیسی ها در این سفر بیش از پیش در پذیرایی شاه و همراهان کوشیدند. ملکه انگلستان به هر یک از همراهان شاه نشانهایی اعطاء کرد که هیچ کدام از آنان انتظارش را نداشتند. در این سفر به شاه پیشنهادی از جمله امتیاز توتون و تنباکوی ایران را دادند. وزیر مختارانگلیس درایران که در آن زمان در انگلستان بود و تالبوت با امین السلطان و اعتمادالسلطنه دراخذ این امتیاز گفتگو کردند. امین السلطان هم این موضوع را با شاه در میان گذاشت و منافع آن را برشمرد و اضافه کرد: پولی که ازاین امتیاز به دست می آید گنج بادآورده است !
ناصرالدین شاه که می پنداشت با پولی که از این راه به دست خواهد آمد نه تنها هزینه این سفر جبران خواهد شد بلکه خرج سفر دیگری نیز تامین خواهد گردید از این روی مصمم شد این امتیاز را به انگلیسی ها واگذار کند. 19 علاوه بر این ماژور تالبوت که نقاط ضعف شاه و درباریان را می دانست برای مفتون ساختن وی و همراهان دخترکی پانزده ساله را که به قول خود وی بسیار خوشگل بود به شنا وادار کرده بود! 20
آیا می شود پیشنهاد به این خوبی آن هم از طرف شخصی که دخترش مقبول شاه است رد شود؟
رشوه هایی که شاه و درباریان در واگذاری این امتیاز گرفتند بسیار کلان بود. تالبوت وقتی که عازم ایران شد از پاریس نامه ذیل را فرستاد:
[ این جانب ماژور تالبوت تعهد می کنم که برای حضرت اشرف امین السلطان و اعلیحضرت شاه ایران به حضرت اشرف مبلغ چهل هزار لیره استرلینگ بپردازیم : ده هزار لیره از این مبلغ را روز نفویض امتیازنامه رژی ده هزار لیره دیگر از این مبلغ را در اولین روزی که امتیاز رژی به موقع اجرا گذاشته شود. بیست هزار لیره بقیه را دو ماه پس از امتیاز رژی] 21 .
پاریس 1889
فووریه پزشک مخصوص ناصرالدین شاه در این باره می نویسد:
[شرکت انگلیسی این امتیاز را با دادن رشوه های گزاف که به دو میلیون فرانک بالغ می شود گرفته و حق این است که تحصیل آن به این خرج می ارزیده است] 22 .
رئیس کمپانی در ضیافت سفیر روس می گوید:
[زیاده از چهار کرور به رشوه و تعارف و مواجب و تعمیرات ... خسارت کشیده ام] 23 .
عباس میرزا ملک آراء پس از آن که از واگذاری انحصار تنباکو با قیمتی نازل و بدون شرائط صحیح یاد می کند علت آن را این چنین بیان می کند:
[چون مبلغی گزاف به اطراف شاه داد و هر کسی که احتمال می رفت منشاء اثری شود باقی نماند الا آن که پولی گرفت لهذا همه تصدیق و تحسین نمودند. و کمپانی در ضمن شرایط متقبل شد که سالی پانزده هزار لیره انگلیسی به شاه بدهد] 24 .
وی در ادامه گفتارش از شرایط پنهانی کمپانی با امین السلطان و دیگران برای دریافت رشوه سخن می گوید.

اهداف انگلستان

هرچند با اندک توجهی به متن قرارداد و آنچه در ماهیت این امتیاز آوردیم تا حدودی می توان به اهداف انگلستان از تحصیل این امتیاز پی برد ولی حوادث و وقایع پس از واگذاری این امتیاز به خوبی نشان می دهد که این امتیاز امتیاز معمولی نبود. هدف انگلستان تنها قرار گرفتن امتیاز خرید و فروش توتون و تنباکوی ایران نبود تا از این رهگذار سود مادی نصیب خویش سازد بلکه هدف او از امتیاز که مدخلی است برای نفوذ در جامعه اسلامی ایران و رواج غربزدگی و در نهایت استعمار و استثمار یک ملت .البته بااین تفاوت که نیروهای مهاجم استعماری در مثل کشورهایی مانند: هندوستان به طور مرئی و مستقیم توسط نیروهای نظامی وارد شده و آن کشور را اشغال کرده است و در ایران به گونه ای غیرمستقیم آمده است . در عین حال هدف یکی است . برای تبیین این مطلب لازم است نگاهی داشته باشیم هر چند گذر به اقداماتی که کمپانی رژی در شروع کار انجام داد:

قلعه نظامی یا احداث محل کمپانی

پس از رسمیت و اعلان امتیاز فوق در آغاز سال 1308 ه.ق تالبوت که به همراه عده ای از فرنگیان به ایران آمده بود در شهرها پراکنده شدند و در هر شهری عمارتی مستحکم در بهترین نقاط و مشرف بر تمام شهر دراختیار گرفتند. مثلا در تهران باغی در بهترین نقطه شهر و مشرف بر تمام شهر و ارک سلطنتی به مبلغی هنگفت به عنوان مرکز کمپانی خریداری کردند. اطراف آن را همچون قلعه نظامی دیواری بلند و قطور به عرض چهار متر کشیدند و ساختمانی مستحکم و بزرگی همچون مرکز یک قشون مجهز در وسط آن برپا کردند که مایه حیرت و وحشت هر ایرانی شد.
شیخ حسن کربلایی در این زمینه می نویسد:
نخست نقطه ای خیلی عمده و خیلی مرغوبی را در حوالی 25ارک دولت که معروف به باغ ایلخانی است به معادل چهل و پنج هزار تومان عین اشرفی خریده و به معادل یکصد و پنجاه هزار و چیزی تومان عمارت عالی خیلی ممتازی بنا کردند. دورادور عمارت را به سور خیلی مستحکم بسیار بلندی که مشرف و مسلط بر ارگ دولت و سایر نقاط شهر است با گچ و آجر در قطر قریب چهار ذرع ساخته به طوری که این عمارت مانند کشتی ذره پوش توپ بر دورادور و آن تواند گردش نمود 26 .

هجوم فرنگیان به ایران

در مدتی بسیار اندک پس از ورود تالبوت و همراهان بیش از دویست هزار 27 فرنگی به عنوان کارگزاران این شرکت به ایران اسلامی هجوم آوردند. گروه گروه در شهرها و ولایات ایران مستقر شدند. شکل ظاهری شهر و بازار مسلمین را تغییر دادند.این افراد نه تنها زارعین و سایر سکنه نقاط را تحت سلطه خود درآورند که حکام ولایات را به امر شاه و تصمیم و فرمان دولت زیر فرمان خود گرفتند. موجی از خارجیان در خیابانهای هر شهر و ولایتی به راه افتاد.
مرحوم شیخ حسن کربلائی که خود از معاصرین واقعه رژی است می نویسد:
[ ایران فرنگی بازار درست و حسابی گردید. بخصوص تهران که دراین تازگیها از فرنگی قیامت و محشر شده بود. هرجا می رفتی فرنگی خانه فرنگی دکان فرنگی بازار فرنگی کوچه فرنگی بالجمله این جماعت خارجی .... در هر بلدی پس از استقرار از هر سو مسلمانان بیچاره در دامها افکنده و دانه ها افشاندند. شرح این اوضاع فرنگی بازار جدید ایران در حیز تقریر و توصیف نگنجد] 28 .

رفتار فرنگیان با مردم ایران

فرنگیان مهاجم به ایران به بهانه کارمندان رژی از همان آغاز با ایرانیان رفتاری استعمارگرانه داشتند.این رفتار به خوبی سوءنیت و افکار پلید آنان را نشان می داد. این فرنگیان چنان به وابستگی خود به کمپانی و پشتیبانی حکومت دلگرم بودند که با توده مردم مسلمان ایران رفتاری زشت و ناهنجار داشتند به طوری که احساسات ملی و مذهبی مردم را جریحه دار کردند. و چنان گستاخ و مغرور بودند که در برخی از مواقع مسلمانان را به مختصر بهانه ای کتک می زدند.
مرحوم شیخ رضا زنجانی و کربلائی دراین زمینه می نویسند:
[در این پایتخت بزرگ اسلام در موضع ایستگاه ماشین حضرت عبدالعظیم در محضر جمعی از مسلمانان یک نفر فرنگی ... چنان سیلی سختی زد که کلاه از سر مسلمان به چندین قدم آن سو افتاد... به این قناعت نکرد زبان به هرزه گوئی باز کرد: حالا برو نزد هر زن فلانی که می خواهی شکایت کن ! مسلمان بیچاره هم که می دانست با کدام حریف درافتاده اصلا هیچ نگفت] 29 .

استخدام مسلمانان

استضعاف مالی و فرهنگی بسیاری از مردم آنان را به اجیری و خدمتگزاری فرنگیان کشانده بود به گونه ای که مایه ذلت و تحقیر مسلمانان به شمار می آمد. افزون بر این چون این جماعت مستخدمین پایه و مایه دینی نداشتند خیلی زود به رنگ فرنگیان در آمده و همانند آنان به شراب خواری روزه خواری و... تظاهر می کردند. چون وابسته به کمپانی بودند کسی جرات امر و نهی آنان را نداشت و اگر احیانا کسی پیدا می شد و با نرمش آنان را نصیحت می کرد پاسخ یک جمله کوتاه بود: [عیسی به دین خود موسی به دین خود ]
کربلائی و زنجانی می نویسند:
[علاوه بر این همه خلق خارجی که در ایران گرد آمده بودند روی هم رفته هر یکی برای خدمت و کار چندین نفر زن و مرد مسلمان را اجیر کرده خاصه زنان مسلمان را که برای خدمتکاری و دایگی اطفال با شهریه و مواجب گزافی به خانه های خود برده بودند چنانکه دراین تهران از هر کوچه که می گذشتی یک زن مسلمان را که بچه خارجی ها در بغل گرفته می دیدی . بسا هم می شد که یک و دو به دنبالش به زبان فارسی ننه گویان می دویدند] 30 .

ترویج فحشاء

گسترش فساد و فحشاء، استفاده از دختران فرنگی جوان برای خرید و فروش، ایجاد کافه ها و قمارخانه ها، تاسیس مشروب فروشی، ایجاد فاحشه خانه های رسمی، دعوت زنان مسلمان به هرزگی واستخدام آنان، ایجاد شبکه نوکران از افراد سست عنصر، تاسیس کلیساها و مدارس، تدریس انجیل و ترویج مسیحیت به صورت جدی و آشکار... اینها همه از نمونه کارهای کمپانی رژی بود.
شیخ حسن کربلائی و شیخ محمدرضا زنجانی شرح جامعی از اوضاع آن زمان و موارد فوق داده اند که اجمالی از آن را می آوریم :
[ دختران فرنگی برای تاراج عقل و دین جوانان مسلمان وارد شدند. زنان بدکاره خارجی نیز همراه آنها به کسب درآمد پرداختند. در هر شهری مخصوصا تهران چندین تاثر و فاحشه خانه تشکیل گشت . کافه های قمار و رقص و مشروب رایج شد. مبلغین مسیحی همراه با خواهران مقدس و عمله طرب به تبلیغ مسیحیت پرداختند تا مسلمانان را به راه راست دعوت کنند! این گونه اعمال شدیدا باعث ناراحتی روحانیت و مردم گردید.
بالجمله آن درجه از انحطاط و ضعفی که اسلام و اسلامیان را در این قرن روی داده و آن طرحی که خارجیان برای استثمار ایران پیش خود ریخته و بدین وضع پیش آمده بود هرگاه لطف خداوندی تدارک نفرموده بود و چندی بدین وضع تیره بر ایران گذشته بود هر آینه عنقریب اسمی از ایران و اسلام به جا نمانده و بالمره محو می شد] 31 .
اقدامات ابتدائی کمپانی هجوم فرنگیان به ایران در آن سطح وسیع و گسترده رفتار ناهنجار و استعمارگرانه انگلیسی های به ظاهر عضو کمپانی، ترویج فساد و فحشا، تاسیس کلیساها و مدارس، استخدام بسیاری از مردان و زنان مسلمان و... بیانگراین است که کمپانی رژی و انگلستان با تحصیل این امتیاز خوابی همچون هند برای ایران دیده بودند و با این کارها به گونه غیرمستقیم می خواهند ایران را به سرنوشت هند دچار سازند و آن را به صورت یکی از مستعمرات خویش در آورند. این مساله آن قدر واضح بود که عباس میرزا ملک آراء (برادر شاه ) نیز با بدبینی به این قرارداد می نگرد و توطئه های پشت پرده آن را درک می کند:
انگلیسیان هم به ایران آمده مانند دولتی که ایران را فتح کرده باشند به تمام بلاد مامورین فرستادند و در هر بلدی سوار گرفتند که اجرای احکام آنان را نمایند و سوارها را با مواجب کافی و اسبان اعلی و اسلحه جدید مسلح نمودند... به طور مطلق کمپانی مختار و به قول حکماء :[ وجود لاشرط] بود. چون میدان را به این شدت خالی و بی مانع دیدند با رعایا در کمال سختی معامله کردند و در هیچ محل اعتنائی به حکومت نکردند و از طرف امنای دولت که همه از کمپانی رشوه خورده بودند هر روز حکام ولایات اوامر صادر می شد که البته در پیشرفت کار امور مامورین کمپانی منتهای سعی را به جا آورند و از اهتمام و همراهی دقیقه ای فروگذار نکنند 32 .
این گزارش نشان می دهد که رویای پیوستن ایران به مستعمرات انگلستان دراین دوره به سرعت به دست کمپانی رژی در حال تعبیر بوده است . کمپانی رژی در ایران نیز از همان شیوه ای که انگلیسی ها در تصرف هند و ایجاد کمپانی شرقی و سپس حضور نظامی به بهانه حفظ امنیت این کمپانی داشتند استفاده می کردند. در آن زمان مقاله ای به قلم یکی از علماء نوشته شده و در میان مردم پخش شده است . نویسنده در این مقاله اهداف حقیقی کمپانی رژی را به گونه ای مشروح تبیین می کند. و ما به سبب طولانی شدن بحث از آوردن آن معذوریم ولی محققان را به مطالعه آن توصیه می کنیم 33 .

آغازجنبش

امتیاز رژی به خاطر ماهیت استعماری باعث برخورد شدید و ریشه دار محافل مذهبی با استعمارگران و ایادی خائن آنان شد و عکس العمل هایی به دنبال داشت . و در نهایت با فتوای مرحوم شیرازی نهضت همگانی و پیروز شد.
در این که نهضت تنباکو از چه زمانی و از کجا و به وسیله ی چه گروهی شروع شد چگونه استمرار پیدا کرد سخن بسیار است . هر مولفی براساس افکار و اندیشه ها و گرایشهای سیاسی اجتماعی خویش به این واقعه نگریسته است . برخی آغاز حرکت را از تبریز و برخی از شیراز و برخی دیگر از تهران دانسته اند. عده ای هم بدون آن که از نقطه آغاز سخنی به میان آورده باشند به تشریح نهضت پرداخته اند.
پزشک مخصوص ناصرالدین شاه دکتر فووریه می گوید:
[نخستین آشوبها در مه 1891 در پایتخت در گرفت و اندکی بعد دامنه هیجان به شهرهای بزرگ ایالات گسترش یافت] 34 .
ناظم الاسلام کرمانی پس از آن که از شروع کار کمپانی رژی در بلاد ایران و رفتار ناهنجار آنان سخن می گوید می نویسد:
بزرگان ایران از علماء و غیرهم بر معایب و وخامت این عمل واقف شدند... جمعی از عقلاء خدمت مرحوم حاج میرزا حسن مجتهد آشتیانی رسیده معایب متضمنه و منتشره در این کار را عرضه داشتند و هم به 35.علماء اصفهان ضرر و عاقبت امتیاز و نتایج مترقبه بر آن را نوشتند...
ناظم الاسلام سپس می افزاید: آشتیانی دست به کار شد و حرمت استعمال دخانیات را اعلام کرد و میرزای شیرازی آن را تائید کرد.
احمد کسروی می نویسد:
[...از گام نخست مردم ناخشنودی نمودند و بازرگانان به میانجی گری امین الدوله به شاه نامه نوشتند و دادخواهی کردند ولی چون شاه و امین السلطان خودشان امتیاز را داده و هوادار آن بودند نتیجه ای از دادخواهی دیده نشد و از آن سوی چون کارکنان کمپانی به همه شهرها رفته و به کار پرداخته بودند ناخشنودی فزونتر گردیده و کم کم رو به تکان و جنبش به خود گرفت . پیش از همه تبریز به کار برخاست ... پس از تبریز اسپهان به تکان آمد و پس از آن در تهران شور و جنبش پیدا گردید. در همه جا علماء پیشگام بودند. در تبریز حاجی میرزا جواد در اسپهان آقا نجفی و در تهران میرزای آشتیانی و دیگران پا در میان داشتند] 36 ...
مرحوم کربلائی آغاز شورش و نهضت را از شیراز می داند و پس از آن که قضایای شیراز و درگیری مردم به رهبری علما و تبعید فال اسیری را نقل می کند:
[...از این پس کمپانی امتیاز وکلاء خود را به سایر ممالک محروسه نیز روانه داشته ...اکثر بلد عمده ... خالی از آشوب نبوده] 37 ....
ما بر این باوریم که تحقیق و بررسی در این زمینه که نهضت دقیقا از چه زمانی و از کجا آغاز شد در عین حالی که مشکل است چندان مفید فائده نیست . مهم آن است که بدانیم این حرکت چگونه و به وسیله چه گروهی آغاز شد و چگونه استمرار پیدا کرد و به پیروزی نهایی رسید و... لذا ما به جای تحقیق و بررسی مبداء زمانی و مکانی نهضت به ذکر برخی از حوادثی که بیان کننده سوالات فوق است می پردازیم .
آنچه مسلم است این که : مردم به رهبری علماء در تمامی شهرها در مقابل این امتیاز عکس العملهای خشم آگینی نشان دادند.

شیراز و تبریز

در شیراز و تبریز مردم به رهبری علماء دروازه های شهر را به روی نمایندگان کمپانی بستند و اعلامیه های رژی را از دیوارها کندند و به جای آن نوشته های شورانگیزی نصب کردند.
علمای تبریز ضمن تلگرافی به شاه نوشتند:
[با کمال حیرت مشاهده می کنیم که پادشاه ما کافه مسلمین را مثل اسراء به کفار می فروشد... مسلمانان مرگ را بر زیردست شدن کفار ترجیح می دهند] 38 .
در تلگرافی دیگر نوشتند:
[ 42سال است سلطنت می کنی محض طمع مملکت خودت را قطعه قطعه به فرنگی فروخته ای . خود دانی .اما ما اهالی آذربایجان خودمان را به فرنگی نمی فروشیم] 39 .
در تبریز کمپانی رژی دولت و ایادی آنان حریف مردم و علماء نشدند و با خشم و خروش مردم و رهبری روحانیت و پیشوایی میرزا جواد آقا مجتهد تبریزی رو به رو و تسلیم شدند. و شاه مایوسانه ضمن تلگرافی به امیر نظام گروسی (پیش کار آذربایجان ) اظهار می دارد:
[کمپانی می گوید:...اما در کار آذربایجان هر نوع تسهیلات مردم بخواهند می دهم .اگر حرف آنها در فرنگی است مامورین فرنگی را بر می دارم سهل است خارج از مذهب هیچ نمی گذارم . کارهای آذربایجان را به خود آذربایجانی ها رجوع می کنم . هر کس را مجتهد تعیین کند... در وضع خریدن یا فروختن هر عیبی به نظر علماء آمده است بگویند رفع می کنم به طوری اصلاحات می دهم که خود مجتهدین راضی شوند. این است حرفهای کمپانی] 40 .
مردم و علماء باز هم مقاومت می کنند و در نتیجه کمپانی رژی تصمیم می گیرد که موقتا از آذربایجان صرف نظر کند.
در شیراز همزمان با ورود ماموران انگلیسی رژی بازار تعطیل شد و مردم در مساجد اجتماع کردند. رهبری مردم را در این حرکت عالم مجاهد سیدعلی اکبر فال اسیری برعهده داشت . فال اسیری بر فراز منبر شمشیری از زیر عبایش بیرون کشید و فریاد برآورد که :
[موقع جهاد عمومی است .ای مردم بکوشید تا جامه زنان نپوشید. من یک شمشیر و دو قطره خون دارم هر بیگانه ای را که برای انحصار دخانیات به شیراز بیاید شکمش را با این شمشیر پاره خواهم کرد] 41 .
رژیم برای مقابله با نهضت با کسب تکلیف از مرکز به دستگیری و تبعید آن روحانی بزرگ مبادرت کرد و مردمی را که دراعتراض به این عمل جمع شده بودند به گلوله بست . روحانیون از رفتن به مساجد خودداری می کنند و مقاومت مردم همچنان ادامه می یابد.

اصفهان

دراصفهان مردم به رهبری سه عالم مجاهد: حاج شیخ محمد تقی معروف به آقا نجفی، شیخ محمدعلی و ملا باقر فشارکی در برابر کمپانی رژی ایستادند.
شاه ضمن دستورات اکید به کارگزاران خود در اصفهان برای مقابله با علماء و مردم ضمن تلگرافی به آقا نجفی می نویسد:
[ بی جهت عالم آسوده را آشفته نکنید و مردم با خون خود بازی نکنند و آسوده مشغول دعاگوئی و رعیتی باشند] 42 .
اما علمای اصفهان با بی اعتنائی به تهدیدات شاه به مقاومت خود ادامه داده و استعمال دخانیات را تحریم می کنند. در گزارشی از تلگراف خانه اصفهان می خوانیم :
دیروز... آقا نجفی و شیخ محمدعلی اعلانات چندی درب مساجد چسبانیده استعمال تنباکو را حرام و حمایت کنندگان فرهنگی را مرتد و عمله جات دخانیات را نجس خوانده و نوشته اند: کسی از این جماعت را که دخالت در کار فرنگی دارند به حمام و مسجد و سقاخانه راه ندهند. در حمامها و قهوه خانه ها و مجالس علماء و تجار و غیره قلیان موقوف است . طلبه ها در هر نقطه که قلیان دیده اند شکسته اند... هر جا فرنگی دیده می شود مردم دنبالش کرده داد و فریاد راه می اندازند 43 .
حاکم اصفهان با هماهنگی حکومت مرکزی آزار و اذیت علماء را آغاز کرد و آنان را سخت تحت فشار گذاشت تا جائی که منیرالدین از علمای سرشناس بر جان خود ترسید و ناگزیر شبانه به نزد میرزای شیرازی در سامرا مهاجرت کرد.
مردم و تجار اصفهان همچنان به مقاومت خود ادامه می دهند تا جائی که عده ای تنباکوی خود را به جای فروش بین فقراء تقسیم می کنند و گروهی هم محصول خود را به آتش می کشند. 44

مشهد

در مشهد نیز مردم علی رغم تنگناهای مختلف از سوی کارگزاران حکومت، به رهبری حاج شیخ محمدتقی بجنوردی و حاج شیخ حبیب مجتهد شهیدی در برابر کمپانی رژی و هوس های عمال شاه ایستادند و تظاهرات مردم را جلودار بودند. 45
[به قدر هشتاد نفر طلبه در مسجد گوهرشاد جمع شده قدری زن داخل خودشان کرده بودند. یکی از آنها روی منبر رفته بعضی از نامربوط ها گفته سرکشیکان آستانه هر چه به آنها نصیحت کرده نشنیدند... تا دیشب ساعت پنج آنچه کرده اند که اینها را بیرون کنند فایده نکرده است] 46 .

تهران

اما در تهران خانه میرزا حسن آشتیانی محل تجمع مردم معترض به این قرارداد ننگین و ذلت آور بوده است . میرزای آشتیانی بارها با شاه و امین السلطان تماس می گیرد و درباره مضار و معایب امتیاز گفتگو می کند و لغو آن را از شاه می خواهد ولی شاه و دربار به این درخواست ها توجهی نمی کنند. از این روی علمای تهران و دیگر شهرستانها از میرزای شیرازی مرجع بزرگ شیعیان استمداد می طلبند.

رهبری میرزای شیرازی در نهضت تنباکو

میرزای شیرازی رحمه الله علیه که به وسیله نمایندگان خویش در ایران و نامه های ارسالی از شهرهای مختلف و علمای تبعیدی : سیدعلی اکبر فال اسیری و منیرالدین و نامه سیدجمال الدین اسدآبادی در جریان حوادث ایران قرارداد ذلت بار رژی سرسختی رژیم شاه در طرفداری از قرارداد و ضرب و شتم مردم قرار گرفت و از طرفی می دانست که اگر در برابر امتیاز رژی ایستادگی نکند استعمارگران بر ایران اسلامی تسلط کامل خواهند یافت و اسلام و مسلمانان در خطری عظیم می افتند از این روی احساس تکلیف کرد و ورود در موضوع و پیکار با استعمار و صاحبان قدرت را وظیفه الهی خویش دانست و رهبری مبارزه را به دست گرفت .

موضع گیری گام به گام میرزا

از آن جا که میرزای شیرازی به جهاتی رویاروئی با حکومت مرکزی ایران و فروپاشی آن را به مصلحت نمی دانست سعی کرد به گونه ای عمل کند که ضمن جلوگیری از این نوع کارها اقتدار حکومت مرکزی را که تنها حکومت شیعی است حفظ نماید. بر همین اساس در این ماجر مرحله به مرحله عمل کرد. در گام نخست تلاش کرد شاه و دست اندرکاران حکومت را از ادامه این راه باز دارد. لذا با لحنی نرم ولی هشدار دهنده تلگرافی برای شاه فرستاد که در مقدماتش مراعات احترامات معمول آن زمان شده بود. در بخشی از تلگراف چنین آمده :
[...نظر به تواصل اخبار به وقوع وقایعی که سکوت از آن بر خلاف رعایت حقوق ملت و دین و دولت است معروض می دارد که اجازه مداخله اتباع خارجه درامور داخله مملکت و مخالطه و تردد آنها با مسلمین و اجرای عمل ( انحصار) بانک و راه آهن و غیره از جهاتی چند منافی صریح قرآن مجید و نوامیس الهیه و موهن استقلال دولت و مخل نظام مملکت و موجب پریشانی عموم رعیت است . چنانچه واقعه شیراز و قتل جماعتی از مسلمانان در حمایت حضرت احمد بن موسی علیه السلام و هتک آن بقعه مبارکه و تبعید جناب شریعتمدار حاج سیدعلی اکبر سلمه الله به وضعی ناشایسته نمونه ای از این نتایج است] 47 ...
تلگراف فوق توسط نایب السلطنه به شاه داده شد. 48 وعده پاسخ متقابل از جانب ناصرالدین شاه نیز به وسیله ایشان به مرحوم شیرازی مخابره گردید. 49 . البته هیچ وقت به آن وعده وفا نشد.
از طرف دیگر پس ازاین تلگراف شاه از کار پرداز ایران در بغداد (مشیر الوزاره ) می خواهد تا میرزا را نسبت به امتیاز تنباکو توجیه کند. وی برای انجام این کار به نزد میرزای شیرازی رفته و به تفصیل از اجبار دولت در واگذاری این امتیاز سخن می گوید و مزایای بسیاری برای آن ذکر می کند. از جمله :
ضرورت قرابت به دول اروپا برای استخلاص از روسیه تزاری، لزوم تقویت قشون و رفع نقائص کشوری و لشگری و کمبود بودجه و کافی نبودن مالیاتها، موهن بودن الغاء این امتیاز به سبب بی اعتبار شدن امضای شاه، وارد آمدن خسارات بیش از حد و عدم توان دولت در پرداخت آن و اساسا عدم امکان این عمل به جهت نقل و تحویل این امتیاز به چندین دست به طوری که هم اکنون طرف معامله چند دولت بزرگ است 50 .
هر چه مشیر الوزاره بیشتر از فوائد و منافع امتیاز سخن می گفت میرزا زیادتر اصرار در لغو آن می کرد. تا این که میرزا در پایان با روشن بینی تمام و مطرح کردن توانایی مردم در رویارویی با انگلیس و با اشاره به جدایی بین خواست مردم و تصمیم دولت فرمود:
[... نگذارید کارتان به آن جا بکشد که وقتی ملجا شوید و بخواهید دست توسل به دامن ملت بزنید ملت را دیگر دامنی به جا نمانده باشد. هنوز تا وقت است دولت را اگر در حقیقت دفع این فتنه و رفع این غائله ممکن نیست به ملت واگذار کند تا ملت خود درصدد رفع این غائله برآید. دولت اگر از عهده جواب بیرون نتواند آمد ملت از جواب حسابی عاجز نیست . خصم را از عهده جواب بیرون خواهد آمد].
و بالاخره در مقابل تاکید مجدد مشیرالوزاره بر ضعف دولت چنین تهدید می کند:
اگر دولت از عهده بر نمی آید من به خواست خدا آن را بر هم می زنم . 51
مجددا مرحوم میرزا تلگراف دومی می فرستد که لحنش تندتر از اولی است . که بخشی از آن را در ذیل می آوریم :
[سابقا دعاگو عریضه ای تلگراف در باب مفاسد مداخله خارجیه در داخله مملکت ایران به حضور مبارک عرضه نموده بود جوابی از جانب اولیاء قوی شکوت نقل نمودند که کاشف بود از این که به مفاسد اجرای این امور حق التفات نفرمودند. چون اغماض از آن منافی رعایت حقوق اسلام بود لهذا ثانیا به عرض حضور مبارک می رساند که مفاسد انفاذ این امور به مراتب اعظم از مفاسد صرف نظر از آنهاست . کدام مفسده است که با اختلال قوانین ملت و عدم استقلال سلطنت و تفرقه کلمه رعیت و یاس آنها از مراحم ملوکانه برابری می کند. چگونه می شود که در قرون متطاوله اولیاء دین مبین و سلاطین مسلمین شکرالله تعالی مساعیهم با آن که اتلاف نفوس و بذل اموال خطیره در اعلاء کلمه اسلام فرمودند به اندک فایده یا ترقب و ترتب مفسده از تمام اغماض نموده و کافرین را بر وجوه معایش و تجارات آنها مسلط کرد تا بالاضطرار به آنها مخالطه و مراوده کنند و به خوف یا رغبت نوکری آنها را در اختیار نمایند و کم کم بیشتر منکرات شایع و متظاهر شود و رفته رفته عقایدشان فاسد و شریعت اسلام مختل النظام گشته و خلق ایران به کفر قدیم خود برگردند. البته شدت اضطراب و وحشت رعیت و استنکاف علماء اعلام را در انفاذ این امور به عرض مبارک نرسانیده و بر دولت اغفال نموده اند زیرا که این امور قابل انفاذ نیست و نخواهد شد هر چند منجر به اتلاف نفوش شود و الا از حزم خسروانه متوقع و مامول نبود رضا دهند رعیت که فی الحقیقه خزانه عامره دولتند بالمره از وجوهات تجارت و مکاسب خود مسلوب الاختیار و مقهور کفار باشند] 52 ....
ناصرالدین شاه تلگراف دوم میرزا را با لحن بی ادبانه ای که ناشی از عصبانیت وی بوده چنین پاسخ داده است :
[جناب ! تلگراف شما به حضور ما رسید. تلگرافی هم سابق کرده بودید. جواب آن را مفصلا به توسط میرزا محمود خان مشیرالوزاره کارپرداز سابق بغداد به آن جانب فرستادیم . البته تماما را حالی و خاطرنشان آن جناب کرده است و اگر تکلیف باشد چون جوابهای این اظهارات شما خیلی مطول است که مطالب حالی آن جناب شود البته بهتراست که با تلگراف (شاید پست باشد) داده شود. به جناب امین السلطان فرمودیم که : فرمان ما را مفصلا با پست به زودی به آن جناب بنویسد خواهد فرستاد. البته بعد از ملاحظه آنها خواهید فهمید که دولت هرگز شان و استقلال و حفظ ناموس و منافع و آزادی رعیت خود را به دیگران نداده است . و در کمال سختی نگاه داشته است و خواهد داشت ان شاء الله تعالی] 53 .
روشن است که نصایح میرزای شیرازی به گوش شاه و دربار نرفته . ناصرالدین شاه به هیچ وجه در صدد لغو این امتیاز نیست . پاسخ های منفی شاه و اولیای امور به علماء و مردم به اعتراضات و حرکتهای انقلابی مردم شتاب بیشتری داد. فکر مقاومت منفی در حال شکل گرفتن بود. این جا و آن جا سخن از تحریم بود. حرکتهای آغازین در اصفهان از جاهای دیگر متشکل تر و عملا موثرتر بود. شیخ حسن کربلائی می نویسد:
[ .... علماء اعلام اصفهان کثر الله امثالهم خودشان را بالمره ممتنع کرده و مسلمانان را نیز نهی فرمودند. مردمان معقول و متدین را منع ایشان پذیرفته افتاد. روی هم رفته کلمه ایشان در اصفهان و توابع اصفهان پیشرفت و نفوذی یافت] 54 .
تلگراف های متقابل شاه و میرزای شیرازی، اعتراض علماء شهرستانها، شورش مردم، وقت گذارنی شاه و دربار، و همچنین زمینه های مبرم برای تحریم تنباکو که نشانه های آن در درخواست های مکرر علماء و مردم به چشم می خورد و در بخشی از کشور به کار گرفته شد و به عنوان سیاست منطقه ای موفقی تلقی گردید سرانجام میرزا را بر آن داشت حکم به تحریم تنباکو را در عبارتی کوتاه و به شیوه ای موثر و محرک صادر کند:
بسم الله الرحمن الرحیم
[ الیوم استعمال تنباکو و توتون بأی نحو کان در حکم محاربه با امام زمان صلوات الله و سلامه علیه است].
حرره الاقل محمد حسن الحسینی
این فتوا که از چنان مرجعی بزرگ صادر شده بود اهمیت بسیار یافت زیرا مردم با این حکم به تکلیف شرعی و به وظیفه دینی خود پی بردند و درصدد انجام عمل به تکلیف برآمدند.

سرعت گسترش

این حکم ظرف مدت کوتاهی در سراسر ایران منتشر شد چرا که مردم حتی بی سوادها انتشار آن را وظیفه شرعی خود می دانستند.
کربلائی می نویسد:
[بالجمله سواد این حکم مبارک در همان نیمروز همه جا حتی در اقصی بلد ایران منتشر شد... صبح روز بعد در تمامی ایران هیچ کس از مرد و زن، کوچک و بزرگ، برزگر و تاجر نمانده بود که اطلاع و آگاهی از تفصیل این حکم نیافته باشد] 56 ...

حوزه نفوذ فتوا

پس از انتشار حکم تحریم همه طبقات مردم مسلمان حتی افراد غیر مسلمان و حتی حرمسرای ناصرالدین شاه از این حکم پیروی کردند:
[ این حکم جهان مطاع چنان نفوذی در دلها یافته بود که همه اصناف دارالخلافه با همه آن طبایع مختلف و آراء چنان در کمال تمکین و انقاید همگی بر سر این نقطه متفق و مجتمع شدند که تا عصر جمعه در تمامی ایران از هیچ نقطه و محلی دود چپق و قلیان بلند نمی شد حتی در حرمهای پادشاهی، ادارات دولتی، سرای دیوانیان، قهوه خانه ها و سربازخانه ها نیز بالمره دود دخانیه برداشته شد] 57 .
حکم تحریم ، دربار شاه و اندرون و حرمسرای وی را نیز در بر گرفت به نحوی که :
[در آبدارخانه و حرمسرای ناصرالدین شاه تمام خواجه ها و غلامان قلیانها و سرقلیانها را شکسته برای اطلاع شاه در جلو خوابگاه همه را جمع کردند... شاه به اندرون انیس الدوله که در واقع ملکه و بی اندازه مورد علاقه و توجه ناصرالدین شاه بود وارد شد در حالی که کلفتهای انیس الدوله مشغول پیاده کردن سرقلیانهای نقره و طلای مرصع بودند و خود انیس الدوله ناظر به عمل خدمتکاران بود. شاه از انیس الدوله پرسید:
خانم چرا قلیانها را از هم جدا و جمع می کنند؟
جواب داد: برای آن که قلیان حرام شده .
ناصرالدین شاه روی در هم کشیده با تغیر گفت : که حرام کرده ؟
انیس الدوله هم با همان حال گفت : همان کس که مرا به تو حلال کرده است .
شاه هیچ نگفت و برگشت و برای آن که مبادا به احترامش لطمه ای وارد آید بعد از آن به هیچ یک نوکران خود دستور نمی داد که قلیان بیاورند. در تمام دربار قلیانها را جمع کردند] 58 .
[...از قهوه خانه سلطنتی هم دخانیه برداشته شد. به جایی رسید که یهود و نصاری نیز به متابعت از اسلام دخانیه را در ظاهر متارکه نمودند] 59 .
نفوذ حکم به حدی بود که حتی افراد بی قید نسبت به دین هم پیروی از آن حکم را بر خود لازم دانستند. معروف است که عده ای از شراب خوارها گفته بودند:
[ ما شراب را علانیه و بر ملا می خوریم و هیچ باکی نداریم ولی چپق را تا آقای میرزا حلال نکند رو نخواهیم آورد] 60 .

نفوذ حکم از دیدگاه خارجیان

دکتر فووریه پزشک ویژه ناصرالدین شاه دراین باره می نویسد:
[فتوایی که از عتبات رسیده و به مردم امر شده که برای برچیدن بساط کمپانی از استعمال دخانیات خودداری کنند این فتوا با انضباط تمام رعایت شده . تمام توتون فروشان دکانهای خود را بسته و تمام قلیانها را بر چیده اند و احدی نه در شهر نه در میان نوکران شاه نه در اندرون او لب به استعمال دخانیات نمی زند] 61 .
یک ناظر فرانسوی در آن زمان چنین گزارش می دهد:
[ناگهان همه تجار تنباکو دکان خود را بستند. همه قلیانها کنار گذاشته شد و دیگر کسی سیگار نکشید] 62 .
سفیر شوروی که از اقدامات بعدی میرزای شیرازی در هراس بوده می گوید:
[ رئیس اسلامیان ... دو کلمه در خصوص منع مسلمانان نوشت و فرستاد. این نوشته به محض وصول در ظرف نیمروز دراین شهر بدین عظمت همه جا منتشر گردید و به محض انتشار این یک - دو کلمه نوشته تمام مسلمانان با این که صحت و صدق این نوشته براکثر و اغلب ایشان محقق نشده بود منتهی به احتمال این که شاید صحیح باشد این چنین عادت پانصد ساله را به یک دقیقه چنان که می بیند متارکه نمودند] 63 ...

عکس العمل حکومت و کمپانی رژی

استعمار انگلیس شاه و درباریان که به پیامد فتوا توجه داشتند به هرگونه نیرنگ و فریبی به منظور جلوگیری از انتشار و آگاهی مردم از این حکم دست زدند. بلافاصله پس از صدور حکم ماموران حکومت ! وظیفه یافتند به هر نحوی که شده از انتشار حکم جلوگیری کنند. وقتی که در همان نصف روز اول در تمام ایران منتشر شد وظیفه یافتند که با مساعدت معدود روحانی نمایان و وعاظ السلاطین درباری شایع کنند فتوا جعلی است و از طرف دیگر سیستم حفاظت و اختناق را به شدت گسترش دادند تا هرگونه ارتباط مردم و علماء را با میرزای شیرازی قطع کنند.
اما این اقدامات نیز تاثیری در جوش و خروش مردم نگذاشت . لذا شاه و درباریان با توسل به نیرنگی دیگر (تفرقه میان علماء) دست به دامن برخی از علماء نجف و علمای داخلی ایران شدند. امین السلطان برای این منظور چند نفراز جمله : علاءالدوله را به عراق می فرستد ولی اقدامات آنان کوچکترین تاثیری در علمای نجف نمی گذارد و همگی در پاسخ می گویند:
[آنچه را میرزای شیرازی فرموده اند حکم است نه فتوا و اطاعت آن بر همه لازم است] 64 .
از سوی دیگر نایب السلطنه نیز در تهران با میرزای آشتیانی ملاقات می کند و می گوید:
این حکم از طرف میرزای شیرازی صادر شده او مجتهد است و شما 65.مجتهد. دولت از شما خواهش می کند به اباحه و تجویز دخانیات حکم کنید.
میرزای آشتیانی همچون علمای نجف، شاه و درباریان را به کلی مایوس می کند که حکم میرزای شیرازی را جز خود او نمی تواند تغییر دهد و اضافه می کند:
[ این حکم اصلاح بر نمی دارد باید متوقف شود...این امتیازات باید برگردد و تا برنگردد میرزا آرام نمی گیرد] 66 .

استمداد از علماء در ارائه راه حل

بالاخره رژیم مجبور می شود که از علماء برای حل این مشکل استمداد کند. به دستور شاه رجال دولت با برخی از علمای مشهور 67 جلسه ای تشکیل می دهند تا راه حلی برای این غائله پیدا کنند. در ابتدا امین السلطان درباره منافع انحصار دخانیات و عدم مخالفت آن با قوانین شرع و لزوم همراهی علماء با دولت سخنانی ایراد می کند و سپس با ارائه عین امتیازنامه می گوید:
[بر حسب امر همایونی شما که علمای شریعت و اولیای ملتید مواد امتیازنامه را ملاحظه بفرمایید و هرگونه تعهد و شرطی را که دولت به موجب این امتیازنامه بر خلاف مقاصد ملت و احکام شریعت ملتزم گردیده تغییر دهید].
و با خواندن اولین جمله از امتیازنامه علماء می گویند:
[ التزامی که از این امتیازنامه برای مردم ایجاد می گردد بر خلاف احکام اسلام و مخالف[ الناس مسلطون علی اموالهم] می باشد].
دولتیان هر چه کوشش کردند که برای تخلص از این اشکال راهی پیدا کنند ممکن نشد. امین السلطان که دید از راه مذاکره و مسالمت نمی توان به جایی رسید شروع به تهدید می کند:
[آقایان ! بی پرده می گویم : اعلیحضرت همایون شاهنشاهی صریحا فرموده اند: تغییر و تبدیل این عهدنامه از هیچ روی ممکن نیست . این معنی محال و ممتنع است . شما از این معنی صرف نظر کنید و فکری دیگر بکنید].
علماء نیز در جواب می گویند:
ما هم بی پرده می گوئیم : حرام شریعت را از هیچ رو نتوانید حلال نمود. مساعدت با دولت درخصوص این عهدنامه از ما نیز محال و ممتنع است . اگر غرض دولت در عقد این مجلس تدبیری برای برداشتن منع و متارکه دخانیات است شما خود می دانید که در این منع ما را از هیچ رو مدخلیتی نبوده و نیست . این حکم از جانب رفیع الجوانب حضرت حجه الاسلام نائب امام میرزای شیرازی است . و حکم جنابشان درباره مجتهد و مقلد نافذ و واجب الاتباع است ... ما نیز در این خصوص مثل آحاد مردم اطاعت نمودیم .
پس از آن مشیرالدوله به تهدید عالمان در مجلس پرداخته و می گوید:
[آقایان این امر برای شما خوبی ندارد].

لغو امتیاز سخن آخر

پس از آن که جوابی متناسب با تهدیدات به مشیرالدوله داده می شود طباطبائی یکی از عالمان حاضر در مجلس می گوید:
[باید انحصار دخانیات لغو شود و خسارت دولت را باید کسانی بپردازند که از انگلیسی ها رشوه گرفته اند] 68 .
امین السلطان بنا به مصلحت موضوع صحبت را به صحت و سقم فتوا کشانده و علماء که در انتساب این فتوا به میرزای شیرازی بزرگ شک نداشتند برای تایید سخن خویش به نخستین تلگراف میرزا اشاره کرده و فرمودند:
[حکمی را که این تلگراف متضمن است به مراتب شدیدتر از حکم جدید است زیرا در آن عمل انحصار را مخالف با صریح قرآن و محاربه با خدای تعالی دانسته و حال این که در این حکم تازه مخالفت و محاربت با امام زمان ( ع ) می داند] 69 .
وقتی شاه و درباریان تمام نیرنگها را به کار بستند و حتی از سیاست تهدید و ارعاب و توسل به خشونت طرفی نبستند و هر چه کردند علماء و مردم را مصمم تر و مقاوم تر از پیش دیدند به فکر لغو امتیاز و تسلیم در مقابل خواسته های علماء و مردم افتادند.
سرانجام در حالی که فقط دو هفته از صدور حکم تحریم می گذشت شاه به الغای انحصار داخلی توتون و تنباکو پرداخت . با تشکیل جلسه ای (به فاصله یک هفته از جلسه اول ) ضمن ابلاغ حکم دولت خطاب به علماء گفتند:
[ با دولت انگلیس گفتگوها کردیم و بالاخره قرار بر این شد که امتیاز داخله مملکت ایران بالمره برداشته شود.... جای دیگر بروید به مساجد و در منابر صریحا اعلام به حیلت دخانیت بدهید و از مراحم دولت که اطاعت ملت نموده و امتیاز را برداشت تشکر و قدردانی نمایید] 70 ....
علماء باز هم مقاومت می کنند و می گویند: هنوز پای مداخله فرنگی در میان است و خواستار لغو کامل امتیاز می گردند. 71 ولی با اصرار وزراء و تجار حاضر در مجلس قرار بر این می شود که شرح ما وقع به میرزای شیرازی تلگراف شود. 72 ولی به جای آن تلگرافی با محتوایی دیگر با پیک مخصوص از بغداد برای میرزای شیرازی ارسال می گردد] 73 . اطلاع می دهند. 74 جناب میرزا پس از تشکر از لغو امتیاز داخلی خواستار قطع ید خارجی بالمره نه تنها در مساله تنباکو می شود 75 پس از گذشت یک هفته از نشست امین الدوله با علماء زمزمه های جهاد علیه دستگاه بالا می گیرد و اعلامیه هایی بدین مضمون بر در و دیوار شهر نصب می شود....
برحسب حکم حجه الاسلام آقای میرزای شیرازی اگر تا 48 ساعت دیگر امتیاز دخانیات لغو نشود یوم دوشنبه آتیه جهاد است . مردم مهیا شوید. 76
این شایعه به زودی در همه شهر منتشر می شود. مردم در صدد تدارک و تهیه سلاح می افتند. فرنگیان مقیم تهران : سفراء و غیره مضطرب و پریشان می شوند و از دولت برای حفظ جان خویش کمک می خواهند. اولیاء دولت شاه و حرمسرای سلطنتی از این درخواست خارجیان به هراس می افتند. با این که شایعه تکذیب می شود خارجیان دسته دسته چادر به سر از شهر می گریزند.
شاه نامه تهدید آمیز و بی ادبانه ای به میرزای شیرازی می نویسد. 77
آن نامه از طرف ایشان پاسخ داده شد. شاه عقب نشینی کرد نامه ای ملاطفت آمیز به میرزا نوشت . 78 میرزا نیز در جواب پس از تعارف معمول آن زمان نوشتند:
[ لکن مساله قلیان را... نباید معترض شد که بر امر به شرب و استعمالش جز ترتب مفسده ثمره ای مرتب نخواهد شد و تا مردم مشاهده حکم تجویز و تحلیل از آقای حجه الاسلام میرزا سلمه الله ننمایند مرتدع نخواهند گردید] 79 .
از سوی دیگر شدت اوضاع و تنگناهایی که برای فرنگیان پدید آمده بود باعث شد که مسوولین کمپانی از سوی سفراء و سیاسیون اروپا در ضیافتی که سفیر روس راه انداخته بود 80 تحت فشار قرار گیرند. رئیس کمپانی امین السلطان را در اتخاذ دو راه مخیر می سازد: لغو امتیاز و پرداخت خسارت لغو تحریم و آرام کردن مردم . شاه و امین السلطان شق دوم را برمی گزینند. 81
برای وادار کردن علماء بویژه میرزای شیرازی به لغو تحریم با دسیسه امین السطان و به درخواست رئیس کمپانی و با فتنه یکی از روحانی نمایان حکم تبعید میرزای آشتیانی در دستور کار قرار می گیرد. از جانب شاه به ایشان ابلاغ می شود که :[ یا در مجالس و منابر مردم را به کشیدن قلیان رخصت می دهید یا از تهران خارج می شوید].
او نیز با صراحت و قاطعیت تمام می گوید:
نقض حکم حجه الالسلام میرزا از هیچ رو برایم ممکن نیست ولی از تهران می روم . 82. امروز را مهلت دهید تا وسیله سفر فراهم کنم . فردا البته خواهم رفت .
با شنیدن این خبر بسیاری از مردم و علماء خود را برای همراهی و مهاجرت آماده می کنند. روز بعد شهر تهران یک پارچه تعطیل می شود. مردم دسته دسته با پیشتازی روحانیت به خانه میرزای آشتیانی سرازیر می شوند. نزدیک ظهر جمعیت به سوی ارگ سلطنتی راه افتادند. زنان نیز دراین حرکت شرکت کردند. هر دکانی را باز دیدند بستند و پس از آن با شعارهای تند روانه میدان ارگ شدند و فریاد می زدند:
[ ای خدا می خواهند دین ما را ببرند علمای ما را بیرون کنند تا فردا عقد ما را فرنگیان ببندند اموات ما را فرنگیان کفن و دفن کنند بر جنازه ما فرنگیان نماز گذارند] 83 .
نائب السلطنه خطاب به زنان با کمال ملاطفت و ملائمت گفت :
[ همشیره ها فرنگی را بیرون می کنیم هیچ یک از علماء را نمی گذاریم بیرون بروند خاطرتان جمع باشد] 84 ......
از این پس زنان خسمگین به مسجد شاه رفتند و امام جمعه داماد شاه که مشغول تهدید مردم بود از منبر به زیر کشیدند و دو مرتبه به جانب ارگ برگشتند و.....
عمال شاه که از هراس آرام نداشتند به تعجیل توپها و تفنگها را آماده کرند... بالاخره عبدالله خان والی مامور می شود که نزد میرزای آشتیانی برود و به او بگوید:
[ منظور شما چیست ؟ هر چه می خواهید بگویید تا شاه انجام دهد].
میرزا در جواب لغو کامل امتیاز را خواستار می شود. پس از ابلاغ پیام میرزا، ناصرالدین شاه فوری با دستخط خود به نایب السلطنه می نویسد:
[نایب السلطنه امتیاز داخله را که برداشته بودیم حال امتیاز خارجه را هم برداشتیم و مردم مجبور به کشیدن قلیان نیستند تا حکم از جانب میرزا برسد] 85 .
با اینکه فرمان برای مردم خوانده شد ولی از آن جایی که مردم اعتمادی به گفته های دربار نداشتند به تظاهرات و شورش خود ادامه دادند.
معین نظام نیز به سربازان ترک فرمان آتش داد. آنان به طرفداری از علماء و مردم از این فرمان سرپیچیدند. معین نظام از[ فوج بی پدران] کمک گرفت و مردم معترض را به گلوله بست . عده ای از مردم کشته شدند. 86 عدم آمادگی کامل مردم برای مقابله با آتش و جنون عمال شاه میرزای آشتیانی را واداشت تا مردم را به استقامت و اجتماع در مسجد جامع فرا خواند. از طرف دیگر پیک های شاه مدام به خانه میرزای آشتیانی در رفت و آمد بودند. به نوشته نیکی . ر.کدی:
[ میرزای آشتیانی که از پذیرش هدایای شاه که برای استمالت او فرستاده بود خودداری ورزید ختم غائله را در گرو سه پشنهاداعلام داشت :
1. دادن خونبهای مقتولین .
2. مصونیت دیگر کسانی که در تظاهرات شرکت جسته بودند.
3. برچیدن کلیه امتیازهای خارجی] 87 .
با این که شاه تسلیم شده بود ولی چون به وعده های شاه و درباریان چندان امید نبود میرزا اصرار کرد که شرکت انگلیسی باید راسا لغو انحصار را اعلام کند. شاه نیز بی قید و شرط می پذیرد و از سفیر انگلیس برآوردن این خواسته ها را می طلبد.
رئیس کمپانی طی اعلانی که سند درخشانی برتسلیم وطن فروشان و پیروزی مردم و روحانیت است می نویسد:
[چون اعلان دولت اعلیحضرت اقدس شاهنشاهی خلد الله ملکه و سلطانه منو پول و انصحار دخانیات را کلیتا از داخله و خارجه موقوف فرمودند و به من رسما نوشتند لهذا به عموم تجاری که به اداره مرکزی تنباکو و توتون فروخته اند اعلان می نمایم هرکس بخواهد تنباکو و توتون خود را پس بگیرد اداره دخانیات رفته و قیمتی را که برای آن دریافت نموده رد کنند و جنس خود را تحویل بگیرند] 88 .
چند روزی از این واقعه گذشت مجددا امین السلطان به میرزای آشتیانی پیام داد:
[حالیا که امتیاز بالکلیه رفع شده چرا رخصت نمی فرمایید تا مردم قلیان بکشند؟]
میرزای آشتیانی در پاسخ همان جواب های پیشین را تکرار کرد که :
[ .... وضع این حکم از من نبوده تا رفع آن نیز از من و به دست من باشد. منبع این حکم از حضرت حجه الاسلام بوده ... رفع این منبع نیز همان موکول به خود جناب ایشان است] 89 .
شاه و درباریان از آشتیانی و دیگر علماء که پایان کار را به حکم میرزای شیرازی مربوط می دانند می خواهد که ضمن تلگرافی حکم به اباحیت تنباکو را خواستار شوند. در عین حال که تلگراف هایی از علماء به ایشان مخابره می شود ولی رهبر دوراندیش و هشیار قیام، میرزای بزرگ برای بستن هرگونه راه نیرنگ و فریب در لغو تحریم شتاب نمی کند و نامه ای به میرزای آشتیانی می نویسد که در بخشی از آن چنین آمده است:
[.... چون تلگراف در این وقت محل اعتماد نیست متوقع آن که : به خط شریف تصریح فرموده که اختصاص بالکلیه از داخله و خارجه به حسب واقع از ایران مرتفع و دست اجانب را از این عمل بالمره قطع نموده اند و احتمال عود و تبدیل و تبعیض به هیچ وجه نیست تا سبب خاطرجمعی این جانب شود و الا به موجب شریعت مطهره استعمال دخانیات جایز نیست و حکم به حرمت کما فی السابق برقرار است و تغییر نخواهد یافت] 90 .
محمد حسن الحسینی
و تلگراف دیگری محرمانه به میرزای آشتیانی مخابره می کند و در آن جا ضمن دستوراتی که از بینش سیاسی وی سرچشمه می گیرد تصریح می کند که تا تفصیل مطلب بر احقر معلوم نشود اذن نخواهم داد. 91 دولتیان نیز در برابر این همه دوراندیشی دیگر یارای فریب کاری نداشتند. بالنتیجه حکم تحریم پس از 55 روز از سوی علماء با استناد به میرزای شیرازی لغو شد. 92
ادامه دارد ...

پي نوشت :

1. عصر بی خبری یا 50 سال استبداد در ایران تیموری .89.
2. در زمینه امتیازات واگذاری از جانب شاه به انگلیس و روس ر.ک : میراث خوار استعمار دکتر مهدی بهار .506 تا 524 ایران در برخورد بااستعمارگران دکتر سیدتقی نصر .360 تا 379.
3. دولت روسیه دراخذامتیاز دراکثر موارد بی واسطه و مستقیم به میدان می آمد ولی انگلیس همواره یکی ازاتباعش را به عنوان طرف قرارداد معرفی می کرد منتهی هر وقت منافع این افراد یا کمپانیها به خطر می افتادانگلیس وارد میدان می شد.
4. وقتی که دولت ایران درصدد رفع شورش بر آمدانگلیسیها به بهانه حفظ امنیت خطوط تلگرافی به مخالفت برخاستند. و گلداسمیت را میان دولت مرکزی و یاغیان تحریک شده بلوچ حکم قرار دادند و در نتیجه نیمی از بلوچستان جدا شد و کشوری به نام کلات ایجاد شد و هم اکنون متصل به پاکستان است . در سال بعد (1288 ه) با حکمیت این شخص نیمی از 506.ایالت سیستان منتزع و به افغانستان متصل شد .میراث خواراستعمار
5میراث خوار استعمار .504.
6 همان مدرک .508.
7 عصر بی خبری یا 50 سال استبداد درایران .91.
8 ایران در برخورد بااستعمارگران .361 دکتر سید تقی نصر.
9ر. ک: عصر بی خبری یا 50 سال استبداد درایران .91 به میراث خواراستعمار .515.
10میراث خواراستعمار .507. رشوه خواری ملکم و سپهسالار رااز قول اعتمادالسلطنه کتاب از گاتها تا مشروطیت محمدرضا فشاهی .443 نیز آورده است .
11فریدون آدمیت و کسروی و بسیاری از قلمزنان به اصطلاح روشنفگر به عنوان مردی اصلاح طلب و ترقیخواه از وی تمجید و ستایش به عمل آورده اند. فریدون آدمیت می نویسد:
میرزا حسین خان به نیت احیاءاقتصادی و عمران ایران امتیاز کشیدن خط آهن را درایران از رشت به تهران واز پایخت به خلیج فارس به یک نفرازاتباع خود به نام بارون جولیوس رویتر واگذار کرد... میرزا حسین خان و دوست هم مشرب قدیم او میرزا ملکم خان مدافع و پشتیبان جدی این طرز فکر بودند و مخصوصا ملکم که اکنون مستشار صدرات اعظمی است در تنظیم امتیازنامه رویتر دست قوی داشت . .
ملایان متعصب ... به پیشوائی حاج ملا علی کنی میرزا حسین خان را مرد بی دین و کارهای ترقی خواهانه او را محصول کارخانه فرنگ و خلاف شرع شمردند.
فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت آدمیت .87 و 90.
12. میراث خواراستعمار .508.
13. همان مدرک .508.
14. این امتیاز عبارت بوداز:امتیاز کل معاملات بالاتاری و استقرانهای عمومی بالاتاری و ترتیب کمپانیهای لاتاری و فروش بلیطهای لاتاری و بازیهای عمومی بالاتاری از قبیل چرخ رولت . در کل ممالک ایران به مدت 75 سال به طورانحصاری. میراث خواراستعمار .513.
15. ر.ک: قرارداد رژی .1922.
برخی از جمله : کربلائی تاریخ قرارداد را 1308 و برخی از جمله : فووریه 1307 ذکر کرده اند. ظاهرا 1307 درست است .
16. قرارداد رژی .150.
17. ظاهرا 1307 درست است .
18. تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی ج 1.19.
19. قرارداد رژی .1819 تحریم تنباکو تیموری .2425.
20. همان مدرک .19. تیموری در کتاب : تحریم تنباکو .26. مشروح سخنان شاه را دراین باره آورده است .
21. تحریم تنباکو .177. دنیس رایت در کتاب انگلیسی ها در میان ایرانیان .217 دو رشوه سنگین پرداختی به شاه وامین السطان را آورده است .
22. سه سال در دربارایران .312.
23. قرارداد رژی 150. تاریخ بیداری ایرانیان ج 1.57.
24. شرح عباس میرزا ملک آراء .114.
25در محل خزانه داری جنب بانک ملی خیابان فردوسی که پیش از آن منزل محمودخان کلانتر بوده است .
26. قرارداد رژی .30.
27. همان مدرک .25.
28. همان مدرک 25. تحریم تنباکو زنجانی 32.
29. همان مدرک 25. تحریم تنباکو زنجانی 32.
30. قرارداد رژی 28. تحریم تنباکو زنجانی .34.
31. تحریم تنباکو زنجانی 61 قرارداد رژی .2825.
32. شرح حال عباس میرزا ملک آراء .114.
میرزای شیرازی شیخ آقا بزرگ تهرانی ملحقات 238. تحریم تنباکو تیموری 43.
33. تاریخ بیداری ایرانیان ج 47.1 قرارداد رژی .7478.
34. دین و دولت .309.
35. تاریخ بیداری ایرانیان ج 1.19.
36. تاریخ مشروطه ایران احمد کسروی .21.
37. قرارداد رژی .30 تا 32.
38. میرزای شیرازی ملحقات .241. به نقل از روس وانگلیس در ایران فیروز کاظم زاده .243.
39. پیکار پیروز تنباکو .42 به نقل از خاطرات اعتماد السلطنه .766.
40. اسناد سیاسی دوران قاجاریه .19.
41. تحریم تنباکوابراهیم تیموری .69.
42. پیکار پیروز تنباکو نهاوندیان .47. به نقل از زندگی خاطرات سیاسی اتابک اعظم .
43. اسناد سیاسی دوران قاجاریه ابراهیم صفایی .40.
44.سه ساله در دربارایران فوریه 319. تحریم تنباکو تیموری .79.
45. دین و دولت حامدالگار ترجمه ابوالقاسم سری .312.
46. اسناد سیاسی دوران قاجاریه .44.
47. قرارداد رژی .40. کربلائی زمان این تلگراف را در ذی حجه 1307 می داند.
48. همان مدرک .41.
49. همان مدرک .41.
50مشروح سخنان مشیرالوزاره را مرحوم کربلائی آورده است . قرارداد رژی .4342.
51. همان مدرک 44 تحریم تنباکوابراهیم تیموری .89 و 90. قسمت آخر را کربلائی نیاورده است .
52. همان مدرک 44 تحریم تنباکو زنجانی 84. تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام .24.
53. همان مدرک .49.
54. همان مدرک .56.
55. همان مدرک 55. تحریم تنباکو زنجانی .100.
56. تحریم تنباکو زنجانی 101. قرارداد رژی .69.
57. همان مدرک 101. قرارداد رژی .70.
58. تحریم تنباکو تیموری 104و105.
59. تحریم تنباکو زنجانی 103. قرارداد رژی .70.
60. قرارداد رژی .70.
61. سه سال در دربارایران خاطرات دکتر فووریه .323.
62. همان مدرک .20.
63. قرارداد رژی .105.
64. تحریم تنباکو تیموری 119و120.
65. قرارداد رژی .81.
67.از علماء: میرزای آشتیانی سیدعلی اکبر تفرشی آقا شیخ فضل الله نوری امام جمعه سیدمحمدرضا طباطبائی ملا محمدتقی کاشانی و سیدعبدالله بهبهانی واز جانب شاه : نایب السلطنه وزیراعظم امین السلطان امین السلطنه امین الدوله مشیرالدوله قوام الدوله مخبر الدوله دراین جلسه شرکت داشتند.
66 .میرزای شیرازی ملحقات .260. کربلایی در قرارداد رژی می گوید: جواب سختی داداما نوع جواب را مشخص نمی کند.
68قرارداد رژی .84 تا 87 تحریم تنباکو تیموری سخنان طباطبائی را کربلائی نیاورده است .
69 همان مدرک .
70 همان مدرک .88 و89.
71 همان مدرک .89.
72 همان مدرک .90.
73 همان مدرک .91.
74 همان مدرک .96تا99.
75 همان مدرک .99.
76 همان مدرک .99.
77 همان مدرک . کربلائی عین نامه را نیاورده و می گوید: چون آن نامه را شاه پس گرفت متن آن در دسترس نیست . ولی بعدا دیگران متن آن نامه را آورده انداز جمله: سه سال در دربارایران 18. تحریم تنباکو تیموری .135.
.78قرارداد رژی .101.
79. همان مدرک .102.
80. همان مدرک .104تا107.
81. همان مدرک .108و109.
82. همان مدرک .109.
83. تحریم تنباکو زنجانی 185. قرارداد رژی .112.
84قرارداد رژی .112.
85قرارداد رژی .114.
86فووریه تعداد کشته ها را 7 نفر و زخمی را 20 نفر می داند .333 و 335. کربلائی می نویسد: عدد کشته ها مشخص نشد...از یازده نفر کمتر نگفته اند. سی و پنج و هفده نیز گفته اند. .117.
87میرزای شیرازی ملحقات به نقل از تحریم تنباکو در ایران نیکی . ر. کدی . .140.
88 همان مدرک .270.
89قرارداد رژی .123.
90 همان مدرک .129.
91 همان مدرک .134.
92میرزای شیرازی 272. پیکار پیروز تنباکو 92. قرارداد رژی 136.

منبع: سایت حوزه


باز منتشر شده توسط fardsaeid در وب سایت تبیان مرکز زنجان
پیگیری نوشته های کاربر مطالب این کاربر را پیگیری کنید (بزودی)


 مشاهده اولین صفحه  مشاهده صفحه قبلی 1 2 3 4 5 6 [ 7 ] 8 9 10  مشاهده صفحه بعدی  مشاهده صفحه آخر

توجه : مدیریت وب سایت در صورت دریافت مجوز قانونی از سوی مراجع ذیصلاح نسبت تغییر در محتوای  ارسالی کاربران و یا مراحل قانونی اعلام شده اقدام خواهد نمود.
تبیان زنجان با تایید نمایش مطالب ارسالی کاربران آنرا تایید محتوایی و قابل استناد نمی کند . مديران محتوا تنها حق اصلاح يا حذف مطالب نامربوط ( دارای مشکل فنی نمایش و ناقض قوانین ارسال مطلب هر بخش ) را دارند.
© 2004- Tebyan. The content is copyrighted to Tebyan Cultural and Information center and may not be reproduced on other websites.